İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(فیـزیکـال 100)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!صبر کن
گیبسون، الان فقط باید از رهبر محافظت کنیم
باشه- !سریع بیا-
!نه- !کمتر از یک دقیقه مونده-
!بدو- !بیست ثانیه-
!لطفا
!دارن سقوط میکنن
!دارن سقوط میکنن
!دارن سقوط میکنن
!دارن سقوط میکنن
ده ثانیه مونده
متوقفشون کن
!نه
نمیتونیم اجازه بدیم سقوط کنن دوباره بزارشون
بازی تموم شد
تموم شد
تیم لی جانگ کیون، تیم هونگ بدم سوک
فتح ماز پنج بر پنج
تیم لی جانگ کیون، تیم هونگ بوم سوک
...تیم برنده
تیم هونگ بوم سوکه
!ما بردیم- ما بردیم؟-
!ما بردیم- !آره-
!کارت عالی بود! آفرین
!ما تونستیم- پرچم ماست-
!باشه عالیه- !ما بردیم-
کارت خوب بود- بازی خوبی بود-
تو خوبی؟- بوم سوک آفرین-
الان تموم شده
ما الان میتونیم راحت باشیم
باشه
!باشه- کارت خوب بود-
لعنت بهش
باید دهنمو بسته نگه میداشتم و به جانگ کیون حمایت لازم رو میدادم
احساس بدی دارم که نتونستم این کار رو انجام بدم
خدایا لعنت بهش
چطوری اونجا تموم شد؟
من به شدت به هم ریخته بودم
قبل از اینکه بفهمم باختیم
چیزی که بیشتر از همه متاسفم
من همش بر میگشتم به اون منطقهای که
فتح کرده بودیم چون میخواستم محتاط باشم
نمیتونستم بهش فکر نکنم
میخواستم هر چقدر که میتونم به تیمم کمک کنم
ولی نتونستم کاری که میخواستم رو انجام بدم
...پس
احساس بدی دارم
همه توی تیمم بهترین خودشون رو انجام دادن
من رهبر خوبی نبودم و قضاوتهای اشتباهی کردم
...دلیل باختمون همین بود پس احساس کردم خیلی
خیلی فقط خیلی بد احساس خیلی بدی داشتم
دومین ماموریت فیزیکال: 100
تیم برنده تیم هونگ بوم سوکه
!عالیه- !باشه-
خیلی خوشحال شدم خیلی بیشتر نسبت به وقتی که تنهایی برنده میشدم
من از اعضای تیمم سپاسگزار بودم برای اینکه بهم اعتماد کردن و بهترین تلاش خودشون رو انجام دادن
!عالیه- !باشه-
عالی- !کاپیتان هونگ-
خیلی قابل اعتماد بودن
مطمئن بودم که این تیم
میتونن نتایج بهتری بگیرن
،هونگ بوم سوک، گیبسون، کانگ چونگ میونگ
سول یونگ هو، پارک هایان
تیم جونگ جی هیون در مقابل تیم لی جه یون
تیم جونگ جی هیون
تیم لی جه یون
لی هیون جونگ معلم آموزش فیزیکال
تیمما شگفتانگیز بود
اینه- آره، تیم ما جمع شده-
قدرت تیم مون به ورزشکارای حرفهای و نخبهای که داره
من یک کشتی گیرم، جونیور من، جون هیوکم همینطور
،ما سو یونگ وو داریم، یک اسلحهباز
ها مو کیونگ یک هندبالیست
و کیم جی یون، ورزشکار دوومیدانی
ما سرعت، قدرت و استقامت داریم
من یک تیم متعادل ایجاد کردم
یک تیمیم، باشه؟ میتونیم این کارو انجام بدیم- ما این رو گرفتیم-
اونو بیار
تا سه یک دو سه
!گرفتیمش- گرفتیمش-
جو مین کیونگ کشتی گیر تیم ملی
چی تو ذهنته؟
من خیلی کنجکاوم
چون خیلی محتاطه
،از اونجایی که این چیزی نیست که من بهش اطمینان دارم
من فقط سعی میکنم کم حرف بمونم
چرا اعتماد به نفس نداری؟
هیچکس اینجا کاری رو که توش بهترینه انجام نمیده
همه توی یه قایق هستیم- درسته بازیگری تخصص منه-
میدونم که اعضای تیم دیگهای همه به صورت فردی مهارت دارن
چون ورزشکاران تیم ملیان و توی المپیک شرکت کردن
،اما از اونجایی که این یک مسابقه تیمیه
میخوام خودتو باور کنی
من نمیخوام هر کدوم از اعضامون رو با هر کس دیگهای تبادل کنم
پس بیایین مسیر رو ادامه بدیم
برای ترک کردن خیلی زوده- دقیقا-
من کاملا از باخت متنفرم جدا
من اصلا نگران نبودم
من به تیم دیگه فکر نمیکردم به خصوص قویتر از ما بود
من معتقد بودم که شانس برد داریم
تا وقتیرکه گارد خودمون رو ناامید نکنیم و بهش 120% بده
میدونم که هر چه باشه پیروز میشیم
بازی بین تیم جونگ جی هیون و تیم لی جه یون
الان شروع میشه
بیاین بریم
بیاین بریم
با نگاه کردن به نقشه، منطقه یک به دورترین نقطه بنظر میرسه
،مو کیونگ، جی یون و من تحرک خوبی داشته باشن
پس ما منطقه یک رو هدف قرار دادیم
برنامه ما این بود که روی تصرف دو منطقه تمرکز کنیم
تصمیم گرفتیم نگران منطقه یک نباشیم
تصمیم گرفتیم مناطق دو و سه رو هدف قرار بدیم همونطوری که اونا به انبار نزدیکتر بودن
فقط برو- باشه-
تیم لی جه یون، تیم جونگ جی هیون
سه نفر از اعضامون مسئول منطقه سه بودن
ما سه نفر با هم کار میکردیم
برای بدست آوردن دست بالا توی پنج دقیقه اول
تیم حریف هم به منطقه سه اومد
پس فهمیدم که باهم برای همون منطقه دعوا میکنیم
من به قدرتم اطمینان دارم
یکمی گیج شدم، اما من آماده بودم تا به مقابلشون برم
متوجه شدم که همه چیز به منطقه سه بستگی داره
یک، دو، سه
چجوری پیش میره؟- به بیشتر نیاز داریم-
باشه، بیاین بریم
بیاین بریم- منطقه سوم-
منطقه سه خیلی دوره- !بیا انجامش بدیم-
!ادامه بده
متوقف نشو بیا بریم- بیا بریم-
!ما اینجا کمک لازم داریم
!منطقه سوم
!قرمزها برو بالا- بیا دنبالم-
به خودم گفتم روی چیزایی که لازم داریم تمرکز کنیم
مصمم بودم انجام بدم یا بمیرم
!یانگ وو بیا انجامش بدیم- !بیاین بریم-
برنده شدن تنها چیز توی ذهنم بود
ما قرار نبود اجازه بدم این کار طولانی بشه
تیم جونگ جی هیون
ما بیشتر داریم
هنوز روی منطقه سوم متمرکز بمون
پنج دقیقه گذشته
الان ترازو فعال میشه
تیم لی جه یون، تیم جونگ جی هیون
!منطقه سوم
تیم جونگ جی هیون 1 در مقابل تیم لی جه یون 2
تیم لی جه یون، تیم جونگ جی هیون
خوبه ما انجامش دادیم
!عالیه
فهمیدم داریم میبازیم
،با نگاه به وضعیت کلی
فهمیدم که همه چیز به منطقه سوم بستگی داره
باید یه کاری بکنیم
اینجا
لعنت بهش- به سمتش هل میدم-
باشه
جون هیوک کشتی گیره
پس توی برخورد با مردم خوبه
تصمیم گرفتیم که باید مانع مخالفا بشه
به طوری که سایر اعضای تیم میتونن کیسههای بیشتری جمع کنن
بیاین بریم
هی هیچ جا نمیری- !منطقه سه-
علامتش بزن
راستش متوجه نشدم چرا وقتشون رو با کشمکش تلف کردن
وقتی که داشتن میباختن
"از یک طرف فکر کردم "اونا نباید این کار رو میکردن
چیکار داری میکنی؟
چیکار میکنی؟
،ولی از طرف دیگه
با دیدنش حالم بد شد خیلی محکم بغلم کن
ما اینجا نیستیم که کشتی بگیریم بیایین روی بازی تمرکز کنیم
تیم تو میبازه
بازی پنج دقیقه دیگه تموم میشه
باید کیسهها رو جابهجا کنیم
باشه بیا اینکارو بکنیم- باشه-
بهش چنگ بزن
بهش چنگ بزن
تیم حریف شروع به مهارمون کرد
حالت خوبه؟- خوبم تو هر چی میخوای فشار بدی-
خوبه برو من خوبم
اگر مقاومت کنیم پیروز میشیم
اشکالی نداره- میتونی ولش کنی-
میتونی بری- بسیارخب-
برو- برو-
!بدو، عجله کن
!فقط حرکت کن
فقط باید برتریمون رو حفظ کنیم
!جهیون داره میاد
نتیجه نقشمون برعکس شد
منم به طور غریزی شروع کردن به سر و کله زدن و
اونو کنترل کردم
ولی الان زمان خیلی سریع گذشت
فهمیدم تو دردسر بزرگی اُفتادیم
ما همین حالاشم بردیم، فقط جلوشون رو بگیرین
همین کار رو میکنم
تکون بخور
!اول برو- !برو-
وضعمون خوبه فقط همینطور دورشون کنید و ما برنده میشیم
تو این منطقه نمیتونید ما رو شکست بدین
No comments yet. Be the first to leave one.