İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
اگه اون کسیه که دوستش داری
برات خیلی خوشحال میشم
نباید از سرگردونیت به نفع خودم استفاده میکردم
چرا اینقدر با من خوبی؟
حتی این باعث نمیشه دوستم داشته باشی
فقط برو. برو پیش گای
دیگه نمیخوام دوستت باشم
اینقدر باهام بدجنس نباش
...نمیخوام دوستت باشم
چون میخوام دوستدخترت باشم
اینقدر بخاطر اولین عطرت افتخار میکنی؟
بخاطر عطرم مغرور نشدم
به اینکه اولین دوستپسرتم افتخار میکنم
احمق
ببخشید
میخواستم ازت بپرسم اگه میخوای آب بخرم
اونجا یه مغازه هست
ولی تقریباً رسیدیم خوابگاه
اوه، درسته
...من
...میشه
این؟
برات میارمش
ممنون
خواهش میکنم
چیکار میکنین؟
مدتیه میبینم عجیب غریب رفتار میکنین
سن
چرا هنوز بیرونی؟
اومدم لباسام رو خشک کنم
شما دوتا رو دیدم. برای همین اومدم سلام کنم
ما حالا قرار میذاریم
اوه
چرا بهم گفتی؟
محض اینکه شاید ندونی
کی فهمیدی که دوستپسرشی؟
تقریباً یک ساعت پیش
...ولی
از قبل میدونستم
من تقریباً 3 ساعت قبل از تو فهمیدم
هان؟
همیشه یه پله عقب تری
لیو
چطور اون قبل از من میدونست؟
ام
::::::::: آيــــ(زیبای تازه وارد)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این قسمت حاوی صحنهای است که اختلال خوردن را به تصویر میکشد که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد، صلاحدید بیننده توصیه میشود
توصیه میشود بینندگان احتیاط کنند
!هی، تبریک میگم
صدات رو بیار پایین
چرا اینقدر هیجانزدهای؟
البته که هیجانزدهام
بالآخره دوستم دوستدختر پیدا کرده
فکر میکردم طرفداری سن رو میکنی
من یه دوست صادق و وفادارم
درست قبل از جشن چمری دوستدختر پیدا کردی
جشن چمری؟
تا حالا اسمش رو نشنیدی؟
فعالیتهای توی کمپ رو میشناسی؟
تنها چیزی که میشناسی لیوئه؟
تنها چیزی که لازمه بدونم همینه
کاری میکنی حسودی کنم
به نظرم باید لیو رو ببری جشن
جشنه برای زوجای جدیدی که میخوان رابطهشون رو عمومی کنن عالیه
یه جشنوارهی موسیقیه که برای جشن گرفتن پایان امتحانای میانترم برگزار میشه
توی این مراسم، حلقههای نورانی میفروشن
این مهم ترین بخش مراسمه
زوجا معمولاً حلقههای یک رنگ میخرن
،وقتی مجری بخواد که لامپا رو خاموش کنن
بازدیدکنندهها حلقههای نورانیشون رو روشن میکنن
با رنگ حلقههاشون متوجه میشی کی قرار میذاره
به نظرم باید توی این مراسم رابطهات با لیو رو عمومی کنی
غیرمنطقیه
چرا باید چنین مراسمی برم؟
چه خبرا، گای؟
جشن چمری هفتهی دیگه برگزار میشه
آره
میخوای با هم حلقههای نورانی بندازیم؟
آن بهم گفت که به این جشن علاقه نداری
فقط نمیخواستم تایید کنم
رنگای مختلفی دارن
چرا یه رنگ انتخاب نمیکنی؟
بهت قول نمیدم که بیام
یه نگرانی دارم
به نظرم اول باید درمورد خودمون به فی بگم
واقعاً باورت میشه که اون بهم حسی داره؟
برام مهم نیست چه فکری درمورد فی میکنی
اول میخوام باهاش صحبت کنم
نمیخوام بعداً متوجه بشه و از دستم عصبانی بشه
متوجهم، اگه این باعث میشه حس بهتری داشته باشی همینکارو بکن
چیزی هست که بتونم کمک کنم؟
مشکلی نیست
حواسم بهش هست
خیلی خب، میبینمت
آبی
آبی
آبیها رو میخوام
قبل از جشن با فی صحبت میکنم
باشه
میمی، اشتباه انجامش دادی
این درستشه
اوه، فهمیدم
ممنون، فی
باید توی امتحان قبلی به حرفت گوش میدادم
هر چیزی که گفته بودی توی امتحان بود
شب قبل تا دیروقت امتحانهای قبل رو میخوندم
دیروقت خوابیدی اما پوستت هنوزم عالیه
بهت حسودی میکنم
چه خبرا، دختری که قرار میذاره؟
از کجا میدونی؟
همه خبر دارن
دیروز همهمون دیدیم سن اومد دنبالت
مگه نه؟
میتونم باهات حرف بزنم؟
منم میتونم بشنوم؟
درمورد گایه
لیو داره من رو با گای جفت میکنه
حتماً. عجله نکن
بریم یه جای آروم صحبت کنیم
خوبه که تنهاییم
میخوام یه چیزی ازت بپرسم
میخوام برای گای دسر درست کنم
یه کتاب آشپزی واسش خریدم
سعی کردم چندتا دسر درست کنم اما نمیدونم چی دوست داره
میتونی دسرای مورد علاقهاش رو بهم بگی تا بتونم دلش رو ببرم؟
فی
ببخشید ولی نمیتونم کمکت کنم
نمیدونی چی دوست داره، آره؟
بریم یه جای دیگه صحبت کنیم
مشکلی هست؟
عجیب رفتار میکنی
...من
میخوام درمورد گای باهات صحبت کنم
صبر کن
فعلاً بهم نگو
لطفاً خبر خوبی باشه آمین
باشه
گای چی گفت؟
گای نمیتونه حس متقابل بهت داشته باشه
گای هنوزم از من متنفره، مگه نه؟
پس نباید براش دسر درست کنم
اول باید راهی پیدا کنم که غرورش رو در برابزم کنار بذاره
اینطور نیست، فی
گای دوستدختر داره
کیه؟
من
شوخی میکنی؟
چطور ممکنه؟
تو دیروز با سن رفتی سر قرار
چون میخوای سورپرایزم کنی داری باهام شوخی میکنی؟
گای این اطراف قایم شده؟
کجاست؟
نه، فی
شوخی نکردم
من و گای قرار میذاریم
میدونم چقدر بهم اعتماد داری
من اولین کسی بودم که درمورد حست به اون بهش گفتی
ازم خواستی کمکت کنم
نباید این کار رو باهات بکنم
چطور اتفاق افتاد؟
تو با سن قرار میذاشتی
باهاش قرار نمیذاشتم
هیچ وقت اونطور بهش فکر نکردم
داری میگی تموم این مدت حسی به گای داشتی؟
حتی قبل از اینکه بهت بگم چه احساسی دارم؟
پس چرا قبول کردی کمکم کنی؟
چرا بهم گفتی کنار نکشم؟
اول فکر میکردم که
بهتره شما با هم قرار بذارین
ولی اشتباه میکردم
اوضاع رو پیچیده کردم
الآن دارم این رو بهت میگم
چون میخوام ازت معذرت خواهی کنم
متأسفم
میدونی چرا ازت خواستم کمکم کنی؟
چون بهت اعتماد داشتم
فکر میکردم بهترین دوستمی
متأسفم
،الآن بهترین دوستم
میگه مردی که من عاشقشم رو دوست داره
زبونم بند اومده
چطور تونستی این کار رو کنی؟
کلی سوال توی سرم هست
فهمیدم
میتونی از دستم عصبانی باشی
میتونی هر طور بخوای مجازاتم کنی. قبول میکنم
اگه این چیزیه که میخوای
میشه ازت یچیز بپرسم؟
وقتی باهاته، خوشحاله؟
قرار گذاشتن با تو، خوشحالش میکنه؟
تو چی؟
خوشحالی؟
اگه آره
برات خوشحالم
با اینکه خیلی دوستش دارم
بقدری دوستش دارم که خوشحالیش رو میخوام
و تو رو هم خیلی دوست دارم
ازت میخوام شاد باشی
همین برا من بسه
No comments yet. Be the first to leave one.