İlk 200 satır.
هماهنگ با نسخه yify هماهنگ شده توسط DJ.FAZEL.77
M0HAMMAD
بابام قبلا منو دست و پا چلفتي صدا ميکرد
و يه بار منو برد به محل تيراندازي
و من کلت رو که تير داخلش بود انداختم زمين
و به باسن دوست بابام شليک کرد
و تنها چيزي که اون گفت اين بود که
"خب، دست و پا چلفتي دوباره اين کار رو کرد"
چه احساسي بهت دست داد؟
حس خوبي نبود
حس تو بدتر از اوني که تير خورده بود نيست
بهرحال، "گري" اينو فهميد
و بعد از اون همه فهميدن
و اونا داستانهاي دست و پا چلفتي رو بهم ميگفتن
و مشخصه که از اين داستانها زياد بوده
من نميدونم که مشکل من چيه
ميدوني من خيلي سعي ميکنم
ولي هميشه گند ميزنم هميشه گند ميزنم
الو؟
سلام مامان بزرگ
نه اون خوابيده
باشه
تمام
شب بخير، مامان بزرگ
هر کسي که اينجاست بخاطر اشتباهيه که انجام داده
منم همينطور
ايني که گفتي باعث نشد که حس بهتري داشته باشم
خب حداقل تو ميدوني که تنها نيستي
درست ميگي شرمنده
لورين"، تو دوباره معذرت خواهي ميکني"
پس من شنيدم که "گري" واسه سرپرستي چد" پرونده تشکيل داده"
آره
مامان، بستني مامان؟
مامان، بستني
احساست در اين مورد چيه؟
بيچارگي
عصبانيت؟
گناهکار بودن
چرا گناهکار بودن؟
چون مسئوليتش به عهده من بود
فکر ميکني تقصير توئه؟
خب، فکر کنم نميتونم "گري" رو سرزنش کنم
نميتونم بستني فروش رو سرزنش کنم
من اوني هستم که گذاشتم اون بره وسط جاده
و نزديک بود که با ماشين بستني تصادف کنه
"اين در مورد مقصر نيست، "لورين
اين در مورد اينه که تو به موقع عصباني بشي
تو حق داري که عصباني باشي
تو از کي عصباني هستي؟
خودم
کس ديگه اي هم هست؟
.... انگار
انگار "گري" گفت که من مواظبش بودم
گري" کسي بود که تو و "چد" رو ترک کرد
اينو بهانه نميشه که من مواظب نباشم
لورين، تو بعد از يه روز سخت کاري خوابيدي اين که جرم نيست
خب، اگه تو ارتش بود، واسه اين آدم رو ميکشتن
اين چيزيه که ميخواي؟
بهم يه تفنگ بده خودم بهت شليک ميکنم
"خيلي خب، "بتي ما درمورد عصبانيت تو حرف زديم
اشکال نداره، تقصير خودش نيست
تو ناراحتي خودت رو داري ميدوني، همه داريم
ميدوني چيه؟ ميدوني مشکلت چيه؟
تو خيلي خوبي اون خيلي خوبه
اين مشکل اونه يعني، خودتو نگاه کن
بعد از اون همه بلا که اون ملوان سرت آورد
تو حتي نميتوني يه کلمه بد در موردش بگي
ببين اون هنوز حلقه اون ولگرد دستشه
"بتي"
ببين، اون ملوان نيست - آره، هست -
نه نيست اون يه گروهبان ارتشه
و اون پدرم بود که تو نيروي دريايي بود، يادت مياد؟
ميدوني چيه؟ ... سرباز ارتش، ملوان، بابا، شوهر
چه فرقي داره وقتي که تو هنوز دستور ميگيري؟
اگه اشتباه ميکنم بهم بگين
ولي مگه گروهبان "گري" نبود که به دادگاه نظامي احضار شد؟
اون بايد تو زندان باشه
ميدوني چيه؟ "ترسو نباش،"لورين
مهم نيست که حقت هست که عصباني باشي
فقط بخاطر خدا عصباني باش
بيا، مکس - هفته ديگه ميبينمت -
"خدافظ، خانوم "برتون - "خدافظ، "سال -
مامان، من فکر کردن که تو ترک کردي
ترک کردم
بزن بريم چند تا پيتزا بخريم
به اندازه کافي پول داري؟
معلومه، مامان يکم پول داره
خيلي خوب، بيا عزيزم
من دارم بازي ميکنم
نه، "چد" تو بايد باهام بياي داخل، باشه؟
ميخوام اين مرحله رو ببرم
خيلي خوب، ولي توي ماشين بمون
جوري که من ببينمت
باشه - خيلي خوب -
ممنون ، مامان
نگاشون کن
يه نفر احتمالا چراغ قرمز رو رد کرده و همه نيروي پليس دنبالشن
پس وقتي که بهشون نياز داري کجان؟ حرفم همينه
هي، با کاري که من دارم اونا بهترين دوستاي من هستن
آره، درست ميگي ... ولي من شرط ميبندم که تو يه دوست بهتر
زير پيشخون اينجا داري، هان؟
روز خوشي داشته باشيد
آدماي عجيب غريب اين بيرون زياده، هان؟
چيز ديگه اي ميخواين؟
... آره
يه پاکت سيگار "امريکن اسپيرت بلو" ، لطفا
باشه
ممنون - ممنون -
بفرما، رفيق
فکر کردم که ميريم پيتزا ميخوريم
اينم پيتزاست، عزيزم
پيتزا واقعي
اينم پيتزاي واقعيه
ميبيني، عاليه
اوه، گه توش
"مامان، تو گفتي "گه
نگو "گه" عزيزم
من نگفتم، تو گفتي
ميدونم، ميدونم، ميدونم، ميدونم
باشه
ما دوباره بنزين ميخوايم
آره
من بنزين يادم رفت
چقدر؟
بزار ببينم
صبر کن
شش دلار، لطفا
ببخشيد
سلام
شرمنده ام
آره، ميدونم شرمنده "گري"، خواهش ميکنم
گوش کن چرا با من اينکار رو ميکني؟
من نميتونم اينکار رو بکنم، باشه؟ من نميتونم اينکار رو بکنم
چد" توي ماشين منتظر منه، خيلي خب؟
باشه
جدي ميگم، "گري"، بس کن
لطفا، بس کن
تو اوني بودي که منو ترک کردي يادته؟
ببخشيد ببخشيد
تو آماده اي پيتزا بخوريم؟
واسه "روي" هم داريم؟
روي" کيه؟"
اوه، خواهش ميکنم
اوه، خداي من، خواهش ميکنم. ما رو اذيت نکن لطفا از ماشينمون برو بيرون
من اذيتت نميکنم من پسرت رو هم اذيتت نميکنم
ما هيچ پولي نداريم ما هيچ پولي نداريم
حرفم رو باور کن، نداريم - من پول تو رو نميخوام -
من پول تو رو نميخوام تو يه ماشين داري، مگه نه؟
فقط رانندگي بکن
آروم و خوب
فقط رانندگي بکن
مطمئني که ميخواي بهم خوب نگاه کني؟
شايد به نفعته که نکني
اوه، پسر
اوه، خدا، تو داري خونريزي ميکني
ها؟
روي دستت
... يه جعبه کمکهاي اوليه
زير صندلي هست، اون عقب
چي؟
واسه يه وقتي که اتفاقي بيافته
اين خون من نيست، خانوم
پس اين خون کيه؟
اين يه خون معموليه
مثل ژنرال ارتش
تو خيلي شوخي تو يه بچه بانمک داري
بابام تو ارتشه
بيخيال
امشب کجاست؟
خونه است
ما فقط اومديم بيرون که يه چيزي واسه خوردن بخريم
اوه، آره؟
شما چي خريدين؟ اجازه هست نگاه کنم؟
اينجا رو نگاه دو تا ميني پيتزا
شما سه نفر ميخواين يه مهموني بزرگ بگيرين، ها؟
ميتونين همسايه ها رو هم دعوت کنين شوخي کردم
اون پارک رو ميبيني اون جلو، سمت راست؟
لطفا اونجا بزن کنار
باشه اوه، پسر
خوبه
برو کنار، رفيق
توي يه چشم به هم زدن ميام
درست ميشه
اوه، خداي من
آره، روي هستم
راحت رسيدي اونجا؟
چي؟
لعنت خدا لعنتش کنه
همين مشکل هم واسه من پيش اومده همه جاده ها رو بستن
همه جاده هاي لعنتي
نه تو همونحا بمون، باشه
شش ساعت طول ميکشه که بيام اونجا
اونجا بمون
آره
مشکلي نيست
هي رفيق، بيا عقب بشين، باشه؟
برو
برو تو، آره بفرما
تميز و قشنگ
حالا ما يه خانواده بزرگ خوشحال هستيم، ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.