İlk 200 satır.
لطفا. ما به کمکت نیاز داریم.
برای شکست دادن این کیشین، به قدرت الهه ابسیدین درونت نیاز داریم.
واقعا چیکار میتونم بکنم؟
فکر می کنم این آخرین فرصتمونه برای بازگشتش.
منظورت چیه کوجیرو؟
به خاطر من به گروه اوسوگی بند نزدیک شدیم.
چون در مورد بابا کنجکاو بودم.
اما... کنجکاوی من برای زندگی تون بیشتر نیست.
کوجیرو...
دقیقا همینطوریه
تو خارجی ای
تو هیچ تعهدی نداری که تو یه مبارزه اوسوگی درگیر شی
و من تو رو مجبور به موندن نمی کنم.
از اونجایی که من در واقع از همتون بدم نمیاد.
دختر، این چیه که داری؟
ها؟! این فقط... وسیله ای برای آویزون کردن لباس ها برای خشک کردنه؟
این تیغه کیتتسوی موساشیه، درسته؟
من شنیدم که چطور اونو از محوطه اعدام دزدیدی.
صبر کن شمشیر من؟
اوه تو در مورد اون می دونستی، ها؟
تیغه کیتسو من!
اما چرا؟
چرا یعنی چی؟
اونا از اعدامت صحبت می کردن.
قرار بود نجاتت بدیم
بعد همه با هم می تونستیم فرار کنیم.
اونا برای کمک به تو ریسک بزرگی کردن.
تو دوستای خوبی داری موساشی.
بله قربان!
من می خوام به دوستام کمک کنم.
برای انجام این کار، ما باید کیشین رو واسه شکست دشمن بوشی ها بکشیم.
دشمن بوشی...
منم همین حسو دارم
من یه دلیل خوب برای موندن الان دارم.
و به همین دلیله که من این کارو انجام می دم، کوجیرو.
دیگه فقط به خاطر تو نیست، پس نگران نباشین
موساشی...
که اینطور
خب، هر کسی که پیشنهاد فرار کردنو بده، احساس می کنم که یه آدم عوضیه واقعیه!
منم هر کاری که کاپیتانمون بگه انجام میدم
خب برین داخل.
این مقبره گروه اوسوگیه.
اسرار الهه ابسیدین اینجا منتظرته
بوشی که با ما می جنگیم...
پدرم...
حالا می تونیم بیشتر یاد بگیریم!
نبرد تاکتیکی
در دوران تاریک قبل از اینکه بشریت ابزاری برای مبارزه با اون داشته،
یک زن مرموز اولین شمشیر کیتسو رو به دنیا تحویل داده
اون بر تمام انرژی تیغه ای که از چنین سلاح هایی هدایت می شده تسلط داشته.
استاد تیغه های کیتسو. روح شمشیر. خدای اسلحه
اون الهه ابسیدین بود.
و حتی پس از گذشته این همه مدت، روح اون هنوز پایداره.
هر جا که روح اون ساکنه
گفته میشه که قدرت اون تو بدن اونا خوابیده
چه جالب
پس الهه ابسیدین واقعا وجود داشته!
و قدرتش درون منه؟
درسته، موساشی.
تو یک قدرت ویژه داری که به تو امکان می ده تمام انرژی تیغه رو کنترل کنی.
قدرتی که می تونه بهت اجازه بده هر بوشی رو تو هینوموتو متحد کنی
تو یک بوشی بی نظیری.
من؟ ولی...
خداحافظ موساشی.
می خوام استراحتم رو درون تو از سر بگیرم.
اون گفت من نمی تونم...
تا وقتی که اینو داریم مشکلی نیست.
این گنجیه که گفته می شه قفل قدرت الهه رو باز می کنه.
جدی میگی؟
تو ابزاری به ما می دی تا موساشی رو قوی تر کنیم؟
همچین راه ساده ای نیست هااا
درست می گه
همه ی اون جیزیه که من می خوام اینه که نیروی خواب موساشی رو بیدار کنم
و زمانی که یاماتا نو اوروچی رو می کشیم ازش استفاده کنیم.
اصلاً چرا باید شکارش کنیم؟
برای حفظ جون اربابمون.
من معتقدم که دشمن اونو اسیر کرده.
و اونا هنوز هم توانایی ما رو برای اتصال انرژی تیغه مسدود می کنن.
عفونت
عفونت
اگه دوباره به ما حمله کنن، به معنای پایان یوسگی بوشیه
به همین دلیله که باید اولین حرکتو انجام بدیم.
این قدرت... باید برای بازگردوندن صلح به هینوموتو استفاده بشه.
ولی الان، من می خوام رفقای خودمو نجات بدم
من می خوام ارباب خودمو نجات بدم.
هیچ چیز دیگه ای مهم نیست.
هر چقدر هم که یه بوشی بگه شرم آوره...
تو می خوای دوستای خودتو نجات بدی، ها؟
من قطعا درک می کنم که چه احساسی داره.
و هیچ شرمی تو اینکار نیست.
خواهرم همیشه می گفت بوشی ها واقعا همیشه جنگ می کنن
برای خانواده های کوچیک خودشون بیش از هر چیز دیگه ای
پس اگه من از این استفاده کنم، می تونم اونارو شکست بدم؟ دشمن بوشی؟
حتما منظورت سگ های سیاهه.
اگه اینجوریه، فکر می کنم بتونی
سگ های سیاه؟ اونا کین؟
خب، اونا خودشونو ابسیدین هشت صدا میزدم.
اونا از تیغه های کیتسو استفاده می کنن اما با اون طرف میشن.
اونا بیشتر از یک قرنه که با کشتن بوشی های دیگ باعث عذاب شدن
اونا دشمن هر گروهی هستن.
دشمن هر بوشی؟
من قبلا اونا رو ندیده بودم
من با تو ام استاد نائو
من هم مدیون اون بچه هام!
در مورد این مطمئنی، موساشی؟
من بعد از اومدن به اینجا یه چیزی فهمیدم.
در مورد نحوه مبارزه بوشی.
من می خوام با افرادی که اینو به من یاد داده بجنگم و اونا رو شکست بدم!
پس... الان باید قوی تر بشم.
جوری که گروه کانماکی هم وقتی که ما از اینجا خارج شدیم زنده بمونه
که اینطور
خیلی خوب. دارم بازش میکنم
این گنج مخفی اوسوگی بوشیه.
گفته می شه که الهه ابسیدین صد سال پیش درگذشته
و این خونشه
وقتی که این خون مقدسو بخوری بدن تو می تونه شبیه بدن اون بشه
حالا اونو بخور و گروه اوسوگی موساشی رو نجات بده
من نمی خوام...
چی؟ فکر کردم برای این کار آماده ای
یعنی... یه جورایی زشته، میدونی؟
خون لعنتیشو بخور!
موساشی!
خوبی؟
موساشی؟
یعنی تغییر بدن خودشو احساس می کنه؟
نه چیزی حس نمیکنم، نه.
هیچ چیزی فرق نمیکنه، ها؟
حدس می زنم که من به هیچ چی امید نباید داشته باشم.
فکر میکنم باید عذرخواهی کنم...
الان چیزی حس کردم؟
بیا موساشی.
باشه.
اون زمان، اوسامی کوروکو، تاکتیکدان اوسوگی، در حال ساختن نقشهای بودن.
خدای من...
هدف اون قتل یاماتا نو اوروچی بود.
نجات اوسوگی تاتسوومی،
و شکست ابسیدین هست.
قرار بود پشت سر هم اعدام بشن.
عملیات فرود جزیره آواجی
ماموریتی که به اولین قرار گرفتن لباس سفید اوسوگی داده شده
اولین اعزام: 4000 سرباز سفیدپوش
هدفشون : 10،000 اونی دهان حک شده
قرار بود 10000 پیاز حکاکی شده رو بکشن.
قرار گرفتن دوم، تقویت تاکدا،
قرار گرفتن دوم: 1000 سرباز تاکدا
وظیفه شکستن به اونا سپرده شد
شاخ های یاماتا نو اوروچی به جای سربازهای سیاه پوش اوسوگی.
کیشین یاماتا نو اوروچی
عملیات فرود جزیره آواجی
اعزام سوم: 2500 سرباز سیاه پوش
سومین استقرار سربازان اوسوگی بودن،
عفونت
عفونت
عفونت
که دلیلش انرژی مسدود شده تیغشون تو قلعه در حالت آماده باش باقی میمونه.
عفونت نکروز عفونت عفونت نکروز
عفونت
سه روز فرصت داریم
عملیات فرود جزیره آواجی
اگه مواد معدنی یاماتا نو اوروچی مصرف کرده باشه
به پدرش، کیشین سیاه، برمیگرده،
اونقدر رشد میکنه که هینوموتو رو تقسیم کنه.
این چیزیه که ما باید ازش جلوگیری کنیم.
نیروهای نخبه سیاه پوششون تو خطوط عقب گیر کردن.
جزیره آواجی کوه یوزوروها
اگه اونا اصرار دارن که فقط با 4000 نفر حمله کنن،
پس باید فرض کنم که اونا یک تاکتیک تو ذهنشون دارن.
زیردستای من به درد نخورن،
شیرو؟ سیروکو؟
هی، یاتارو! چطوری اینطوری با لکنت حرف میزنی ؟
هدفمون دفاع از کیشین یاماتا نو اوروچی.
زمانی که اوروچی قدرتمند جست و جوی جزیره مواد معدنی رو تموم میکنه
و سه روز دیگه دوباره برمیگرده آسمون...
ما برنده میشیم.
کوروکو...
خنثی شدن نیروهای سیاه پوش تمام فشار رو به تو وارد میکنه.
متاسفم.
کانتاتسو، من می خوام انتقام اهانتی که تو نبرد در حق تو شده رو بگیرم
من اوسوگیو به سمت پیروزی میبرم .
آره
براش برنامه دارم
اونی رو از آوجی برونیم، شاهزاده من!
درسته. ما عقب نشینی نمی کنیم.
کاتسومی!
موساشی.
تو خوبی!
آره
موساشی!
ارشد!
کیجینوسوکه! تو هم موفق شدی!
چهار جنگنده سارواتاری ناپدید شدن، اما
که اینطور ...
من بچه های شیمازو روهم ندیدم.
شنیدم که به شیمازو دستور داده شده که عقب بمونه.
ما فقط باید با همکاری همدیگه تفاوتو جبران کنیم.
درسته؟
بوشی ها خود به خود نمی جنگن .
موریشیکا. کیوهیده. هیکارو.
سنایی کیجی.
شیگه. ماموری.
No comments yet. Be the first to leave one.