İlk 200 satır.
...آنچه در فصل قبل گذشت
.اين شهر هنوزم بايد نجات پيدا کنه
.نه به دست نقابدار - .به يه قهرمان نياز داره -
،اگه از يه امتحان سخت سربلند بيرون بياي .قويتر از گذشته ميشي
.اين نقاب براي يادآوري همين موضوعه
.به جمع ما خوش اومدي
سارا قسم وفاداري
.به انجمن قاتلين خورده
تو قبول کردي برگردي؟ - .چيزيش نميشه -
،آره ،ميدونم چيزيش نميشه
اما اينکه اونجا قراره چيکار کنه .داره اذيتم ميکنه
!بابا؟ بابا
.تمام نقشهي اسليد اين بود که همهچيز منو ازم بگيره .اين کار رو هم کرد
اسليد لورل رو گروگان گرفت .چون ميخواد زني که دوستش دارم رو بکشه
خب؟ - .خب اون اشتباه کرد -
.دوستت دارم فهميدي؟
.اون پنج سالي که نبودم رو فقط توي جزيره نگذروندم
،اسم من آماندا والر ــه .آقاي کويين
.به هنگ کنگ خوش اومدين
.پيداش کردم .از خيابون پنجاه و دوم داره ميره به سمت شرق
شنيدم. يا بايد بگم "دريافت شد"؟ .هيچوقت فرق اين دوتا رو نفهميدم
.جان، يه محمولهي غيرقانوني آرپيجي داره مياد سمت تو
.دريافت شد. دارم ميرم سراغش
."اوه، پس بايد بگم "دريافت شد
.آرپيجيها جاشون امنه .من مراقبشونم
!روي
.داريم ميايم سمت تو
...وينسنت استيلگريو
.تو اين شهر رو از خودت نااميد کردي
:: تـيـم تـرجـمـهي ايـران فـيـلـم ::-
پيکاندار به تازگي يکي ديگه از
،مجرمين تحت تعقيب شهر رو دستگير کرده
و نميشه انکار کرد که ميزان جرم و جنايت شهر
.در پنج ماه گذشته کاهش جالب توجهي داشته
.خواهش ميکنم
.اما ميزان بيکاري و جمعيت هم کاهش يافته
.ما اخيرا شاهد دو حملهي تروريستي بوديم
،استارلينگ سيتي در حال مرگه ...و يه زندان پر از مجرمين
.يکي ديگه رو هم خط بزن
اگه همينجوري ادامه بديم، فقط دو دسته مجرم
...توي شهر باقي ميمونه اونايي که ما دستگير ميکنيم
.و اونايي که از ترس فرار ميکنن
اون چيه؟
.يه سرخس .با نور رشد ميکنه
،فکر کردم از اونجايي که الان ديگه داري اينجا زندگي ميکني
.بهتره يه سري امکانات اضافه کنيم
.ميزارم يه تخت واسم بخري
.تو روي زمين ميخوابيدي
.يه پيام ديگه از طرف تيا
الان کجاست؟
.ساحل آمالفي
.هِي بهش ميگم عکس هم بفرسته
،من ميرم يه گشت بزنم .يه هوايي هم بخورم
.هِي
.امشب کارِت واقعا خوب بود
.منم ميرم
،امروز بايد يه شيفت زودتر برم سره کار
.که امکانش هست افسردهکنندهترين حرفي باشه که توي عمرم زدم
اما برنامهي فردا شب هنوزم سر جاشه؟
.کاملا من تو رو تبديل ميکنم به
.ارباب شرکتهاي جهان
اعضاي هيئت مديره بهت التماس ميکنن
.تا تو و حاميهات شرکتهاي تلفيقي کويين رو ازشون بخرين
.منم ميزنم به چاک
.لايلا گفته برم سعي کنم اون گهوارهي جهنمي رو درست کنم
...الان يادم افتاد
...گفتم چون تو و لايلا دارين دختر دار ميشين
.رفيق، تو نميتوني پول اينو بدي
.من نميتونم پول هيچ چيزي رو بدم .واسه همينه که خودم ساختمش
.سرپيکان، يکي از معدود چيزهايي که ميتونم بسازم
.خب، خيلي قشنگه .ممنونم
.تبريک ميگم، جان
.و نه فقط به خاطر بچه
.تو و لايلا در کنار همديگه خوشحالين
،خب، ميدوني .خودت هم بايد يه بار يه امتحاني بکني
،دوست دختر قبليم .توي انجمن قاتلين ــه
،دوست دختر قبل از اونم .به دوست دختر قبل از خودش شليک کرد
.من همچين... لقمهي دندونگيري نيستم فعلا
.شايد فليسيتي همهي اينها رو عوض کنه
.الان... الان وقت مناسبش نيست
.اوضاع بهتر از اين نميشه، اليور
.و تو هم دوستش داري
.حتي به خودش هم گفتي
.من داشتم اسليد رو گول ميزدم
.آره
اما تنها کسي رو که داري الان گول ميزني .خودتي
.بازم ممنون
،بهت گفتم که !من چيني بلد نيستم
،و منم بهت گفتم ،اگه بازم بخواي فرار کني
.انقدر ميزنمت که ديگه چيزي رو حس نکني
.استيلگريو يه دادخواست 15 تا 20 ساله خورد
وقتي مدارکي رو که پيکاندار جمع کرده بود ارائه دادم
.وکيلش مثه چوب خشک وايساد و نگاه کرد فقط
.کارت خوب بود
،تو ميگيريشون .من ميندازمشون تو هلفدوني
اينو خيلي بلند گفتم؟
.نه، زياد بلند نبود
اصن فکر ميکردي که يه روزي شرکاي کاري بشيم؟
واسه همين بود که گفتي بيام اينجا، لورل؟
تا شاهد فرستاده شدن آقاي استيلگريو به سمت زندگي جديدش باشم؟
.نه
.واست يه سورپرايز دارم
بابات اينجا چيکار ميکنه؟
.ميبيني حالا
.الان برميگردم
.بابا - .سلام -
سلام. حالت چطوره؟
،خب، اگه بهم ميگفتن با اين ارتقا درجه بايد کنفرانس خبري هم برگزار کنم
.بهشون ميگفتم ترجيح ميدم دوباره بهم شليک بشه
پس خوب شد که دکترها
.بهت حق انتخاب ندادن
ميدوني، ميتوني تلاش کني اين موضوع رو که
.خوشحالي من ديگه نميتونم توي ماموريت شرکت کنم رو مخفي کني
.من نميتونم خوشحاليم رو از اينکه جات امنه رو مخفي کنم
اينجا چه خبره؟
.سورپرايز توئـه
...ممنونم از همگي .ممنونم که اومديد
،پنج ماه پيش .اين شهر تحت محاصره بود
و نيروي پليس .پشت سر مردي نقابدار صف آرايي کرد
،خب ،من شدم رئيس پليس شهر
.اما از اون يه تشکر خشک و خالي هم نشد
.اما امروز، ازش قدرداني ميشه
،چرا که امروز ادارهي پليس استارلينگ سيتي
به طور رسمي فردي که با نام پيکاندار شناخته ميشه رو
.به رسميت ميشناسه
و من از سِمَت جديدم استفاده ميکنم
تا نيروي ويژهي ضد شورشگر که وظيفهي دستگيريش رو بر عهده داشت
.منحل کنم
.ممنونم
...اشتباه نکنيد .با شورشگران برخورد خواهد شد
اما من قبول نميکنم که به خاطر اين شهر در تعقيب
.قهرماني باشم که ما رو نجات داد
.اون چرت و پرتها خاموش کن - اگه دنبال پيکاندار نرن -
.يني ميفتن دنبال ما
.الان هم نارنجکاندازهامون افتاده دست پليس
به اين زودي محمولهمون رو گرفتن؟
پس واسه چي داريم به پليسها رشوه ميديم؟
.ما نگراني مهمتري داريم
.نداشتن يه رئيس خوب
.من خودم رو نامزد ميکنم کسي اعتراضي داره؟
.آره، چند نفري هستن
.اوه، توضيح بده پس
از کجا شروع کنم؟ .فقط به خاطر حرف زدن مسخرهت نيست
.تو هيچي راجع به کارمون نميدوني
.تو فقط يه دلال خيابوني رده پاييني، يه فروشندهي قرص
اون قرصايي که من ميفروشم؟
.بهشون ميگن ورتيگو
،وقتي که کنت هنوز سرپا بود
،من يه کم فرمولش رو اصلاح کردم
و يه مادهي افزودني جديد ساختم .که محصول يه سري قارچهاي خاص بود
ورتيگوي من باعث ميشه
.چهرهي بزرگترين ترس ــت رو ببيني
...همونطور که داشتم ميگفتم
.يه رئيس خوب کم داريم .من خودم رو نامزد ميکنم
کسي اعتراضي داره؟
کاري که بايد انجام بديم .مثه روز، روشنه
...آقايون
.ما ميخوايم بکشيمش
!هِي، هِي کار چطور بود؟
.اون، کار نيست يه تمرين له کردن روح آدم توي بيچارگيه
.که بيمهي درماني و دندونپزشکي داره ،فقط همين قدر بگم
که من بينهايت انگيزه دارم کمک کنم هيئت مديره .شرکت رو بهت بفروشه
،متاسفانه، تو صلاحيت ادارهي شرکتهاي تلفيقي کويين رو نداري
اما چيزي که داري .علاقهي شديده
.تو به شرکت و آدمايي که اونجا کار ميکنن اهميت ميدي
.اينجوري ميتوني به اعضاي هيئت مديره نفوذ کني
.بايد از ته قلبت صحبت کني
...فليسيتي
دوست داري با من واسه شام بريم بيرون؟
.من دارم جدي صحبت ميکنم، اليور - .منم همينطور -
...من نميخوام خيلي ،بيش از حد واکنش نشون بدم
اما تو داري از من دعوت ميکني که بريم سر قرار؟
يني واقعا بريم سر قرار؟ يني... جدي جدي؟
آر... منظورم اينه که، ايجاب ميکنه بريم واسه شام
...يني که تو - اصولا منم که -
.از جملات ناقص استفاده ميکنم
دوست داري با من واسه شام بريم بيرون؟
!بله
.بگو
.کلوين نيکو همين الان به يه مغازهي الکل فروشي دستبرد زد
.نيکو توي دار و دستهي استيلگريو ــه
.عکسش رو واسهي روي بفرست
.فليسيتي رو بيار پشت خط - .باشه -
.الان نميتونم صحبت کنم
.سره کار هستم
ميشه ازتون بخوام يک لحظه صبر کنين؟
.يکي براي پشتيباني فني تماس گرفته
.اوه، با اين کاراتون آخرشم باعث ميشين اخراج شم
خيلي خب، وارد ديتابيس شهر شدم. دارم نرمافزار
...تشخيص چهره رو اجرا ميکنم - غذاي ايتاليايي دوست داري؟ -
چي؟ - .واسه امشب -
غذاي ايتاليايي دوست داري ديگه؟ .همه غذاي ايتاليايي دوست دارن
.اليور، تو الان وسط يه تعقيب و گريز با سرعت زياد هستي
.دارم چندتا کار رو همزمان انجام ميدم
.پيداش کردم .توي مجراي فاضلاب ــه
.دارم امواج گوشيش رو از اون زير دريافت ميکنم
.توي تقاطع خيابون گرند و ايمز ــه
.و بله، عاشق غذاي ايتاليايي ــم
...کارآگاه لنس... رئيس پليس لنس .هم در تعقيبشه
.خواهش ميکنم .بايد برم
No comments yet. Be the first to leave one.