İlk 197 satır.
بعضیها امروز کبکشون خروس میخونه
درسته. روز بزرگ فرا رسید
بالاخره عفو مشروطت تموم شد؟
یعنی دیگه لازم نیست شاشم رو بهت بدم؟
هنوز نه، پس مواد نزن و شیرت رو باز نگه دار
امشب شب مخصوص دخترهاست
زنها. همهتون 40 و اندی سالتونه
«قراره بریم کنسرت «من عاشق دهه نودم
بیصبرانه منتظرم زیر لبی اون بخشهای رپ رو بگم
که اجازه ندارم
هی رئیس، داری نقشه خرابکاری جدیدت رو میچینی؟
آره، من و بچهها قراره
با ریختن این تیلهها کف پارک
با ملت شوخی خرکی کنیم و بدون رضایت ازشون فیلم بگیریم
بعد از اینکه صدای آمبولانس رو تو تدوین حذف کنیم خیلی خندهدار میشه
فقط مطمئن شو تا 5 برمیگردی
.باید امشب مراقب استوئی باشی من میخوام با دخترها برم بیرون
زنها - به موقع برمیگردم، هیچ نگران نباش -
دوباره گند نزنی چاقالو
همین الانشم بهخاطر اینکه اون هواپیمائه رو
کوبوندی تو صورتم اوضاعت خرابه
وا کن، هواپیما داره میاد
همهمون میمیریم
جناب لطفا آرامشتون رو حفظ کرده و همینطوری خیس و نرمالو بمونید
سلام بر تو ای مریم پر از غلات که باز بی با توست
ارتش چیریو، از خواب غفلت بیدار شید
جنرال میلز داره بهتون دروغ میگه
سقوط توی لپ اصلاً اتفاق نیفتاده
هیچ رسید خریدی نیست، تازه، شیر جو دوسر
نمیتونه قاشق فلزی رو ذوب کنه
میدونین چی مشکوکه؟ اون روز هیچ «یهودیاو»ای
تو دهن نبود
نمیگم که چیزی هست ولی خب، خودتون فکر کنین
پیتر کدوم گورستونیه؟ قرار بود دو ساعت پیش
اینجا باشه تا از استوئی مراقبت کنه
آره، طفلک اونقدر ناامید شده
که داره واسه بابای جدیدش تست میگیره
سلام. اومدم برای نقش بابات تست بدم
این تست نقش بابام نیست
برای نقش باباییمه
استوئی، مامان نتونست
لکههای عن رو از روی سرهمی طرح موآنات پاک کنه
گفت دوباره میشورتش
خفه شو! خیر سرم دارم یه وایب خاص ایجاد میکنم
لعنتی، دارم لحظهی سکوت برای کرت کوبین
و اون عضو گروه مینیوانیلی رو از دست میدم
میتونم توضیح بدم - لازم نکرده -
باید اونها رو میدیدی
آره. شب عجیبی بود
باد افتاد به من
برنامهی امشب: کنسرت من عاشق دههی نودم
پیتر دوباره تو یخ گیر کرده بود؟
آره
نه، گفتم اسکناسهایی که از توی سوتین درمیاد قبول نیست
نوک سینههات صاف چسبیده بوده به عکس بنجامین فرانکلین
و دقیقاً برای همین بود که من عینک رو اختراع کردم
باورم نمیشه پیتر کل شبم رو خراب کرد
سر میکس الات اجراش رو شروع کرده؟
آره، ولی همهی آهنگهای معروفش رو خونده
حالا داره یه ریمیکس افتضاح از «عزیزم چه باسنی داره» رو اجرا میکنه
که دربارهی زانوئه
چه حس خوبی داره که تو بار همیشگیمون
که همه باهاش آشنان بشینیم و لش کنیم
این همه پسر سفیدپوست چاق و ژولیده
با دفتر و دستک اینجا چی کار دارن؟
انگار منشی جاش گدن
وای نه، امشب شب اجرای آزاد کمدیه
این کمدینها همیشهی خدا شوخیهای کلیشهای و بیمزه میکنن
بعد بهش گفتم: من دنبال غنیمتم
ولی منظورم سکههای طلا نیست
بهنظر تماشاگرهای خوبی هستین
کسی هست که تاجر ادویهجات باشه؟
من وکیلم - وکیل آبهای آزاد؟ -
به اختلافات ملکی رسیدگی میکنم
خب پس هیچی ندارم که بگم
باز پیتره
از سر شب یه سره داره پیام میده
وقتهایی که خونه نیستم مفشم نمیتونه بالا بکشه
.پیتر: مایونزمون تموم شده لطفا راهنمایی کن
لوئیس: برو بخر
پیتر: از کجا؟ لطفا راهنمایی کن
لوئیس: مغازه
پیتر: خیلی پیچیده شد
پیتر: همه رو میارم اونجایی که هستی
میشه لطفا گوشیتون رو بذارین کنار؟
پدر و مادرم اومدن اجرام رو ببینن
روری برامون نوه آورد
شیمس استندآپ تحویلمون میده
شاید اگه یه خرده بامزه بودی گوش میکردم
اون شوخیِ دیوی جونزت؟ یه فاجعهی تمامعیار بود
اوه
اگه فکر میکنی اینقدر آسونه
بیا و ثابت کن
نه، نه. من کمدین نیستم
نمیتونم
وای لوئیس! باید انجامش بدی
واقعا میگی؟
آره، اصلا هم به این خاطر نمیگم که داری روم عطسه و سرفه میکنی
و نمیخوام جفتم بشینی
...نمیدونم، یعنی واقعا فکر میکنی بتونم
پاشو برو دیگه
...سلام
نمیدونم باید درباره چی صحبت کنم
راستش، کل زندگیم
مشغول سر و کله زدن با شوهر احمقم، پیترم
مثلا امروز مجبور شدم هیکل خیکیش رو به زور از تو یه قالب یخ بکشم بیرون
کی فکرش رو میکرد یه زائدهی دو سانتی بتونه در اثر سرما آب کوچیکترم بشه؟
کاملا درسته
تو که شوهر نداری، چی میگی؟
وقتهایی که هماتاقیم میخوابه
فیلم سوپر نگاه میکنم
اکثر زوجها یه زندگی جنسی فعال دارن
پیتر یه زندگی جنسی «اکتیویا» داره
آره، من و همسرم
بیست سالی خوشبخت بودیم
بعد باهم آشنا شدیم
خانمها، یه رایگیری بکنیم
چندنفرتون تا حالا وانمود کرده به ارگاسم رسیده؟
خب، حالا چند نفرتون
مجبور شده وانمود کنه دخول رو حس کرده؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
نوشیدنی لازم شدم
هی، میخواستم بگم بهنظر من اجرات عالی بود
ببین رفیق، میدونم که هیچچیز برای یه مرد
جذابتر از زنی که از خودش بامزهتره نیست ولی من متاهلم
میدونم، اجرات رو تماشا کردم
اون شوخیها دربارهی حماقتهای شوهرت حسابی ترکوند
وای خدا، اون بالا بودن حس فوقالعادهای داشت
مثل وقتی که بدون بستن کمربند میرونی
و ماشین مدام دینگ دینگ میکنه که ببندش
ولی چون مسیر کوتاهه بیخیال میشی و به راهت ادامه میدی، میگیری چی میگم؟
ببین، من چندتا کلاب کمدی توی سطح شهر دارم
و همیشه دنبال استعدادهای جدید میگردیم
تمایلی به این کار داری؟
اوه
آره، البته
عالیه. امیدوارم بتونی یه سری محتوای جدید
دربارهی شوهرت آماده کنی
نمیدونم، شاید درست نباشه
یه سره شوهرم رو سوژه کنم و بکوبم
عه اینجایی. یه گزارش جدید از وضعیت بهت بدم
مایونز رو پیدا کردم ولی توی یه بطری قرمز زیر سینک بود
روش هم اشتباهی نوشته بودن درینو
خلاصه، هر وقت آماده بودی همه بیرون توی آمبولانس منتظرن
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
لوئیس سرت شلوغه؟ گفتم دوباره بریم پارک
و با سوتینهات برای سنجابها
ننو درست کنیم
سری پیش خیلی خوششون اومد
پیتر آدم عجیب و غریبیه ولی دوستش دارم
واقعاً به آسایش جوندگان اهمیت میده
این یه واقعیته
شرمنده، کار دارم
باشه، تنها میرم ولی نوار بهداشتیها رو هم میبرم
که واسه مارها سرعتگیر بسازم
میگم دقت کردی لوئیس این اواخر همهش میگه کار دارم؟
آره، قطعا یه خبریه
دیشب که بهم شیر داد آدرنالین توش داشت
تازه همهی کارهای خونه رو با عجله انجام میده
مامانی، اوخ شدم
اوه
هی! برگرد جلوم رو هم اونطور کن
اینطوری که نمیشه
باید باهاش صحبت کنم
ببین، هردمون میدونیم جریان چیه
اگه داری به پیتر خیانت میکنی
میشه من هم یه امتحانی بکنم؟
چرا که نه، شانست رو امتحان کن دخترباز
چی؟ نه... به پیتر خیانت نکردم
ولی آره، یه چیزی رو پنهون کردم
این چند هفته داشتم استندآپ اجرا میکردم
حتی یه اسم هنری عالی هم برای خودم انتخاب کردم
لوئیس، قاتل جمعیت، ولی خب زیادی بلند بود
رو تابلو ورودی جا نمیشد اینه که مخففش کردم و گذاشتم لوئیس سی. کی
هنوزم داری روش کار میکنی، یا قطعیه؟
قطعیه، دارم سعی میکنم صداش جایی درنیاد
جوکهام درمورد زندگی خودمه
و خب پیتر ممکنه ازشون خوشش نیاد
پس نقد اجتماعی از زندگی انسانیه
...میدونی، جرج کارلین میگفت
همهمون فیسبوک داریم برایان
بگذریم، من دارم استندآپ اجرا میکنم
به تو مربوط نیست، به پیتر هم چیزی نگو
جدول رتبهبندی کمدینهای کوهاگ: 1.لوئیس سی. کی 2. هربرت 3. باز کیلینگتون
توجه: اندازهی کتوشلوار برابر است با میزان موفقیت در کمدی
زنی، در عرض یک مونتاژ، سلطان کمدی محل شد
روزنامه 30 درجه زیادی چرخید
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
روح تماشاگران شاد علت فوت: خندهی بیش از حد
روزنامه، سردبیرش را بهخاطر تیترهای مسخره اخراج کرد
باورت میشه آتش نشانها برای نجات جون مردم
اینطوری جونشون رو به خطر میندازن؟ خیلی شجاعن
میخوای درباره شجاعت واقعی حرف بزنیم؟
سعی کن بابت گفتن جوک پول بگیری
آره گمونم سخته
این هم یه جورشه خب
من یه شرپام
No comments yet. Be the first to leave one.