İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(داستان ازدواج قراردادی پارک)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمام شخصیتها، مکانها، گروههاو) (سازمانها در این سریال
خانوم یون وو خانوم لی از میدام رو مادر صدا کرد
و خانم لی یهویی این پیراهن رو میخواد
هر دم از این باغ بری میرسد
متاسفم
...شما خیلی شبیه مادرم هستین
آها
اشکال نداره. پیش میاد
خانوم یونوو بودین؟
بله
اگه اشکالی نداره
میشه دامنتون رو ببینم؟
خیلی خاص و خوشگله
از هانبوک ساخته شده؟
بله. خودم دوختمش
خدای من
حودتون دوختین؟
خیلی بااستعدادین
واقعا؟
چه عالی
عالیه
گلدوزی و خیاطی رو از مادرت یاد گرفتین؟
بله. وقتی کوچیک بودم
اگر موافقین
میشه درخواستتون رو الان قبول کنم؟
درخواستم؟
البته
ولی با یه شرط
من میخوام با خانوم یونوو کار کنم
امکانش هست؟
خیلی وقت شده بریم یه فنجون چایی بخوریم
حتما. بریم- بریم-
!خدایا آخیش
آیگو. چند سال شده بود؟
خدایا
بریم
باورم نمیشه داریم با میدام همکاری میکنیم
کارتون فوقالعادهست قربان
تبریک
انگار به لطف همسرتون به راحتی جواب داد
خسته نباشین
شما لطف دارین
بیایید شروع کنیم
خدایا. عجب شلمغزایی
حتی یه دقیقه هم نمیتونن صبر کنن
نکنه چسب دوطرفهای؟
هی به اینطرف اونطرف میچسبی
چیزی شده؟
تبریک که بهت میتونم بگم
خوب از پسش براومدی
یا فقط خوششانس بودی؟
دیگه نمیخوام چیزی بشنوم میتونین تشریف ببرین
حتما، خوش باشی
پدربزرگ بهت امید زیادی داره
نایب رئیس کانگ، کمک) (نیاز به کمک اضطراری
خانوم یونوو شما میتونین با خانوم سا وول برین
من باید برم چون چیزی پیش اومده
خانوم سا وول؟
چی میگه؟
خندهداره
مگه نه؟
چیه؟
چیزی روی نوریگهست؟
این تیکه سیاه شده یکم عجیب به نظر میاد
خون شوهرم همینجا ریخت
خونش؟- ...تو کتابا خوندمش-
که نقره در تماس با سم سیاه میشه
سم؟
سم؟
یعنی دارین میگین با سم کشته شدن؟
اینو نمیدونم
ولی حس خوبی نداره
حالت بده؟
...چرا خوب باشم
وقتی شما اینجایی
چی؟
ایشون باید توی جلسه شرکت کنن
!آقای کانگ
حالتون خوبه؟- ساکت-
بقیه میشنون
خبرا رو شنیدین؟
هی. خبر جدید رو شنیدین؟
...کسی که میدام رو قانع کرد
زن کانگدهرو بوده
همسر آقای کانگ؟
خب شایعه چیه؟
شایعهها میگن مغزش سر جاش نیست
این دروغ محضه
پس اون کیه؟
یه زن از خانواده پولدار؟
یه بازیگر؟ یا نه سلبرتی؟
من یه لحظه باید برم تیم ارتباطات
باشه. مراقب باش
بیاین اول بریم بیمارستان
به پروفسور چوی زنگ میزنم
نه
تا اولین سالگرد...نه
...تا زمان جراحی پدربزرگ
و حل شدن مشکل خانوم یونوو سر و صدا به پا نکن
!جناب رئیس- این درخواست نیست-
دستوره
متوجه شدم
...این فقط
یه طبل کوچیکه که یه لحظه نواخته میشه
نگران نباشید
به زودی خوب میشه
یک کار گلدوزی از اجداد مادرمه
و حدود 200 سال قدمت داره
گفتین 200 سال؟
اینا دوختهای ضربدری و دوختهای بلند و کوتاه هستن
...طرح رنگ و شکلش
تقریباً مشابه گلدوزیهای خانوم یونوو ـه
تازه توی بالهای پروانه از همان کوکهای طرح کلی استفاده شده
...به این دلیل بود که
درخواستمون رو قبول کردین؟
وقتی گلدوزی ایشون رو دیدم یاد این بوجاگی افتادم
در موردش کنجکاو شدم
البته که عاشق مهارت گلدوزی ایشون هم شدم
!منشی هونگ
با این قدرت کم میخوای چه خاکی بر سرت کنی؟
هنوز اینجایین خانوم سا وول
...برای شما و خانوم شب زفـ
نه
برای سلامتیتون یه چیزایی دارم میپزم
لطفا دست و روتون رو بشورید
...الان
بهم لبخند زد، آره؟
چی؟- اون محشره-
خانوم سا وول
مرغ
اینا دیگه چین؟
چطور جرئت میکنی فضولی کنی؟
بله؟- چیه؟-
آقای هونگ هم میتونه با ما غذا بخوره
...اینا رو فقط برای شما دو نفر
آماده کردم که نوش جان کنین
برای شما
اینو آماده کردم
چرا همه باهم نخوریم خب؟
راست میگه. بیاین با هم بخوریم
امکان نداره
تا اون روی سگم بالا نیومده بریم
کجا؟- زود باش-
وایستا کجا میریم خب؟- بدو-
زود- !رئیس کانگ-
یه لحظه خانوم سا وول
نوش جونتون همش رو بخورین
سا وولشی سا وولشی- زود باش-
چجوری یه مرد اینقدر کنده؟
زود باش- چتون شده؟-
نمیفهمی؟
خب الان شب شده
آره- ارباب جوان خونهان-
بعد ما از صحنه خارج میشیم
خب چرا؟
...این
مشقـه
قبل از اینکه دفعه بعد هم رو ببینیم حلش کن
دفعه بعد؟ دفعه بعد کِیه؟
ساوول خانم
میبرمتون خونه- چی؟-
خانم ساوول
خانم لی و مادرتون همونطور که انتظار میرفت، شبیه هم بودن
انقدر زیاد که دردناکه
ولی نمیدونم چطور به هم مرتبطیم
میخوام که پیشنهادش رو قبول کنین
نه، فقط قبولش کن
به عنوان مدیرعامل اساچ سئول
به طراح پارک یونوو نیاز دارم
داره دیر میشه، بیا بریم
اگر زمان میخوای تا بهش فکر کنی، بهت وقت میدم
اما با دید مثبت بهش فکر کن- یونوو-
کجا میری؟
چی شده؟ چی؟
کجا میری؟
من؟ میخوام برم یه کم دوکبوکی بخرم
چرا مزاحم اون زوج میشی؟
نمیدونم- شرایط رو درک کن-
...من چرا
...پارک یونوو
هیچوقت اسم من نبوده
برای همین همیشه
به مردم چوسان جدید حسودی میکردم
هرکسی میتونه با اسم من زندگی کنه
اینجوری خواستگاری من به نفع تو هم هست، نه؟
وقتی یه چیزی خوب باشه به این معنی نیست که بتونم انجامش بدم
ما به خاطر ضرورت ازدواج کردیم
ولی نمیخوام براتون دردسر درست کنم
اگر شرکت دوباره به خاطر من بهم بریزه
بهش رسیدگی میکنم
من یه تاجر هم هستم
پیشنهاد دادم چون پتانسیلت رو دیدم
خیلی تلاش کردم چون روز اول کاریمه
چطوره؟
خوشگل شدی
درباره لباسهات حرف میزنم
بیا بریم
...یه تاکسی میگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.