İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی اشخاص، اماکن، سازمانها و حوادث در) (این سریال غیرواقعی و کاملا ساختگی میباشد
شما کی هستی؟
من؟
من مرد توام
این کیه دیگه؟
معذرت میخوام، حالت خوبه؟ ::::::::: آيــــ(قسمت دوم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بله
درد نداری؟
...خب
...احتمالا نباید بگم
چیزی یادم نمیاد
چطور میتونم به این آدما اعتماد کنم؟
آها درسته
همگی برید بیرون
اوهو! ای خدا
راحت نیستی؟
نه
خیلی دلم برات تنگ شده بود
فقط میخوام نگاهت کنم
...خب ما همدیگه رو از کجا میشنا
وای یادت نمیاد؟
میدونی امشب توسط پادشاه به طرز افتضاحی مورد تجاوز و خفت قرار می گیری و دور انداخته میشی؟
دوستای من بیرون منتظرن
بهت کمک میکنن
سریع برو و فرار کن
،وقتی توی پارچه فروشی دیدمت
یه هالهی خاصی اطرافت داشتی
این
و اینم بهت نمیاد
بنا به دلایلی یکم قلابی به نظر میای
بالاخره متوجه میشی که واقعیام
و در نهایت ازم خوشت میاد
یاخدا
اینجا چیکار میکنی؟
!تو حتی به مراسم زادروز منم نیومدی. برو کنار- اعلیحضرت-
لطفا یه لحظه بهم فرصت بدین
برای چی؟
...میخوام اون رقاصی رو که برای امشب
انتخاب کردین با خودم ببرم اعلیحضرت
چی گفتی؟
میدونم دارم گستاخانه رفتار میکنم و در جایگاه من نیست
با این حال دلم برای اون رقاص لرزید
،اولین باره چنین احساساتی رو تجربه میکنم
به همین خاطر تمام شجاعتم رو جمع کردم که این درخواست رو ازتون کنم
...تو
...تو واقعا
!بالاخره مرد شدی
اینکه بتونی من رو اینطور منصرف کنی ...و نتونی شهوت و هوست رو به عنوان یه مرد پنهان کنی
بالاخره سزاوار شدی تا پسر من باشی
عذرخواهی میکنم
نیاز نیست. من زنان زیادی اطراف خودم دارم
امشب میتونی اون رقاص رو ببری
هیون، واقعا خوشحال میشم اگه همیشه همینقدر مردونه رفتار کنی
...خیلی خب
!باید از اول همینطور میبودی
ساجو سونگ، من منتظر این روز بودم
!طبق دستور بهشت و آسمان امشب جونت رو میگیرم
...تو
اصلا برای قاتل شدن مناسب نیستی
بویی که داری خیلی قویه
کِرا
عه اسمم کِراست
شما احیانا میدونستین؟
...که من حافظهام
از کجا میدونین؟
گفتین تمام مدت بیهوش خوابیده بودم که
بعد از اینکه از خوابم بیدار شدم چیزی نگفتم
اوم آها... چند لحظه کوتاه بیدار شدی قبلش
،تنهایی که مراقبت بودم
همون موقع بهم گفتی
آها... پس اینطور
پس اجازه بدین رک و راست ازتون بپرسم
ما واقعا همدیگه رو میشناسیم؟
خیلی بیشتر از شناخت نسبت به همدیگهست
خیلی بهم نزدیکیم
قبلا چیکار میکردم؟
شغلم چی بود؟
رقاص بودی
...رقاص؟ مثل
...اینجوری
بعد از این که رقصیدنم رو دیدین عاشقم شدین؟
مدتی میشه که همدیگه رو دوست داریم
گرچه بعد از اینکه به عنوان رقاص به ضیافت اعلیحضرت اومدی، تو رو صیغه خودم کردم
پس یعنی من قبلا بیرون از قصر زندگی میکردم
کجا بودم؟ پدر و مادرم چی؟
خدایا فکر کنم خیلی سوال دارم
چطوری حتی یه چیز کوچیک هم یادم نمیاد؟
بعدا بهت تمام جزئیات رو میگم
چرا؟
دلایل خودم رو دارم. فعلا این گفتگو رو تموم کنیم
بهم اعتماد داری؟
ممنونم
فقط به هونگگون درمورد از دست رفتن حافظهات میگم
میتونه خیلی کمک بزرگی برات باشه
بله
...مطمئنم که آکهی
آکهی حتما برای صیغه سلطنتی هیو از بخور خواب آور استفاده کرده
،اگر از خواب آور استفاده کرده بود
پس خود آکهی هم باید بیهوش میشد
...به نظر من
جیجون، ما رسما رو دست خوردیم
فکر میکردیم که ولیعهد تو ضیافت زادروز اعیلحضرته
فکر کردیم اونی که تو ضیافت اعیلحضرت بود ولیعهده
!آیگو
رقاص بیدار شده؟
ولیعهد هم خبر داره؟
ولیعهد الان پیششون هستن
پس بریم پیش رقاصه
اعلیاحضرت، شنیدم که ولیعهد ورود به ...اقامتگاه صیغه سلطنتی رو
اکیدا ممنوع کردن
حتی من؟
من عذرخواهی میکنم
همسر ولیعهد، صیغه سلطنتی چونگ میونگ وارد میشن
بانو! شنیدم رقاص بیدار شده
اوه واقعا؟
لطفا بشینین
...میگن ولیعهد از کنارش
به هیچ عنوان تکون نمیخورن
برای همین با عجله اومدم تا ازتون دلجویی کنم
با خودم گفتم ممکنه شما رو آزرده خاطر کرده باشه
الان چقدر باید احساس خشم داشته باشین
من موقعیت شما رو بهتر از هرکسی درک میکنم
...یعنی چه شب پرشوری رو در کنار ولیعهد داشته
که سه شبانه و روز روی تخت درازکش شده
ولیعهد هم لنگه اعلیحضرته
این قطعا تازه شروع داستانه
میگن کسی که تا چهل سالگی احمقه تا همیشه احمق باقی میمونه
یعنی از حالا به بعد چندتا صیغه اختیار میکنن؟
دارین از حد و حدودتون فراتر میرین
چه کسی رو احمق خطاب کردین؟
چطور میتونین چنین حرفای بیمعنایی رو جلوی من به زبون بیارین؟
...منظورم اینه که
چرا باید به خاطر چنین چیز بی اهمیتی بهم بریزم؟
اونم وقتی من همسر اول ولیعهد هستم
...همسر اول
همچنین من مراسم انتصاب صیغههارو به عهده دارم
همه چیز به خودم بستگی داره
مراسم انتصاب؟- بله-
برای صیغه رسمی شدن باید اول مراسم گزینش رو کامل پشت سر بذارین
چه زمانی برگزار میشه؟
همسر ولیعهد تاریخ رو تعیین میکنه
خدایا حتما همسر ولیعهد احساس وحشتناکی دارن
چرا؟
هیچ همسری از صیغه خودش استقبال نمیکنه
منم از این موقعیت خوشم نمیاد
هونگگون، واقعا من این وضیعت رو با کمال میل پذیرفتم؟
همچین وضعیتی که به عنوان یه صیغه لباس زیبا پوشیدم
و موهام رو شونه میزنن برام
...وقتی ولیعهد ازم درخواست کردن که صیغهاش باشم
واقعا مطیعانه قبول کردم و وارد این اتاق شدم؟
راستش واقعا نمیدونم
من خدمتکار دربار و آشپزخانه سلطنتی بودم و همین دیروز به اینجا اومدم
آها پس اینطور
چی؟ مراسم انتصاب صیغهها دو روز دیگهست؟
از اونجایی که بانو هیو بیدارن شدن دستور دادم از فردا انجام بشه
و...ولی همین دو روز دیگه؟
من واقعا عذرخواهی میکنم ولیعهد
به بانو بگو مراسم صیغهها فردا انجام بشه
...صبر کنین، سرورم این
این چی؟
طبق آداب و رسوم سلطنتی، مراسم انتصاب صیغه منحصرا حق همسر ولیعهده
،اگه اعلیحضرت یه روز بفهمن
دستور میدن همه چیز لغو بشه
آها درسته
خدایا
ولیعهد فکر کنم امشب باید بخوابین
هرچند باید تموم سعیمون رو کنیم ...تا بتونین برای مراسم صیغهها
به موقع بیدارم کنین؟
بله- حتما میکنیم سرورم-
سه روز گذشته رو چشم روی هم نذاشتین
عمیقا نگرانم که ممکنه سلامتیتون به خطر افتاده باشه
آیگو، نگرانی؟
بله سرورم- درسته-
شما دوتا فکر کردین من شوخی دارم باهاتون، مگه نه؟
سرورم، چه طور میتونین همچین حرفی بزنین؟
...بعد از اینکه خوابم ببره
یعنی شما دوتا به خواست خودتون بیدارم میکنین؟
سو... سوتفاهم شده سرورم. معلومه که باید بیدارتون کنیم
یاوه نگو. شما دوتا طرف ساجو هیونین، نه آکهی
خیال کردین من خبر ندارم؟
آیگو، انکار هم نمیکنی، ها؟
ها؟
عجب
من به هیچ وجه نمیخوابم
اول مراسم انتصاب بانو هیو و گرفتن صیغهنامه رسمیش رو میبینم
...بعدش با خیال راحت به خواب میرم. پس شما دوتا
سعی نکنین بامزه بازی دربیارین، فهمیدین؟
...سرورم
رقاص بیدار شده؟
مادر، شما صورت اون رقاص رو دیدین؟
خیلی سفت و سخت ازش محافظت میکنن
شنیدم که غیر ولیعهد و ندیمه دربارش کسی صورت اونو ندیده
ایش، مطمئنم همسر ولیعهد هم الان تا سر حد مرگ کنجکاو شده
...یونگا تو هم دیدی همسر ولیعهد چه قدر بد منو نگاه میکرد
و خودش رو واسه من گرفته بود
گفت که اون همسر اوله و من نیستم
همسر اول بودن حالا چی داره مگه؟
همسر اول حتی الان اینجا هم نیست پس اونی که قدرتمنده منم
داری میگی که رقاص منتخب پادشاه شده معشوقه و صیغه ولیعهد؟
No comments yet. Be the first to leave one.