İlk 200 satır.
مامان میگه که باید استراحت کنی
!بعدی رو بردار
!آخ
توش وارد نیستم
صبور نیستی. فرق میکنه
شاید استعدادهات به من نرسیده
حقیقت داره
جنگ دور تا دورمون رو گرفته
و تنها کمکی که من میتونم بکنم جمعکردن سلاحهاییه که
افراد بهتر از من ساختن و استفاده میکنن
من چه هدفی توی این دنیا دارم؟
ندات رو پیدا میکنی، پسرم
حالا برگرد سراغ کارت
...پدر - میدونم -
میخوام یواشکی بری بیرون و با تمام سرعت داخل شهر بری
...به فرمانده کریس و افرادش هشدار
...اما تعدادشون خیلی زیاده. باید - هر کار میگم بکن. برو -
پیتر! چی شده؟
سربازهای شاه اومدن توی اتاق میراندا قایم بشین
هر چی که شد، بیرون نیاین
!در رو باز کنین
چی میخواین؟
خب، عصر شما هم بخیر
لابد "پیتر لاک" هستین
و جنابعالی؟
فرمانده فردریک گیدئون از پیادهنظام 23 سلطنتی
شایعه شده که
شما توی ملکتون برای مستعمرات سیزدهگانه
سلاح تولید میکنید و تسلیحات تروریستی جمع میکنین
گفتیم بیایم و نگاهی بندازیم
شایعهپراکنی کار زشتیه، فرمانده
خانوادم خواب هستند
پس ازتون میخوام که برین
بابت رفتار زشتت باید خجالت بکشی
حتی واسه یه فنجون چای منو دعوت نکردی داخل
مگه نشنیدی گفتم مامور پادشاهتونم؟
!خونه رو بگردین
شنیدین چی گفتن. بریم
شما دو تا با من بیاین
همهچیز رو زیر و رو کنین
!دنبال سلاح میگردیم
!وای خدا
ببین به جز 8 بشکه باروت ...و تفنگهای بریتانیاییِ دزدیده شده
توی اتاق زیر شیروونی چی پیدا کردیم
تو و بچهها به خودتون برسین و از هرچیزی که دارن استفاده کنین
نه - توی گاری میذاریمش -
نه
میذارین یکی از مامورین اعلیحضرت چیزی رو بدزده که حقاً مال اون نیست
اوه پیتر - من به افرادم میرسم -
!پیتر
و افرادم به من میرسن
کسی تونست استراحت کنه؟
آره
منم نکردم
چرا "گیب" سراغ ما نمیاد؟
احتمالاً میخواد اول یه ارتش بسازه آدمهای بیشتری رو طرف خودش ببره
باید به دوستامون هشدار بدیم
همه بچههای ساوینی هر کسی که در مورد کلید ها میدونه
قبل از اینکه تبدیل به دشمنمون بشن
شاید بتونن کمکمون کنن ازش کلید رو بگیریم
اگه "گیب" مشغول تبدیل کردن بقیه به اهریمن باشه، نمیتونیم غیرمسلح سراغش بریم
من کمربند هرکول رو تن میکنم
منم میتونم از کلید "کبریت" استفاده کنم
من چی پس؟
تو میری مدرسه - چی؟ -
شوخیتون گرفته؟ عمراً
ببین، ما قراره مسلح باشیم و کلیدی هم واسه تو نمیمونه
مدرسهت امنترین جا هست. اونجا نمیره - مامان چی پس؟ -
من مراقبشم
نمیتونم همینجور توی کلاس بشینم - چرا، میتونی -
چرا نمیتونم بیام؟ - گفتیم نه دیگه. اصرار نکن -
منصفانه نیست - هی! چه خبره؟ -
فقط یکم سر صبحی بحثمون بالا گرفته
دیرمون میشه. میای، کینز؟
آره، فقط میرم وسایلمو بردارم
خیلی خب
قضیه چی بود؟
مشکلهای عادی نوجوونا جای نگرانی نیست
منو نپیچون، دانکن
کینزی با گیب مشکل داره
بودی" هم ناراحته چون اون و گیب با هم دوستن"
برای همینم من و تایلر خواستیم مداخله کنیم
خب، حال کینزی خوبه؟
گمونم. خیلی مشخص نگفت مشکل چیه
نوجوونا با بزرگها در مورد این جور چیزا حرف نمیزنن
نه ولی میخوان با تو در موردش صحبت کنن
من عموی باحالیم چی بگم والا؟
چیزی نیست، نینا
لطفاً نگران نباش
ببین. من منتظرم چندتا از قطعات ماشین رو بیارن
کار دیگهای ندارم
شاید بتونم کمک کنم
امروز توی تئاتر به کارآموز احتیاج نداری؟
معلومه. یعنی اگه خودت میخوای
همیشه یه کارآموز میخواستم
عالیه! چهجور قهوهای دوست داری؟
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
زود باشین بخورین
گمونم یادتون رفته بود منو واسه غذا دعوت کنین
خوشبختانه، دستیار جدیدت ماشینی داره که از فضا هم میشه دید
تو اینجا چیکار میکنی، ایدن؟
حاضرم ببخشمت و فراموش کنم که منو توی "کیهوس" ول کردی
چون با هم شریکیم
نیستیم - جدی میگی؟ -
فقط واسه این اون کلید رو داری که من کمکت کردم
در واقع نصفش مال منه
مخالفم
اونا هم همینطور
این ارتشته؟
میتونستی تا الان نصف شهر رو تبدیل کرده باشی
این نعمت رو واسه هر کسی هدر نمیدم
همه این اهریمنها رو میبینی؟
همشون مفید، مطیع و فرمانبردارن
...در حالیکه تو، ایدن
واسم هیچ ارزشی نداری
خیلی خب
تو کار خودتو کن و منم کار خودمو میکنم
و حتماً قبل از اینکه گردن "کینزی" رو بشکونم
بهش میگم که سلام رسوندی
بهتره خوب فکر کنی که واقعاً میخوای اینکارو کنی یا نه
تشریف ببرین
کار مهم دارم
اهوم
میتونیم انجامش بدیم؟
...اون الانش هم یه سری آدم رو تبدیل کرده
دیگه چه چارهای داریم؟
!لعنتی من که کاری نکردم
بزن کنار
موتوکو"ـه"
سلام کارآگاه موتوکو
تایلر و کینزی لاک مدتی میشه ندیدمتون. چطورین؟
خوبیم. من... کار اشتباهی کردم؟
خب، بستگی داره
واقعاً فکر میکنین میتونین جلوشو بگیرین؟
وای خدای من
منتظرتونه - برو -
سلاحها رو کجا بذاریم، فرمانده؟
توی گاری. باروت هم همینطور - چشم، فرمانده -
مراقب باشین
!نه
مراقب باش باروته
سلاحهای بیشتر
اونوری بچین
همش همین بود، قربان
خوبه فقط یه کار دیگه مونده انجام بدیم
نه
داره چیکار میکنه، پیتر؟ - !نه، نه -
!کمی ترحم نشون بده
خوبه
گمونم از این یکی شروع کنم - !نه -
!نه! نه - !نه -
!نه
پناه بگیرین
!محاصرهشون کنین
!سنگر بگیرین
!شلیک
!همه سربازهای سرخپوش، از مسیر آتش برین کنار
!عقبنشینی کنید !به سمت اسبها! برید
!بجنبین! بجنبین! عقبنشینی کنین
!بنجامین
آفرین، پسرم
!بریم
چاقوت رو بهم بده
!پشت کاهها
!فرمانده، بریم
محکمتر فشار بده
تو میتونی
!تو میتونی انجامش بدی
!آره
...یا شایدم
نمیتونی
...و از همه بدتر
مرگت هیچ معنیای نداره
!فرمانده! خیلی زیادن! باید بریم
فراریشون دادیم - فرمانده رو پوشش بده -
!پیتر! نه، پیتر
!دارن فرار میکنن - !عقبنشینی کنید -
پدر - متاسفم -
!دنبالشون برین
!سلاحهامون پُره
!دارن به سمت مسیر اصلی میرن
از خط جزر و مد خارج میشیم
و مخفی میشیم تا از جستجو دست بکشن
احتمالاً از اینور اومدن
پخش بشین
چیزی میبینی؟
رد پای تازه
باید از اینور رفته باشن ببین
نباید دور شده باشن
الان کجا بریم؟
ساکت - اون صدای چیه؟ -
یا خدا! این دیگه چیه؟
این چیه؟
لابد از این طرف رفتن
فرمانده
پیدامون کردن - همینجا مقاومت میکنیم -
این چیه جلومونه؟
مراقب باشین. اینجان !برو کنار
!هاو! بخواب
دارم میرم مدرسه
No comments yet. Be the first to leave one.