İlk 200 satır.
این زیرنویس شامل 6 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد مردم سوال می کنند که
راک اندرول چیست؟
و من بهشون میگم که درباره ی طبل زدن ، مواد مخدر یا آبچکان بیمارستانی نیست
اوه ، نه
بیشتر از این حرف ها هستش ، دوست من
هممون یک کوچولو زندگی خوب رو دوست داریم
مقداری ، پول
مقداری ، مواد مخدر
بازی متفاوت سکس نام و آوازه ی شهرت
اما راک اندرول ، اون متفاوت هستش
چرا؟
برای اینکه راک اندرول ازردگی بیشتری رو میخواد
اسم من آرچی است قبلا من رو با نام آرچیبالد میشناختن
من برای فردی کار میکنم که لنی کول نامیده میشه
و لنی کول کلیدهای در پشتی این شهر عظیم رو داره
بزارید براتون یک مثال از کار جادوئی که لنی میکنه رو بگم
دو سال قبل ملک های او یک میلیون پوند ارزش داشت
امروز ، 5میلیون ارزش داره
این چطوری اتفاق افتاده؟
فرصت های مالیاتی فریبنده برای یک سرمایه گذار خارجی
قراردادهای محدود کننده ی ساخت و ساز و حصارهای عظیم امتیاز
لندن ، مرد خوب من
سریعا به پایتخت فرهنگی و مالیاتی پایتخت جهان تبدیل شد
لندن در حال پیشرفت و رشد است
ارزش ممالک تنها از یک راه تغییر می کند : بالا می رود
و این باعث میشه که کشمکش های محلی با صعود ممالک ثابت بمونه
نمیتونم بهت یادم بدم که چطوری پوست گربه رو بکنی
اما میتونم چیزهای زیادی درباره ی پول در آجر و ملات بگم
همانطور که اون گفت ، تنها از یک راه تغییر میکنه
لازمه که تو یک وکیل رو ببینی
لازمه که ما یک وکیل ببینیم
خب ، به نظر معامله ی بزرگی میاد
اینا نقشه ها هستند
10میلیون می ارزه و با نقشه کشی میشه 20میلیون
اما ، اول باید به مشاور مشروب بدید
مثل گذشته همان معامله بهشون میگم که نقشه کشی رو بکنن
ممنون ، مشاور
تو طرح نقشه رو میگیری
مواظب مشاور باش و مثل یک گه از میان احمق ها حرکت میکنه
به کمک نیاز داریم
لنی کول
سگ شماره یک
اما اون سریع حرکت میکنه و از آجره و ملات خوشش میاد
منم سریع حرکت میکنم و آجرها و ملات ها رو دوست دارم
ملک ها همیشه در حفاظ شرط بندی ها بودن
اما تو باید بدونی چیکار داری می کنی ، این برای پول امن نیست
برای اینکه افرادش سابقه ی جنایتکاری دارن
بانک به اونا وامی رو که نیاز دارن رو قرض نمیده
با ورود لنی کول
پول لندن قرض داده میشه و ساخت و ساز به صورت جادوگری سرعت میگیرن
من رو نا امید نکنید ، پسرها
یالا ، دستتون رو بدید
و اینجا جایی هستش که اون عصای جادوئی خودش رو تکون داد
نمیتونم الان صحبت کنم ولی یک مشکل وجود داشته
نمیتونم بهت نقشه رو بدم
متاسفم پسرها ، نمیتونه نقشه رو بگیره
اوه ، این یک غافلگیری ناگوار نیست
برای اینکه اونا نمیخوان به لنی بدهکار بشن
اون نمیتونه نقشه رو بگیره
درسته ، جیگرم
نمیتونه نقشه رو بگیره؟
تو گائیده شدی
منظورت چیه که نمیتونی نقشه ی لعنتی رو بگیری؟
تو به من بدهکاری
درسته ، من ساخت و ساز رو شروع می کنم و تو هم سهمت رو از دست میدی
پیداش کن
اونا میدونن که مجبورن قبل از تموم شدن ماه بدهیشون رو به لنی پرداخت کنن
برای اینکه آقای کول راهی رو بلده که زندگی رو خیلی خیلی ناخوشایند کنه
بهتره پیداش کنیم
چیزی که اونا نمیدونن اینه که لنی روی مشاورها
قاضی ها و وکیل ها کنترل داره
به هیچ نقشه ایی تا وقتی که لنی نخواد مجوز داده نمیشه
و حالا که اون دارنده ی ساختمان است دنبال مجور است
سلام ، مشاور؟
بله
آره ، شنیدم ماشینی رو که میخواستی داری
شما خیلی بخشنده هستید ، لن
درسته ، حالا اون نقشه رو جور کردی؟
- جور شد ، لنی - خوبه
چه مرگت شده ، آرچی؟
یک کوچولو قوی نبود ، لن؟
منظورم اینه که اونا هم از جایی که تو اومدی ، اومدن میخوای اونا رو از راه به در کنی
همان مکان مثل من؟
من مثل یک مهاجر لعنتی هستم؟
اونا به یک کم ترس نیاز دارند ، در غیر اینصورت بعدا بر علیه خودم میشن
اونا به یک درس کوچیک نیاز دارن ، مگه نه؟
و اون نمونه ی کار کردن لنی هستش
در حال حاضر ، امروز روز بزرگ لنی هستش
اون موفقیت ارزشمندی داره
برای اینکه یک بیلیونر جدید روسی تمایل داره که قرارداد ساخت و ساز ببنده
اون مجوز جایی رو میخواد که قانون اجازه نمیده
لنی کول اینجاست
لنی باقی می مونه
اما اون میخواد که با هر روبلی (واحد پول روسیه) که داره به اون مرد روسی تجاوز کنه
خوشوقتم ، یوری
خوبه . بیا و بشین
ببخشید اگر که دستپاچه هستم اما روز پر مشغله ایی دارم
- اوه ، درسته - بشین
دارم می بینم که من و تو خیلی شبیه هم هستیم ، لنی
ما دوست داریم که کارها انجام بشه
چه قدر برای من خرج بر میداره؟
اول از همه بزار مشخص کنم که دقیقا چطوری میخوام از این معامله به شما سود برسانیم
بدون من ، شما باید به مدت 5 یا 10 سال صبر کنید
قبل از اینکه اجازه ی برپایی ورزشگاهتون رو بگیرید
دوما ، با قانون انگلیسی ها که خیلی سخت گیر است
لنی ، چقدر؟
7میلیون یورو
من انتظار تضمینی رو دارم که در عرض 6 ماه رضایت نامه رو بدون تشریفات داشته باشم
اوه ، نگرانش نباش
تفکر کردن تموم شد
- نوشیدنی؟ - آره
نقاشی زیبای است ، یوری
گودی هستش ، میدونی که
اون عکس هیچی به جز شانس برای من نداره ، لنی
این عکس شانس من هستش
- آره؟ - آره
دوستش داری؟
آره
برای مدتی برش دار
شاید برات شانس بیاره
اون یوری ، نه ... من نمیتونم
الان ما با هم همکار هستیم
من میفرستمش اطراف خونه ات
میتونی هر وقت که معامله امون به پایان رسید بهم برش گردونی
خب ، فکر می کردم که وددکا زیاد مینوشی
ویسکی ، ودکا جدید هستش
شما به من ملحق نمیشید؟
من مشروب نمیخورم
- برای شادی - برای شادی
- حالت خوبه ، لن؟ - آره
برای اینکه به نظر یک کوچولو رنگت پریده
یکم بهمون آب بده ، یک دستمال مرطوب رو هم بده
رو چشمم ، لن
اون سعی کرد که من رو چیز خورم کنه . قزاق کثیف
ببین ، دست از شلوغ کاری بردار فقط بطری رو بده به من
ببخشید ، لن
مجمع بیلیونرها چطوره؟
خب ، دارم بهت میگم که این کمونیزم خودش رو نشون نداد ، نشون داد؟
بهت میگم چیه ، آرچ
موفقیت بزرگی رو اینجا کسب کردیم
خب ، مشکل چیه؟ لبخند معروف آرچی کجاست؟
با این جماعت باید خیلی مواظب خودت باشی منظورم اینه که زمانه داره عوض میشه
- اونا برای پیشکسوت ها احترام قائل نیستند -اوه ، نصیحت ها
هیچ پیشکسوتی شبیه پیشکسوت دیگه نیستش و منم مدیر لعنتی هستم
این دلیلی هستش که اون به سراغ من اومد
گرفتی؟
آره ، گرفتم
فکر می کنید که باید عکس خوش شانسیتون رو براش بفرستید؟
باعث به وجود آمدن وفاداری میشه
خرابش نکن ما تو این موقعیت بهش نیاز داریم
من رضایت نامه رو میخوام
به حسابدار زنگ بزن و بیارش اینجا که پول رو تسویه کنه
اگر یوری میخواد که 7 میلیون رو برای گرفتن قرارداد لنی رشوه بده
اون به پول نقد نیاز خواهد داشت
و بدین منظور اون به حسابدار شخصی خودش نیاز داره
ملاقات با خالق با استعداد در امور مالی : استلا
میدونی چرا معامله رو تو میگیری؟
برای اینکه اون پیرمردهای ناراحت و چاق قسم خوردن تو به اونا رو دوست دارن
اونا مثل نوشابه تکون میخورن و مثل سمتکس شیرین هستند
وقتی که تو اون صدای کوچک و رو مدت رو بلند می کنی
تو ، عزیزم. کالاهای مرغوبی وجود دارند
حالا ، یالا و یک لبخند بزن
احساس لبخند زدن ندارم
من یک حسابدار 30 ساله هستم که با یک وکیل هم جنس باز ازدواج کرده ام
من بدون بچه ها مقابله میکنم ، برتی
برای یک ازدواج مصلحتی این میتونه خیلی ناجور باشه
استلا ، ما نیاز به صحبت کردن داریم
بله ، اون درست اینجاست
اوموویچ هستش
مطمئنی هم جنس باز نیست؟
اما چیزی که روسی ها نمیدونن اینه که
حسابدارشون از زندگی بی خطر خسته شده
و اون دنبال شور و هیجان در جاهای اشتباه است
به اسپیلر خوش آمدید
این خونه ی کوچک جذاب تبهکاری ، خونه ایی مخصوصا برای گروه های ناهنجار
از افراد محلی شناخته شده که به عنوان گروه های وحشی هستند ، است
هیچ راهی نداره که پنج تا بگیری فهمیدی ، باب؟
- اونا هیچی برای تو ندارن ، پسر - درباره ی چی صحبت می کنی؟
فرد ، اونا ماری جوانا دارن اونا یک جاسوس دارن
اطلاعات بیشتری از حتی از اینترنت داشت
- خیلی خب ، خانم ها - کلوچه ، چطوری پسر؟
کلوچه ، میخوای بازی کنی؟
من دوبار قول دادم که ماهیگیری کنم ولی گور باباش
- مارو بنداز تو یک چرخش سریع - هی مامبلز ، میتونم یک چیزی بگم؟
نه
میاد ، عزیزم
اما در دنیای تبهکاران همیشه انطباق وجود داشته
و خیلی مردها اون رو به این نیاز دارن که هیجاناتش رو به تپش در بیاره
خیلی مردها هم هستند که به یک چیز عظیم به لنی بدهکارن
چه اتفاقی داره می افته؟
اون خانمه رو میشناسی، توله سگ رو مد؟
اونی که یک کوچولو زندگی دشوار رو دوست داره؟
حسابدار کوچولوی خطرناک به زودی چیزی دربارش نمیشنوی
- میدونم - خب؟
خب ، اون به ما یکم کار پیشنهاد داد ، درسته؟
اما منظورم کارهای شایسته هستش
حالا به طور معمول من دوست دارم که دورش بزنم ولی در موقعیت الان ما ...
بزار یک ملاقات داشته باشیم
از اونجایی که اومدی اینی رو که گفتی خوشمزگی میگن؟
از اونجایی که اومدی اینی رو که گفتی استعداد میگن؟
No comments yet. Be the first to leave one.