İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(بـا شـوهـرم ازدواج کـن)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
نباید روی پولا علامت بذاری
در هرحال اون قرار بود بمیره
چه اتفاقی برامون میفته؟- حرف نزن-
...با شوهرم
ازدواج کن
پارک مینهوان باید با جونگ سومین ازدواج کنه؟
بله
...اگه نکنه
من باید با پارک مینهوان ازدواج کنم
سرطان میگیرم
و به دست شوهرم و بهترین دوستم کشته میشم
"اتفاق افتادنش اجتناب ناپذیره"
شما نمیدونستین؟
نه، شاید بخاطر اینه که زیاد تغییر نکردم
تو یه چیزای کوچیک فقط
مثلا، فرستادن بک اونهو به دورهمی برای روشن کردن قضیه بینتون
پس برای همینه که اونهو اومد
ولی چطوری درمورد گوسلجونگ میدونستین؟
...برای اینکه من
برای مراسم ختمت رفتم
مراسم ختم
مراسم چطور بود؟
ناراحت کننده بود
...بیشتر مردم
پشیمونیایی داشتن
دروغ میگین
من فقط میتونم تصور کنم
...هیچ کس از هیچی ناراحت
یا پشیمون نمیشه
"فکر کنم یکی مرده"
"درسته، الان اونو یادم اومد"
"اون الان مرده"
یه چیزایی شبیه این
میتونیم جای دیگهای با هم صحبت کنیم؟
ممکنه که یکم طول بکشه
این خونه اونه؟
پیاده نمیشی؟
اوه، بله
بفرما داخل
نه، نرو
نه- میتونین بذارینش رو زمین-
من گربهها رو دوست دارم
ولی اون از آدما خوشش نمیاد
هی
خب، فکر کردم دوست نداره
!تو خیلی کیوتی
چایی میخوری؟
من همهچی دارم. قهوه هم همینطور
چیزی نمیخورم
میدونین، از گربههای پلنگی خوشم میاد
تو خیلی خوشگلی
میشه ازش جلوگیری کرد؟
اگه جلوشو بگیری چی؟
اگه با پارک مینهوان کات کنی و با جونگ سومین قطع رابطه کنی
سعی کردم
...ولی
اگر با مینهوان کات کنم خیلی از خودبیخود میشه
اگه اون ده سال بعد منو میکشه از کجا معلوم الان اینکارو نکنه؟
اگه فرار کنی چی؟
میخواستم
وقتی برگشتم همه چی ترسناک بود
فقط میخواستم همه چی رو فراموش کنم و فرار کنم
ولی درواقع، غیر ممکن بود
...وقتی میشه جمع کرد و رفت که
استقلال مالی داشته باشم
ولی الان میتونی فرار کنی من میتونم کمکت کنم
درسته
...ولی من فهمیدم که
با فرار کردن نمیتونم از چیزی طفره برم
ببین، قبلاً اینجام جای زخم بود
با قهوه جوش سوخته بودم
شما بجای من صدمه دیدین
شکل این زخم دقیقاً شبیهشه
اگه صدمه نمیدیدم
...در نهایت
تو بازم صدمه میدیدی؟
بله
جلوگیری ازش راه حل نیست
در هرصورت، بازم اتفاق میفته
اگه من سرنوشتم رو به کس دیگهای ندم
زحم به جای زخم
ازدواج به جای ازدواج
...و مرگ
به جای مرگ
پس من قرار نیست فرار کنم
من معمولاً به این مناطق نمیام حتی اگه بهم زنگ بزنن
عجیبه
...ولی امروز یه حسی داشتم که
باید بیام اینجا
ممنون
حتماً چیز باارزشی رو گم کردی
حتی نمیدونم که باارزش بود یا نه
ما حتی همدیگه رو نمیشناختیم
خدایا
ولی چرا؟
مرد باید جسور باشه
باید تا آخرش رو میدیدی مهم نیست چی پیش میاد
درسته
ازش پشیمونم
فکر میکنم که شانسای کوچیک داشتم
برای چی از دستشون دادی؟
من نمیدونستم که شانس منه
یا گاهی، فکر میکردم این اشتباهه
صادقانه بگم، نمیدونم
من تازه احساساتم رو فهمیدم
من فقط داشتم زندگی میکردم
...ولی وقتی فهمیدم اون مرده
اگه یه شانس دیگه داشته باشی، چیکار میکنی؟
شانس دیگهای وجود نداره
نه، اگه بود
ازش استفاده میکردی؟
تو فکر میکنی که همه اون شانسها رو از دست دادی
ممکنه که از دست نداده باشی
شاید یه چیزی جلوت رو گرفته
...من
پس ازش پشیمون نشو
من مطمئنم برای انتخابت دلیلی داشتی
...یا
واقعاً از شانست به خوبی استفاده میکنی؟
ممکنه احمقانه بنظر بیاد
ولی من نمیدونستم چه احساسی دارم
اگه میدونستم، از اون مراقبت میکردم
پس اگه یه شانس دیگه داشتم
ازش استفاده میکردم
راستی، چطوری تو برگشتی؟
من فکر کردم مردم
ولی توی سال 2013 بیدار شدم
من بخواب رفتم و بیدار شدم
بعد توی سال 2013 بودم
::::::::: آيــــ(بـا شـوهـرم ازدواج کـن)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قـسـمـت هـفـتـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
شنیدی؟ تیم بازاریابی یک قراره منحل شه
امیدوارم پروژه کیت غذا به ما برسه
...یه بدشانسی دیگه
سلام
من امروز ساعت 7 مصاحبه دارم نمیتونم برم دنبال یون جی
چه دروغ ضایعی
کدوم کمپانی واسه 7 بعدازظهر مصاحبه میذاره؟
چی، میدونی همه چیو؟
همینه که گفتم، پس باور کن
تازه، شنیدم که پروژهتون مختل شده
بابا
چیه؟
اونو نبردی مهدکودک؟
حالا هرچی، قطع میکنم
چیه؟
به من ملحق میشی؟...
به جای اون تو رو بیرون بندازم؟
،اگه من نبودم
کی برای این کار ترفیع میگرفت؟ تو یا کانگ جیوون؟
چرا زندگی من اینجوریه؟
به شخصه، از آدمایی مثل تو بدم میاد
چیه؟
اون رئیس برنامهریزی استراتژیک نیست؟
اگه اون اینجا باشه، خون به پا میشه- قطعا-
چه خبره؟
مدیر کل یو جیهیوک
دربارهی تو شنیدم
حالا به بخش منابع انسانی منتقل میشین؟
من فقط یه کارمند حقوق بگیر هستم کاری رو که بهم گفتن انجام دادم
...این به خاطر شرکت نیست
...توی یو اند کی، رئیس
میتونه هرکاری انجام بده
چه برای شرکت باشه چه برای خانوادهش
...واقعاً
فکر میکنی اون هیچ کاری انجام نمیده؟
فکر نمیکردم شما رو بفرسته
من نمیدونستم که اون تایپ شماست
منظورم اینه که غیره منتظره بود
پستتر از حد انتظاره
اون
پست نیست
شاید
رابطهی هفت ساله
ولی اون یه چیزایی رو با تو شروع کرده
اینطور نیست
شما بعد از اتمام کار با هم به خونه رفتین
اون وقت اضافه بود؟
با من بودین؟
فقط زمانی که لازم باشه
خودت خواستی
،تا به امروز مجبور نبودین اما هرکاری ازتون بر میاد
شاید بزودی بخواین
قرار بود پروژه رو به اون بدین؟
اگه اینطوره، به نظر میرسه که شما بعد از یه شب نامناسب تصمیم گرفتین
مدیر کل یو جیهیوک
منابع انسانی موضوع رو بررسی خواهد کرد
تحت تاثیر افکار عمومی قرار نمیگیره
عادلانه و بدون نفوذ یک زن
تا اون زمان، به نظر درست نیست که خانم کانگ این پروژه رو به عهده بگیره
با توجه به شرایط، ایشون هم مستقیماً درگیر هستن
،تا زمانی که نتایج مشخص بشه
باید اون رو به خانم یانگ بدین
کانگ جیوون میتونه به تیم ملحق بشه
اگه میتونین تحت تاثیر افکار عمومی ،قرار نگیرین، بیطرف باشین
،و تحتتأثیر یه زن قرار نگیرین
متوجه میشین که کانگ جیوون برای این پروژه بهترینه
دارم میگم دیشب هیچ اتفاقی نیفتاد
No comments yet. Be the first to leave one.