İlk 189 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
الو
الو
...نکنه
گو چه لینی؟
اینو تصور کرده بودم؟
"ججو، دختر جوون، علاقه؟ یه طرفدار ساده؟" پاسخ سرد کانگ هی سونگ
،آره بابا
ازم خوشش نمیاد
چرا اینجایی؟
خوابت نمیبره؟
مامان بزرگ
عزیزکم
بیا امروز پیش هم بخوابیم
باشه قربونت بشم
بخواب
مامان بزرگ
هوم؟
مامانم
وقتی جوون بود چجوری بود؟
مثل خودت
خوشگل و دوست داشتنی بود
مامان بزرگت خیلی دوسش داشت
آها
داری گریه میکنی مامان بزرگ؟
نه بابا
بابابزرگت اگه میتونست ببینتت
از مامانت بیشتر دوسِت میداشت
،مامان بزرگ
من روبراهم
،من هنوز
تورو دارم
،خب
خیلی خب عزیزکم
خیلی خب
شبت بخیر
،خب
شب توام بخیر
،چه لین
،گو چه لین
،گو چه لین
گو چه لین، گو چه لین
!آهای
چرا با این سر و وضع بیرونی؟
!هنرنمایی کامبک ان کد امروزه !بهتره دست بجنبونیم
وقتش شد؟
هنوز کلی کار تو مهمون خونه مونده
گفتی نمیتونی منتظرم بمونی و اول میری
بیا اینجا
چی؟
مامان بزرگ اینا رو خرید و خواست تقسیم کنیم
حتما فکر کرده مهمونیه، ای قربون سرش
مامان بزرگم خیلی سخت کوشه
بر منکرش
هی، بهتره بری لباستو عوض کنی
برم؟- !دست بجنبون-
یه دقیقه وایستا- باشه-
یکمی برو اینورتر- باشه-
خوبه؟- آره-
تمومه؟- تمومه-
خوبه
بد نیست
...شمارهای که با آن تماس گرفتهاید
نباید اینجا بیخیال دستت بشی؟
کجا؟
اینجا نه
ایمیله هنوز سین نخورده؟
نوچ
بنظر باید برم کمپانی
و رئیس رو ببینم
با هم بریم؟
نه
خودم میخوام جمعش کنم
الو؟
جانم نونا
ها
دارین میاین؟
باشه، چشم
،سونگ یون
چه لین نونا و گا هی نونا گفتن با غذا میان
خوبه؟
داره کجا میره؟
چیه؟
،جی هو هیونگ
سونگ یون و چه لین هنوز میونهشون شکرآبه؟
نه
اتفاقا برعکس
کلی چیز تدارک دیدیم
،ما
با هله هوله و نوشیدنی آمادهشون کنیم؟
بابا جمع، جمع دوستانهست
سخت نگیر
واسه اینکه تو مود بازی باشم زیادی گیجم آقا
چرا امروز انقدر نگرانی و غر میزنیچه لین جانم؟
دلم خیلی واسهش تنگ شده
ولی نمیتونم ازش خبر بگیرم
دنیامون یکی نیست
،اینو خوب میدونم
و میخوام که بیخیال همه چیز بشم
ولی از پسش بر نمیام
و نمیتونم
هیون جون رو ندید بگیرم
اون
،شماره رو
هیون جون بهم داده بودش
،میدونم وقتی دادش بهم چه حسی داشت
واسه همین
قلبم تیر میکشه
!خیلی بهت حسودیم میشه، خیلی خرشانسی
شوخی نمیکنم
آخرین نفر رابطهی چهارنفره هم سر و کلهش پیدا شد
اینو کجا باید ببرم؟
میتونی ببینیش، تابلوئه
چی داری میگی؟
بهت نگفته بودیم داریم کجا میریم
بریم- باشه-
هی
بدش به من
خب
یه لحظه وایسا
میگم که
آهنگا تموم شدن؟
آره
،پس
میخواین دبیو کنین؟
هنوز قطعی نشده
باید آهنگو بگیریم و با مدیر صحبت کنیم
همه چی درست میشه
،شماها خیلی بی غل و غش و سخت کوشین
همه چیز همونجوری میشه که میخواین
،هر چند که من بیخیال آرزوم شدم و برگشتم اینجا
ولی شماها رو از ته دل تشویق میکنم
،آفتاب از کدوم طرف در اومده مهربون شدی
داری نگرانم میکنی؟
،ولی
یه چیزی کنجکاوم کرده
چی؟
اونی که به مهمون خونهمون صفر امتیاز داده بود
!جنابعالیای
آره؟
جان؟
هوم؟
من بودم
،صاحبش آدم خوبیه
ولی غذاها افتضاحن
مهمون خونه هم قدیمیه
...گفتنِ حقیقت تنها راهیـه
که وجدانمو راحت میکنه
...دیگه چی
...که بقیه گول نخورن یه وقت
!آخه با اینحالم، چطور روت شد بهمون صفر امتیاز بدی
خودتم همینکارو نکردی؟
گفته بودی از صاحب مهمون خونه متنفری
میبرمش اتاق حقیقت گویی
بلاخره حقیقت امتیاز صفره رو فهمیدیم
باید از سونگ یون عذرخواهی کنی
مامان بزرگ
راهو نشونتون میدم
باهامون بیاین
خب، خب
سلام- سلام-
،با اینکه هنوز دبیو نکردیم
نمیدونم از اینکه اومدین اینجا و حتی وقتی هنوز دبیو هم نکردیم به آهنگمون گوش دادین چطور تشکر کنم
این ممکنه آخرین شانسمون باشه
که بتونیم با این آهنگ برقصیم
تموم تلاشمونو میکنیم
اینجا کلی اتفاق پیش اومد
اون موقع نزدیک بود بمیرم
اون روز پدربزرگتو دیدم
ریز به ریزشو یادمه
آبنباتم اینجا پیدا کردم
مامان بزرگ
سرده، باید برگردیم
چه لین
وقتی آبنباته رو میخوردی، زیاد ذهنت میاومد اینجا؟
آره
خیلی چیزایی که یادم رفته بودو یادم اومد
خاطراتِ مامان و بابا رو
،و
داستانای کلی آدم دیگه رو
این سرنوشته
،آبنبات همهشو نشونت داد
،آدمایی که ملاقات کردی
و قراره بکنی رو
بریم
گرسنهتونه؟ واستون غذا درست میکنم
چه لین
بعدِ غذا حرف بزنیم؟
بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.