İlk 200 satır.
دستت رو بکش موجودات تاریکی
هیولاها،نیاید نزدیک
نگران نباش ...من ازت دربرابر این
هیولاها مراقبت میکنم
اون چیزیه که من گفتم
هیولاها
نشنیدی؟
اینو بگیرید
!فانی ها
تو کی هستی؟
اون موجودات از کجا اومدن؟
وقت برای گپ نیست
!پسر هنوز زندانی ـه
من باید برگردونمش به سنگ
حالا،کجا گذاشتمت؟
میدونم یه جایی گذاشتمش
چیزی گم کردی؟
شاید بتونم کمکت کنم پیداش کنی
من چیزی گم نکردم،بتمن
اره،میدونم کی هستی
و اگه تو یک دهم عقل من رو داشتی
میدونستی که جادوگرا چیزی گم نمیکنن
یه تغییر جای ساده است
پس تو یه جادوگری؟
نه . من جادوگر هستم
من نیازی به کمک تو یا کس دیگه ای ندارم
من خودم ورود به سنگ رو پیدا میکنم
خیلی ممنونم
جادوگری که دنبال سنگه چون پسر زندانیه
خوشحالم که مشخص شد
چرا فانی ها میخوان همه چیز رو براشون بگم؟
باشه،من توضیح میدم چرا داری وقتم رو هدر میدی
و من تکرارش نمیکنم
پس خوب توجه کن
از میراث من در سنگ ابدیت
من قهرمان جادوی زمینی خاکی بودم
و نگهبان آفت ابدیت
همچنین هیولاهای مختلف
خیال های واهی و برادران جین
افرادی که برای ناپاکی حکومت میکردم و تازه زمین رو تشکیل داده بودن
تا وقتی که اون خودشو نشون داد
اَدم،اینجا چیکار میکنی؟
الان اَدم سیاه هستم،پیرمرد
و من میراث تورو میگیرم
چه شکلیه؟
تو خیلی وقت پیش حقتو از دست دادی
یادم رفت کلمه جادویی بگم؟
من قرن ها برای این صبرکردم
و تو سرراه من نشستی
خواهیم دید
من فقط داشتم لول بالا میبردم
!بیلی،تمرکز کن
من نیاز دارم که اسم من رو بگی و قدرت های من رو احضار کنی
اره،بیلی،انجامش بده
!شزم
!کار کرد
اونو پس بده
!بیلی
،بالاخره
قدرت ابدیت در دستای منه
خداحافظ،پیرمرد
و نگران نباش
من چندتا همبازی برای کارای تو میفرستم
اینجوری شد
اَدم من رو به زمین تبعید کرد
جایی که فانی ها توی لباس های خفاش
سوال های ازار دهنده میپرسن
به نظرم خودتو درگیر نکن
حالا،من رو تنها بذار
اگه اَدم سیاه کنترل میراث رو گرفته
ما باید متوقفش کنیم
این "ما" بی معنی چیه؟
من قهرمان موشک بودم قبل از عالی شدن تو
هزاران بار قبل از عالی شدن تو
من خودم میتونم
زمانی که تو ورودی گم شده رو پیدا کنی
نابجا
وقتم رو هدر نده
هرچه بیشتر از میراث دور تر باشم
قدرت هام ضعیف تر میشن
و اون هیولاها هنوز دنبال منن
میتونی دوباره منفجرشون کنی؟
به نظرمیرسه که نه
دیدی،گفتم که پیداش میکنم
و اون موجودات
اونا نمیتونن مارو اینجا ردیابی کنن
اما من قصد ندارم بذارمش
نگاه کن،ورودی اونجاست
من میتونم کمکت کنم بری - علاقه ای ندارم -
من خودم با پرواز میرم اونجا
!پرواز
"گفتم"پرواز
!آبروم رفت
قدرت هام رو از دست دادم
چیکار میکنی؟
!بیا بریم
چیزی که من گفتم کل روز رو نشنیدی؟
برای آخرین بار،من نیازی به کمک تو ندارم
اگه میخوای،من تورو اینجا ول میکنم
میدونی چیه؟من خوبم
بذار من برم
ساکت باش،بچه
سکوت باعث میشه که منفجرت نکنم
خودشه و من میخوام صورت شماهارو
به عنوان هیولاهای ابدیت که از دنیا انتقام میگیرید ببینم
ناله و فریاد مجازه
من حس میکنم سخاوتمندم
اونجاست
بالای صندلی میراث
اون گوی قدرت های من رو داره
وقتی بشکنه
روشنایی آزاد میشه
و بیلی تبدیل میشه
نقشه ات چیه؟
سوال عالی ایه
من دارم چی میگم؟
من خیل وقته از میراث دور شدم
هرگز انقدر بی قدرت نبودم
بتمن
...من احتمالاً به یکم چیز نیاز دارم
کمک
حرف خودته،نه من
اون به عنوان غذا
برای غذای اصلی
کلیتوس،یوتول و برادران جین
زمانی که ازاد شن،اونا یه دوره جدید زمین رو ایجاد میکنن
!این کار رو تموم کن
"این کار رو تموم کن"
تو شبیه معلم منی
پسس بذار آخرین درس رو بهت بدم
چیزایی رو باید خیلی وقت پیش یاد میگرفتی
چی؟
!برو،بتمن
تلاش خوبیه،پیرمرد،اما پیروزی مال منه
این خوب نیست
اون هنوز تموم نشده بیلی
قدرت های من هنوز میتونن احضار بشن
تو فقط نیاز به قدرت ذهن داری که اونا رو آزاد کنی
تو واقعا فکرمیکنی من میتونم؟
،بعداً
من یاد گرفتم که به فانی ها اعتماد کنم
!شزم
!شزم
!کافیه،پسر
من تورو برای همیشه ساکت میکنم
!شزم
!بالاخره
!این تموم نشده
!اه،ببخشید
من جای تورو گرفتم؟
!اون ناله
یکی از چیزایی که نمیخوام درباره تو از دست بدم
اون به دورترین کهکشان رفت
اون باید به ما یکم صلح و سکوت بده
برای چند قرن
هیولاهای ابدیت چی؟
من میتونم شکستشون بدم؟ میتونم؟
منظورم اینه،میتونم؟
مهمون من باش
ممنون،بتمن
خیلی دردناکه بخوام قبول کنم
...نمیتونستم بدون چیز تو انجامش بدم
کمک
کلمه توئه،مال من نیست
خوشحالم که تماس مارو دریافت کردی،سوپرمن
اون سوسک هارو جذب کرده
تا قدرت هاش رو برگردونه
ما نمیتونیم دیگه وقت تلف کنیم
شاید تو باید اینجا بمونی،واردن
پرسایت،تو یه پسر گرسنه ای
این یه درجه بهتر از غذای زندانه
...و حالا
!غذای اصلی
شنیدم میتونی از کنترل حیوانات استفاده کنی
!سوپرمن
صبرکن،صبرکن،صبرکن وایسا
من فقط یکم خبر برای
روزآنلاین سیاره بگیرم،باشه؟
جیمی،اینا باید برن
درسته،خانم لین از من خواست که یکم
فیلم از پرسایل برای داستانش بگیرم
و اه،... وقتی میگم خواست
منظورم اینه که تهدید کرد
فیزیکی
!شهاب سنگ
ممنون واندروومن
پرسایت بیچاره
پرسایت بیچاره؟اون موجود یه حشره ابرانسانی بود
و یه مجرم خطرناک
احتمالاً دایانا
اما اون هنوز یه زنده بود
... و
من صدای قلب میشنوم
هیچی نمیتونه کتیلوس رو متوقف کنه
همونجا بمون
!تکون نخور
تو به زندان رسیدگی کن
!از اینجا برو
کافیه
من هنوز بیشتر میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.