İlk 200 satır.
حکومت نظامي
ماه اگوست در آمريکاي لاتين فصل زمستان است
وجود هفت ماشين تأييد شد هشت تا هستند، مافوق
ميدان گاريبالدي، هيچي
شماره 379 تو را دارم
هيچ خبري نيست
تأييد شد، مافوق
ماشين 52 اينجاست
بخش کنترل هفت منتظر برنامه
تأييد شد، مافوق
برنامه را فراموش کنيد ادامه دهيد
تمام ماشينها را بازرسي کنيد يک به يک
شماره 379 من شما را دارم
گشت بيست و پنج وصل کنيد به ستاد فرماندهي
اينجا ستاد فرماندهي است ما را داريد، بله
از ستاد فرماندهي به گشت بيست و پنج منتظر گزارش هستيم
سن: حدود 50 ساله لاغر، چشمان سياه
من فکر ميکنم همان آمريکايي فيليپ مايکل سانتوره است
موهاي سفيد آغشته به يک ماده رنگي
او از ديروز داخل يک ماشين سرقتي بوده است
ماشين، کاديلاک با شماره 251798 مي باشد
آنتوني
پيدايش کردي ؟
بله
مرده ؟
بله
من بايد به دولت اطلاع بدهم
جري، با سفارت تماس بگير
گلوله دوم نُه ميليمتري با روپوش مسي
ورودي زخم سمت چپ شکم
خط سير به طرف بالا کمي اريب
ضربه وارده به معده و روده
دريچه ديافراگم قلب
بطن راست، آئورت
من جاي زخم و عفونت ديگري را اندکي قبل از مرگ مي بينم
جاي يک گلوله که خوب پانسمان شده و بهبود يافته است
طي يک جلسه اضطراري در اينجا جمع شده ايم
به منظور تبادل نظر در مورد ! اعلان روز عزاداري ملي
نمايندگان حاضر 130 نفر مي باشند
غايب موجه 12 نفر
و غايب غير موجه 32 نفر
لذا داراي حد نصاب لازم مي باشيم
جلسه علني است
دولت، حکم زير را پيشنهاد کرده است
: ماده اول مقرر شده امروز عزاي ملي باشد
به مناسبت مرگ فيليپ مايکل سانتوره
کارمند مدني آژانس توسعه بين الملل ! و شهروند يانکي
بنابراين
خدمات عمومي، مدارس
بانکها و بازار سهام بايد تعطيل شوند
: ماده دوم
هزينه هاي مراسم تشييع جنازه ! توسط حکومت پرداخت مي گردند
! کسي مخالف هست ؟
موافقين ؟
به اتفاق آراء تصويب شد
رياست جمهوري نمايندگان را به يک دقيقه سکوت فرا مي خواند
! به افتخار آقاي فيليپ مايکل سانتوره
وقتي به طور ناگهاني دو مردِ
: سفيد پوش ظاهر شده و گفتند
اي شهر گاليه چرا به تماشاي آسمان ايستاده ايد ؟
! عيسي بجاي شما اينکار را کرده است
و شما بازگشت او را از همان راهي که ! به بهشت رفته بود ، خواهيد ديد
بطور مستقيم از کليساي جامع با شما صحبت مي کنيم
جايي که مراسم تشييع جنازه در آنجا برگزار مي شود
بخاطر گراميداشت مرگ فيليپ مايکل سانتوره
که غرق در اندوه و ماتم
توسط همسر و فرزندانش احاطه شده است
فرزند کوچک هنوز از مرگ پدر خبر ندارد
بقيه شرکت کنندگان عبارتند از
وزراء
ژنرالهاي بلند پايه ارتش
و همه گروههاي ديپلماتيک
مشاهده کردن صندلي خالي کشيش
و اساتيد دانشگاه، شوک آور است
اميد مي رفت که اسقف اعظم شخصا سخنران مراسم باشند
اما مي بينيم که
او يک کشيش ديگر را بجاي خود فرستاده است
اسقف اعظم در مراسم شرکت نمي کند
! ما التماس آرامش ابدي برايش داريم
! او شوهري دلسوز و پدري مهربان بود
دعايمان
پاداشي ابدي
! براي اين قرباني بي گناه
! و شهيد مي باشد
فيليپ مايکل سانتوره
بدبختي را مي شناخت
و عمرش را ! صرف مبارزه با آن نمود
او جان جوانهاي زيادي را ! با تبديل کردنشان
! به شهرونداني شايسته، حفظ نمود
نوعي کرم روده که از مواد موجود در خون انسان تغذيه مي کند
و با دندانهايش
، ديواره روده را پاره کرده باعث خونريزي در شخص مبتلا گشته
استقامت را پايين مي آورد
و بيمار را در معرض ابتلا به همه بيماري ها قرار مي دهد
و در آخر باعث مرگ مي شود
خيلي خوب او لازم نيست زياد نگران باشد
! در کل شانس کمي براي مبتلايان
به اين انگل وجود دارد علت اصلي اين بيماري
طبعا سوء تغذيه مي باشد
شما ميدانيد که در يک شهر بزرگ زندگي خواهيد نمود
، لذا بايد غذاي خوب سالم و مقوي خورده
! و آب بهداشتي بطري بنوشيد
مهمترين توصيه من به شما اين است که
از فروشگاه، پي - اکس خريد نماييد
ما و همچنين شوهرانمان
قرار است براي برپا داشتن تمدنمان
ايده آلهايمان و راه و رسم زندگيمان، بايستيم
اينکار هميشه آسان نيست زيرا بعضي از کشورها متفاوتند
و بعضي ها با ما ! خصمانه برخورد مي کنند
اين قرباني گرفتن ها
تروريسم و خشونت
و اين اقدام ناگهاني
و خشونت منجر به مرگ
اين خشم
و قتلهاي پشت پرده
از دوشنبه گذشته
به شهر پريشان ما باز گشته اند
دوشنبه
سويچ ماشين خواهش مي کنم
سريع با ما بيا
بانو، خواهش مي کنم
بله ؟
اما چي .....؟
چي شده ؟ توپاک آمورو
ما اين ماشين را لازم داريم ما مسلح هستيم
در را باز کن
مصادره شده حرکت کن
نه، اين نمي تواند درست باشد باز هم ؟
آه، ما شما را قبلا داشتيم ؟ بله، شما من را داشتيد
براي دستبرد زدن به بانک مانهاتن چيس
مصادره کردن ..... ؟
و امروز، اين چيست ؟
فردا در روزنامه مي خوانيد
مثل ما
پليس
اين ماشين را لازم داريم بله آقا
براي کارمان اين ماشين را لازم داريم
سر و صدا نکنيد
توپاک آمورو ؟
با من اين را لازم نداريد
.... اما مي خواهم چيزي بگويم
ما با متد شما موافق نيستم
در بحثهاي سياسي
و در عمل چطور ؟
درست مثل الان ؟
کدام راه ؟
اين يا آن ؟ اين راه
سلام
ما مسلح هستيم
الان چي مي خواهيد ؟ بايد سوار بشويم
تو اين را ميداني ؟
تو ميتواني به پليس گزارش سرقت را بدهي
و ماشينم چه مي شود ؟
تو ميداني که پليس امروز يا فردا پيدايش مي کند
ما مي خواهيم اين را به تو برگردانيم بله، متوجه هستم
پياده روي مي کنم و بعد به پليس گزارش مي دهم
مواظب ترمزهايش باشيد دنده دوم هم خوب کار نمي کند
خداحافظ بابا
خدا حافظ پدر
خدا حافظ بابا
! کليدها
! لعنتي
کي هستيد ؟ مخابرات
او اينجاست
چکار بايد بکنيم ؟ ببين
آنها جلو هستند
ما شما را مي بريم
اينکار ضروري نيست لازم نيست ؟
خودم مي توانم راه بروم مجبور مي شويم تصميم ديگري بگيريم
اين بخاطر امينت شما است، نه ؟ دقيقا
او اينجاست بله، آمد
آقاي وزير نظر شما در مورد اين گروگانگيري چيه ؟
ايالات متحده آمريکا چه فکر مي کند ؟
آقاي وزير ؟
آقاي وزير آيا اينکار باعث شرمساري کشور ميگردد ؟
آيا فکر مي کنيد که آنها در خواستي دارند ؟
يا براي آزادي زندانيان سياسي ؟
در کشور ما ! هيچ زنداني سياسي وجود ندارد
فقط سارقين بانکها و ماشينها هستند
کسانيکه گروگانگيري کرده و پليسها را مي کشند
يک عکس
آيا همدستي ما به نفع تروريستها نبوده است ؟
برزيل نيروهايش را لب مرز متمرکز کرده
آيا اينکار يک توافق است ؟
ما طي يک اطلاعيه رسمي جواب سوالات را مي دهيم
... صبح با آدم ربايي تمام مي شود
فرناندو کامپوس، کنسول برزيل
آنتوني لي، دبير سفارت آمريکا
و ميشل فيليپ سانتوره شهروند آمريکا
و سرکرده مرکز کمک رساني رسمي ! در کشورمان
آقاي آنتوني لي موفق شده فلينگ را ببندد
سؤالي هست ؟
آيا فکر مي کنيد که دولت و بويژه وزير کشور
اقدامي براي کنترل وضعيت پيش آمده
که 6 سال طول کشيده و تحمل دولت را سر آورده اند ، انجام دهد ؟
اين وضعيت براي دولت و کشورمان غير قابل تحمل شده است
اين دولت است که براي کشور و مردم غير قابل تحمل شده است
دوران قانون حالت اضطراري
با توجه به اصل 168 قانون اساسي
به سر آمده است
No comments yet. Be the first to leave one.