İlk 200 satır.
تيم ترجمه ســــــول لند تقديم مي کند
در اواخر سلسله شانگ
امپراتوري ژو بي رحم و ناتوان شد
روباه شيطاني نه دم از هرج و مرج استفاده کرد
و عنوان همسري امپراتور رو بدست آورد
با سلطه اي که بر دربار امپراتوري داشت
به روباه هاي شيطاني فرمان داد
تا دنيا رو به ويراني بکشن
مردم عادي در رنج بودن
با ديدن اين وضع ، بهشت ترحمي کرد
و به استاد بزرگ کاخ جينگسو دستور داد
تا به شورشي که در غرب ژو بود کمک کنه
جنگ
تمام سه قلمرو رو در بر گرفت
کاخ جينگسو شاگرد ارشد خودش رو به جيانگ زيا فرستاد
تا پايين بره و شياطين رو از بين ببره
و روباه نه دم رو اسير کنه
محبوب من
محبوب من کجايي تو ؟
روباه نه دم
اين ديوانگي رو تمومش کن
...جيانگ زيا
اين توهم روباه شيطاني نه دمه
ازش نمي ترسم
من و تو مسيرهاي مختلفي رو طي کرديم تا به يه هدف برسيم
چطور ميشه تصميم گرفت کي برنده شده يا بازنده ؟
جهان
سرانجام تسليم قبيله روباه من ميشه
مهر و موم شيطان
شيطان سه قلمرو
بايد مجازات بشه
جنگ تمام شده
کاخ جينگسو نقش زيادي در سرنگوني امپراتور ژو داشت
و احترام جهانيان رو به دست آورد
به استاد بزرگ دستور داده شد كه نشان خدايان رو در اختيار داشته باشه
تا تحت امر خدايان از مردم عادي محافظت کنه
سلسله ژو تأسيس شد و هنوز کارهاي زيادي براي انجام وجود داشت
جنايتکاران سلسله شانگ که در ميدان جنگ بودن به منطقه شمالي تبعيد شدن
و خارج شدن از اون محدوده براي اونها قدغن شد
خدمات شايسته جيانگ زيا
مورد تحسين جهان قرار گرفت
انتظار مي رفت که اون رهبر خدايان بشه
...با اين حال
مي بيني
بهت گفتم سنگ عجيبيه
چرا بايد اونجا يه سنگ گذاشته باشن ؟
بيا بريم يه نگاهي بندازيم
تکون نخورين
! شماها چي مي دونين
اون سنگ
يه جاودانه از بهشته
جاودانه ؟
درسته
بعد از جنگ بزرگ
کاخ جينگسو پلکان آسماني رو پايين آورد
مردم بعدش راهي واسه رفتن به آسمون ها داشتن
و جيانگ زيا
اولين نفريه که از اون پله ها بالا ميره
و تبديل به يه خدا ميشه
مريد بزرگان جيانگ زيا به کوه برگشته تا گزارش بده
جيانگ زيا
روباه شيطاني ويراني زيادي به بار آورد
بهشت نمي تونه اين رو تحمل کنه
امروز ، تو دستور داري که روباه نه دم رو بکشي
تا به سه قلمرو نشون داده بشه
از امروز به بعد
تو رهبر خدايان هستي
تا مريدان کاخ جينگسو رو هدايت کني
نگهبان باورهاي بهشت باش
و محافظ عموم مردم
اين مريد اطاعت امر مي کنه
بکش..اون رو بکش
بکشش
بکشش
نه دم
اين توهم رو کنار بزار
سرنوشتت مقدر شده
همه چيز تموم شد
جيانگ زيا
استادت به چه حقي نماينده باورهاي بهشت شده؟
استاد مردم دنيا رو نجات داد
مردم رو نجات داد ؟
...پس چرا
اون رو نجات نداد ؟
اون کيه ؟
به نظر ميرسه چيزي از حقيقت ماجرا نمي دوني
...اون
جيانگ زيا
شيطان ذهن رو فريب ميده و درصدد ايجاد بلاست
حالا اعدامش کن
روباه شيطاني مجازاتت رو قبول کن
مواظب باشين
اين توهم روباهه
ايمانتون رو حفظ کنين و در برابر اين توهم مقاومت کنين
جيانگ زيا
سريع اين ماسک رو بردار
تو از بهشت نافرماني کردي
امروز بايد مجازات بشي
اگه منو بکشي
اون هم مي ميره
کمکم کن
استاد
يه روح بي گناه تو بدن نه دم هست
جيانگ زيا
بذار اون بره
جيانگ زيا
چند سال گذشته
! تا کي مي خواي اينجا بشيني
کي مي تونيم به کاخ جينگسو برگرديم ؟
باز کردن مهر و موم
چه مجازاتي در پي داره ؟
اين مريد روح معصومي رو
تو بدن نه دم ديد
ساکت
چيزي که ديدي توهم روباه نه دم بود
توهم ؟
يه بار روباه نه دم به قلمرو فاني ها رفت
جنگ بزرگ خدايان بي هيچ دليلي شروع شد
خوشبختانه ، روباه نه دم اعدام شد
ولي کاخ جينگسو ديگه نمي تونه تو رو نگه داره
...ولي، با چشمهاي خودم ديدم
جيانگ زيا
استاد
به عنوان يه استاد، من قدرت الهي تو رو مهر مي کنم
و براي تهذيب تو رو به منطقه شمالي مي فرستم
وقتي که از اين وسواس درمورد توهم روباه نه دم دست برداشتي
مي توني به خواست خودت به کاخ جينگسو برگردي
اين تلاش واسه چيه ؟
امروزه همه مي تونن به خدا تبديل بشن
حتي امپراتور ژو به خداي ازدواج تبديل شده
و من هنوز اينجام
تبديل به يه پرستار بچه شدم
سيبوسيانگ
تو
قدرت الهي رو ازدست دادي، حالا غذا مي دزدي
حتي منو دندون مي گيري
! امروز هيچ کس به غذا خوردن فکر نکنه
مستقيم قلاب رو گاز زد
اين ماهي هم به اندازه تو احمقه
تو اين خراب شده گير افتاده
و کاراي بي معني انجام ميده
بگو ببينم
مي توني يه ماهي رو ول کني بره
ولي نمي توني خودت رو رها کني ؟
جيانگ زيا
..من
باور نمي کني من چوبدست الهيت رو مي شکنم ؟
! واقعا مي شکنمش ها
همونجا وايسا
واقعا قصد برگشت به کاخ جينگسو رو داري ؟
جيانگ زيا
اون فقط يه توهم بود
مگه اون فقط يه نيرنگ از نه دم نبود؟
به قول معروف
مگس ها دور تخم مرغ هاي سالم نمي چرخن
البته
منظورم اين نيست تو تخمي
تو بهتره برگردي
ده سال به اندازه کافي طولاني هست
اين من هستم که تبعيد شدم
تو نبايد اينجا بموني
احمق خودخواه
اگه استاد منو اينجا نمي فرستاد
خيلي وقت پيش مي رفتم
سيبوسيانگ
يک چشم
دو دهن
سه بازو
چهار پا
تو باختي
مي بيني من چند تا پا دارم
! چي
بخورش
يه مشت احمق
!! تخم جن
مامان ، اون منو اذيت ميکنه
کدوم نکبتي جرات کرده بچه منو اذيت کنه
شقه شقه مي کنمتون
کي رو مي خواي شقه کني ؟
دا..دا..دا..داغه
! خيلي داغه
! هيولاي مسخره
ببين چه دردسري درست کردي
!! همگي بريزين سرش
اگه خيلي زود فرار نمي کردي
اون سال غذاي روباه هاي شيطاني مي شدي
روباه هاي شيطاني فقط چيزاي بد بو رو مي خورن
فکر ميکني پاي ديگه تو الان کجاست ؟
..امروز ، من حتما
!!جيانگ زيا ؟
حتي اون هم به همچين جايي اومده؟
بد شانس
عجب رويي داره که به اينجا اومده
هييووو
اين همون خداي بزرگي نيست که باعث شده ما اينجا گير بيفتيم؟
عذر مي خوام
اگه ما نتونيم بريم بيرون ، تو هم نمي توني
کسي از کاخ جينگسو تو منطقه شمالي نيست
تا به کسي مثل تو خوش آمد بگه
آره ، درسته
No comments yet. Be the first to leave one.