İlk 200 satır.
«روز صفر»
جسد مونیکا کیدر در سلولش پیدا شد...
که به ظاهر در یکساعت گذشته خودکشی کرده
یه غافلگیری عجیب تو آخرین لحظهی یه روز پرفراز و نشیب...
وقتی مردم فهمیدن...
که یکی از موفقترین افراد تجاری کشور پشت...
یکی از وحشتناکترین حملات تاریخ این کشوره بوده
الان این باور وجود داره که اون رهبر حمله بزرگ روز صفر بوده...
که به ظاهر در تلافی...
یه نقل قول از یه منبع افبیآی که با تحقیقات آشنایی داره منتشر کن
فهمیدم
افبیآی به شدت نگران حرفهای افراطگرایانه کیدر...
در هفتههای قبل از روز صفر شده بود
تنها توضیحی که به فکر من میرسه...
اینه که کیدر امشب تصمیم گرفته به زندگی خودش خاتمه بده...
چون حتما نتیجه گرفته مدارک علیهش قاطعانه هستن
- فکر کنم تقریبا به اندازه یه اعتراف... - ما این کار رو کردیم؟
- کار ما بوده؟ - ما؟
ما هیچ کاری نکردیم
و اگه نگران مرگ یه جامعهستیز اوتیسمی هستی...
اصلا به هیچی توجه نکردی
یا عیسی مسیح
اگه ردمون به اون ختم بشه ما هم نجات پیدا میکنیم
لطفا، تو خفه خون بگیر، جری
لطفا، واقعا کسی فکر میکنه این جواب میده؟
مونیکا کیدر پایان همه این ماجراها بوده؟
وسیله و انگیزه رو داشته. کارهایی که بهش متهم شده رو انجام داده
بقیهش به حقیقت تبدیل میشه. تنها چیزی که مهمه همینه
حقیقت نیست. پدرم به همین راحتی باور نمیکنه
- چیزی میدونی؟ - اونو میشناسم
میدونم تا وقتی که یه سرنخ باشه، بیخیالش نمیشه و پیشو میگیره
- همه چیز تحت کنترل ماست. - هیچکدوم اینا اصلا تحت کنترل ما بوده؟
تو گفتی یه دقیقه به سیستم شوک میدیم
چند ماه قدرت مناسب در دستان آدم درست باشه...
کشور تا کریسمس به مسیر درست برمیگرده
در مورد تک تک موارد اشتباه میکردی
اولین نفری هستم که قبول دارم همه چی طبق نقشه پیش نرفته
ولی ما اینجاییم
و باید یادمون باشه که برای دستیابی به چی این کار رو شروع کردیم
حواشی سیاسی هر دو طرف رو کم کنیم
نقطه آسیبپذیری رو نشون بدیم که با آزادی اشتباه گرفته شده
ایمان درهم شکسته به تواناییمون برای حکومت رو بازیابی کنیم
و با وجود هر تلاش پدرت برای گند زدن به همه چی...
بالاخره نزدیک شدیم تا بتونیم همه اینا رو انجام بدیم
کاری که باید بکنیم اینه یه نفس عمیق بکشیم
فردا که بشه دیگه سرنخی باقی نمیمونه که پیشو بگیره
- حل شده - حل شده. مثل مونیکا کیدر
باید اعتراف کنیم
الان هر کار دیگهای بکنیم بدتر میشه
باید بهت یادآوری کنیم، الکس که در این قضیه همدستیم
و ایده اعتراف کردن چیزی نیست که بخوای حتی بهش فکر کنی
میدونم با این مسئله در کشمکشی. همه هستیم
ولی به مردم آمریکا مدیونیم این کار رو تموم کنیم
یه ماشین خبر میکنم تا بیاد تو رو ببره خونه
نه
نه، با ماشین خودم میرم
به تازگی خبری از یه منبع داخل افبیآی شنیدیم
از روی نقل قول میخونم چون میخوام درست باشه
افبیآی به شدت نگران حرفهای افراطگرایانه کیدر...
در هفتههای قبل از روز صفر شده بود...
با نگرانیهای ذکر شدهش در مورد مقررات پانوپلی...
چند وقت بیرون بودن؟
پس کسی رو پیدا کن که مسئول نگهداری از دوربینهای سلوله
همینجاست
میذارمتون روی بلندگو آقای پنینگتون
بگو
حالا که وارد سیستم پانوپلی شدیم، دقیقا میتونیم ببینیم چطور کیدر...
طراحی سازمان امنیت ملی رو تغییر داده و چطور بدافزار رو اینطور گسترده پخش کرده
نرمافزار کیدر، روی 80 درصد از گوشیهای آمریکا نصب شده
پس باگ رو با بروزرسانی خودکار پخش کردن
از اونجا، به هر دستگاهی که در ارتباط باهاش قرار میگرفته منتقل شده...
حالا از طریق بلوتوث، یواسبی یا هر چیز دیگهای
کدنویسی این برنامه به خودی خود واقعا زیباست
یه موتور هوش مصنوعی داره که اجازه میده سیستم عاملهای جدید رو یاد بگیره
میتونسته به تنهایی این کار رو بکنه؟
تخصص فنی رو داره
کمک چند تا از طرفداران دوآتیشه رو داشته
- شکی نیست که تواناییشو داشته. - نه، سوالم این نبود
دلیلی نداره شک کنیم دقیقا اونطور که به نظر میاد نیست
میلیاردر جامعهستیز که خوشش نمیاد دولت آمریکا اسباببازیهاشو بگیره...
پس همه چیزو بهم میریزه
و بعد خیلی راحت خودشو دار میزنه قبل از اینکه کسی بتونه سوالی ازش بپرسه
- هر ساعت بهمون زنگ بزن و بروزرسانی کن - چشم، قربان
انگار بقیه دارن با این فکر کنار میان
دیشب گفتی که زیادی باهوش بوده
که چنین خطری رو به جون بخره
الکس ـه
- مامان - پدرتم اینجاست
دارم میام خونه. باید با تو، با هر دوتون حرف بزنم
- چه خبر شده؟ خوبی؟ - خوبم
خوبم. وقتی شما رو ببینم توضیح میدم
مراقب باش
الکس. الکس
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کد نارنجی! کد نارنجی!
الان چی؟
یه دقیقه شد
- این بار هیچی برنمیگرده - قربان، خانم
ماشینها رو داریم میاریم جلوی ساختمون متاسفانه باید شما رو جابهجا کنیم
مسخرهس. ژنراتور الانه که روشن بشه
تهدیدی مطرح شده
وقتی داشتم میاومدم به شما گزارش بدم این اتفاق افتاد
به خصوص اینجا تهدید شده
- چه جور تهدیدی؟ - افراطگراها، خانم
جمعیت بیرون همین الانم دارن عصبانی میشن
حسگرهای حرکتی، دوربینها، همه از کار افتادن
تضمینی نیست که با برق هم کار کنن. نباید اینجا باشیم
بریم
ایستگاههای پلیس از کار افتادن
- چی داریم؟ - به طور کلی آسیبپذیر شدیم
شبکه برق، شبکههای مخابراتی، سازمان هوانوردی، شبکه حمل و نقل
مثل قبلی وسیع و بزرگه، فقط این بار بیشتر طول کشیده
مثل قبل نیست. این بار، دقیقا میدونیم این باگ چطور کار میکنه
- با نسخه ترمیمی بعدی به کجا رسیدیم؟ - تازه شروع کردیم
در آخرین خبری که گرفتم تیم حداقل یه روز فرصت میخواست
- بهشون بگو یه ساعت وقت دارن - قربان؟!
نه برای هر سیستمی، فقط شبکه برق. بیاین چراغها رو روشن کنیم...
بعدش سیستمهای حمل و نقل
به روش سنتی عیبیابی میکنیم
قدم به قدم مشکلات رو حل میکنیم
از اینطرف. مراقب جلوی پات باش
ولی نقشه چیه؟
به نزدیکترین ساختمون امن میریم
پایگاه آموزشی گارد ملی در کورتلند که با ماشین 20 دقیقه راهه
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
زندانیش کنین! گور بابای جرج مالن!
زندانیش کنین! گور...
از بین اونا رد میشیم؟
چارهای نداریم، قربان
با احتیاط برو
باشه، مسیر رو باز کنین، بچهها
الکس
پیداش میکنیم
زندانیش کنین! گور بابای جرج مالن!
زندانیش کنین! گور بابای جرج مالن!
راه رو باز کنین!
زندانیش کنین! گور بابای جرج مالن!
زندانیش کنین! گور بابای جرج مالن!
- دروازه رو باز کنین - باز میکنم
- الان گاز اشکآور میزنم. - نه، بدون گاز اشکآور
گاز اشکآور منفی ـه
راه رو باز کنین! برید کنار!
هی! هی!
حصار رو حفظ کنین، بچهها
نمیتونیم نگهش داریم! دارن رد میشن!
- بچهها، محدوده رو حفظ کنین - منفیه! وارد شدن!
- راه بیافت - زیرشون نکن
- خب، باید به زور رد بشیم. - نمیتونی، تام
یه بطری ـه
شما رو نمیبینیم. میتونین خارج بشین؟
گور بابات!
برگردین عقب! همه برن عقب!
هی! برگرد عقب!
- بس کن! - نمیتونم...
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
گرفتمشون
سلام، جرج
پرینس 594 تایید کن، تمام
پرنس 594
پرنس، امت کلی بازنشسته شد، تمام
پرنس، صدامو میشنوی؟
تایید شد. امت کلی بازنشسته شد، تمام
با بقیه تیم پاکسازی ادامه میدیم، تمام
تایید میشه، تمام
انگار باور کردن
الان مُرده به حساب میای
حداقل فعلا
وقتی چراغها دوباره روشن بشه...
خبر رو پخش میکنیم، چند تا ویدئوی محو پخش میکنیم
سیا اجازه نداره در خاک آمریکا عملیات انجام بده
این بار چشمپوشی میکنم
اینجا چی کار میکنی؟
وقتی کیدر رو بازداشت کردی، گفتم زمانش رسیده یه بار دیگه حرف بزنیم
خوب کاری کردم اومدم
بیا بگیم...
رییسجمهور میچل و من به تو و سلامتیت علاقهمند بودیم
به دلایل محکمی باور داشتیم...
که نقشه روز صفر عاملانی داخل دولت داشته
در بالاترین رتبهها
درایر؟
فکر کردیم امکانش هست
تا کجا پیش میره؟ دیگه کی؟
مطمئن نیستیم
ولی اینقدر پیش رفته که نتونستیم به کانالهای معمولی اعتماد کنیم
به یکی مثل تو که بیرون از بازی بود نیاز داشتیم تا اینو برامون بفهمه
راستش رو بگم، اولش فکر میکردم اشتباه ناجوری کردیم
توی لنگلی، سعی کردم تو رو در جریان بذارم، ولی مثل این بود که حرفم رو نشنیدی
بعدش تو مصاحبه، حرف از پروتئوس زدی
بعد از اینکه والری اومد دیدنم، تازه سر از همه چی دراوردم
جرج
اگه کسی داره از پروتئوس علیه تو استفاده میکنه، کار ما نیست و هرگز نبوده
اینو میدونم
این چند ساعت آینده تکلیف بازی رو مشخص میکنه
باید بدونم که مشکلی نداره، جرج
لیلی، برو توی اتاقت
- چی، مامان؟ - برو، برو، برو
سلام
این مردها ما رو در امان نگه میدارن، ولی باید بیایم داخل
جرج کجاست؟
چند خیابون فاصله داره. فکر کنم بهتره پیاده بریم
No comments yet. Be the first to leave one.