The Apartment Job

The Apartment Job (아파트)

Farsi/persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

The Apartment Job S01E12 1080p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-SCOPE persian
Şunun yorumuyla shine021
سریال کره ای عملیات آپارتمان

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2026-08-16
İndirmeler: 5
İşitme Engelliler: No
FPS: 23.976

Farsi/persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

زيرنويس از مهدي shine021

«عملیات آپارتمان»

اون ۱۷.۸ میلیارد گمشده رو پیدا کردیم!

-پارک هه‌کانگ! -پارک هه‌کانگ!

-پارک هه‌کانگ! -پارک هه‌کانگ!

حالا ذخیرهٔ مالی ترو ولیو رو بهتون نشون می‌دم

که با فداکاری و همکاری شما پس گرفتیم.

خب، اینم ذخیره‌تون...

-زود باش! -داره چی‌کار می‌کنه؟

بجنب!

-داره چی‌کار می‌کنه؟ -چی شده؟

دیگه مسخره‌بازی درنیار و نشونمون بده.

آقای پارک، یادتون رفته که من مارمولکم؟

دم‌کَندن برای من کاری نداره.

پول رو من برمی‌دارم.

چی؟

این دیگه چیه؟

مطمئنم پول اینجا بود.

یه کم زوم کن.

اون مارمولکه.

و اونم نوچهٔ لی چونگ‌وونه،

همون یارو که فکر کنم اسمش آقای کیمه.

یعنی مارمولک حالا با لی چونگ‌وون همدست شده؟

-وای خدا. -چطور تونست از پشت بهمون خنجر بزنه؟

حتماً عقلش رو از دست داده.

لی چونگ‌وون دفعهٔ قبل برای دفتر حساب ۵۰۰ میلیون بهم پیشنهاد داد.

شاید به اونم همچین پیشنهادی داده.

آره.

یه پنت‌هاوس بزرگ هم توی شهرک عمان بهم پیشنهاد داده بود.

پس چرا به من هیچ پیشنهادی نداد؟

الان واقعاً ناراحتی که چرا بهت پیشنهاد نداده؟

همهٔ پولمون از دست رفت!

-معلومه که ناراحتم. -رئیس.

سیگنال گوشی مارمولک رو گرفتم.

اون عوضی کجاست؟ بریم با ماشین بزنیم بهش.

صبر کن.

ولی عجیب نیست؟

وقتی با لی چونگ‌وون فرار کرده، چرا باید گوشی‌ش رو روشن نگه داره؟

اون توی مخفی شدن حرفه‌ایه.

چرا باید این‌قدر راحت موقعیتش رو بهمون نشون بده؟

درسته. اول از همه گوشی‌ش رو دور می‌انداخت.

-ولی سیگنالش ثابته. -جدی؟

پس فرار نکرده. داره ما رو می‌کشونه اونجا.

ما رو می‌کشونه اونجا؟

منظورت چیه؟

داره منو می‌کشونه اونجا

و مارمولک رو طعمه کرده.

چرا باید همچین طعمهٔ واضحی رو بگیری؟

این یه تله‌ست.

می‌دونم تله‌ست،

ولی یکی از اعضای خانواده‌مون اونجاست.

تو رو خدا رحم کن!

یه چیزی باید بهت بگم.

قربان!

قربان.

حتی اگه بمیرم، یه چیزی هست که باید بگم.

راستش رو بخوای،

پای چپم بدجوری گرفته.

اینجا پیچ خورده.

نمی‌شه اول بذاری بازش کنم؟

بزاق دهنت رو بمال به بینیت.

امتحانش کردم. جواب نداد.

همه‌کاری کردم، ولی هیچ‌چی جواب نمی‌ده!

صبر کن!

من واقعاً از جاهای بسته می‌ترسم.

جدی می‌گم. تونستم ترس از ارتفاعم رو شکست بدم،

-ولی از جاهای بسته هم می‌ترسم. -چقدر روی اعصابه، این‌قدر سر و صدا می‌کنه.

جدی می‌گم! شوخی ندارم!

یه تاجر باید سر حرفش بمونه!

گفتی فقط باید پول رو جابه‌جا کنم!

سی نفر از افرادم بیرون آپارتمان پارک هه‌کانگ منتظرن.

هر لحظه ممکنه بریزن داخل.

خیلی بی‌رحم و کثیفن.

فقط وقتی برمی‌گردن که ماشین رو روشن کنی.

به من نگاه کن.

باشه، انجامش می‌دم. منو نکش.

پس بچه‌ها رو ول کن.

انگار هیچی از تجارت نمی‌دونی.

اگه می‌خوای توی تجارت بزرگ موفق بشی،

کثیف بازی کردن یه قانونه.

بازی جوانمردانه؟

این فقط ازت یه هدف آسون می‌سازه.

پیدا کردن نقطه‌ضعف مردم،

تهدیدشون کردن، استفاده کردن ازشون، خیانت کردن بهشون...

این فوت‌وفن تجارت کردنه.

پس...

این همون...

درسته. تو فیلم‌ها دیدیش، مگه نه؟

قراره اون تو تا گردنت بتن بریزیم.

بعد می‌ندازیمت توی اقیانوس.

دیگه وقتشه پارک هه‌کانگ برسه.

نمیاد.

هیچ‌وقت نمیاد!

احمق که نیست. چرا باید بیاد اینجا؟

پول ذخیره رو برداشتم و فرار کردم!

چرا باید بیان نجاتم بدن؟

پارک هه‌کانگ میاد.

نمیاد! هیچ‌وقت نمیاد!

پارک هه‌کانگ میاد!

لی چونگ‌وون!

بهت گفته بودم، مگه نه؟

احمقانه تا اینجا اومد

با این‌که می‌دونست قراره بمیره.

به این کارش احترام می‌ذارم.

سوسمار، خوبی؟

احمق.

برای چی اومدی اینجا؟

چرا اومدی؟

احمق‌بازی درنیار.

تاوان پس می‌دی

که به خانواده‌م آسیب زدی.

این تویی که تاوان پس می‌دی

چون به پول من دست زدی.

شما مرد خیلی خوبی هستید، آقای پارک.

و برای همین قراره همین‌جا بمیرید.

لااقل با هم می‌میرید، که تنها نباشید.

آقای پارک.

توی زندگی بعدی بدون دعوا با هم کنار بیایم.

خیلی دلمون براتون تنگ می‌شه.

خداحافظ.

عقلت رو از دست دادی؟

تنهایی چطور می‌خوای از پسشون بربیای؟

هر اتفاقی افتاد، بیرون نیا.

چشم‌هات رو ببند و منتظرم بمون.

طاقت بیار. سعی می‌کنم با حرف زدن از این مخمصه خلاصمون کنم.

همه!

به پدر و مادرتون که توی زادگاهتون هستن فکر کنید.

پدر و مادرتون بهتون افتخار نمی‌کنن...

برید تو.

اگه پدر و مادرتون شما رو توی زندان ببینن...

لطفاً فقط ساکت باشید.

آماده‌ای؟

آقای کیم.

بعداً جسد پارک هه‌کانگ و اون پیرمرد رو از بین ببرید

و مطمئن بشید به بازمانده‌ها خوب غرامت می‌دید.

بله، قربان.

پول چی؟

هنوز توی کامیونه، قربان.

بوی پول رو از همین‌جا حس می‌کنم.

روحتون شاد،

آقای پارک هه‌کانگ.

بریم.

بااین‌حال باید کمک کنم.

-رئیس! -رئیس!

چرا این‌قدر طولش دادید؟

خودتون گفتید بعد از سی دقیقه بیایم داخل.

سوسمار چی شد؟

توی بشکه‌ست.

اون صورت خوشگلت کاملاً داغون شده.

بچه‌ها، اینا به خانواده‌مون آسیب زدن.

پس باید چی کار کنیم؟

-باید همه‌شون رو بکشیم! -باید همه‌شون رو بکشیم!

باشه، بریم!

همین‌جا جلوش رو گرفتم.

مچ دستم دیگه داره از کار می‌افته.

گنده‌هه، لاغر کردی؟ با یه ضربه از پا درنرفت.

می‌تونستم کارش رو تموم کنم،

ولی لگد آخر هه‌کانگ به من خورد.

هی، خندیدن دردش رو بیشتر می‌کنه.

هی، مارمولک،

وقتی اون پیام رو دیدیم، واقعاً فکر کردیم بهمون خیانت کردی.

من با شماها روی پشت‌بوم بودم.

می‌دونستم اگه واقعاً بهتون خیانت کنم، آخرش گیر می‌افتم.

من که احمق نیستم.

حالا که اومدیم نجاتت دادیم، داری غر می‌زنی؟

نه، معلومه که نه.

هنوز پام می‌لرزه و قلبم تندتند می‌زنه.

ولی حالا باید چی کار کنیم؟

به خاطر من پول رو از دست دادیم.

پول رو دوباره می‌تونیم پیدا کنیم،

ولی وقتی یکی رو از دست بدی، دیگه تمومه.

دیگه نمی‌تونیم یکی دیگه از اعضای خانواده‌مون رو از دست بدیم.

یعنی داری می‌گی...

منم عضوی از خانواده‌تونم؟

اگه با هم خون ریختیم، یعنی خانواده‌ایم. چرا نباشیم؟

تازه با هم کلی غذا هم خوردیم.

بعد از این‌همه غذایی که براتون درست کردم، هنوز شک داری؟

ممنونم.

سنم بالا رفته، ولی تا حالا هیچ‌وقت واقعاً بزرگسالِ درستی نبودم.

قول می‌دم بقیه عمرم رو...

در نقش پدرتون زندگی کنم،

تا وقتی روزهای سختی دارید، بتونید روی من حساب کنید.

و من هم...

به شما تکیه می‌کنم و سرم رو روی...

شونه‌تون می‌ذارم...

همه‌شون کجا رفتن؟

اشکالی نداره.

منم همین‌طور.

همه‌تون بزرگسالید، بعد با مشت و لگد افتادید به جون هم؟

نمی‌شد با قانع کردن یا مذاکره حلش کنید

مثل آدم‌های متمدن؟

از این عبارت بیشتر از هر چیزی بدم میاد. 'آدم‌های متمدن.'

وای خدا!

چطور تونستید این‌قدر بی‌فکر باشید؟

ولی شما ندیدید قبلش چه خبر بود.

-مارمولک توی یه بشکه بود... -هیس.

ساکت.

شما قبلاً عضو یه باند بودید.

پس چطور این‌قدر بد دعوا می‌کنید؟

اصلاً به مردم نگید قبلاً لات بودید.

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left