İlk 21 satır.
برام مهم نيست ميگي اخيراً چي تو ذهنت ميگذره
برام مهم نيست صداتو ميبري بالا
...ميدونم گاهي اوقات، پيچيده ميشم و از درون
تا چه اندازه طغيانگر ميشم
فقط آرومم کن، آرومم کن
بهم بگو فردا همه چيز در نزديکي خواهد بود
فقط آرومم کن، آرومم کن
عزيزم تو ميتوني محکم باشي، بگو کافيه يعني کافيه
تو حتي ميتوني رُک و بي پرده باشي
فقط اينکار رو با عشق بکن، عشق،عشق،عشق
...بهم بگو اشتباه ميکنم
که دارم از اين طريق، بينهايت قوي ميشم
فکر نکن که شکست ميخورم
فقط اينکار رو با عشق بکن، عشق،عشق،عشق
در تمامِ اين مدت، فکر ميکرديم که همديگه رو ميشناسيم
...حالا که به شانه هات تکيه ميکنم
...عزيزم ميتونم بهت بگم
...وقتي حق با توست، تو درست ميگي و
وقتي نيست، اشتباه ميگي
من ميتونم ضعيف باشم، چون ميدونم تو قوي هستي
عزيزم تو ميتوني محکم باشي
No comments yet. Be the first to leave one.