İlk 192 satır.
.سلام - سلام، چطوری؟ -
.سلام
خوابیدی؟ - .نه -
.خوشحال نشدی از من خبری شنیدی - .نه، خوشحال شدم زنگ زدی -
.میخوام ببینمت
چی، الان؟ - .بله، الان -
کجایی؟ - .همونجای قبلی -
.پیبادی
مطمئنی که خواب نبودی؟ - .نه، نه، بیدار بودم -
.ای دروغگو، زود باش، تنلشت رو بیار اینجا
.آره، باشه، یعنی، آره، به جهنم
.اتاق 210 - .باشه -
."شان"، "شانی" - چیه؟ -
.باید برم بیرون و یکی از دوستا رو ببینم یکی دو ساعتی نیستم، باشه؟
.شماره تلفنم رو روی این کاغذ مینویسم
گذاشتمش روی قفسه بالایی، باشه؟
همین الان چی گفتم؟
داری میری یه دوست رو ببینی .و شمارهت رو گذاشتی روی قفسه بالایی
.چه پسری
...اردوگاه "کری" فرصت زودهنگام داشت
.تا اقتصاد رو به عنوان یه مشکل بزرگ کنه
نظرات پیش از انتخابات نشون میدن ...که تعداد زیادی از
...رایدهندگان تصمیم نگرفته و تشویقشدنی
"فکر میکردن که "کری" نسبت به "بوش .فرصتهای شغلی بهتری رو درنظر داشته باشه
شغل شاید در ایالتهایی .که در کمربند صنعتی قرار دارن مشکل اساسی باشه
اما در نهایت، این رفراندم ...در مورد رهبری "جورج دابلیو بوش" بود
...که جنگ علیه تروریسم و جنگ در عراق رو به راه انداخت
.پر از کثافتی
.در ایالتهای قرمز چیزی به جز اقتصاد اهمیت نداره
.ماههاست که دارم اینو میگم
.هی،امشب زود نمیدازمت کنار .فردا کاری ندارم
.خب، خودم باید خودمو بندازم کنار
.باید برم خونه
...میدونی، نه اینکه خوش نگذشته باشه
اما شاید خوب باشه که اول .شام بخوریم، شام و یه فیلم
.به بالتیمور دیر رسیدم - .نه، منظورم دفعه بعده -
.یکم حرف میزنیم، بعدش حسابی ترتیب همدیگه رو میدیم .برای دخترایی مثل من فرق میکنه
تو باید در آغوش گرفته بشی، "مکنالتی"؟
نه، اما قرار بذاریم .دوست ندارم حس کنم که مجبورم سرساعت یه جایی باشم
قرار، ها؟
.بهت زنگ میزنم
.تو روز
...فکر کنم همگی موافقیم که سیاست خارجی و
در همین حال، ایالات متحده از ...حمله به پرل هاربر گیج بود
...شگفتیهای حکاکی روی چوب
خودشو در پرچم آمریکا در انجمن پیچید .و هرگز عقب رو نگاه نکرد
چرا، یکم زنندهس، فکر نمیکنی؟ - .نه، اینطور فکر نمیکنم، جدیم -
و فکر میکنم که مدیرانش هم .استراتژی خیلی خوبی داشتن
..."فکر نمیکنی که "جان کری
در سخنرانی توافقش ...در انجمن ملی دموکراتیک گفته باشه
من اینجا زیر افتخار کهنم، چه برسه به اینکه سعی نکرده خودشو تو یه پرچم هم بپیچه؟
نه، فکر نمیکنم که .سعی داشته خودشو تو پرچم بپیچه
فکر کنم سعی داشته از ...مردم ایالتهای بیطرف دفاع کنه
...من یه
1942بخش اول نیروی دریایی ایالات متحده ...به ساحل گودالاکان یورش برد
...تقریبا یه پایگاه هوایی در "لونگا پوینت" رو تصرف کرد
...که به "هندرسون فیلد" تغییر نام پیدا کرد
"و یه لنگرگاه نزدیک "تولگای ...که بعدها "ایرن باتم ساند" نامیده شد
.به خاطر کشتیهایی که در نبرد اونجا غرق شده بودن
عملیات در روز اول ...نزدیک به 11000 سرباز نیروی دریایی رو روی جزیره پیاده کرد
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
:مترجم Highbury
وقتی منتظر لحظهای هستی که هرگز نمیاد فریمون
.اویگا"، "هرمانو"، "ونگا"، لطفا کمکم کنین"
.فهمیدم حواسم باشه
.آره، داریم تمومش میکنیم
.خوشتیپ شدی
.صبح یکشنبهس .دارم میرم به موعظه گوش کنم، میدونی
.ممنون، رفقا
داری از جیب به اونا پول میدی؟
.موتورخونه داره کار میکنه و لولهها هم خوبن
.فکر کنم باید تا فردا همه رو تمیز کرده باشم
.تنها چیزی که نیاز دارم مجوزهاس
مجوزها؟ - .آره، مجوزها -
هی، خودش بود؟
.لعنت بهش اگر نبوده باشه، فقط یه گلوله حروم کردیم
.تنها مشکل اینه که صبح یکشنبهس، میدونی
به کی زنگ میزنی؟ - .به "چارلز" لاغر -
فکر کنم بهم گفتی که باید مشکلمون رو پیش گروه بگیم، درسته؟
.به خاطر گوشه خیابونا با "مارلو" جنگ راه انداختی - .مارلو" تو گروه نیست" -
.هر طور که حساب کنی، این همه تیراندازی برای تجارت بده
.پلیسا تو نصف گوشه خیابونای بخش غربی وایستادن
چه گوشههایی دست اوناس؟ ...نمیتونم افرادم رو
از ترس یه جا نگه دارم که نکنه .به جای افراد "بارکزدیل" اشتباه گرفته بشن و تیر بخورن
...خودم سعی کردم با اون جوونک صحبت کنم اما - .با "ایوان" حرف بزن، اون نصف مشکله -
.دقیقا، شکی نیست - .منم همینو دارم میگم، مرد -
.کاکاسیاه احتمالا تا دیر وقت میخوابه
"واقعیتش اینه که "استرینگر .رفیقت باید خودشو با این شکل جدید فکر کردن وقف بده
حالا میتونی مثل بقیه ...توی این اتاق بهش یادآوری کنی
داره از قیمت عمدهفروشی .که با هم فروختن مواد گیرمون میاد سود میکنه
."منظورم اینه که، خودش اینو میدونه، بیخیال "جو - .پس حالا برای کمک باید بریم پیشش -
باید از این وضعیت کوفتی کنار بکشه .و بذاره اون جوونک تفنگ به دست گوشههای خودشو داشته باشه
.دیگه موضوع قلمرو نیست .عادتهای قدیمی سخت از بین میرن
کیه؟ - .آره،منم -
...حواسمون به خونهای که اون یارو ـه، میدونی
.حرف بزن کاکاسیاه - .لعنتی، مرد، سعی میکنم از اسمی استفاده نکنم -
،جرارد"م، مرد، و مراقب "عمر"یم" .میخواد از این خونه بیاد بیرون
همونطور که میدونین، سعی نمیکنم ...که هیچ کاکاسیاهی رو تو اون گوشه خیابونا از دست بدم
با این یه کار دوطرفهس، میدونی؟
.ادامه بده، مرد
.جرارد" و "سپر" "عمر" رو با چشم خودشون دیدن" .سعی کردن به "چارلز" لاغر تماس بگیرن و اون جواب نداده
خب؟ - امروز روز کلیساس، صبح یکشنبه، میدونی؟ -
مطمئنن خودشه؟ - .عمره"، آره" -
.باشه، انجامش بده
.انجامش بده
.جرارد"، اونا اونجان، زود باش"
.باشه، بریم
!خدای من! خدای من
.اینبار، حتما زدمش
.%در تمام منطقه، 14
...چنین افتی در نرخ جرموجنایت بخش غربی
.سابقه نداشته
اما خدا میدونه چه اتفاقی میافته .وقتی رازت رو فاش کنی
.هی، هر اتفاقی که بخواد بیافته، میافته
اگر بخوان به آزمایشم ادامه بدن .یا به شکل معمولی برگردن دیگه به عهده اوناست
.اما من؟ من از اینجا میرم، "دی"، رفتم
.و "هاپکینز" باهام تماس گرفت .یه پیشنهاد کاری برای یه کار امنیتی دیروز بهم شد
واقعا میخوای بازنشسته بشی؟ - .همیشه برنامهش رو داشتم -
چیه؟
.چیزی رو شروع کردی نمیخوای تمومش کنی؟
منظورت چیه؟ - .تو میدون جنگ زیاد نمیتونی کاری بکنی -
."اما تونستی به یه آتشبس برسی، "بانی
و قانونی کردن مواد به شکل خیابونی .قلب این کاری که شروع کردی
همینطوری ادامه بدی، به اون آدمایی ...میرسیم که دنبال هرویین و کوکایین هستن
.حتی شاید چند تا پخشکننده هم پیدا کنیم
.شاید این کار رو بتونی بکنی
خب، چه اتفاقی میافته وقتی منطقهت رو تحویل جانشینت بدی؟
یا مردم خبر اینجا به گوشش برسه و کسی نباشه ازشون دفاع کنه؟
اونوقت چی؟
تضاد نوری این چطوری ـه؟ - .برای نور روز خوبه -
جدی؟
تو روز یکشنبه؟ چه مرگته "لستر"؟
.میتونستم همینو در مورد تو بگم
النا" داره بچهها رو پیش مادرش میبره" من دیگه باید چه غلطی بکنم؟
.نه زندگی دارم، نه ازدواجی، نه بچهای
نه مشکلی، جریان این ویدئو چیه؟
،"میخواد بذارمش جلوی فروشگاه کپی "استرینگر .رفتن و اومدنش رو ضبط کنیم
هی، کمک میخوای؟ - .همه تو رو میشناسن -
.فکر کردیم که منو "پرز" تو یکشنبه انجامش بدیم .فروشگاه بستهس، شبیه اینه که کارگریم
...باور دارم که پنج عوضی تمام عیار
تو تمام این سازمان نیستن که .کاری که ما میکنیم رو انجام بدن
نمیگم که بهش افتخار میکنم و از این مزخرفات ...فقط میگم، در موردش فکر که میکنی
میبینی که شاید 3000 نیروی قسم خورده وجود داشته باشه، درسته؟
،حدود صدتایی رییس هست .اونا که اصلا نمیدونن چه خبره
...چند صدتایی هم گروهبان و ستوان هست
.بیشترشون میخوان رییس بشن
بعد 600 700 تایی گربهخونگی کوفتی داریم .میدونی همون پشتمیزنشینها
بخش گشت چی؟ ...احتمالا اونجا یکم استعداد پیدا میشه
...اما اینطور که شهر داره پیش میره
1500نفرن که دارن به تماسها .و تمیز کردن گوشه خیابونا جواب میدن
،منظورم اینه که کسی جایگاهش رو نمیدونه کسی چیزی نمیسازه، درسته؟
...بخش تحقیقات جنایی هم همینطوره
تماسها رو جواب میده، دنبال حل کردن .سریع پروندههاس، هر چیزی رو سروتهش رو هم میاره
منظورم اینه که، اون بیرون کی میتونه مثل ما روی یه پرونده کار کنه؟
واقعا چند تا هستن؟
...دان وردن"، "اد برنز"، "گری چایلدز" بیرون محدوده شهری"
.جان اونیل" و "استیو کلیری" تو وودلند"
.اونا میتونن، اما زیاد نیستن .زیاد نیستن
."کارمون خوبه "لستر .تو این شهر، بهترینایی هستیم که وجود داره
.پلیس طبیعی - .آره، دقیقا، پلیس طبیعی -
."یه چیزی بهم بگو "جیمی فکر میکنی تمام اینا دقیقا چطوری تموم بشه؟
منظورت چیه؟ - یه رژه؟ یه ساعت طلایی؟ -
"یه روز قشنگ به اسم "جیمی مکنالتی ...وقتی که تو یه پرونده رو چنان قشنگ تموم کنی
.که همگی بگن: لعنتی، تمام این مدت درست میگفت
.باید به اون یارو گوش میکردیم
."این کار تو رو نجات نمیده "جیمی
.تو رو کامل نمیکنه، پرت نمیکنه
...نمیدونم، یه پرونده خوب - .تمومه -
.همهشون تموم میشن
.دستبند بسته میشه و تموم میشه
و صبح روز بعد فقط .تویی که تو اتاقت نشستی
.تا پرونده بعدی
.پسر، تو به یه چیزی بیرون از اینجا نیاز داری
مثل چی؟ اسباب و اثاثیه کوچیک و تزیینی؟
.هی، هی، هی
زندگی، زندگی، "جیمی"، میدونی چی هست؟
...هیچ اتفاقی نمیافته
وقتی منتظر اون لحظهای هستی .که هرگز نمیاد
تو صبح یکشنبه؟ - .زنگ زدیم و پرسیدیم -
.و "شمراک" گفت انجامش بدین
...تو صبح یکشنبه شماها سعی کردین یه کاکاسیاه رو بکشین
وقتی داشته مادربزرگ چروکیدهش رو برای دعا کردن میبرده؟
و اصلا به کاکاسیاه هم شلیک نکردین؟ تنها چیزی که کشتین کلاه مادربزرگش بوده؟
،و وقتی که "شم" گفت انجامش بدین .عمر" نزدیک تاکسی کوفتی بود"
همینقدر کافی نبوده که .آتشبس صبح یکشنبه رو نقض کنین
نه! اینجا وایستادم ...و کلاه کلیسا پاره
.یه خانم رنگینپوست نیکوکار رو دستم گرفتم
میدونی یه خانم رنگینپوست چیه؟ .به طور قطع که مامان شماها نیس
چونکه اگر بودن، همهتون .بهتر از اینا حالیتون میشد
.دارین احترام "ایوان بارکزدیل" رو کوچیک میکنین
میدونی چیه؟
با اینحال حالش خوبه؟ - ...شیشه صورتش رو زخمی کرده -
No comments yet. Be the first to leave one.