Riverdale

Riverdale

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 7

Sürüm bilgisi

Riverdale US S07E03 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E03 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E03 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E03 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E03 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Etiketler

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Yayınlandı: 2023-04-13
İndirmeler: 38
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫الان سال ۱۹۵۵ـه و تا به‌حال همچین ‫اتفاقی توی ریوردیل نیوفتاده بوده.

‫یکی از دوست‌هامون، اتل ماگز ‫هراسون اومد توی مراسم رقص

‫و کامل غرق در... ‫خیلی زود فهمیدیم خون مامان باباش بوده.

‫هر دوشون مُرده بودن. ‫چندین بار با ضربات چاقو.

‫اتل چی گفت؟

‫دیده قاتل کی بوده؟

‫دوستتون که چیزی نمیگه

‫اما ادعا می‌کنه که ‫پیک شیرفروش اونا رو کُشته.

‫ویلی؟

‫اون آدم ۷۰ سالشه.

‫- درسته. ‫- خب برای بازجویی میاریدش؟

‫الان دیروقته ‫و ویلی وقت خوابشه

‫برای همین... فردا بعد از پیک ‫صبحش باهاش صحبت می‌کنیم.

‫می‌دونم، قلب آدم رو به درد میاره.

‫اما چرا می‌خوای بیاریش اینجا، آلیس؟

‫چون جایی رو نداره بمونه، هل.

‫مامان باباش مُردن.

‫حداقل می‌تونیم اینطوری کمکش ‫کنیم، به‌نظرت اینطور نیست؟

‫فکرش رو بکنی ‫اینکار چطوری روی بتی تأثیر می‌ذاره.

‫من همیشه به این فکر می‌کنم!

‫سلامت و آرامش خونواده‌مون.

‫که البته فکر نکنم تو اینطور باشی.

‫اتاق قدیمی خواهرم میشه مال تو.

‫این هم چندتا حوله‌ی تمیز.

‫اگه چیزی نیاز داشتی ‫بیا سراغ خودم.

‫باشه؟

‫نمی‌دونم دیگه می‌خوان بهشون چی بگم.

‫انگـ...انگار فکر می‌کنن که شاید من...

‫اتل، کسی هست که قبل از ‫برگشتن به خونه‌‍ت تو رو دیده باشه؟

‫کسی که بتونه شهادت بده؟

‫نه.

‫نه، من تنها بودم.

‫واقعاً متأسفم که این اتفاق برات افتاد.

‫تو رو خدا سعی کن استراحت کنی، باشه؟

‫ما کنارتیم.

‫هر چی که نیاز داشتی ما هستیم.

‫این تعارف‌ها و خواهش‌های بتی ‫یه‌کم اتل رو آروم کرد

‫و اون شب دیگه حرفی رد و بدل نشد.

‫و معما عمقش بیشتر شد.

‫یعنی اتل داره چیزی رو قایم می‌کنه؟

‫و چرا داستان پیک شیرفروش انقدر برام آشناست؟

‫دیگه وقتشه برای خودت یه دوست پسر ‫دست و پا کنی شرل.

‫من وقت پسربازی ندارم مادر.

‫- من خیلی سرم شلوغه. ‫- برای چی؟!

‫- نقاشی کشیدن از زن‌های لخت؟ ‫- مادر!

‫خیلی بی‌ادبی، اونا تکالیف کلاس هنر هستن!

‫تو هم بد نیست یه کمکی بکنی.

‫یه پسر عادی و آدم سراغ نداری بهش معرفی کنی؟

‫فقط می‌ترسم که شرل...

‫چطور بگم، تمایلات غیرعادی‌ای داشته باشه.

‫منظورت چیه مامان؟

‫خیلی فوری برای خواهرت ‫یه مورد مناسب پیدا کن.

‫فهمیدی یا نه؟

‫اتفاقی که توی مراسم افتاد ‫خیلی عجیب بود.

‫اون دختر بیچاره رو می‌شناسی؟

‫نه زیاد.

‫اتل‌ـه، یه‌جورهایی...

‫یه‌جورهایی سرش توی لاک خودشه.

‫ببخشید که بحث رو عوض می‌کنم...

‫ببین آرچی، واقعاً شرمنده‌‍م ‫که اشتباه شروع کردیم.

‫میشه مثلاً، دوباره امتحان کنیم؟

‫وا...واقعاً از این عذرخواهی کردنت ‫ممنونم.

‫اما ورانیکا، حقیقتش اینه که...

‫به‌نظرم...فکر نکنم به‌درد هم بخوریم.

‫دختری مثل تو ‫برای پسری مثل من دردسرش زیاده.

‫بلایی که سر خانواده‌ی ماگز اومد ‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست.

‫همه‌ی بچه‌ها دارن در موردش حرف می‌زنن.

‫خانواده‌ها به مدرسه زنگ می‌زنن.

‫می‌پرسن قراره چطوری این وضعیت رو حل کنیم.

‫به‌نظرم عاقلانه‌ترین راهکار ‫گذشتن و ادامه دادن

‫همراه با برنامه‌های درسی ‫از پیش تعیین شده‌ی هفته‌ست.

‫درسته!

‫خانم بل، این هفته برنامه چیه؟

‫خب، سال اولی‌ها قراره که

‫اولین درس آموزش مسائل جنسی که ‫توسط اولیا مربیان تأیید شده رو داشته باشن.

‫اما می‌تونیم بذاریمش برای یه وقت دیگه.

‫برعکس، خودم تدریس می‌کنم.

‫فکر خیلی محشریه دکتر وردرز.

‫روال عادی.

‫برگ برنده‌مون همینه.

‫سر ورانیکا شانس نیاوردی رفیق.

‫فکر کنم اصلاً شدنی هم نبود.

‫آره گمونم.

‫احتمالاً همین هم به صلاحه.

‫دخترهایی مثل ورانیکا تکلیفشون ‫با خودشون مشخص نیست

‫و فقط مردهای به‌خصوصی ‫بلدن باهاشون کنار بیان.

‫- مثلاً یکی مثل تو؟ ‫- بگی نگی.

‫اما اگه دنبال یه دوست دختر موندگاری...

‫شرل هست.

‫شرل؟

‫ممنون اما...ممنون نه.

‫چرا؟

‫به‌نظرت خواهر من تو دل برو نیست؟

‫نه‌بابا، شرل اتفاقاً خیلی خوشگله.

‫- اما... ‫- اما چی؟

‫خب، انگار همیشه کنار من معذبه.

‫تا حالا هم ندیدم رابطه‌ی جدی‌ای داشته باشه.

‫دوست پسر که داشته. ‫اکثراً پسرهای دانشگاهی بودن.

‫شنیدی که راجع‌به دخترهایی که از مردهای ‫بزرگ‌تر از خودشون خوششون میاد چی میگن دیگه؟

‫نه، چـ...

‫چی میگن؟

‫میگن اینجور دخترها معمولاً...

‫روشن‌فکرتر از اکثر دخترهای دبیرستانی هستن.

‫البته اگه بگیری چی میگم.

‫اگه مخ شرل رو بزنی

‫حسابی برد کردی رفیق.

‫یه حسی بهم میگه شرل...

‫به پسری مثل تو نه نمیگه.

‫حداقل بهش فکر کن.

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۳»

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫بلاسم، وایسا.

‫چی شده خانم سرپنتینا؟

‫امشب توی «اتاق تاریک» برنامه داریم.

‫و حس کردم احتمالاً خوشت بیاد.

‫با کمال احترام، جواب من ‫رو «نه، ممنون» در نظر بگیر.

‫بای‌بای.

‫عین همیشه خانم توپز میره سراغ دخترهایی ‫که سنتی‌ان و از پسر جماعت خوششون میاد.

‫می‌دونی که آخر عاقبتتون به‌هم نمیرسه ‫مگه نه؟

‫من زیاد مطمئن نیستم لیزو.

‫مشکلت چیه توپز؟

‫از پس من نمی‌تونی بر بیای؟

‫مشکلم باهات اینه که

‫تو یه اخراجی از مدرسه هستی ‫و زیادی قلمروطلبی.

‫اما شب اتاق تاریک می‌بینمت.

‫چرا فکر کردی من میام؟

‫زیاد خودت رو دسته بالا نگیر لیزو.

‫می‌دونم همچین چیزی رو ازش جا نمی‌مونی.

‫کوین، خوبی؟

‫انگار یه‌کم...آشفته‌ای.

‫می‌دونی، انگار داری از کسی فرار می‌کنی.

‫نه...فقط امروز قهوه زیاد خوردم.

‫اوکیه کوین.

‫امشب چیکاره‌ای؟

‫می‌خوای بریم میکروفن آزاد اتاق تاریک؟

‫چندتا از ما شعر دوست‌ها ‫اجرا داریم.

‫ ‫

‫آمم...

‫اتاق تاریک...

‫مگه اونجا پاتوق هنری‌ها نیست؟

‫کافه‌ست کوین.

‫آزادی یا نه؟

‫قرار بود با بتی بریم فیلم ‫«خارش هفت‌ساله» رو ببینیم.

‫اما شاید هم اون هم دوست ‫داشته باشه بریم اتاق تاریک.

‫پس پشیمون نمیشه.

‫و...

‫مطمئن باش خودت هم پشیمون نمیشی.

‫شرل، دنبالت می‌گشتم.

‫چه نقاشی باحالی.

‫چرا داشتی دنبال من می‌گشتی؟

‫آممم...

‫امشب...امشب برنامه‌‍ت چیه؟

‫خواستم ببینم دوست داری با من بریم ‫بابیلونیوم «خارش هفت‌ساله» رو ببینی؟

‫قبلاً دیدمش و به‌نظرم ‫بیش از حد بهش بها دادن.

‫عه، باشه پس. ‫خب...

‫هرچند امشب توی اتاق تاریک برنامه دارن.

‫یه‌جور برنامه‌ی مشاعره.

‫از ترس اینکه یه‌وقت ‫لات و لوت‌هاش کثیفم نکن نمی‌خواستم برم.

‫اما با یه محافظ مناسب ‫شاید رفتم.

‫مشاعره؟

‫خب، راستش من خودم تازه ‫شعر نوشتن رو شروع کردم.

‫وای خوش به حالِت.

‫ساعت ۷ میای دنبالم؟

‫سلام خوشگل خانم.

‫امشب دوست داری بریم بابیلونیوم؟

‫فیلم «خارش هفت‌ساله» رو دارن.

‫بیخیال شو جولیان.

‫اگه هنوز گیر اندروزـی

‫زیاد دل نبند.

‫میگن امشب قراره با شرل بره اتاق تاریک

‫یه برنامه‌ی مشاعره‌ای چیزی گذاشتن.

‫من هم می‌خوام برم...اتاق تاریک.

‫فکر نمی‌کردم اهل شعر و مشاعره باشی.

‫اتفاقاً من اهل خیلی چیزهام جولیان.

‫ساعت ۸ بیا دنبالم.

‫شرمنده مزاحمت شدیم ویلی

‫اما باید هر سرنخی رو دنبال کنیم. ‫حتی غیرممکن‌ترین‌ها.

‫بذار تا بیرون باهات بیام.

‫اتل... ‫چی شد؟

‫کار شیرفروش نبود.

‫یا حداقل کار اون شیرفروش نبوده.

‫پس یعنی یه شیرفروش دیگه بوده؟

‫یا شاید یکی که لباس پیک شیر پوشیده بود. ‫نمی‌دونم.

‫جاگهد...

‫من خیلی خیلی می‌ترسم.

‫اگه کلانتر کلر فکر کنه کار من بوده چی؟

‫چرا باید همچین فکری کنه؟

‫اون کاورهای تخیلی که می‌کشیدم رو یادته؟

‫آره، خیلی خفنن.

‫کاور چرخ گوشت رو یادته؟

‫خب...؟

‫آها...

‫وای خدا، اتل.

‫نقاشی اتل دختری رو نشون می‌داد

‫که شبیه اتل بود ‫و داشت اعضای تیکه تیکه شده‌ی بدن‌هایی که

‫انگار شبیه مامان باباش بودن ‫رو مینداخت توی چرخ گوشت.

‫همینطوری الکی بودن جاگهد.

‫فقط برای اینکه نذاشته بودن برم ‫فیلم «تینگلر» رو ببینم بود.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left