İlk 200 satır.
تقديم به دوستداران پينک فلويد
...نيمه تاريک ماه يک ابراز همدرديِ
...سياسي، فلسفي و بشر دوستانه بود
.که بدجوري ميخواست بروز کنه
براي آلبوم نيمه تاريک... حس ميکنم .کل گروه با همديگه همکاري ميکردن
.دوران بسيار خلاقي بود .ذهن ما هم خيلي باز بود
.فکر ميکنم چون هنوزم هدف مشترکي داشتيم
.پولدار و مشهور شدن
...ايدههايي که راجر کشف ميکرد
.براي هر نسل جديدي به کار ميان
.هنوزم مثل قبل ميشه باهاشون ارتباط برقرار کرد
...به نظرم يکي از موفقيتهاي نيمه تاريک اينه که
.خيلي پر مايه است ،کلي آهنگ هست
.کلي ايده که همشون توي يک آلبوم جمع شدن
...اون لحظه رو خوب يادمه که
.نشستيم و کل ميکس رو گوش داديم
!و فکر ميکرديم خداي من .واقعا يه کار فوقالعاده انجام داديم
،فکر کنم رکورد تاريخ دستشه
.براي 750 هفته متوالي توي چارتها بود .حدودا 14 سال
،آلبوم عظيمي بود
،نه تنها از نظر فروش .بلکه از نظر تاثيري که گذاشت
...اينجا بود که موسيقي زيرزميني
،پراگرسيو راک يا هر چي .تبديل به جربان اصلي شد
آلبومي بود که بسياري از ،معيارهاي پاپ سنتي رو داشت
.ميشد با آهنگها همخواني کرد
اما از اون آهنگها بود که اگه ...توي يک اتاق تاريک گوش ميکردي
.تو رو به جاهاي مختلفي ميبرد
.احتمالا نقطه اوج آلبومهاي مفهومي بود
،چون مفهوم داره ،آهنگ داره
،فضا و موسيقي هم داره
.اما تصور و خيالپردازي رو از بين نميبره
بعد از اينکه در سال 68 سيد ديوانه شد ...و ديويد به گروه ملحق شد
...هممون سرگردان و کورکورانه دنبال اين بوديم که
حالا قراره چيکار کنيم؟
،چون اون کسي بود که ساخت اين آهنگها رو شروع کرد
.و يجورايي قلب گروه بود
.سيد باعث اتفاقات زيادي شد
به نظرم اينکه گروه به کارش .ادامه داد خيلي تحسين برانگيزه
اونم بعد از اينکه محرک و .مغز متفکر اصلي رو از دست دادن
،منظورم اينه که انتخاب هر روزت نيست
يعني اينجوري نيست که بشيني و يهو بگي "بياين از شر آهنگسازمون راحت بشيم"
بعد از اينکه سيد رفت موزيک اونا .بيشتر فضاسازي با صوت بود تا آهنگ
،بايد مراقب نقاط قوت خودت باشي
.به نظرم خيلي خوبه که ما نميتونستيم تک آهنگ بسازيم
.وگرنه ممکن بود بعضي از کارهاي خوبمون رو نسازيم
،وقتي سيد از گروه رفت .پينک فلويد منجمد شد
.اونا گذاشتن همه ايدهها بيرون بياد
وقتي براي اولين بار پينک فلويد رو .ديدم تابستون سال 68 بود
.در واقع اولين تور اونا در آمريکا با حضور ديويد گيلمور بود
...و اونا واقعا خارقالعاده بودن. آهنگهاي
"Let There Be More Light", "Set the Controls for the Heart of the Sun",
.کاملا اسپيس راک بود
...من کاملا از روي علاقه شروع کردم به
.بعضي از اون بداههنوازي هاي سايکدليک
،اون موقع هنوز کلي کار بدون کلام اجرا ميکرديم
.يعني نصف آلبوم رو
.ولي ما هميشه دنبال يک جهت بوديم
...يک جدال کوچيک بين اينکه
،مرزها رو يخورده محتاطتر کنيم
،يا اينکه به سبک اکسپريمنتال رو به جلو حرکت کنيم
.اما همچنان ملودي رو حفظ کنيم
،ميريم Meddle وقتي سراغ آلبوم ...به وضوح نشون ميده که Echoes آهنگ
.توي چه جهت و مسيري قرار داشتيم
،تا جايي که يادمه آهنگ بود Meddle بقيه آلبوم
.و طرف دوم صفحه يک قطعه 20 دقيقهاي بود
،طرف اول صفحه يک سازه بود
و طرف دوم شروعي براي تمام .آهنگهايي بود که درباره مردم بودن
غريبهها توي خيابون از کنار هم رد ميشن
به طور شانسي دو نگاه همديگه رو ميبينن
و من تو هستم و چيزي که ميبينم خودمم
،اون شروع همدردي بود .اگه اينجوري اسمشو بذاريم
،دو غريبه توي خيابون از کنار هم رد ميشن" "،به طور شانسي دو نگاه همديگه رو ميبينن
"و من تو هستم و چيزي که ميبينم خودمم
يک جور رشته رويداده که اون زمان توي ،همه چيز زندگي من اتفاق ميافتاد
.و توي آلبوم نيمه تاريک تخليه شد
.بايد دوره زماني رو در نظر بگيريد
.اون موقع اوج گلَم راک بود
اون موقع "مارک بولان" و .تي-رکس" و "ديويد بويي" بودن"
.زيگي استارداست" هم بود" ،يه جورايي اوج پاپ بودن
و پينک فلويد هم با يک آلبوم که .همچين فضاي سنگيني داشت از راه رسيد
.اون يک داستان ساخت ...اساساً يک اثر تئاتر خلق کرد که
.درباره اين بود که زندگي در دنياي مدرن چطوريه
هر چهارتامون اونجا بوديم و ...داشتيم درباره اين بحث ميکرديم که
آلبوم رو جمع کنيم و همشو .به شکل "مضمون دار" ارائه بديم
."چيزي که امروزه بهش ميگن "آلبوم مفهومي
يک سري چيزها هستن که ...اونقدر روي فرد تاثير ميذارن
.که روي ديدگاهش به موجوديت تاثير ميذاره
،فشارهايي هستن که ميتونن تو رو به هر سمتي ببرن
.اين آهنگها بعضي از اونا هستن ...چه تو رو هُل بدن به سمت
.ديوانگي، مرگ، همدردي، طمع يا هر چيزي
...يه چيزي درباره ديدگاه نيوتني در فيزيک هست
...که ممکنه جالب باشه و
.آلبوم درباره همينه
...يکي از اون لحظاتِ خيلي خوب اتفاق افتاد
.که بيشتر گروهها تجربهاش ميکنن ،وقتي کل گروه هدف رو درک کردن
و همه از ايده خوششون اومده ...و يجورايي توافق کردن که
.کم و بيش هرکسي چيکار کنه
.نيمه تاريک ماه در يک اتاق تمرين در "بِرموندزي" کليد خورد
.فکر کنم اونجا يک انبار متعلق به گروه رولينگ استونز بود
همونجايي که ما بداههنوازي، نوشتن آهنگ .يا هرچي اسمشو ميذاريد انجام داديم
.مطمئن نيستم اونجا چندتا آهنگ نوشتيم
مثلا ميگفتيم بياين براي يکي دو ساعت .مي مينور يا لامينور کار کنيم
.اوه به نظر خوب مياد ميتونيم 5 دقيقه از اين بزنيم
...کلي ايده موسيقيايي توي جلسات بداههنوازي
.در اين اتاقهاي تمرين بيرون اومدن
.از جمله شعرهايي که راجر نوشت
.چون اون حرفهايي براي گفتن داشت
.و اين اولين بار بود که تمام شعرها رو خودش مينوشت
.راجر همه جوره مشوق و نيروي محرک بود
...جوري که نيمه تاريک ماه بعضي از احساساتِ
.نااميديِ اوايل بزرگسالي رو بيان ميکنه قطعا فراتر از زمانه
.اخيرا دوباره گوشش کردم ...هميشه منو متحير ميکنه
...که تونستم ازش رها بشم چون
...خيلي حال و هواي دوران نوجواني داره و ميدونيد ديگه
،نفس بکش، هوا رو نفس بکش" ".از اهميت دادن نترس
...اتفاقا به نظرم با همچين بافت موزيکي
...و همچين قطعاتي که ساختيم در کل
...مردم آمادهي پذيرش اين شادي هستند
...تا بتونن روي موضع خودشون ايستادگي کنن
.و به يک روش درست و اصيل زندگي کنن
.من در اصل از سبک جز اومدم ...عاشقشم
،سبک مورد علاقمه .الهامبخش منه
،نکته جالب درباره اين آهنگ اينه که ،به هر حال داريم درباره جز صحبت ميکنيم
...اين کورد به خصوصه ...که در واقع
.دقيقا به کوردي ختم ميشه که شنيده بودمش ...توي آلبومِ
"Kind of Blue" .از مايلز ديويس
...که همچين چيزيه .اين کورد رو عاشقش شدم
...رو اجرا ميکنيم Breathe وقتي داريم آهنگ
.ميريم G سراغ برگرديم؟ E اما چطور به
...خب به طور معمول ميريد سراغ
اما من اين کورد رو يادم بود ...و يادمه که
توي خونه به آهنگ گوش دادم و ...روي کورد کار کردم و فکر کردم
.ديويد توي دابل ترَکينگ وکال فوقالعاده بود
،ميتونستيم از دستگاه استفاده کنيم .اما فرق داشت
.يک قسمت هارموني هم هست
.و همچين صدايي شد
.برگرديم به گروه
.دو قسمت اُرگان هست که الان پخش ميشن
تقريبا چند ماه بود که آهنگ رو اجرا ميکردن Eclipse
قبل از اينکه توي استوديوي "اَبي رود" اجراش کنن
.و ضبطش کنن
اين يعني اجراها خيلي فشرده بودن .و شرکت کردن توي اونا سخت نبود
،وقتي توي يک گروه يه چيزي رو اجرا ميکني
.خواه ناخواه توسعه پيدا ميکنه و تغيير ميکنه
...قبل از دوران ممنوعيت الکل
،اين روش خيلي بهتر و مؤثرتر بود
چون فقط وارد استوديو ميشدي .و شروع ميکردي به تمرين
يک مدتي ميشد که اينجوري .به صورت زنده اجرا ميکرديم
.يجور بداههنوازي با گيتار و از اين جور کارها
،فکر ميکنم هيچ کدوممون اونقدر ازش راضي نبوديم
.حتي وقتي سينث سايزر هم داشتيم
که يک کيبورد کوچيک داشت EA سينث
،و يک تواليساز هم داشت .فکر کنم اولين تواليساز بود
.اينو وصل کردم و باهاش يک توالي پخش کردم
.و راجر فوراً گوشهاش رو تيز کرد و گفت صداي خوبي داد
.و اومد و شروع کرديم باهاش بازي کرديم
و اون يک توالي نت جديد گذاشت و .همه چيز از دل اون گسترش پيدا کرد
.يک سري نت به طور آهسته پخش شد
،مولد نويز و اُسيلاتورها رو راه اندازي کرديم
.بعدش فقط سرعتش رو زياد کرديم
...تقريبا خودش شد
...صدايي که ساخته شد
.خيلي هيجانانگيزتر از کاري بود که داشتيم ميکرديم
...اونا اولين گروهي بودن که واقعا در صدد بودن
.و تلاش کردن موسيقيِ آينده رو بسازن
.ما با حلقههاي نوار و افکتهاي صوتي کلي کار کرديم
.وقتي سال 72 اون آلبوم رو ساختن چيز خاصي نبود
.اما در اصل داشتن همين کار رو ميکردن
...اونا از جهتي يک پيش نمايش از
.تصاوير صوتي آينده ارائه ميدادن
...چندتا کار بسيار بسيار هوشمندانه
.و فوقالعاده شنيدني از آزمايش با صوت بود
،اين سينث سايزر اصليه .يک هايهَت داخلي داره
...ما با چندتا فيلتر و اُسيلاتورهاي ديگه
.باهاش کار کرديم تا همچين نويز ويبراتويي بسازيم
و اين گيتار رو هم اضافه کرديم ،که يک گيتار عقبگرد با اِکوئه
.و با پايه ميکروفن نواخته شده، به شکل اسلايد
.روي استريو از چپ به راست حرکت ميکنه .و اينم سينث سايزرها هستن
،که يجورايي صداي ماشينهاي آينده رو تداعي ميکنه
گام صدا رو يخورده پايين مياريد و .همزمان موقعيت صدا رو تغيير ميديد
.اينطوري به شکل مصنوعي صداي دوپلِر ميسازيد
.شبيه صداي آمبولانس که از کنارتون رد ميشه
...صداي قدم زدن رو اضافه ميکنيم ...و مقداري ضربان قلب براي تنش بيشتر
.همونطور که ميبينيد چيزهاي زيادي توي اين آهنگ هست
،به ويژه اين بخش
The Travel بخش ،On the Run يا همون
.به نظرم خيلي پيچيده بود
.همگي دست به دست هم داده بودن
هميشه دلت ميخواد چيزهاي ،بيشتري به آهنگ اضافه کني
.براي همين آهنگ يهو به يک چيز ديگه تبديل ميشه
،هممون دست به کار بوديم
.و انگشتهامون روي فِيدرها بود
،اما همين شکلي بود ديگه
...اون زمان اتوماسيون نداشتيم
.اون زمان ميکس کردن يه کار برجسته بود
.هر ذره به اندازه اجراي يه کنسرت بود
...در واقع يه چيزيه که
.توي عصر مدرن يجورايي از دستش داديم
.خيلي خيلي خوب مهندسي شده بود
.خيلي خيلي با دقت هم ساخته شده بود
No comments yet. Be the first to leave one.