İlk 200 satır.
سلام؟
مشکلی پیش اومده؟
...چه
چه خبر شده؟
پاتریشیا کولمن جونز
اگه میخوای زنده بمونی، با من بیا
:تــــــرجــــــمــــــه « سیروس فخری » « AbG ســروش »
برید داخل
دَر رو ببند
شما کی هستین؟ - کمکم کن قفلش کنم -
چرا این آدما میخوان بهم صدمه بزنن؟
مطمئن نیستیم. بنظرمون یجورایی هیپنوتیزم شدن سریع باش
باید بریم - جان، صبر کن -
خدای بزرگ
باید بریم سراغ شرلوک
مرسی خیلی لطف دارید
بیشک همهتون از حملهی وحشتناکی ...که این هفته
به همکاران من در غرب انجام شد، آگاه هستین
خوب، این آهنگ رو به اونها تقدیم میکنم
شرلوک هولمز
روی صحنه بهم ملحق شو
فرض میکنم آهنگ رو دوست داشتی؟
آره
خوبه
چون میخوام یه کاری واسم انجام بدی
میخوام زندگی خودت رو بگیری
بله
شرلوک، نکن - متاسفم -
درست حسابی نفهمیدم چی گفتی
انگار یه موم کوچیکی توی گوشم بود
تکون نخور بفرما
ای کثافط - کِی متوجه شدی؟ -
متوجه نشدم فقط داشتم احتیاط میکردم
کافیه نمیخواستم هیچکدومتون صدمهای ببینید
سعی داشتم مثل یه دوست خوب رفتار کنم
به موقع پیش خانم بازیگر رفتی؟ - حالش خوبه -
اوه، اونجاس
خوب، گمونم اگه ازشون تشکر نکنیم، بیادبی بشه
«سنوویدا هاوکوید» - چی؟ -
«سنوویدا هاوکوید» - بشین -
اوه، نه! نه
...باید...باید - هان؟ -
باید بری توالت؟ - هممم -
باشه. بذار یه لگن واست بیارم
خانم هادسون میگه اجاره اتاق رو زده به حسابم ...ولی تو باید
مرسی که منو به «بی221» برنگردوندی
این تنها حرفیه که زدی و متوجه شدم
میدونی من کی هستم؟
مرسی
که بهم کمک کردی - بذار یه چیزی رو روشن کنم -
من هیچ اهمیتی به تو نمیدم، آقای هولمز
دنبالت میگشتم چون درباره مامانم و شکاف ازت اطلاعات میخوام
چطور جرات میکنی باهام اینطوری حرف بزنی؟
پنج دقیقه بهت وقت میدم تا به خودت بیای
چاى دارجيلينگـه
خوب که چی؟
دستهی فنجان بوی مخمر آبجو میده
احتمالا به این معنیه که توسط شخصی که توی میخونه کار میکنه، درست شده
احتمالا بار خانم هادسون
اون وسایلش رو به صورت عمده
«از خوار و بار فروشی «شهید آنند در خیابون اِمرالد میخره
مغازهدار اهل بنگاله و چای هم از غرب بنگال میاد
اینم اضافه کنم که رنگ روشن چایی
و طعم کم شیرین بودنش کاملا گواه حرفمه
چای آسامه
صبحبخیر
هوی، چرا از تختت بلند شدی؟
نباید خیلی جنب و جوش داشته باشی باید بذاری بدنت استراحت کنه
پهلوت چطوره؟ - درد داره -
میتونم یکم تمیزش کنم
اوه...نیازی نیست. متاسفم
خودم تمیز میکنم - کی اینکارو باهات کرده، لئو؟ -
گفتم که، خودم باعث و بانیشم خوردم زمین
پس چرا همش داری خیابون رو نگاه میکنی؟ کسی دنبالته؟
جایی که بودم، آدماش نمیخواستن من از اونجا برم
واسه همین فرار کردم نمیتونم بیشتر از این بهت بگم
نمیتونی؟ یا نمیخوای؟
...بیاتریس، من برنمیگردم به - فقط یکم استراحت کن، باشه؟ -
بازم میام بهت سر میزنم
...اشتباهی که سر چایی داشتم
چای خوشمزه آسام از اقامتگاه خصوصی خانم هادسون میاد
،باید میدونستم چون همیشه چای خوبه رو واسه خودش
و مهمونهای درجه یکش نگه میداره
،اینطور نیست که زیاد اشتباه بکنم ولی وقتی اینطور بشه، اشتباهم رو قبول میکنم
چرا اینقدر به چای گیر دادی؟
چون...تصور اشتباهی ازم کردی
جون من؟
امروز یه ساعت جون کَندَم تا شاش تورو از کف اتاق تمیز کنم
میخواستی چه تصوری ازت داشته باشم؟ - روحتم خبر نداره من کی هستم -
.کارهایی که کردم آدمایی که نجات دادم
پس چرا تعریف نمیکنی تا منم بدونم؟ هان؟
...من جوانترین کسی بودم که
بعنوان مشاور در اداره پلیس لندن مشغول میشدم
اینطوری با دکتر آشنا شدی؟ - نه -
جان و من وقتی همخونه شدیم، همدیگه رو دیدیم
یجورایی پاش به اولین تحقیقات من باز شد
پرونده جفرسون هوپ
احتمالا اسمش رو شنیده باشی
نه
غافلگیر شدم گزارشات زیادی ازش بیرون اومد
،بعد از اولین موفقیتمون توافق کردیم باهمدیگه یهجور آژانس کاراگاهی تشکیل بدیم
ولی اوضاع عوض شد
جان اینطور میگفت
«تاریکی وارد لندن شده»
و مثل تو و دوستات، میخواستیم دلیلش رو پیدا کنیم
اولش فقط من و جان بودیم ولی فوری متوجه شدم که به کمک نیاز داریم
نمیگم که کمک نیاز نداریم
ولی استخدام طالعبین ارزون قیمت از لایمهاوس
بنظر من ایده خیلی خوبی نیست
چرا اینقدر با لایمهاوس مشکل داری، جان؟ زندگی همینجا شکل میگیره
میتونی یکی دوتا چیزم یاد بگیری
تازه، طبق گفته مایکرافت دختره موهبت داره
،اگه میخوایم بفهمیم پشت اینا چیه به کمک اون نیاز داریم
فقط از این نگرانم کسی رو وارد ماجرا کنیم که نمیشناسیم
کار حرفهای نیست شک دارم بازرس لی ویلارد قبول کنه
اوه، اینکارو نکن - چیکار؟ -
.خودت میدونی چی میگم هروقت کاری میکنم که خوشت نمیاد
برمیگردی و میگی «شک دارم بازرس لی ویلارد قبول کنه»
جان، ما با دزدای مروارید یا جندههایی
که سعی دارن همدیگه رو مسموم کنن، سر و کار نداریم
دیروز جلوی چشم ما، یه مَرد بالغ
تبدیل به یک موش شد و سعی کرد صورتمون رو از جاش بکنه
باید بفهمیم این هیولاها از کجا سر و کلهشون پیدا میشه
ما با جنایت ویژهای سر و کار داریم
و به همین دلیل، ما نیاز به متخصص اینکار داریم
متخصص؟
میدونی که من تابحال پرونده حلنشدهای ندارم
و اینم فرقی نداره
،و وقتی ماجرا تموم شد ازت میخوام که قشنگ بنویسیش
اینطوری اونقدر مشهور میشم
که مَردم به بازرس لی ویلارد میگن
«شک دارم که شرلوک هولمز اینکارو بکنه»
توی این ماجرا باهم هستیم
،پس اگه نمیخوای باهاش حرف بزنم پس حرف نمیزنم
راستی جای زخم بهت میاد آدم خشنی نشونت میده
فقط برو
سلام و علیک، اسمت چیه؟
بیاتریس؟
بیاتریس
خوش اومدید
متاسفم
رئیسم دوست داره بچههاشو سر کار بیاره بعد خودش کل روز توی میخونه میمونه
خواهش میکنم - اسم من شرلوک هولمزه -
خیلی مهمه که بهم اعتماد کنی نیاز نیست بهم دروغ بگی
چرا باید دروغ بگم؟ - اون دختره سرش دوتا تاجمو داشت -
درست مثل شما، و اینم اضافه کنم ...البته ببخشید اینو میگم
اتاق رو بوی شیر سینه پُر کرده
این چیزایی که گفتم نشون میده شما مادر اون دختر هستید
و از سوی دیگه، حلقهازدواجتون رو دستتون نکردید
که انگیزه شما برای دروغ گفتن رو نشون میده
بخاطر مَرد موشی اومدی - از کجا درباره مَرد موشی خبر داری؟ -
شما تنها آدم باهوش نیستید، آقای هولمز
جِس، جِس
شرلوک داره از مامان میگه باید بیای گوش کنی
چی دربارهاش گفت؟ - گفت خیلی دلربا بود -
این که واضحه. خودمون رو ببین
من همینجا میمونم
مَرد کتانپوش بهم گفت که شاید کابوسهام بهمون نشون بده شکاف کجاست
صبر میکنم تا خوابم ببره تا بتونم کابوس ببینم
تونلهایی که توی کابوسم بود ما رو به این غار بزرگ میرسونه
جایی که چیزهای تاریک هستن
باید برگردم اونجا
مطمئنی؟ - مجبورم -
هوی، اونا رو نگاه
چیشون رو؟
بیل. تو پسر بدقیافهای نیستی
،یعنی قبول دارم یکم گوشهات بزرگه و یکم شبیه غارنشینهایی
از نظر احساسی هم که دیگه نگو - باشه، اسپایک -
باید برگردی سر بازی، پسر فورا
قبل اینکه کیرت دیگه از کار بیفته
برو دیگه
...سلام دخترا، من بیلی هستم - جلوتو نگاه کن -
...متاسفم، من
متاسفم
عذر میخوام
حالت خوبه؟
آره. آره
خوبم
دیگه تموم شد تکون نخور
تو که گفتی درد نداره، مرتیکه الاغ لعنتی
این دختره چه دهن کثیفی داره
هم خالکوبی میزنی و هم فحش میدی انگار با آدمای اشتباهی همنشین شدی
بفرما! تموم شد
خوب، جان، شلوارتو بده بالا و برو دراز بکش
قول میدم دردت نگیره - دروغ میگه -
نه، ما نباید پای حرفایی که بعد خوردن کلی ویسکی زدیم، بمونیم
نیاز نیست به خودمون آسیب بزنیم همین الانشم کلی درد تحمل میکنیم
نه، جان! نمیتونی پا پَس بکشی
اگه هر سهمون خالکوبی نزنیم
اونوقت دیگه معنیش «استثنائی» نمیشه
باشه! بزن
قبول کرد
البته اون خالکوبی نکرد
گفت سرش گیج میره و زد به چاک
شبیه کارهای خود واتسونـه
خندههات شبیه مادرته
داستان رو ادامه بده
خیلی لطف دارید خیلی لطف دارید
نه، راستش
خدایش از کجا فهمیدی که آهنگ اون
No comments yet. Be the first to leave one.