İlk 200 satır.
من بیشتر از این نمیخوام
من فقط یه زندگی عادی میخوام
من هیچ دردسری نمیخوام
دغدغههای رایج مردم عادی تموم چیزیه که میخوام به فکرش باشم
...چیزایی مثل پول اجاره و قبوض آب و برق
و غذایی که روزانه شکم آدمو سیر کنه
...من فقط زمانی فهمیدم چه چیزی مهمه
که دیگه خیلی دیر شده بود
شاید تنها من باید یه شروع تازه داشته باشم
لعنتی! ما مثل مورچهها هستیم
...بچهها شما میدونستین
حیوونا، حشرات و آدما یه نقطه کور دارن؟
نقطه کور قسمتی از بینایی شماست که دید ضعیفی داره
فهمیدین؟
نه
!باشه، پس گوش کنین
!مثلاً سوسکها رو در نظر بگیرین
سوسکها در دو طرف سَر خود چشم دارن
مثل ماهی و مرغ
نقطه کور اونا بالای سَرشونه
!مورچهها
مورچهها نقاط کور زیادی دارن
چی؟
...اونا وابسته به حس بینایی نیستن
امّا حس بویاییشون جبرانشو میکنه
عنکبوتها هشت تا چشم دارن
خوب پیدا کردن نقطه کورشان سخته
پس دشمن عنکبوت از پُشت بهش حمله میکنه
شرط میبندم که شما قبلاً این چرتوپرتا رو نمیدونستین، نه؟
رئیس اَل
درمورد مگسها چی؟
نقطه کورشان کجاست؟
!نقطه کور
نقط کور؟
بله، نقطه کور
کُشتنشون خیلی سخته
!تو نمیتونی بکُشینشون
!اوه، پسر
رئیس! همونطوری که گفتی عنکبوتها هشت تا چشم دارن
!مگسها توی چشماشون هزاران لنز دارن
به همین دلیل اونا میتونن !تموم جهات رو ببینن
میگن اونا قادرن واسه حرکت ...از جایی به جای دیگه
در چند صدم ثانیه تصمیم بگیرن
در نتیجه میتونن از موقعیت خطرناک دَر برن
قدرت تفکر اونا چهار برابر سریعتر از آدمه
!چهار برابر؟
!واقعاً؟
!چهار
!وای
!آشغال
!مگسها نقاط ضعف هم دارن
همه به لطف هشت الگوی بالهایشان موقع پروازشونه
...و چون اونا به عقب پرواز میکنن
اینجا جاییه که تو باید کار خودتو بکنی
...تو منتظر میمونی که اونا جایی بشینن
-و چون اونا به عقب پرواز میکنن
!اوووه
!از پُشت بهشون ضربه میزنی
!تو خیلی باهوشی، رئیس اَل
!زدی به هدف
!یه آدم تعلیم دیده واقعاً یه چیز دیگهست
!تو باید کتاب بخونی، احمق
مامانت ترا فرستاد مدرسه ولی تو همه جا رو به گُه کشیدی
یسری اعدام اینجا در منطقه کَماناب رخ داده
!لعتتی
آخرین مورد یکی امروز بعدازظهر در سنگاندان اتفاق اُفتاده
--گفته میشه پلیس تیراندازی کرده- !رئیس-
ممنون از دعوت و البته با آرزوی بهترینها
!آره! تبریک به تازه داماد آینده
خوب رئیس، کِی عروسی داری؟
و...ماه عسل؟
چیه؟ میخوای بیای؟
...نه ما هنوز برنامهای نداریم، ولی
اگه تصمیم گرفتیم اول اونو مشخص میکنیم
میخوای بیای؟
آره، چرا داری میپرسی؟- !زودباش! از اینجا گُم شو-
رئیس! دوباره ممنون
!رئیس، مواظب خودت باش
!موفق باشی- !آره، برو خونه-
-مگس
دوباره چطور شد؟
--هزاران- نه! هشت تا...چیزی
!فقط از اتاقت بیرون بیا
!ببخشید که مزاحمت شدم آقا
میبینم که هنوز مغازه بازه؟
...من تقریباً داشتم میبستم، امّا
خوب، اشکالی نداره
!بفرما داخل
خوب؟
واسه سفرهای ماه عسل آمادهای؟
فکر میکنم هنوز واسه اینجور چیزا آماده نیستم
!من که کاری نکردم، هنوز باکرهام
چطوره من بهت تقه بزنم؟
شوخی کردم
١٠٠هزار
این تموم پسانداز ماست
از هیچی بهتره
!داداش
جای خوبیه، نه؟
!رئیس
!رئیس
واسه چی اومدی اینجا؟
!خیلی وقته ندیدمت، اَل
!انگار شبها زود میخوابی
دوست دخترت کجاست؟
یه سر رفته خونه
!وای
این که دلچسب نیست، نه؟
تو فردا سرت شلوغه؟
یا یخورده سرت خلوته؟
میدونستی که جِیمز آنفلوآنزا گرفته؟
بله، آقا! اون جلوتر بِهِم پیام داده
!لعنتی
...هر وقت میخوام ازت چیزی بپرسم
!تو فقط جواب آخرین سؤالو میدی
ما داریم پیام میدیم؟
!ببخشید، رئیس
فردا سَرم شلوغ نیست
ما میخوایم برگردیم سَر کار
فردا ۱۰ صبح
!بیا خونه! و آمور رو با خودت بیار
تو باید یخورده بدهیهای خودتو صاف کنی
گرفتم، رئیس
فردا ۱۰ صبح
بازم آبجو میخوای، رئیس؟
!بفرما، رئیس
میخواستم مست کنم
!نه! نه! خودتو زحمت نده
امشب این آخرین آبجوی منه که میخورم
ما تازه از عشق و حال اومدیم
من فقط اومدم ببینمت
برام بد هم نشد که از این پاتوق قدیمی رفتم
از وقتی که ما از اینجا رفتیم انگار خیلی اتفاقات اُفتاده
تو باید حواست به اینجا باشه، باشه؟
!روسفیدم کن بچه
خوب؟
اونا چی میخواستن؟
نمیدونم
اونا فقط از ناکجاآباد ظاهر شدن
شاید بخاطر تو اومده بودن؟
داشتن از تو سینجیم میکردن
نه، اون فقط میخواد فردا یه کاری انجام بشه
چی؟ چرا بهشون نگفتی که میخوای بری یجایی؟
نه! اگه من فردا نرم اون دست به هرکاری میزنه
رئیس! سیگار داری؟
!بیا
پاکسازی
پاکسازی اینجا اگه یکی سیگار بکشه، بقیه هم میکشن
اینجا اگه یکی سیگار بکشه، بقیه هم میکشن
کی گفته که میتونین اینجا سیگار بکشین؟
این دیگه کدوم خریه؟
ها؟
!لشتو بیار اینجا
!خوب! خوب
!نگرانش نباش
چرا دارین اینجا سیگار میکشین؟
شرمنده، آقا! نمیدونستم
!من آسم دارم
!شما نباید اینجا سیگار بکشین
!گرفتی؟
بله، آقا! ببخشید
!بشین! بشین
!زودباش! بشین
من بهت گفتم که میتونی بشینی؟
!پاشو! پاشو
مشکلی نیست، میتونی بشینی- !بشین! بشین-
درمورد این یکی مطمئنی، جِیمز؟
!صددرصد رئیس دِنشو
...یعنی من اونو نمی آوردم اینجا
اگه قراره منو روسیاه بکنه
خوب وقتی ما بچه بودیم، اون در غرفه سبزیجات مرکز خرید دزدی میکرد
بهتون بگم اون یه عوضی به تموم معناست
تو تقریباً خوب بنظر میرسی
از بین تموم احمقهایی که درموردشان شنیدهام، تو شدیداً توصیه میشی
!جِیمز- !بله، آقا-
آره یا نه، این تموم چیزیه که ازت میخوام
!خودشه
بله، آقا! این شخص رو تضمین میکنم
من دِنشو هستم
من سرپرست این خونوادهام
...این آمور هست
دست راست منه
اون لال نیست
اون فقط از حرف زدن خوشش نمیاد
اگه خوش شانس باشی میتونی ماهی یه بار باهاش حرف بزنی
اون کادو هست
یه دونده عالی
بویونگ یه آشپز فوقالعادهست
اونیکه اونجا اون گوشه ایستاده، لیزل هست
!نزدیکش نشو
!بهش دست نزن
اون خواهرزاده بویونگه
...امّا درمورد رفیقت جِیمز
اون بی فایدهترین عضو این گروهه
ها؟
شوخی کردم
من اونو پیش خودم دارم چون بینش خوبی نسبت به اهداف درست داره
یه دیدهبان عالی
این دیان هست
!بهش نزدیک نشو
No comments yet. Be the first to leave one.