İlk 200 satır.
داستان این فیلم الهام گرفته از اتفاقات و شخصیتهای واقعیه که در واترلو، انتاریو رقم خورده
دارم به پیشرفتهای فوقالعادهای فکر میکنم
که با توسعه و پیشرفت حوزه ارتباطات ممکن شده
مخصوصا در حوزهی ترانزیستورها و از همه مهمتر
ماهوارههای ارتباطی
این پیشرفتها امکان ساخت جهانی رو فراهم میکنن
که درش میتونیم هر کجا که هستیم
در هر لحظه با هم در ارتباط باشیم
در اون زمان
که احتمالا بیشتر از پنجاه سال دیگه نباشه
انسان میتونه کسب و کارش رو از تاهیتی یا بالی اداره کنه
همونطور که از لندن میتونست این کار رو انجام بده
در واقع اگه ثابت کنه که ارزشش رو داره
تقریبا هر مهارت اجرایی
هر مهارت مدیریتی
و حتی هر مهارت فیزیکی
میتونه از مکان مستقل بشه
وقتی زمانش برسه
تمام دنیا در یک نقطه متمرکز میشه
و نقش سنتی شهرها...
به عنوان مکانی برای ملاقات انسانها
معناش رو از دست میده
در واقع، دیگه لازم نیست انسانها سفر کنن
بلکه از راه دور با هم ارتباط برقرار میکنن
- خدایا! - دیرمون نشده!
نه، میدونم اما میخوام بالا بیارم
خیلی خب
لعنتی!
مشکلی نیست
"مت ساندین از همه بازیکنها تنبلتره"
"ثابت کرده که جزو ستارههای هاکی روی یخه اما اونطوری که باید امتیاز نمیاره"
« مترجمان: نیما نعیمی و عاطفه بدوی » ::. LightWorker & Atefeh Badavi .::
- قرار ساعت ۹ رسیدن - براک کجاست؟
- تو دفترش - آقای بالسیلی؟
- میخواستید این گزارش رو ببینید - با شلی صحبت کن
مدارهای مجتمع
خب بالاخره مفهوم این جمله رو درک کردم
وقتی بزرگ میشی، قلبت رو از دست میدی
از فیلم "کلوپ صبحانه" ساختهی جان هیوز
شنیدی؟
اوه، آره
- صدای وز وز رو میگی؟ - اوهم
دفتر کاره دیگه. مطمئنم یه عالمه از این صداهای وز وز کوچولو دارن
یه وز وز ظریفه
- از اینه - پیداش کردی
چیه؟
ساخت چین
اوم...
- مایک؟ - نمیتونم تمرکز کنم
خب که چی؟ میخوای تعمیرش کنی؟
- آره - الآن وقتش نیست
جلسه تا دو دقیقه دیگه شروع میشه
الآن وقتش نیست الآن وقتش نیست
الآن وقتش نیست. خب؟
یه گیره کاغذی میخوام
کار تو نیست این لعنتی کار تو نیست
دکمه خاموش نداره یعنی همیشه روشنه
پس همیشهی خدا داره وز وز میکنه
خب...
بیا، زود باش
میتونی بهش بگی قرار نیست...
قرار نیست فولاد بگیره
آلیاژه، هری!
بهت زنگ میزنم
بیرون منتظرن
به نظر آدمهای سفتی میان؟
گوش کن، ریک. خیلی در موردش فکر کردم
و اگه باهاشون معامله کردیم
میخوام بخش جدید رو خودم اداره کنم
فکر میکنی میتونی اینجا رو اداره کنی؟
آره! آره!
منم اینطور فکر میکنم!
صادقانه میگم، اگه این ماجرا عملی نشه
این مکالمه رو فراموش میکنیم
عالیه. عالیه
ممنون
یه اصلاحیه داریم
ظاهرا آمریکاییها بهشون
یه طرح تقسیم مالیات تجملی ارائه دادن
پس باید نسخهی کاناداییش رو نشونشون بدیم
- چنین طرحی ندارم - نه، نه
کالاهان لحظه آخری یه برنامه فراهم کرد
میاریمش داخل تا توضیحش بده
کالاهان
میدونی چیه؟ فکر میکنم ایدهی جالبی نباشه
چرا؟
ببین ریک، چرا به کالاهان نمیگی
برنامهش رو برای من توضیح بده
و منم به نحوی وسط حرفام جا کنمش
- فکر میکنم اینطوری بهتره - کایل تمام شب بیدار بود
تا در حقم لطف کنه و آمادهش کنه
- خودش باید ارائهش کنه - ریک، منظورم اینه که...
میخوای این یارو به استورک ارائه بده؟
آخه طرف شبیه یه احمق تمامعیاره
جیم... نمیتونم ازش بخوام
باشه، عالیه
خیلی خب، یه مرد کچل و ترسناک همین الآن داره میاد سمتمون
- لعنتی! - مایک؟
آره، تمومه
- حواست کجاست! - لعنتی
بشین. بشین
خیلی بهتر شد
خب، چه کاری از دستم برمیاد؟
بله. سلام
من مایک لازاریدیس هستم مدیرعامل شرکت "ریسرچ این موشن"
ما سیستمهای سختافزاری کامپیوتری مختلفی طراحی میکنیم
که هم از طراحی اختصاصی مدارهای مجتمع
و هم محصولات سختافزاری تولید انبوه به کار میبریم
که توسط تامینکنندگان عمده سختافزار مثل اینتل...
ایامدی و سایریکس تامین میشه
مشتریهامون شامل یواسرباتیک
راجرز کانتل، رام موبایل
یه لحظه...
سلام، سر میز کالاهانی، درسته؟
خیلی خب، عالیه من جیم بالسیلیام
براک ازم خواست برنامهی مالیاتی رو قبل از ملاقات
بررسی کنم. میشه لطفا برام بیاریش...
دقیقا
خیلی خب. عالیه. ممنون
خیلی خب. طرحتون چیه؟
يه معلم حرفه و فن داشتیم
تو دبیرستان یه معلم حرفه و فن داشتیم...
به نام آقای ماشینسکی
بهمون گفت هرکی بتونه یه کامپیوتر رو داخل یه تلفن جا کنه
دنیا رو تغییر میده
خب ما برنامه داریم تا...
از پهنای باند بلااستفاده طیف ابر بسامد بهره بگیریم
تا یک دستگاه تلفنهمراه همهکاره درست کنیم
دستیار آدام کالاهان
- میخواد تو رو ببینه - بفرستش داخل
- بسیار عالی - ببخشید، آقای بالسیلی
نمیدونستم شما هم یه نسخه...
- از گزارش طرح مالیاتی میخواید - الآن تو جلسهم
باشه
خب، اساساً میشه گفت که در تمام آمریکای شمالی...
آنتن اینترنت بیسیم رایگان وجود داره
و هیچکس هنوز نفهمیده چطوری ازش استفاده کنه
همین الآن تو این اتاق اینترنت مجانی هست
اوهوم
مثل "نیرو"
ببخشید، شما "جنگ ستارگان" رو ندیدید؟
نه
خب یه پیجر...
یه تلفنهمراه و یه دستگاه ارسال ایمیل همه رو در یک دستگاه تصور کن
ما بهش میگیم "اتصال جیبی"
خیلی خب، گوش کنید. ما اینجا از اینکارها نمیکنیم
ما یه شرکت تولید تبلیغات تجاری هستیم
بهتر نیست با یه سرمایهگذار قماری صحبت کنید؟
و به اسم بهتری نیاز دارید
میخوای گریه کنی؟ مایک
- ناامید کنندهست؟ - آره
عالی بودی!
خب، دیدم که ریک لیموزین رو فرستاد دنبالتون
حتما بیشتر از چیزی که فکر میکردم به این ادغام نیاز داریم
خب، میدونم باید مباحث زیادی رو پوشش بدیم
اما فکر میکنم بهتره از تدبیر مالیاتیمون شروع کنیم
حالا، مطمئنم که آمریکاییها هم بهتون گفتن
اما بذارید بهتون اطمینان بدم ما همچنین میدونیم که چطوری...
اینجا در کانادا در پرداخت مالیاتمون تقلب کنیم
خب؟
این کاریه که میتونیم انجام بدیم
حقوق کارمندهامون رو از انتاریو پرداخت میکنیم
حقوق فروشندههامون رو از هلند
دو قسمتش میکنیم
و هیچکدوم از اون یکی خبر ندارن
در ضمن، یه تخفیف بازپرداخت استانی
برای استخدام نیروی کار و تولید میگیریم
یه اعتبار مالیاتی هنگفت فدرال گیرمون میاد
چون خبر ندارن خصوصیه یا عمومی
من رو از اینجا ببر!
زندانی و در دنیایی دیجیتالی
درون خود کامپیوتر حبس شدن
الو؟
الو!
یعنی داری میگی فقط لمسش میکنی
و صحبت میکنی؟
میتونی از تلفن همراهت استفاده کنی تا پیتزا سفارش بدی
و پنجاه دقیقه مکالمه همراهش هدیه میگیری
- پیجت میکنیم - خب، این روزها استفاده از اینترنت...
بسیار متداول شده
هنوز فکر میکنم اپل آینده درخشانی داره
راهش نابود کردن و از نو ساختن نیست بلکه نوآوریه
خیلی خب، نظر من اینه
مایک، یه راهحل فوق ساده با روال خبر خوب...
خبر بد برو سراغشون روال خبر خوب، خبر بد
باشه؟ قراره خبر خوب رو بگی مایک؟
صبر کن
همه چی ردیف میشه
هنوز معاملهی یواسرباتیک رو داریم
تو شرایطی هستیم که اون غار در مورد علاالدین گفت
"الماس تحت فشار" لعنتی!
- چیه؟ - سهپایه رو فراموش کردم
نه، باید اسمش رو عوض کنیم محصول به یه اسم جدید نیاز داره
زیادی برای حرف اون یارو ارزش قائل میشی، پسر
حتی "جنگ ستارگان" رو ندیده بود تازه کچلم بود
چقدر شرط میبندی که حتی به تلفن اشارهای هم نمیکنن
تو بابای شرکتی؟
پسر، یه چیز بکش...
- یه "اسکاتمضخرفه" بکش - نمیتونم
به خاطر همین از کامپیوترت استفاده میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.