İlk 200 satır.
.:تقديم به همه يِ پارسي زبانانِ دنيا:.
!اينجا به موادِ بيشتري نياز داريم
.اونجا رو ببين, اعليحضرت اينجاست .اون ميتونه با بو کشيدن بفهمه که تو کارنميکني
تو که اونجايي! اين ماشين تعمير شده؟- .بله-
پس ازش استفاده کن !خيلي ها هستن که ميتونن جايِ تو رو بگيرن
.اين بچه بيمارِ.بفرستش خونه- .من نميتونم به تنهايي پولِ کافي دربيارم-
.اين بچه نميتونه کار کنه
بچه يِ ديگه اي هم تو خونه داري؟
اگه بتوني بينِ ساعت هايِ کاري ازش مراقبت کني .ميتوني کارِتُ نگه داري
.متشکرم
،يادت بمونه،بين ساعت هايِ کاري .وگرنه کارِتُ از دست ميدي
.همون چيزي که فکر ميکنيد بهترِ،مادر
شما تقريبا بهتر از من ميدونيد که اين کارخونه .چجوري کار ميکنه
ازم پرسيده بودي چرا بيشتر اوقات .دلم برايِ حومه يِ شهر تنگ ميشه
خب، اديت،تو خودِ ميلتون .تغييرِ فصلها رو نميتوني احساس کني
.فکر ميکنم بالاخره زمستونُ پشتِ سرگذاشتيم
.و من ميتونم به پياده رويِ روزانه ام ادامه بدم
.نميدونم چرا شما منُ سرزنش ميکنيد- .داري حقه بازي ميکني - .اگه اشتباه کني ،همه يِ ما خسارت ميبينيم
اونا 5درصد افزايشِ حقوق- ميخوان. ميخوايد بهشون بدين؟ .نه، ولي مخالفتمُ مستقيما بهشون ميگم-
من اعتقادي به بازپرداختِ حقوقِ اونا ندارم پس به نوبه يِ خودم دارم .تحريکشون ميکنم
شما منُ به تشويقِ اعتصابيون متهم ميکنيد؟- مگه اين چيزي نيست که شما ميخواين؟-
اين چيزي که شما داريد باهاش .بازي ميکنيد وسيله يِ معاش ماست
شما ميخوايد که رفتارِ بهتري- با کارگرهاتون داشته باشيد؟ من نميخوام که از رويِ عمد- .بهشون دروغ بگم. روز خوش
.اين هم آدرسِ پزشکِ خانوادگيمون
.نيازي نبود خودتون شخصا به اينجا بياين .ميتونستيد خدمتکارتونِ بفرستيد
.شما مدتي در اين آب و هوايِ کثيف بوديد .تعجب ميکنم که تا حالا نيازي به دکتر نداشتيد
الان هم نياز نداريم. شخصا به اينجا اومدم .چون نميخواستم پدرم نگران بشه
.الانم فقط برايِ احتياطِ
.مادرم کمي کسل شده
.واقعا؟کارِ بيشتري ازدستِ ما برنمياد
ولي دکتر دونالدسون تاجايي .که در توانشِ کمکتون ميکنه
.متاسفم که مزاحمتون شدم
.شما برايِ من مزاحمتي نداريد
ولي حتي شما, که در کارخانه ذينفع نيستيد .ميدونيد که قرارِ اعتصاب بشه
نه فقط اينجا در مارلبورو ميلز .بلکه اعتصاب در تمامِ ميلتون خواهد بود
اونا از اين اعتصاب چه چيزي عايِدشون ميشه؟
دستمزدِ بيشتر ميخوان؟
.اين چيزيه که اونا ميگن
...ولي حقيقت اينه
که افرادي بينشون هستن که ميخوان با استفاده از اونا خودشونُ بالا بکشن
اين اعتصاب ماداميکه اربابها .بخوان اونا رو پايين بکِشن ادامه داره
،اين کارِ دنياست، دوشيزه هيل
.من و شما نميتونيم کاري در موردش انجام بديم
.من اينجا به 3 نفر نياز دارم
!سلام، دوشيزه مارگارت رفته بودي اژدهايِ پيرُ ببيني؟
سلام، جني. مادرت چطوره؟- .کمي بهتره،خانم-
از کار کردن تو اينجا خوشتون مياد؟- خوشم بياد؟ از کار کردن خوشم بياد؟-
.اينجام مثلِ جاهايِ ديگه اس .خب، اينجا از کارخونه يِ همپر بهترِ اونجا هرچي هم کار کني .فقط 4 شيلينگ دستمزد ميگيري
من اينجا 5شيلينگ و 10 و شايدم بيشتر بدست ميارم .ولي بابام مجبورم ميکنه بيشترشُ بهش بدم
دستمزدِتُ خرجِ چه چيزهايي ميکني،اگه ميتوني بگي؟
.خوراکي و بازم خوراکي بيشتر .يه عالمه غذا، يه بشقابِ بزرگ پر ازخوردني
خب،شما هم به اعتصاب گرا ملحق ميشيد؟
خب, منظورم اين نيست که داره اعتصاب ميشه. .فقط اگه احتمالا اعتصاب شد
.مادرتون لطف کردن و آدرسُ دکترتونُ بهم دادن
شما بيماريد؟- .نه. نه، فقط برايِ احتياط
مادرتون هميشه به من گوشزد ميکنه .که چيزي در باره يِ ميلتون نميدونم
نسبت به اون ترديد نداشته باشيد شما خودتون بايد از بين حرفهايِ .بيخودِ اونا حقيقتُ بفهميد.
.اونها همه يِ حرفهاشونُ به من نميگن
چند هفته قبل يه مرد همراهِ نقشه .بردار اينجا بود.اين مسئله جديده
اونها دارن سعي ميکنن سايرِ .شرايطِ کاريشونُ مشخص کنن
اينطور فکرميکنيد،اگه درست بگن چي؟ - .معلومه که درست نميگن-
من به هيچ کس اجازه نميدم که برايِ پرداخت دستمزد کارگرها يا چرخوندن .مارلبوروميلزتو کارم دخالت کنه
.اين مسئله برايِ همه مشخصه
مدونيد اونا چطور پولشونُ مصرف ميکنن؟
.اين مسئله ربطي به من نداره
وظيفه يِ من اينه که کارخونه رو سرِ پا نگه دارم که اگه ازش غفلت کنم منبعِ درآمدِ همه يِ .کارگرها از بين ميره
پس اين وسط وظيفه يِ اخلاقي چي ميشه؟
اگه اون کاري انجام نده که باعثِ به هم خوردن نظمِ کارخونه بشه .ميتونه کارشُ نگه داره
و اينکه تو سايرِ اوقات چيکار ميکنه .ربطي به من نداره
.اينجا در شمال، ما برايِ استقلالمون ارزش قائليم
ولي مطمئنا به يه چيزهايي هم علاقه داريد؟
من کارفرماشم. پدر يا برادرش نيستم .که بتونم برايِ انجام کارها ازش خواهش کنم
.متاسفم که مايوستون کردم، دوشيزه هيل
من دلم ميخواد نقشِ اربابهايِ خشن رو بازي کنم
ولي به سوالاتون که ميدونم صادقانه .ميپرسين پاسخ ميدم
.حالا اگه منُ ببخشيد، کاري فوري برام پيش اومده
هميشه اونجاست
مراقبِ ماست مثلِ يه کلاغِ سياهِ بزرگ و عصباني که داره .از لونه اش محافظت ميکنه
.انگار که من افتادم دنبالِ پسرش
.نگو که چه فکري درموردش ميکني
به خودت بِرِس، اگه قرارِ به مارلبورو ميلز .رفت و آمد داشته باشي بايد بهتر لباس بپوشي
!ممنون بابتِ توصيه ات .فقط ميخواستم اخبارِ جديدُ داشته باشي
.اتفاقي نيست. دخترهايِ زيادي که دنبالشن
.خوشحالن ميشم که بِهِش پا بدن
ميتونم بگم. اگه زماني يه پسر داشته باشم .اينجوري مثلِ اون بهش نميچسبم
خب، من که بچه اي ندارم .پس مشکلي هم ندارم
بسي، حالت واقعا بده؟
.کرکهايِ پنبه رفته تو ريه هام .هرچي هم سرفه ميکنم بيرون نميان
حداقلش اينه که اينقدر نميمونم .که پير و زشت بشم
اين اتفاق تو مارلبوروميلز برات افتاده؟- .نه.نه-
.بايد مالِ بچگيهام باشه. اين چيزا رو نميدونستيم .هميشه مشغولِ کاربوديم
،وقتي پدرم فهميد .فورا منُ به کارخونه يِ تورنتون برد
اون خيلي دوسِت داره، مگه نه؟- .بله-
.پدرها و دخترها. مادرها و پسرها
خب پس نبايد به اون تورنتونِ .پير زيادي سخت بگيريم
شايد اگه مادرِ توهم يه پسر داشت .همينجوري رفتار ميکرد
.اون يه پسر داره
.من برادر دارم
پس چرا قبلا بهم نگفته بودي؟- .چون هيچوقت بحثش پيش نيومده بود-
.زودباش، داستانشُ برام بگو
وقتي فردريک از خونه ميرفت من گريه .ميکردم مادرمم همينطور
ولي اون مجبور بود بِره دريا
.و پدر فکر ميکرد با اين کار اون ساخته ميشه
...اون با اميدهايِ زيادي رفت
ولي همش قبل از اين بود که .تحتِ فرمانِ کاپيتان قرار بگيره
.اون يه هيولا بود
،يه بار که رفته بودن دريا نوردي کاپيتان هرکاري دلش خواسته کَرده .اون بچه ها رو تا حدِ مرگ کتک ميزده
اونا نميتونستن کاري بکنن؟- .سعي کردن-
فردريک و بقه جلوش ايستادن .بعضي هام ميخواست بکشَنِش
آخرش اونا کاپيتان و چند تا از افسرا .رو تو قايق گذاشتن و رويِ دريا ولشون کردن
.نيرويِ دريايي گفت که اين يه شورش بوده
.ولي واقعا فردريک انتخابِ ديگه اي نداشت
اونُ به عنوانِ سردسته يِ شورشي ها شناختن .و بهش گفت خائنه
آخرشم نيرويِ دريايي يه ليست از اسامي شورشيها منتشر کرد
.و اسم فردريک هم بينشون بود
.نزديک بو دوالدينمُ به کشتن بده
.اون چند سال تو آمريکايِ جنوبي بود
.حالا تو کاديزِ اسپانيا زندگي ميکنه
!اسپانيا!چقدر رمانتيک
.بعضي وقتها فکر ميکنم که دوباره نميبينمش
،ولي اگه بتونه بگه که چجوري مجبور شده ،چجوري از بقيه جلويِ اون مردِ ديونه محافظت کرده
.مسلما دادگاه از جرمش ميگذره
بعضي از دريا نوردا رو دستگير کردن. اونا تو دادگاه حرفهاشونُ زدن .مشخصه که کاپيتان رِيد ديوونه اس
.ولي بازم اونا رو اعدام کردن
.نه، فردريک تو اسپانيا جاش امنه
ولي اگه بياد خونه .مطمئنم که به مرگ محکوم ميشه
اميدوارم شما آرامش پيدا کنين
اون خيلي شجاع بود که از ملوانايِ ضعيفتر .از خودش حمايت کرده
.آره ، ميدونم
ولي بايد اعتراف کنم، بعضي وقتها آرزو ميکنم کاش بيشتر ترسو بود تا شجاع
.حداقل اينجوري مادرم بيشتر ميتونست ببيندِش
همه چيز آماده است؟
،اگه قرارِ از مهمونا پذيرايي کنيم .بايد به بهترين نحو باشه
تو که از برگزاريِ اين مهموني پشيمون نشدي،مگه نه؟
.نه، نه. هرچي ميخواين تدارک ببينين
فکر کنم اين آخرين مهماني اي .باشه که تا مدتها بتونيم برگزار کنيم
خب، کي ها تو ليستَن؟
معلومه اول از همه خانواده ي .اسليکسون.فاستر بُراون که دعوتمونُ رد ميکنن .ولي بايد مثلِ هميشه دعوتشون کنيم
خانواده يِ هِيل ميان،فکرکنم؟
اونها حتما از موقعيتِ خوبِ اين مراسم .برايِ معرفيِ آفايِ هِيل به مردم باخبرن
.اونا به اين جور مسائل اهميت نميدن،فاني
چرا فکر ميکني اونا رو ميشناسي، جان؟
مگه اونا با آدمهايِ ديگه اي که تا حالا ديديم فرق ميکنن؟
.به نظرِ من بايد مردِ شايسته اي باشه
.اگرچه ساده تر از اونيه که تجارت کنه
.خانمش ميتونه يه بانويِ کامل باشه .باوجودِ همه يِ اون مشروبهايِ ارزون قيمتش
.دخترش ، زيادي به خودش مغروره
.ثروتمندم نيستن هيچوقت هم نميتونن پولداربِشَن
.اون درست تربيت نشده. نميتونه پيانو بزنه
ديگه چي کم داره تا به استاندارهايِ تو برِسه؟
من خودم شنيدم که دوشيزه هِيل .ميگفت نميتونم پيانو بزنم، جان
اگه تنهامون بذاري شايد بتونيم .بشناسيمش و ازش خوشمون بياد
.من مطمئنم ،ممکن نيست ازش خوشم بياد
مادر ، ازُتون ميخوام سعي کنين .از دوشيزه هيل خوشتون بياد
چرا؟
تو که نميخواي باهاش رابطه داشته باشي ميخواي؟
.خودت فکر کن، اون به دردِ تو نميخوره
مطمئنم اگه اينجوري بشه .بهم ميخنده
.اون هرگز به من نميرسه
اون زيادي به خودش مطمئنِ که .ميتونه تو رو بدست بياره
من بايد ازش خوشم بياد، مگه بهتر از تو هم پيدا ميکنه؟
.باور کنين من علاقه اي به دوشيزه هِيل ندارم
.آقايِ هِيل دوستِ منه.مارگارت تنها دخترِشه اميدوارم هردوتون سعي کنين دوستايِ .خوبي براش باشين
فقط ميخوام بدونم چرا اينجوري در .مورِدِش حرف ميزني ،خسته ام کردي
دلت ميخواد از چي حرف بزنيم؟ درموردِ کدوم موضوعِ خوشايندتر حرف بزنيم؟
!حالا، حالا گوش کنيد
اونايي که از همپِرز اومدن ميگن .انتظارِ شورشُ ندارن
اسليکسونها چي ميگن؟- .تورنتون جمعه جوابِمونُ ميده-
خب، به چي فکر ميکنين؟- !اعتصاب-
.همين فکرُ ميکردم
حالا وَقتِشه. همه يِ ماشين ها رو 10 دقيقه قبل از .پايانِ ساعتِ کاريِ روز جمعه خاموش ميکنيم
و هيچ کس، هيچ کس نبايد .بعد از اون باهاشون کار کنه
چي ميشه اگه بعد از اون اسليکسون برايِ نگه داشتنِ کارگرهاش هر کاري بکنه بيادبهشون پيشنهادِمزايايِ بيشتر بده ؟
.هنوزم بايد دست از کار بکشين
يادتون باشه، اگه هممون دست از کار بکشيم
!قدرت مالِ ما ميشه
فکر ميکني اربابها چقدر ميتونن دووم بيارَن؟- .يک هفته، حداکثر دو هفته-
اگه از ايرلَند کارگر آوردَن چيکار کنيم؟
.تورنتون اين کارُ ميکنه. قبل از اينکه بخواد دَستورشُ بده ميميره- .خودم ميکُشَمش-
!و همه يِ ايرلندي هايي که برامون اجير کنن
!گوش کنين!نه
!بدونِ خشونت
.اربابها انتظار دارن که ما مثلِ حيوونا رفتار کنيم
.ما بهشون نشون ميديم که شُعور داريم
.ما کار غيرِ عاقلانه اي انجام نميديم
.تنها دشمنِ اعتصابمون خودمون هستيم
.بايد اين اعتصابُ به درستي سازماندهي کنيم
نه مثلِ 5 سال قبل، که نصفمون .قبل از بقيه برگشتن سرِ کار
.بله
همه فهميدن؟- .بله-
.اينه.هوايِ همُ داشته باشيم !همين جمعه بعداز ظهر
!جمعه
داري در موردِ اعتصابِ کارگرا فکر ميکني؟
.اوونا منتظرن که من تقاضاشونُ رد کنم
ميدوني که ميخوان چيکار کُنن؟
.البته. به اندازه يِ کافي ميدونيم
.آمريکاييها دارن بازارُ پُر ميکنن
.تنها شانسِ ما توليد ارزون تر و سريع تَره
،ولي برايِ توليدِ سريعترمسائلي داريم .بايد بودجه يِ بيشتري داشته باشيم
چقدر بدهکاريم؟
No comments yet. Be the first to leave one.