Sürüm bilgisi

Live Your Own Life S01 E34 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2024-01-22
İndirmeler: 14
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(زنـدگـی مـسـتـقـل هـیـوشـیـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(قسمت سی و چهارم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ته‌هو

ته‌هو

مامان بزرگ؟

مامان بزرگ

منم، مامان بزرگت

مامان بزرگتم

مامان بزرگتم- !مامان بزرگ-

واقعا شمایی؟

بچه‌ی من، نوه‌ی من

بچه‌ی من

نوه‌ی من

خیلی بهت سخت گذشته، نه؟

و من متاسفم

متاسفم که نتونستم زودتر از این خودم رو بهت نشون بدم

عزیزم، نوه‌ی عزیزم

خدای من

چه اتفاقی برات افتاده؟

من باور کرده بودم که تو مردی

اونا گفتن بدنت توی ،مخزن آب پیدا شده

و ما حتی مراسم خاکسپاری رو هم برگزار کردیم

اینکه این رو به تو ،بگم خجالت‌آوره

ولی اینا آدمایی هستن که به عنوان پسر و عروس دارم

دارین می‌گین که اونا داشتن سر من رو شیره می‌مالیدن؟

...چطور

ته‌هو

باید توی همچین موقعیتی آروم بمونی

نمی‌تونی بذاری احساساتت روی تو تاثیر بذارن

بازم، نمی‌تونم ببخشمشون

چطور تونستن برای کسی که هنوز زنده و سالمه مراسم بگیرن؟

خیلی دور از ذهنه

راستش، وضعیت بدتر از این حرفاست

کاری می‌کنم تقاص کارشون رو پس بدن

نه، هنوز نه، باید صبور باشی

تو هنوز قدرت این رو نداری که عدالت رو براشون اجرا کنی

باید برای زمان درستش صبر کنیم

برای همین تا الان خودم رو نشون ندادم

متوجهی که چی می‌گم؟

چی شد که اینجا زندگی می‌کنی؟

...این خونه‌ی برادر هیوشیم

می‌دونم

دختر خیلی دوست‌داشتنی و جوونی رو ملاقات کردی

یه تصادف جزئی با برادر کوچیکتر هیوشیم داشتم

اینطوری کارم به اینجا کشید

یه تصادف جزئی؟

آره

به هر حال، اینطوری همه چیز شروع شد

و الان من اینجا زندگی می‌کنم

شال

خیلی بهت میاد

می‌دونستم که میاد

پس می‌دونستی؟

خدای من

چطور همه‌ی ما می‌تونستیم اینطوری به هم متصل باشیم؟

خیلی رابطه‌ی خاصیه

اصلا توی فکرت هم نمی‌گنجه که من چقدر از خدایان تشکر کردم

دوست‌دخترت

آدم خیلی خوبیه

وقتی از نزدیک دیدمش فهمیدم

...پدر و مادرت رو از دست دادی

و هیچکس رو نداشتی که برگردی پیشش

نمی‌دونی چقدر از دونستن اینکه ...یه نفر مثل هیوشیم رو دیدی

خیالم راحت شده

آره، هیوشیم خیلی آدم خوبیه

اون اوایل خیلی من رو رد می‌کرد

معلومه که رد می‌کرد

یه همچین آدم درست‌کاریه

بایدم ردت می‌کرده

...خیالم راحت شد

که شما زنده‌این

اگه زودتر فهمیده ،بودم که شما زنده‌این

شما کمتر عذاب می‌کشیدین

من واقعا متاسفم- خدایا-

پس، ته‌هو

با بنیاد بورسیه چکار کردی؟

...هنوزم

باهاش سر و کار داری؟

باید فعلا یه راز نگهش داریم

،به مردم ویلای اوچون

،و به خانم جوونی که دوستش داری

فعلا نمی‌تونی چیزی بگی

مردم اینجا

برخلاف مردم بیرون، شیرین و بی‌گناهن

نباید هیچ دغدغه‌ای براشون درست کنی

و اگه سوک‌هیانگ بفهمه که ،من اینجا زندگی می‌کنم

...هیچکس نمی‌دونه ممکنه چه کارایی

برای اذیت کردن مردم اینجا بکنه

پس ته‌هو

تو باید کارات رو در حالی که از بقیه مخفیه انجام بدی

متوجه شدی؟

ته‌هو

اینجا چه کار می‌کنی؟

اون شال

بهت میاد

چرا یهویی اینطوری شدی؟

می‌خوام برای شال ازت تشکر کنم

لازم نیست

از طرف من نبوده

از طرف خانمیه که توی اتاق پشت‌بوم زندگی می‌کنه

بچه‌های کلاس هم گفتن خیلی‌ خوب به نظر میاد

باید دوباره ازش تشکر کنم

خیلی خانم خوبیه

،اگه من و مامان دعوا نکرده بودیم

بهت معرفیش می‌کردم

...به خاطر مامانم

چرا امروز اینطوری شدی؟

خیلی ممنونم

یه چیزی رو می‌دونی؟

هر موقع به یه دردسری می‌افتم، تو نجاتم می‌دی

از پس هرچیزی که براومدم به خاطر تو تونستم از پسش بربیام

اگه تو نبودی من هیچکاری نمی‌تونستم انجام بدم

خیلی وقت پیش به آمریکا برمی‌گشتم

ولی من هیوجیمم رو داشتم

هیوجیم؟

،اینجا موندم که ورزش کنم

مبارزه کنم، خوش بگذرونم و با تو برم سر قرار

و با تشکر از تو، یه هدیه‌ی عالی امروز گرفتم

فراموشش نمی‌کنم

برای خانوادت هم جبران می‌کنم

و هرچیزی که اتفاق بیفته، ازت مراقبت می‌کنم

چرا این شکلی شدی؟

انگار داری می‌ری جنگ واقعا دارم استرس می‌گیرم

استرس نگیر

من همه‌اش رو انجام می‌دم

این رو به مادرت بده

نمی‌خوام، برای چی این رو خریدی؟

مامانم که هیچیش نیست

حالش خیلی خوبه

این رو نگو، هرکاری که می‌گم انجام بده

اون خوب نیست اون حالش خوب نیست

پدر و مادرا صبر می‌کنن

...حتی اگه بچه‌شون داد بزنه

و در رو پشت سرش بکوبه، انگاری ،که دیگه هیچوقت قرار نیست برگرده

به محض اینکه بچشون بره منتظر می‌مونن

صبر می‌کنن بچشون برگرده و غذا بخواد

...پس

این رو بگیر و برو مامانت رو ببین

جوابم رو نمی‌دی

صبر کن، شاید باید ...این رو ازت بگیرم

و به همسایه‌ها بگم که قراره باهات ازدواج کنم

تا دیگه نتونی با کسی قرار بذاری

باشه، باشه، می‌رم مامانم رو ببینم

همیشه می‌گی کاری که تو می‌گی رو انجام بدم

به محض اینکه ازدواج کنیم من هرکاری تو بگی انجام می‌دم

هرکاری بهم بگی انجام می‌دم

...پس

به فرار کردن فکر نکن

به دختری نیاز دارم که دقیقا مثل هیوجیم من باشه

کیوت نمی‌شه؟

خانم سو کیونگ

چرا توی سرما ایستادی؟

منتظر هیونگتم

که اینطور

بعد سرکار جایی رفته؟

نمی‌دونم واقعا

پس من می‌رم داخل

خیلی بیرون نمونین

ممکنه سرما بخورین

،توی کل این خونه

تو تنها کسی هستی که بهم اهمیت می‌ده

...تو هم می‌تونی

هرچیزی که می‌خوای بدونی رو بپرسی

منظورتون چیه؟

همینی که گفتم

،اگه می‌خوای چیزی بدونی

هرچیزی که می‌خواد باشه، می‌تونی ازم بپرسی

بهت جواب می‌دم

نه، من نمی‌خوام بین شما دوتا قرار بگیرم

قراره سخت باشه ولی قوی بمونین

پس فعلا

فکر نکنم توی موقعیتی باشی که بتونی وسواس به خرج بدی

هر وقت نظرت عوض شد بیا باهام حرف بزن

این‌هم برگه ترخیص

می‌تونید مهر بزنید یا امضاش کنید

چشم. مهرش می‌‌کنم

با خودم آوردمش

هی

چی‌کار می‌کنی؟

واقعا می‌خوای امضاش کنی؟

گفتم که آره

بیخیالش شو

صبر کن

این کسب و کار داره ورشکست می‌شه، نه؟

یا این‌جا، جاییه که یه‌ نفر مُرده؟

ای‌وای، زده به سرت؟

جایی که یه‌نفر مُرد؟

درباره چی حرف می‌زنی؟

اصلا اینطور نیست

بچه‌ی من از حساسیت رنج می‌بره

خب منم دارم می‌رم به جزیره ججو پدر و مادرم اونجا زندگی می‌کنن

تو یکی دخالت نکن

خدایا- هی-

تو نمی‌تونی پولی که از هیوشیم گرفتی رو این‌جور به باد بدی

خب...شما مجبور نیستید قرارداد رو امضا کنید

ما هنوز برای امضای قرارداد وقت داریم

پس فکر کردیم شاید نیاز نباشه برای سه ماه کرایه پرداخت کنیم

نه، من می‌خوام امضاش کنم جدا می‌خوام

سون‌سون صبر کن

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left