The Girls Are Alright

The Girls Are Alright (Las chicas están bien)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

The Girls Are Alright 2023 WEB-DL 1080p KUCHU
Şunun yorumuyla CinemaDreamingChannel

Etiketler

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Yayınlandı: 2024-01-10
İndirmeler: 41
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

قوی‌تر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد

‫-خیلی متاسفم، دخترا. ‫- نگرانش نباش.

‫اینجا خیلی قشنگه.

‫اگه بتونیم این در رو باز کنیم...

‫شاید خراب شده!

‫نمیدونم. ‫شاید اگه اینجارو فشار بدم...

‫نه اینجا نه.

‫نه. خرابه! باز نمیشه.

‫-من آنتن ندارم تو چی؟ ‫-منم هیچی!

‫دارم سعیم رو میکنم ولی آنتن نمیده.

‫نه، نمیشه.

‫عجیبه، تو روستا آنتن داشتیم.

‫چرا از روش نمیپریم؟

‫نه،نمیخواد بپری... ‫باید همین اطراف باشن.

‫-هی! ‫-سلام!

‫-سلام! ‫-جولیا تویی؟

‫-آره. ‫-جولیا!

‫عالیه! سلام.

‫-فکر کردیم گیر افتادیم این پشت.. ‫-من کلید دارم.

‫ایول! نجاتمون دادی!

‫- میتونم بازش کنم؟ ‫-بله!

‫بذار ببینم!

‫خداروشکر اومدی، ‫ چون دخترا کلی معطل شده بودن.

‫فوق العادست! ممنون.

‫خیلی خوبه! ‫ممنون درو باز کردی.

‫-ولی، مرسده تو خونست؟ ‫-آره

‫-چرا خودش نیومد؟ ‫- خب، چون...

‫نمیدونم، دلش نمیخواست.

‫مریض که نشده؟

‫نه اینطور نیست. ‫خوابیده بود.

‫داره چرت میزنه، خیلی خسته بود.

‫-ما یه دونه اسب و دو تا گربه داریم. ‫-جدی؟

‫اتاق خواب ها طبقه بالا هستن.

‫خیلی وقته اینجا نیومدم.

‫-من رفتم، باشه؟ ‫-باشه، تو برو بالا.

‫خیلی بار تو دستته.

‫کجا باید بذارمش، تو میدونی؟

‫- گفت اتاق سمت راست تو راهروی سمت چپ بریم. ‫- آره فکرکنم همین باشه.

‫لعنتی، دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم.

‫خیلی گشنمه!

‫-ها؟ ‫-خیلی گشنمه!

‫وای، منم! ‫خیلی هم گرمه.

‫باحاله، نه؟ ‫آره، خیلی باحاله!

‫خیلی رو مخمی وقتی به سینم دست میزنی.

‫برام فرقی نداره.

‫خب، انتخاب کن. برای منم فرقی نداره.

‫نه، جدی. ‫من ترجیح خاصی ندارم.

‫آخه، برای منم فرقی نمیکنه.

‫به نظر تخت راحتی میاد، پس...

‫خب...

‫اگه میخوای، من اونوری میخوابم خوبه؟

‫-فرقی نداره. ‫- به دستشویی نزدیک تره.

‫من زیاد میرم، ‫ اینجوری هر دفعه تو اذیت نمیشی.

‫-من اینوری میخوابم. ‫-خوبه!

‫چطوری؟ همه چی خوبه؟

‫آره، همه چی خوبه.

‫-همه چی خوبه دخترا؟ ‫- آره، عالیه!

‫فعلا!

«دخترها حال‌شون خوبه»

‫5 دختر ‫7 روز ‫1 خانه

‫صحبت میکنند ‫در تابستان ‫خانه رویایی

‫لطافت- نارضایتی ‫راهنما

‫دختر ها ‫عشق ‫پیراهن

‫وزغ ها

‫مردم - شخصیت ها

‫باربارا لنی

‫بزرگترین ‫پرنسس

‫ایتزیا مانو

‫قدیس ‫زن عصبی

‫ایتساسو آرانا

‫نویسنده

‫تمرین برای نمایش

‫فیلم- مقاله

«دخترها حال‌شون خوبه»

ارائه شده توسط سینما دریمینگ ‫ @CinemDreaming

«مترجم: «غزاله صبح‌زاهدی

‫سلام؟

‫-مرسده؟ ‫-من اینجام.

‫سلام!

‫حالت چطوره؟

‫همتون اینجایین، چه دلنشین! ‫-آره!

‫-سفر چطور بود؟ ‫-خوب، خیلی خوب!

‫راه رو راحت پیدا کردین؟

‫آره، راحت اومدیم. ‫کتاب رو با خودم آوردم.

‫آفرین! ‫کتاب هم داریم!

‫-بله! ‫-بله!

‫-دخترا حالشون خوبه؟ ‫-آره، الان میان پایین.

‫میخواستیم بریم یه چیزی بخریم، ‫چون هیچ غذایی نداریم..

‫درسته!

‫میتونیم بریم؟

‫یه مغازه تو روستا هست.

‫ولی میتونیم پیاده بریم؟

‫-آره، مشکلی نیست. ‫- خیلی خوبه.

‫از اون سمت باید برین.

‫مستقیم برین، به روستا میرسین. ‫سمت راست مغازه رو میبینین.

‫باشه.

‫این سمت یا اون سمت؟

‫مستقیم تو اون مسیر.

‫نه! اینوری.

‫-بالا! ‫- ببینیم کی زودتر به نیمکت میرسه.

‫دارم میام.

‫خیلی تند میری، باید استراحت کنم.

‫میدونم.

‫هی، یه چیزی بدین من بیارم.

‫-کی برد، جولیا؟ ‫-من!

‫برنامه اینه که صبح ها تمرین کنیم،

‫اینجوری از بعد از ظهر، وقت خالی داریم.

‫و میتونیم بریم به دریاچه.

‫آخر هفته ها تو روستا جشن میگیرن.

‫-عه، جدی؟ ‫-فکر کنم بتونیم بریم.

‫و بعد یه جایی نزدیک آسیاب، ‫ تمرین میکنیم.

‫فردا باید تو آوردن تخت، بهم کمک کنین.

‫حتما!

‫برنامه اینه که تا حد ممکن، ‫ آروم و روان شروع کنیم.

‫با آرامش، خوندن...

‫-ایول. ‫-خوبه.

‫راستی، دخترا...

‫میخواستم بگم، ‫خیلی خوشحالم که اینجام.

‫-منظورم اینه، خیلی همتون رو تحسین میکنم. ‫-منم همینطور.

‫تو هم؟

‫حقیقته! همتون رو تحسین میکنم.

‫واقعیته، ‫و چند روزه که نخوابیدم!

‫واسم مثل یه رویاست، ‫پس ممنونم.

‫همین دیگه. تموم شد!

‫برنامه اینه که اول ریلکس کنیم.

‫تو متن رو میدونی؟

‫نه.

‫خب، فردا میخونیمش، مگه نه؟

‫-نمایشنامه رو خوندی نه؟ ‫-معلومه که خوندم احمق!

‫-ولی من نمیفهممش، تو چی؟ ‫- من یه چیزایی میفهمم..

‫تو همیشه یاد میگیری نه؟ همیشه...

‫خیلی در مورد لحن حرف زدن مطمئن نیستم.

‫لحن؟

‫اولین نسخه بهتر بود، نه؟

‫بود؟

‫نمیدونم. باید امتحانش کنیم.

‫به هر حال، بخش تو بیشتره.

‫من همیشه سرم شلوغه، ‫ولی تو هم درگیری.

‫هی، خیلی اضطراب دارن، نه؟

‫-فاک.

‫فکر میکنی چرا من پرنسسم؟

‫- چون همه چیزش بهت میاد. ‫- چرا؟

‫چرا؟ یه نگاه به خودت بنداز خواهشا.

‫چی؟

‫دختر، بذار ببینیم پیراهن اندازم میشه.

‫آره، سینه هات بزرگ شدن.

‫عالی به نظر میرسی.

‫نه، صبر کن، جدی پرنسس رفیق شفیقشه؟

‫رفیق شفیقش؟ نمیدونم.

‫اون جالب ترین شخصیت رو داره.

‫- اینطور فکر میکنی؟ ‫-آره!

‫اون بیشترین چیز رو در مورد، ‫ دنیا و زندگی میدونه.

‫-هیچ اتفاقی براش نمی افته، حوصله سر بره. ‫- غر نزن. من شخصیت بده رو دارم.

‫اون باحال تره.

‫نمیدونم.

‫میتونی تصور کنی، تو آب زایمان کنی؟

‫تصور کن تو وان زایمان کنی.

‫تو وان؟

‫تا حالا بهش فکر نکردم.

‫یه روز فیلم یه دختره رو در حال زایمان دیدم.

‫چه حسی بود دختر!

‫-میترسونتت؟ ‫-نه!

‫واقعا میخوامش.

‫-آره؟ ‫-آره!

‫-بیا اینجا. ‫-خیلی خستم.

‫بیا اینجا!

‫شب به خیر از طرف مادرخوندت!

‫ول کن، بسه!

‫کافیه، شب به خیر!

‫بیا بیرون خواهشا، میخوام بخوابم.

‫اینجا خیلی کیف میده!

‫-هلنا؟ ‫-بله؟

‫خب...

‫منم خیلی خوشحالم که اینجام.

‫درسته.

‫دارم بهت میگم چون...

‫موقعی که داشتیم از روستا برمیگشتیم، ‫ تو بهمون گفتی...

‫از اینکه اینجایی، خیلی خوشحالی.خب من...

‫منم همین حس رو دارم، ولی..

‫-ولی نمیدونم، چرا ساکت موندم. ‫- اوهوم.

‫-من گفتم، چون حقیقته. ‫-دقیقا.

‫- هی ایتزیار؟ ‫- بله؟

‫- شبیه بازنده ها که نبودم نه؟ ‫- نه!

‫- مطمئن؟ ‫- نه، اصلا نبودی!

‫-شبیه احمقا چی؟ ‫-نه اصلا!

‫برای همین گفتم منم همین حس رو دارم، ‫ولی نمیدونم چرا ساکت موندم.

‫خب میدونی..

‫بعضی وقتا..

‫میدونی، اینجوریه که...

‫نمیدونم...

‫سخته چیزی که فکر میکنم رو بگم...

‫چیزی که فکر میکنم رو نمیگم.

‫در واقع میگم. ‫ولی نه همون لحظه که بهش فکر میکنم

‫میدونی، انگاری تو ذهنت میشنویش، ولی...

‫تو همینجوری گفتیش و خیلی باحال بود.

‫آره، وقتی یه نفر دیگه میگه، ‫تو چرا باید دوباره بگیش، نه؟

‫-آره، دقیقا. ‫- آره همینطوره.

‫آره، ولی...

‫ - فکر کنم بخوام بگمش. ‫- که اینطور.

‫ما این روزا همه چیز رو میگیم.

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left