İlk 200 satır.
اوه، کیر توش کیر توش .کیر توش کیر توش کیر توش
.هی
می تونم، اه، باهات حرف بزنم؟
.بیا. بریم بیرون
.آره
ببین، می دونم اینکه اومدم محل کارت
یه ذره زیادی آویزون بازیه
می تونم کمکتون کنم؟
«!می تونم کمکتون کنم؟»
...آره، من سر کارم، پس
آره. نه. می دونم ...فقط فکر کردم
دیروز برات خیلی پیغام گذاشتم
و تو کل ِ روز جواب تلفنت رو ندادی
.می دونم
..."پاتریک" - بله؟ -
...اگه جواب ندادم به خاطر اینه که
.نمی خوام صحبت کنم
.اوه .باشه
...من فقط
احتیاج دارم بهم یه کم فضا بدی، باشه؟
منظورت از فضا فضاست؟ ...یا منظورت اینه که جدا شیم
میشه فقط یه ذره بهم فضا بدی لطفاً؟
نمی خوام چیزی بگم که بعد .مایه ی پشیمونیم بشه
.آره
...نه، من
.فکر کنم نباید... آره
.متاسفم
.من برگردم سر کار
.وقتی آماده بودم بهت زنگ میزنم
.باشه
حالت خوبه؟
.آهان
کجا بودی؟
.شب خونه ی "جسی" موندم
.باشه .نگران شدم
.وسایلت که هنوز جمع نشدن
گوش کن، فکر نکنم هر دومون درباره ی
این قضیه درست صحبت کرده باشیم، خب؟
اونجور که دو نفر که این مدت طولانی
با همدیگه بودن .درباره ش صحبت نکردیم
می دونی، نباید .عصبانی شی و در بری
.خیلی روت زیاده
میشه حداقل به حرفام گوش کنی؟ .خواهش می کنم
بله، باشه، من کیری ترین دوست پسر ِ دنیا برات بودم
در حالی که تو همیشه .فقط ازم حمایت کردی
داری گوش میدی "فرنک"؟
...این کاری که من کردم
اینکه به "سی جی" پول دادم ...و بهت نگفتم
از هر نظر کار غلطی بود ...و من
.کاملاً، اینو الان قبول دارم
میشه لطفاً بیای بیرون و باهام حرف بزنی؟
باور کن نمیخوای .حرفای منو بشنوی
...نه، میخوام... و واقعاً .هر چی بگی حقمه
باشه؟ .می تونم تحملش کنم
...می دونم که رفتارم به طرز باورنکردنی
نع، نخیر. تو یه سر سوزن هم خبر نداری رفتارت چطور بوده
چون تو حتی نمی دونی .چه جور آدمی هستی
تو اونی که فکر می کنی ،"نیستی، "آگوستین
و مطمئناً اونی که منم تمام این مدت فکر می کردم دوست پسرمه هم نیستی
...باشه، این - نع، نخیر -
کل اون مسخره بازیایی که با اون فاحشه کوچولو در آوردی
چیزی نبود جز تاملات ِ یه بچه پولدار .که حوصله ش سر رفته
...خیله خب، باشه - ...بیا -
.بیا روراست باشیم
.تو هرگز یه هنرمند نمیشی
و اگه هم فرض محال یه کاری رو تا آخر انجام بدی
.در بهترین حالت، متوسط از آب در میاد
...خب
.کلید رو بذار زیر پادری
کسی شمع ها رو ندیده؟ - دیروز که اینجا بودن -
.جعبه سیاهه - اوه، آره، دیدمشون -
.سلام "لین"، منم
...ام
...من نشستم توی رستوران
.و انگار همه چیز داره خوب پیش میره
ام، فقط میخواستم مطمئن شم .گل ها امروز میرسن
...آخرش اونایی رو انتخاب کردیم که
.گلدونشون نقره ای بود
دیگه نمی دونم خودت بهشون چی میگی
...ولی ما از اونا خوشمون اومد، پس
.درستش می کنم
...به هر حال، همه چیز خوبه و
امشب می بینمت دیگه، درسته؟
.باشه، خداحافظ
همه چی خوبه؟
.عالیه - چه گهی می خورین؟ -
:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head
...پس حالا که دوباره واسش تشکیل جلسه دادیم
.میخوام ایده های تازه بدین
...اه
.ببخشید بچه ها
اه، بیاین دودویی های ساده که بهشون عادت داریم رو
.فعلاً ول کنیم
برای همین فعلاً یه نگاه به "3-اِی"* میندازم .چون یه چیزی کم داره
،فعلاً هنوز نمیدونم چیه .ولی مطمئنم متوجهش میشیم
.پس بریم سر وقتش
.هی
.هی
.گفتم یهو کجا غیبت زد
.معذرت میخوام کارم داری؟
.اه، نه، نه
...میخواستم... میخواستم
میخواستم فقط ببینم حالت خوبه؟
.آره، خوبم
.وای
.این بالا خوب جاییه ها
.اوهوم - اصلاً نمی دونستم همچین چیزی داریم -
.وای ...این منظره
.آره، خوبه
.آره
خب، "پاتریک"، فقط میخواستم بگم
که مطلقاً و کاملاً بابت دیشب .شرمنده هستم
،جدی میگم، میدونی .احتیاج نیست این حرفا رو بزنی
.خب، اصلاً میدونستم اینطوری میشه
.می دونی، به خاطر فضای عروسیاست
.به خاطر عروسیاست ،باعث دیوونگیم میشن
.و واضحه که حسابی مست بودم
نه، جدی میگم. واقعاً احتیاج نیست .چیزی بگی
،باشه خب ...من احساس میکنم احتیاجه، پس
نمی خوام شرایط بین ما .عجیب غریب شه
واقعاً رابطه ای که بینمون هست رو دوست دارم
.ما واقعاً رابطه ی کاری خیلی خوبی داریم
گوش کن، بیا اصلاً درباره ش حرف نزنیم، باشه؟
.واقعاً - ..."پاتریک" -
.گذشته ها گذشته .جدی میگم
.تموم شد
.باشه
باشه، خب پس، من دیگه برم
.پایین می بینمت - آره -
...ام
.آره
اوه خدای من، مردم برات پول خرد هم میندازن؟
.اوه، "پدی-کیک"ِ من
الان چت شده؟
.بیا ببینم - سلام -
الان یه ذره شیمی مغزت به هم ریخته؟
.یه ذره. ولی بهشون نمیگم .بهشون نگی ها
نباید بدونن - بیا، باید بریم داخل -
باید برم داخل؟ اشکال نداره؟
.آره، اصلاً هیچ مشکلی نداره
،باید از دوستمون حمایت کنیم تو حالت خوب میشه
.و بعد بهم میگی "فرنک" چی گفت
.نمی خوام درباره "فرنک" حرف بزنم
...اون
...می دونی، من... من دیگه .من لالم
،باشه خانم خانما
به جاش من برات درباره ی .غم و غصه هام حرف میزنم
.شاید خوشحالت کنن
.باشه
!پشت منو چی کار داری؟
.خوب چیزیه... هیچی - .بس کن -
.مودب باش
.سلام پسرها - هی، چه جیگر شدی -
.اوه، استدعا دارم - .خواهش می کنم -
آماده این که مغزتون رو پری-پری کنیم؟
.بریم پری-پری شیم - .بزن بریم -
پس مردم کجان؟ - خب، هنوز زوده -
.بله، متشکرم .دقیقاً دقیقا
هیشکی شبا قبل از حدود 10 و نیم .واسه غذا خوردن بیرون نمیره
.هی، اینجا واقعاً خوب شده ها
.متشکرم - آره -
.هی رفیق اوضای تو چطوره؟
.هی - بالاخره با "فرنک" آشتی کردی؟ -
.اه، راستش نه .ازم خسته شد. تموم شده
.اوه، خیلی متاسفم
،الانم منو از خونه انداخت بیرون ...ولی
.گه توش - اشکال نداره -
.من خوبم .من خوبم
واقعاً؟ - آره، الان دیگه مجردم -
واسه همین الان میخوام .ممه هات رو دست بزنم
.بشینین - .بیا بشینیم. اوه، خوبه -
یه مرد همجنسگرای دیگه .وارد زندگیم شد. عالیه
متشکرم. خوشحالم که .شماها اومدین
چه حسی داری؟ - یه جورایی دارم کسخل میشم -
چرا؟ - هیشکی نیومده -
.هنوز زوده .مردم دیرتر غذا می خورن
.واقعاً زوده
شماها "زاناکس"ی چیزی ندارین؟
.نه نه
.خداییش، دارم تپش قلب می گیرم
.فقط نفس بکش - .مردم میان -
اگه همینجوری هی بهم یادآوری کنی
.که نفس بکشم، خیلی خوب میشه - دوست داری؟ -
این چشه؟ - !"دام" -
.بعضیا دارن دنبالت می گردن .آقایون
.خیلی از دیدنتون خوشوقتم
.ممنون که اومدین
."دام" - اینجا چه خارق العاده شده -
.اوه، متشکرم
لین" کجاست؟" - .اوه، قراره بیاد، فکر کنم -
دوریس"، میشه این آقایون محترم رو"
سر میزشون راهنمایی کنی؟ - .بله، البته -
.خواهش می کنم بفرمایید
.از دیدنت خوشحالم - .آره، منم همین طور -
.خوش اومدین
.هی
نمی دونم. "ریچی" هرگز .اینجوری رفتار نکرده بود
یه ذره عجیبه. "دام" فکر می کنه شاید اون فقط یه ذره ناراحته
...و احتیاج داره اول آروم شه - .شاید رابطه تون تموم شده -
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.