İlk 195 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(کارآموز خونسـرد)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
نمیدونستی حاملهای؟
ببخشید؟
...حواست به سلامتیت باشه
و برو پیش دکتر زنان و زایمان
خوبی؟
برات تاکسی میگیرم
زحمت نکش
::::::::: آيـــ(قسمت یازدهم: آغاز آغاز)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
باید همه چیزو بیارم پیشت؟
وقتش نشده گچو در بیاری؟
این فقط یه رباط تحت فشاره
چقدر دیگه اینو براش نیاز داری؟
گچمو؟
روند درمانیم یکم آروم پیش میره
...حدود یه هفته- یه هفته؟-
یا دو؟
دو هفته دیگه؟جدی؟
وقتی تو سن تو استخونم شکست
خودش تو یه هفته خوب شد
لعنت بهت
تو که قهرمان نیستی
جدی میگم، یه هفته هم نشد
پنج روز بعدش دوباره شروع کردم به دویدن
کجا باید جیا رو امروز پیاده روی ببریم؟
بریم دور ترین جای ممکن که به همکارا تو راهمون نخوریم؟
چطوره ببریمشپارک سگا تو اونجا چرخ بزنه؟
...خوبه، یه قرار هات ترتیب میدم
یه مسیر عالی پیاده روی برنامه میریزم
اوه، خانم چوی، شما اینجایین
امروز جلسه داریم تا راجب محصولات جدید برای نیمه دوم صحبت کنیم، درسته؟
آره
بیاین جلسه رو تا ۳۰ دقیقه دیگه شروع کنیم
گرفتم- اوکی-
خدایا
مشکوک بودم به جلسه امروز که قراره سخت باشه
کارآموز گو، برامون قهوه بگیر
اوکی
سفارشاتونو برام بفرستین
یه جوریه که انگار هیچی اتفاق نیوفتاده
...اما بعدش
نمیتونم نشون بدم که میدونم
آماده سفارشین؟- آره، یه دیقه صبر کن-
یه آیس آمریکانو هم برای خانم چوی
با ۲ شات اضافه
اما کافئینش خیلیه
قهوتون اینجاست
بفرمایید
این مال کیه؟
ما هممون قهوه سفارش دادیم، مال توئه؟
مال خانم چوی
...کارآموز گو، بهت پیام دادم که براش آیس کافه
با ۲ شات اضافه بگیری
خستست و به کافئین اضافه نیاز داره، اوکی؟
من پیامو بعد از اینکه سفارش دادم گرفتم
محصول جدیده
و خانم چوی همیشه از ترند جلوتره
من اینو گرفتم فکر کردم شاید دوسش داشته باشه
...خدایا
نوشیدنی جدیدو امتحان کنید
و میتونید مال منم امتحان کنید
به هر حال، وقتمون کمه، بیاین جلسه رو شروع کنیم
...تاریخ
اون کیه؟
خدایا
...کی
...اوه- سلام-
همسایه طبقه بالاییتم
اوه، سلام، چی باعث شده بیاین اینجا؟
...ما در حال بازسازی داخلی هستیم، پس اومدم تا عذرخواهی کنم
پیشاپیش برای سروصدایی که چند روز آینده میشنوین متاسفم
میبینم، چقدر طول میکشه؟
حدود یه هفته
از کارگرا میخوام با تموم سرعت کار کنن
اوکی
خدایا- واقعا ببخشید-
مجبور نبودی... تشکر کنی
ما رو در نظر نگیر
ممنون- حتما-
خداحافظ
پس، بای- بای-
خوبه
این تنها نوع نونیه که دوست دارم
اوه، عزیزم
برگردیم به کتابام
چی دارن تعمیر میکنن؟
این صدایی نیست که چند تیکه نون درست کنه
خدایا
ببخشید
وقتش شده؟
حالا چیکار کنیم؟ باید تا ساعت ۲ یه جایی باشم
بیاین بیخیال ناهار شیم و جلسه رو تموم کنیم
اگه وقتتون کمه
غذا یا میان وعده برای جلسه میخوای بگیرم؟
تو هم باید برای جلسه بمونی
باید یه چیزی سفارش بدیم؟- آره-
سوشی چطوره، غذای مورد علاقتونه؟
برا خوردنم راحته
هر چی باشه میخورم
هر چی میخوای سفارش بده- اوکی-
یکم سوشی سفارش بده
خانم چوی سالمون دوست داره، پس کلی از اون باشه
منم میگو دوست دارم، یکمم از اون
نمیتونه تو مراحل اولیش ماهی خام بخوره
مگه سوشی معمولا با ماهی خام درست نمیشه؟
چرا اینا همه داغ شدن؟
باید از یه سوشی فروشی سوخته باشه
سوشی سوخته هنوز هم سوشیه
...اما
...اما من از یه جایی سفارش دادم
تو برنامه تحویل با بهترین نظرات بود
و همونطور که گفتی، آقای سو، اکثرش سالمون و میگوئه
...منظورم این بود که
...سوشی با خامه سفت و تازه
نمیشه به جاش ماهی کبابی سفارش بدی
ببخشید
اینجا خیلی معروفه
مردم برا ناهارش صف میکشن
من اینو بیشتر ترجیح میدم
اگه تو باهاش مشکلی نداری
کافیه
بیایید تا جلسه رو تموم میکنیم بخوریم
اوکی، حتما
از ناهار لذت ببرید
از غذا لذت ببرین
شرکت حس جوونی میکنه از وقتی تو اومدی
ممنون
...نمی دونم که احساس این دفتر
به محض اینکه مسئولیتشو گردن بگیری هم عوض میشه
الان کمی افتضاحه، مگه نه؟
ببخشید؟
تو یه اتاق بسته احساس خفگی می کنم
...من صندلی فعلیم رو ترجیح می دم که در فضای باز باشه و بتونم
با تیمم ارتباط داشته باشم
کمی خفه کننده ست
...بعضی وقتا کنجکاو میشم
که برای راحتی من این دفتر رو به من دادن
یا آسایش مردم بیرون
هنوزم، وقتی باهاش راحت شی، کاملا راحت میشی
خیلیا دوست دارن این دفترو داشته باشن
متوجهم که خوبه
اما من به اندازه کافی به شرکت کمک نکردم
لایق اتاق به این بزرگی نیستم
وقتی واجد شرایط شدم سعی می کنم به دستش بیارم
فروتنی زیاد، تکبره
میفهمم
آقای وی پی
میشه یه چیزی بگم؟
خیلی فضول بودم؟
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
چی؟- حتما باید انقدر تابلو باشی؟-
چرا؟ میخوای تو دردسر بندازیم؟
نه، اینطور نیست، فقط نگرانت بودم
برا من نگران بودی؟
فکر کردی کی هستی؟
آره، شما میتونی یه جوری فکر کنی که من از حدم جلوتر رفتم
اما حالا که میدونم
نمیتونم یه جور رفتار کنم انگار نمیدونم
...نه فقط حا
فقط در مورد اون نیست
شنیدی که دکتر چی گفت
وضعیت سلامتیت اونقدرا هم خوب نیست
من خودم بلدم از سلامتیم مراقبت کنم
خواهشا انقدر کارای مسخره انجام نده
اه لعنت بهش
یا حضرت شلغم. وای ترسوندی منو
این یا آخرش منو راهی دیوونهخونه میکنه
یا گوشامو کَر میکنه
نمیشه فقط از خونه فرار کنم؟
من اومدم
اومدی
بابا، این صدای چیه؟
دارن داخل خونهشون رو بازسازی میکنن
اما فکر کنم این دیگه زیادیه
واقعا فکر میکنن بهخاطر چند تیکه نون تحملشون میکنم؟
میرم بالا و یه گوشمالی درست حسابی بهشون میدم
نکن. برای شکایت کردن زیادی نون خوردی
من کی همه اینا رو خوردم؟
من دو هفته دیگه امتحان دارم
پس با چندتا از دوستام میریم کتابخونه درس بخونیم
کتابخونه؟
پروردگارا، همه چقدر سخت دارن درس میخونن
بیا انجامش بدیم
آره، حتما
لامصب
وای خدایا
مزه قهوه بعد از یه مطالعه طولانی مدت
اون قدیم ندیما
...از اینا تو کتابخونه برای
یکی میخریدیم و بهم نگاه میکردیم
عه
عجب
برام پیام گذاشتن
یه کاری با اون شکم پر سر و صدات بکن
No comments yet. Be the first to leave one.