The State of Things (Der Stand der Dinge)

The State of Things (Der Stand der Dinge)

Der Stand der Dinge

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

Der Stand der Dinge aka The State of Things (1982) DVDRip 1 46GB
Şunun yorumuyla UncleDuke
ترجمه و تنظیم زیرنویس: یاسر جاهد

Etiketler

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Yayınlandı: 2018-04-02
İndirmeler: 66
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

ارائه ای اختصاصی از تيم ترجمه ی مدياسيتی

مارک"، چيزی ميبينی؟" - چيز خاصی نميبينم -

!چيکار ميکنی؟

!هی! مواظب باش

بايد راهمونو ادامه بديم

.جا پاهای زيادی اين طرف ها هست همشون هم به سمت درياست

.يه پيامی رو بايد برسونيم بايد همديگر رو پيدا کنيم

مامان من ميترسم. من خسته م

نگران نباش جوليا، همه چی درست ميشه

يه جايی رو پيدا ميکنيم، ميمونيم اونجا

...خورشيد تا ابد به زمين خواهد تابيد

بخواب...

...گل ها تا ابد شکوفه خواهند داد

بخواب...

...ستارگان تا ابد آسمان را خواهند پيمود

من هم خواهم خوابيد...

...خورشيد تا ابد به زمين خواهد تابيد

بخواب...

!مارک

برا زنده موندنش اميدی نيست

.نه، اون ميتونه دووم بياره !من ميدونم زنده ميمونه

.صبر کن، اين بار فرق ميکنه من ميدونم، فقط تب داره، حالش خوب ميشه

!نه مارک! نميتونی همچين کاري بکنی !تو برای بقيه خيلی زود تصميم ميگيری من ميدونم اون خوب ميشه

.از دريا فکر نکنم زياد فاصله داشته باشيم !نبايد معطل کنيم

آخرش هممون ذوب ميشيم

شايد هم نشيم. شايد هممون مثل "مارک" آسيب ناپذير باشيم

!جوليا"، بهت گفته م" !به هیچ چی دست نزن

حالا يه جايی برا موندن داريم

اين دفعه چطور بود، "جو"؟ برقی تو چشمها ديده ميشه؟

تو چه مرگته "فريتز"؟ ...خودت يه نگاهی بنداز. از دستمون رفت

،من بهت گفته بودم. اگه بخوای چيزی ديده بشه... بايد فيلمبرداری رو تو شب انجام بديم

،حلقه ی فيلم که به دستت رسيد - ...شب هنگام فيلمبرداری ميکنيم باشه، دفعه ی ديگه -

باور کردنی نیست - چرا؟ چی شده؟ - !خداحافظ ای فیلمبرداری -

بالاتر از کادر... - يعني تا اين حد بده؟ -

ميتونه از اين خيلی بهتر باشه

اينجا... جايی هست که "جوليا" رو مشاهده ميکنيم

به کی ميخواستی زنگ بزنی؟ - بعداً بهت ميگم -

اون عجله داره. بهش ميگم رفته سرويس - باشه -

!ای خدا...

هی "مارک"! اون لعنتی رو در بيار، تموم شد ديگه

.بدش به من کات خورد ديگه

چت شده؟

خيلی خب، شروع ميکنيم

شروع ميکنی به قدم زدن

فيلمی از "ويم وندرس"

آره اين یکی خیلی بهتر بود

.خيلی خب جوليا"، برگرد تو جای خودت"

.الان به طرفش خم ميشی و برای اولين بار متوجه چيز جالبی تو صورتش ميشی

...خب - بهش نزديک ميشی تا اونو ببوسی -

...نزديکش ميشی ...آره

وضعیت چیزها

.وقتي که ميخوای ببوسيش، اون هم تو رو هل ميده !جو؟

وضعیت چیزها

ميتونيم برقی تو چشماش ببينيم؟ - چی شد "مانوئل"؟ تونستی؟-

آره، کاری نداره ديگه. تو دست به کار شو بعدش حله - باشه -

يعنی چی؟ برق؟

برق چشم برای اينه که برای اولين بار متوجه ميشی که اون يه ابر زن هست

اون... يه برق خاصی تو چشماش داره

!حرکت

!کات

چطور بود "فرد"؟ - خوب بود. فقط يکم محکم هل داد، ميتونست بهتر باشه -

ميريم سراغ برداشت بعدی ...قراره اينطوری فيلم بگيريم

با نمای نزديک روی "جوليا" شروع ميکنيم ...بعد اون همه ی راه رو تا بالکن ميدوه

...تا اون انتها، روی ساحل... ...تمام ساحل رو ما دنبالش ميريم و تا سمت اقيانوس فيلمبرداری ميکنيم

به نظرت چطور بود؟ - برداشت معرکه ای ميشه -

،يکي از بهترين فيلمها ميشه فقط اگه بتونيم؟

يعنی چی "اگه بتونيم"؟ - فيلممون تموم شده -

ديگه فيلم نداريم

اون ته فيلم ها چی؟ - اين دو روز رو از اونا استفاده ميکرديم -

.فقط جواب يه برداشت خيلی کوتاه رو ميده (حتی اگه امپراتور پروس (کشوری منحل شده در اروپا هم بودی، کاری از عهده ی ما ساخته نبود

ديگه فيلمی نداری که بتونی اين فيلم رو بسازی

خيلی خب! این کلوز آپمون چی؟ کنار اون ديوار؟ - باشه حله -

.فردی"، ازت ميخوام که تمام اون ناحيه رو تميز کنی" ...مخصوصاً اونجايی که

و ببين کی حلقه های فيلم رو ميفرستن...

.همچنين ميخوام خودم شخصاً با "گوردون" صحبت کنم پس اونو برام پيدام کن. برام هم مهم نيست چه موقعی از شب يا روز هست

يعنی امشب؟ - همين الان -

همين الان؟ - همين الان! فهميدی؟ -

هنوز خبری از "گوردون" نشده؟ - نه خبری از "گوردون" هست، نه خبری از پول و فيلم -

...بگو منم همه چيزو به تو ميگم

خب که چی؟ صورتحساب ها ميرسه خونه

خودم ميدونم تلويزيون کجاست

!نه گوش کن واسه همه فقط يه تلفن وجود داره

پس روش حساب نکن

اون بايد يه جوری به زبون بياره...

حالت صورتش چطور؟ - !ول کن بابا -

!کار من تموم شد

خواهشاً ساکت! ادامه ميديم

!"به دستم نگاه ميکنی "آنا

!تمرکز کن

!حرکت

دوربين در حال ضبطه

...خيلی خب، الان عينکتو بر ميداری

و برای اولين بار متوجه میشی که اون واقعاً کيه...

...ميترسی

...الان با چشمات دستمو دنبال کن

...خوبه... خوبه همينطور ادامه بده

...الان دستتو پايين بيار

!کات

!کارای امروزمون همين بود بچه ها

!حواستون به من باشه !لطفاً ساکت باشين

همين بود. براي امروز کارامون تموم شد

...برای فردا ضبط نداريم، مگر اينکه - آلبرتو"، کسی سراغمو نگرفت؟" -

اينجا نبودی؟ فکر نکنم - پس اينطور -

.اين کتابيه که راجبش ميگفتم توسط يکی از بهترين دوستهام بهم داده شده، پس سالم نگهش دار

متأسفانه وقت زيادی برای خوندنش داری

"جويندگان" "اثر "آلن له می

اين اشخاص چنان شجاعتی داشتند که شايد" ...بهترين موهبت ممکن براي يک انسان باشد

انسان هايی که کار خود را با طاقتی وصف نشدنی... ...،ادامه داده و به انجام ميرسانند

،بندرت خودشان را يک فداکار می پندارند... ".و هيچگاه خودشان را شجاع نمی بينند

چی شده؟ - چی شده؟ -

ديگه اينجا کاره ای نيستم - چرا؟ -

چون قراره همه چی رو از دست بدم - يعنی وقتی فيلم تموم بشه؟ -

آره - خب، الان هم تموم شده ديگه -

فکر ميکنی دارم شوخی ميکنم؟

دلت ميخواد يکم تو ساحل قدم بزنی؟

تصور کن مردم اردک بودن...

حاضر بودی با يه اردک ازدواج کنی؟

تصور کن مردم اردک بودن

...اگه ميخواستی سرودی راجب اردک ها بخونی

خوب رو چطور ميگفتی؟ بد رو چطور ميگفتی؟

...تصور کن اگه اردک ها اِ اِ اِ اِ انسان بودند واک، واک، واک، واک، واااااک

آفرين

جو"، چرا همون دو روز پيش بهم نگفتی" که روي ته نوارها داريم ضبط ميکنيم؟

...فريتز"، اگه همون ابتدا بهت ميگفتم که همه چی ته کشيده" ...يا مثلاً ميگفتم روی همه ی فيلمها فيلمبرداری کرديم

.هيچ چی نمیتونستی بگیری... هيچ چي

.احتمالاً حق با توئه خبر تکان دهنده ای بود برام

حداقل با اين وضع هممون ميتونيم يکم بخوابيم

...با نگاهی به لوله ی تفنگ، ميتوانستم دروازه های جهنم را... ...در هتلی بزرگ ببينم

.هوای غروب به طور نامعمولی صاف و شفاف بود" .چنانچه از تابش مستقيم آفتاب هم شفاف تر ديده ميشد

".مدت ها بود که او چيز خاصی نميديد که اهميتی برايش داشته باشد

.اون پيانو نيست، دستگاه تايپه کليدها رو يکی يکی فشار ميدن

کيه که اول از همه ميره تو وان حموم؟

...به گمونم - !زود باش... چکمه تو بيار جلو -

توش پره شن هست - ای خدا -

مطمئنم تو اون يکی زيادتر هست. ديدی - بيا جلو -

داری کمکم ميکنی که لباسامو در بيارم؟ آره -

!شرلی" عزيز"

ما اينجا تو سينترای (شهرکی در پرتغال) آفتابی هستيم

سينترای مسحور کننده سينترای جادويی

فرد" بعد از گذشت 10 سال تو هالييود، برگشته اروپا"

.گوردن" هم ما رو ول کرده" ...ظاهراً اونا باورشون نميشه، ولی من ميدونم که

مامان، ميدونی چيه؟ - چيه؟ -

من از بهشت تو رو انتخاب کرده م

،از بهشت به تموم زنهای دنيا نگاه کردم و زنی رو نديدم که خوشم بياد

.من خيلی ناراحت بودم چون زنی وجود نداشت که ازش خوشم بياد ...بعدش از پنجره ی يه خونه ی کوچولو نگاه کردم و

زنی رو ديدم که هی تايپ ميکرد و مينوشت و خيلی ناراحت بود که... نميتونه کتابهاش رو بفروشه، و خيلی دوست داشت که يه بچه داشته باشه

به همين خاطر با خودم گفتم، اين بهترين مادر دنيا برای منه

به خاطر اينکه تونسته بودم مادری پيدا کنم خيلی خوشحال بودم

.به خدا گفتم: اون پدرم بشه و اون زنه هم باهاش بچه دار بشه بعدش رفتم تو شکمت و بچه ی تو شدم

و ميخواستی کی پدرت باشه؟

...بابام - فکر کردم ميخواستی خدا پدرت باشه -

نه چرا بايد بخوام که خدا پدرم باشه؟

...شلوارتو هم در بياریم

به نظرت ميتونيم اين فيلمو به پايان برسونيم؟ - آره، کی تموم ميشه؟ -

نميدونم. شايد بتونيم

گوردون" فيلمو دوست داره"

به چيزم هم نيست که اون عاشق فيلمه يا نه

.اونجايی که لازمش داشتيم، ولمون کرده رفته به کدوم جهنمی رفته؟ ميخواد چيکار کنه؟ کدوم جهنميه؟

اون رفته هزينه ی فيلم رو جور کنه

!نکنه جداً فکر ميکنی شب و روزش شده پيدا کردن نوار فيلم برای ما

خودش گفته که همچين کاری ميکنه

!خيلی خوشبينی

وقت مهمونی رفتنه

لکه ها رو نگاه

اين يکی رو بر ميدارم

يه پاپيون کفايت ميکنه

لنز هاي چشمی سخت و پاپيون لباس

اين اولين فيلمته، درسته؟ - آره، اولين فيلممه -

و از اين نگرانی که نکنه آخرين فيلمت باشه؟ - آره، همينطوره -

.خب، اين يه شانس لعنتيه که نصيبت شده ،اگه جای تو بودم زياد نگران نميشدم چون با نگران بودن راجب اين فيلم لعنتی، نميشه کاری کرد

گوردون" چی؟ از "گوردون" خبری شده؟" - اين مسئله فکرت رو درگير کرده؟ -

به گمونم آره، خيلی - ،شايد اين مسئله يکم نگرانت کرده باشه - ...ولي يه نصيحت و پند کوچولويی برات دارم

،شايد ديگه همچين نصيحت هايی رو نتونی دوباره بشنوی چون فکر کنم اين فيلم، شايد آخرين فيلمت باشه

جداً؟ - زانوبند داری؟ -

نه - ،يه جفت زانوبند گير مياری، ميپوشی - ميری و شروع ميکنی به دعا کردن

...دعا کردن - اگه پسر خوبی باشی و اعمال خوبت - تو بهشت شناخته شده باشه، فيلمو تمومش ميکنيم

،شايد الان شبيه احمق ها حرف بزنم، من فقط راجب اين فيلم مشکوکم ...ولی اگه جای تو بودم خودمو قاطی اينجور

چون به گمان من اين يه فيلم فوق العاده مسخره ايه...

من باز هم اون کتابو لازمش دارم - من فقط پنج صفحه شو خونده م -

ميخوای دوباره بخونيش؟

.فقط برای يه شب ميخوام يه احساسی دارم که بهم ميگه لازمش دارم

خيلی ممنون

الان دو هفته ست که چشمم به توست

...خب - من طرف تو هستم -

اگه جای تو بودم يه شغلی تو پمپ بنزين پيدا ميکردم...

يعني کارگر پمپ بنزين ميشدی؟ - آره -

نظرت با يه نوشيدنیِ ديگه چطوره؟

،اون شديداً ميخواست نقش قهرمان فيلم به اون داده بشه ولی اون نقش به "باربارا استنويک" داده شده بود

اين موضوع به نقشت تو اين فيلم علمی تخیلی ربط نداره

.به همين خاطره که داستانشو برات تعريف ميکنم داستان راجب "مونرو" هست

...،اون ميخواست تو فيلم يه نقشی داشته باشه ...رويايی که تمام بازيگرهای زن دارن

اون تو يه صحنه ای از فيلم روی صندلی نشسته بود و 20 تا... .مرد سمت چپش و 20 تا مرد هم سمت راستش قرار داشت ...يعنی 40 تا اسلحه به سمتش گرفته شده بود

چه اتفاقايی داره می افته؟ "گوردون" کجاست؟ - گوردون" اون بيرونه، ميخواد ببينه ميتونه چيزی گير بياره يا نه" -

چرا اين کار رو قبلاً نکرده بود؟ اين همه آدم رو برا چی - ...استخدام کرده؟ چرا هممون رو صنعت نمايش يعنی همين -

،چه لزومي داره که 35 نفر بيان اينجا - ...فيلمو شروع کرده و بعد نيمه کاره ...چون -

هممون داريم سعيمون رو ميکنيم. داريم چه غلطی ميکنيم پس؟ فکر کردی داريم اون بيرون گرگم به هوا بازی ميکنيم؟

!ببین ...نه دستکش لازمه و نه عينک محافظتی ما "بازماندگان" هستيم

!کيت - بله عزيزم؟ -

،يه حسی بهم ميگه که تو يه همچين مناسبتی بهتره که چند کلمه باهاشون حرف بزنم

منم يه حسی دارم که بهم ميگه، اونا ترجيح ميدن تا وقتی که دستمزدشون رو نگرفته ن، شامشون رو تو آرامش بخورند

The State of Things (Der Stand der Dinge) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The State of Things (Der Stand der Dinge)

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left