İlk 200 satır.
آمار و ارقام رو دیدم؟
البته که آمار و ارقام رو دیدم
جیمیسون، باید آمار و ارقام رو ببینم
شرمنده، داداش
راستی این بالا چیکار میکنی؟
الان که دیگه طبقهی همکف کار میکنی
...میخوام جلوی دید منزفیلد باشم
تا یادش بیاد چقدر تاثیر گذارم
با داشتن مسئولیت یه سطل آشغال؟
نه، یه دونه سطل آشغال نه
راستش، 5تا سطل آشغال
سیستم جدیدم به اسم "ز.ق.ا.خ.ن" ـه
،که میشه اول کلمات زیست تخریب پذیر، قابل بازیافت اورگانیک، خیس و نمیدونم چیه
آره، من همون سیستم قدیمی که همهی آشغالا رو ...میریختیم توی یه سطل و یکی از افراد طبقهی پایین
دسته بندیشون میکرد رو دوست داشتم
تنها فرقش اینه که الان اون آدم منم ...و روحتم خبر نداره که چه کاره چندشآوریه
که واسه همینه که یه سطل به اسم "نمیدونم چیه" هم گذاشتم
...ببخشید، نمیخواستم
،نه، چیزی نیست خیلی طول نمیکشه
مخصوصاً که برای جلسهی صبحگاهی ...یه نکتهی جذاب در مورد سهام دارم
،و به محض اینکه نکتهم رو به منزفیلد بگم بعدش میتونم به حالت سابق برگردم
،خیلیخب گوش کنین آمار و ارقام سومین فصل سال رو میخوام
ترجیح میدم همین الان ...به دستم برسن تا اینکه عالی باشن
ولی بهتره عالی باشن
ببینین، دیشب سهام هنگ کنگ ...2%کاهش پیدا کرده
پس باید صدای تعدادی از ...تحلیلگرهای هارم رو بشنوم
که توجهم رو به خودشون جلب میکنن
بجاش، تنها چیزی که دارم میشنوم صدای زیبا و دلنشین خودمه
...راستش قربان، اگه اجازه بدین
"شرکت ارتباطی "چافا
سهامشون به 87% کاهش پیدا کرده ...و هیچ بدهیای ندارن
جون میده برای تصاحب کردن
به اندازهی کافی هار بودم، عوضیا؟
دقیقاً میخواستم همینو بشنوم
دقیقاً میخواستم همینو بگم
مانعِ من شد
آفرین خانم هریس
...وقت استراحت برای خوردن قهوه رسماً
!تمومه
بچهها، لطفاً اینکارو نکنین
،یه سیستم جدید داریم اسمش ز.ق.ا.خ.ن ـه
بذارین براتون توضیح بدم
هی، ناسلامتی من آدمم
،خب آقای وِن به گمونم میدونی فردا چه روزیه
،بله قربان 4شنبهست
روز تولدمه
...خب، به گمونم تمام کارکنان اداره
میخوان همون کاری که هر سال انجام میدن رو انجام بدن
میخوان با کیک و شامپاین ...و اون حرفای خجالت آور قبل از مشروب خوردن
سورپرایز"ـم کنن"
خب قربان، اگه اون حرفا انقدر خجالت آوره مجبور نیستیم انجامش بدیم
البته که مجبوریم اونکارو انجام بدیم
افرادی تو این اداره هستن که هر سال مشتاق اون حرفا هستن
ترکیب فوقالعادهای از هوش، هوس و احساسات ـه
...همیشه با یه جُک دربارهی من شروع میشه
...مثل... وای خدا
جسد یه آدم 25ساله رو توی زیرزمین خونهم حبس شده دارم
قربان، نمیدونم جُک باید اینطوری باشه یا نه
خب، منم نمیدونم اون جُک چطوریه
گَلِگِر" که نیستم"
خب میدونین، اون جُکِ برودی ـه
همیشه اون حرفای قبل از مشروب خوردن رو میزنه
خب، برودی دیگه اینجا کار نمیکنه
تنها چیزی که میدونم اینه که ...افرادی توی این اداره هستن
که انتظار دارن اون حرفا بی نقص باشه و برام مهم نیست که چه کسی اون حرفا رو میزنه
دست خودتو میبوسه
هــی؟
!این دیگه چه کاریه؟
گند بزن به بازیهامون، شاسگول
این کجاش بازی بود؟
همتون تو تاریکی نشسته بودین
بازی اینه که ...به مدت 15 دقیقه کاملاً ثابت بشینیم
تا اینکه حسگرهای حرکتی به صورت اتوماتیک چراغا رو خاموش کنن
...و بعد از نشستن و انجام دادن هیچ کاری
به مدت یک ساعت و نیم، برق قطع میشه
اینو توی دستشویی فهمیدم
،خب، حالا که چراغا روشن شده باید چیکار کنم رئیس؟
،راستش، بنابر قسمت منابع انسانی ...تا وقتیکه با هم رابطه داریم
نمیتونم بهت دستور بدم
خب، دیشب که اینطور نبود
حالا میفهمم که چرا اون یه قانون ـه
درسته نه؟ آره - آره -
...از اونجایی که دیگه سرپرستت نیستم
احساس میکنم عیبی نداشته باشه اینکارو بکنم
صبر کن، پس سرپرست جدیدم کیه؟
سلام جوجو
،از این لحظه به بعد تنها روز آسون دیروزه
...اولین وظیفهی غیرممکنت
!اینه که تمام دستور خریدها رو مرتب کنی
قبلاً اینکارو کردم
و در حقیقت، توی کاورهای رنگی گذاشتمشون
دومین وظیفهی غیرممکنت پیدا کردن کاورهای رنگی بود
خوش به حالت
،خب پس برودی آشغالا، آشغالا برودی
باید انبارو تمیز کنی
...خب یه سیستم کیو-آر طراحی کردم
تا به صورت اتوماتیک موجودی هر 3تا انبارو مشخص کنه
...2تا سوال... انبار سومی هم داریم
!و انبار دوم هم داریم؟
و راستش یکم رومو زیاد کردم ...و آوای انتظارمون رو
به آهنگ "گوشی دستت" از ویلسون فیلیپس" تغییر دادم"
،هر چند یه آهنگ موقته امشب یه آهنگ دیگه پیدا میکنم
خب کار دیگهای ندارین انجام بدم؟
باور کن
...هنوز به جهنمی که
برات تدارک دیدم نرسیدیم
دیگه هیچی ندارم
جنی؟ جنی میلر؟
!سلام! اِ... سلام
تو اینجا چیکار میکنی؟
منو یادت نمیاد
،البته که یادم میاد ...تو
لینزیام - لینزی هستی -
...درسته و تو رو از
دبیرستان - دبیرستان میشناسم -
صبر کن ببینم، تو مدرسهی "مِدرِل" بودی؟
آره یه سال ازم جلوتر بودی
تو یکی از بچههای باحال بودی
...کلاس هفتم هویت جعلی داشتی
مجبور نبودی ساعت خاصی بری خونه و این شکلی بودی
همه میخواستن دوستت باشن
خیلی قشنگه
آره
همینطور اسم لینزیِ زپرتی رو روم گذاشتی
درست بعد از این بود که تو زنگ ورزش موقع بازی بدمینتون بیهوش شدم
واو
چطور موقع بازی بدمینتون بیهوش شدی؟
توپ بدمینتون خورد توی صورتم
دختر، توپ بدمینتون خورد تو صورتت و من اسمت رو گذاشتم زپرتی؟
فکر کنم از چنگم دَر رفته بودی
از خوش شانسی من بوده
...بگذریم، بالاخره فراموشش کردم
البته بعد از کالج و یه مقدار هم مشاوره
،هفتهای 2 جلسه میرفتم بیمه پولش رو میداد
چیز مهمی نبود
خوبه، برگشته
خب، دیگه باید برم
اینجا... اینجا کار میکنی؟
تازه توی شرکت "رمینگتون تراست" استخدام شدم
،هی چه باحال منم طبقهی پایین کار میکنم
پس هر روز همدیگرو میبینیم
چه عالی
...میرم به دکتر "راستین" زنگ بزنم
و خبر خوب رو... بهش بدم
قربان نمیخواستم مزاحمتون بشم فقط میخواستم اینو بهتون بدم
احتمالاً براتون سواله این چیه
نه نیست
این یه اسکنرـه
...به طرف هر چیزی میگیرینش
!و... بوپ
الان واسه خودتون خودکار سفارش دادین
دارم در تمام سیستمهای طبقهی پایین انقلابی به وجود میارم
راستش، اگه با طبقهی پایین تماس بگیرین ...و پشت خط نگهتون دارن
...احتمالاً یه چیزی تو این مایهها میشنوین
ج... ج... ج... جناب مویر جناب مویر
چی شده؟
فقط میخوام بدونی به این خاطر ...که ویلسون فیلیپس رو
دوست ندارم جلوتو نگرفتم
خدا میدونه که دوسش دارم
...ولی همینطور میخواستم بدونی که
...میبینم چقدر سخت داری کار میکنی
با این آواز خوندنت و... و... تفنگ بوپیت
ممنون قربان
...فقط موضوع اینه که خب، برام مهم نیست
ولی جناب منزفیلد
نه، نه، نه، نه، نه
...3تا کلمهی ساده
برام... مهم... نیست
کمد اجناس رو چیکار کردی؟
سیستمم رو از بین بردی
اون دیگه چه سیستمی بود؟ یه مشت چیز نامربوط؟
آره
نکتهش همین بود که کس دیگهای نفهمه چی به چیه
اون باعث تضمین آیندهی شغلیم بود
آره، چرا یکم آروم نمیگیری؟
این پایین، منزفیلد اصلاً نمیتونه ببینتت
اگه میتونست، خبر داشت که من بیشتر سال 2010 رو اینجا زندگی کردم
...ببینین، شماها تا حالا عبارت
به کارتون افتخار کنین رو نشنیدین؟
نه - متوجه سوالت نشدم -
خب، برودی باعث از کار افتادگیمون میشه
...اگه داروهای مخصوص کنترل استرس
که دکترم تجویز کرده رو مصرف نکنم دیوونه میشم
میدونی، دکتر "گانجا"، دکتر واقعی نیست
مدرکش رو از ساقیهای مواد مخدر گرفته
،برو پیش دکتر من کارش حرف نداره
"دکتر "دوبی هوزر
سلام رفیق
نمیدونم میدونی فردا چه روزیه یا نه
تولد منزفیلد ـه
بعداز 36 ساعت درد زایمان ساعت 12:04 به دنیا اومده
مادرش "دِلورس" هیچ نوع داروی بیهوشیای رو قبول نکرده
این شایعه وجود داره که خود منزفیلد بند نافش رو بریده
آره، راستی 4شنبه هم هست
بگذریم، نمیخوام از کس دیگهای بشنوی
حرفای قبل از مشروب خوردن امسال با منه
وای خدا
این... نقطه عطفِ سال منزفیلد ـه
ترسیدی؟
...ترسیده بودم تا اینکه این کلمه بهم الهام شد
No comments yet. Be the first to leave one.