Arthdal Chronicles

Arthdal Chronicles (아스달 연대기)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 2

Sürüm bilgisi

Arthdal Chronicles S02E04 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2023-09-17
İndirmeler: 41
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(سرگذشت آسدال: شمشیر آرامون)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

...آیروجو، آغاز و پایان همه چیز در جهان

لطفا موبک رو بپذیر

موبک رو مورد رحمت واقع کن

اون ناپدید شد اینای‌شینگی ناپدید شد

پس اونا جا به جا شدن

اینای‌شینگی و ژنرال آسدال بنت‌بوت هستن

اونا... بچه‌های راگاز و آساهون هستن

گومها- شاهاتی بود-

موبک توسط شاهاتی کشته شد

...و ملکه ته‌آلا کسیه که

کنترلش می‌کنه

آنچه در "سرگذشت آسدال: شمشیر آرامون" گذشت

ارباب سایا

!ارباب سایا

...به پادشاه تاگون

و نیروها تانیا می‌گم که بیدار شدین

دنیا خنده داره

باید یه نوع بیماری باشه

فکر کنم یکی رو توی آتیش دیدم

ممکنه بچه شاهاتی باشه یا نباشه

حتما یادم میاد

حتما

فقط یه سوال دارم

فقط بگو کی هستی

و چرا وانمود میکنی سایایی؟

فقط بگو کی هستی

و چرا وانمود میکنی سایایی؟

می‌خندی؟

این، اون چیزی نیست که واست مهمه، مگه نه؟

گفتم حتما یادم میاد

زندگیت به حرفای من وابسته‌ست

ولی چطور می‌دونستی؟

هیچکس دیگه متوجه نشد

...تو برای اینکه سایا باشی

خیلی سریع شمشیرت رو تکون دادی

که این‌طور

اینجا یه سوال مطرحه

تو کی هستی؟

چی بگم والا

اونا گفتن من بنت‌بوت سایا هستم

سایا یه بنت‌بوت داشت و من نمی‌دونستم؟

تو تنها نیستی

منم نمی‌دونستم

...فکر کنم اون یارو، سایا

هم نمی‌دونست

نمی‌دونم چه داستانی پشت ماست

حتی نمی‌دونم مادر و پدرمون کی هستن

...یکی که اسمش موبک بود

اومد و گفت منو پیش بنت‌بوتم می‌بره

منم دنبالش رفتم همین بود

سایا کجاست؟

...جایی که قرار بود همدیگه رو ببینیم آتیش گرفت

و یه نفر بهمون حمله کرد

آها

شاهاتی بود مطمئنا

...بیهوش شدم و وقتی بیدار شدم

اینجا بودم

سایا؟ نمی‌دونم

شاید مرده

چرا این‌جوری می‌کنی؟

ای خدا

هیچ دلیلی نداره وقتی بیدار شدم اینجا بودم

همه بهم به عنوان فرمانده سایا احترام می‌ذاشتن

...پس می‌خواستم

...قبل از فرار

وانمود کنم سایا هستم

...پس

تو چیکاره‌ای و کجا زندگی می‌کنی؟

...آه

این چیزیه که می‌خوای بدونی؟

این الان مهمه؟

...اون چیزی که الان باید براتون مهم باشه

اینه که من سایا نیستم

...از وقتی که بیدار شدم هی آدما میان ازم می‌پرسن

که ته‌آلا شاهاتی رو دنبال من فرستاده یا نه

اونا ازش مطمئن بودن

...اون موقع بود که فکر کردم

"این همون شانسیه که می‌گن یه بار در خونه آدم رو می‌زنه"

چه شانسی؟

...با یه کلمه من، تو

به نظرم برای تو هم همینطوره

من مرد خنگیم که تا حالا وارد قصر نشده

اما تقریبا می‌دونم دردت چیه

...درمورد اینه که

کی وارث بعدی می‌شه

ملکه ته‌آلا

سایا براتون دردسر درست نکرد؟

...ولی درست رو به روت

شما یه سایا دارین که هرکاری بگین انجام می‌ده

ملکه ته‌آلا

...باید از فرصت استفاده کنین

درست مثل من

من هرچیزی رو همون‌طور که بخواین انجام می‌دم

...هر کی که هستم

...بهم نیاز دارین

مثل الان، مگه نه؟

البته باید در ازاش چیز بزرگی بهم بدین

حقوق تجارت اسلحه برنز مثلاً

...خانوادتون

خیلی بامزه‌ن

مردی که قیافه‌ش شبیه سایاست رو پیدا کنم

منظورتون همینه؟

از انبار هانچوآ که موبک توش کشته شد شروع کن

اگه مُرده هم جنازه‌ش رو بیار

...حتما، مهم نیست چی می‌شه

محتاط باشین- بله اولیاحضرت-

منظورتون از مردی که قیافه‌ش شبیه ارباب سایاست چیه؟

یکی رو بذار چشم از سایا بر نداره

چشم

چرا این کار رو کردی؟

می‌تونستیم ملکه رو کنار بذاریم

فقط با شهادت اینکه شاهاتی بهم حمله کرد؟

...اگه شهادت داده بودی

گام بعدی و بعد ترش بودیم

ملکه آتویی ازت داره؟

چیزی که من ازش بی‌خبرم؟

بگو چرا توی دادگاه همچین شهادتی دادی؟

نمی‌تونم به چیزی که نمی‌فهمم اعتماد کنم

چون اون جنگ رو باخته

...سایا ممکنه فکر کنه

از نبرد وارثان کنار گذاشته شده

چون من جنگ رو باختم

فکر می‌کنی کنار گذاشته شدی؟

نه ...به خاطر همینه که گفتم

حتما خاطراتم رو به یاد میارم

...این خیلی

شبیه خودته

چی می‌خوای؟

بهش... فکر می‌کنم

چیه؟

وزیر یولسون و کاتب دونجی داخل منتظر هستن

چی شما دو نفر رو به اینجا کشونده؟

ارباب سایا

ما روی زندگی‌مون ریسک کردیم و اومدیم اینجا

شنیدم شما صورت اینای‌شینگی رو دیدین

قبیله واهان، پادشاه، من و همه ما رو

خیلی وقته فریب داده

...چند وقت پیش، شما هم

پادشاه رو فریب دادین

...آره به پادشاه نگفتن

که با اینای‌شینگی بنت‌بوت هستن

به خاطر این بود که موقعیت‌تون به عنوان وارث ممکنه در خطر باشه؟

خب؟

منظورم اینه می‌تونین به ما ملحق بشین- اگه تو یوماری اون باشی چی؟-

مطمئنم اینای‌شینگی باهاتون ارتباط می‌گرفت

بله چندسال پیش اونسوم

چندنفر رو از قبیله آگو فرستاد

خب بیا بگیم این کار رو کرد

تو چیکار کردی؟

کشتمش

یکی فرار کرد ولی مطمئنم اون یکی مُرد

توقع داری باور کنم؟

نمی‌خواستی کمکش کنی؟

اون دوستته که باهاش بزرگ شدی

اون اهل واهان هم هست- ...اونسوم-

هیچوقت جزئی از واهان نبود

آره

اونسوم همیشه یه خارجی بود

بیخیال فرار کرد و همه چیز خراب شد

اورومی، سودول و باندی

همه‌‌شون برای هیچ و پوچ مُردن

...اون تموم تلاشش رو کرد

که نجات‌شون بده

نه

اینجوری نیست

اون از اول هم یه مرد شوم بود

فقط باید اون رو توی جنگل پیچک می‌کشتیم

ارباب سایا ما وضعیت ‌مون مثل همه

مطمئنم این اونسوم بود که سعی کرد شما رو بکشه

اشتباه می‌کنم؟

ما باید باهم متحد بشیم و اونسوم رو بکشیم این‌طوری می‌تونیم زنده بمونیم

سایا سایا

سایا

الان بیداری؟

خوشبختم

من نوسناهو هستم

...وقتی بچه بودی

من با آساهون، مادرت، ازت مراقبت میکردم

خوشبختم

خوشبختم

ما باید باهم متحد بشیم و اونسوم رو بکشیم این‌طوری می‌تونیم زنده بمونیم

فقط باید اون رو توی جنگل پیچک می‌کشتیم

دالسه

...اون حتما اونسومه

اونسومه، درسته؟

میکشمت

من اون مونگ‌ته قبلی نیستم که میترسید و پشتت وایمیساد

میکشمت

آره

تو توده رو هم کشتی

!میخوای منم بکشی

توده مرده؟

آره

!اون مرده، کثافت

منو بکش

منو بکش، عوضی

!منو بکش

چرا توده مرد؟

More Farsi Persian subtitles for Arthdal Chronicles

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left