The Big Bang Theory

The Big Bang Theory

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 10

Sürüm bilgisi

The Big Bang Theory S10E10 HDTV ALL
The Big Bang Theory S10E10 720p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E10 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S10E10 HDTV x264-LOL
The Big Bang Theory S10E10 480p HDTV x264-mSD
Şunun yorumuyla fireamin
‫Telegram.me/fireamin

Etiketler

HDTV
hdtv
HD
x264
720p
720
480p
480
1080
Yayınlandı: 2016-12-02
İndirmeler: 48
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫اگه قراره توی همین آپارتمان موندگار بشیم

‫با یه تغییر دکوراسیون کوچولو

‫موافقی؟

‫آره، موافقم

‫عالیه، پیشنهادت برای تغییر دکوراسیون چیه؟

‫اینه که تک تک وسایل اون آپارتمان رو برداریم و

‫بذاریمشون اینجا

‫بهتر نیست اولش با یه تغییر دکراسیون جزئی‌تر شروع کنیم؟

‫مثل عوض کردن جای اثاثیه

‫میدونی چیه، همیشه به فکر این بودم که

‫این کاناپه چقدر میتونه

‫توی پیاده‌روی جلوی ساختمون قشنگ باشه

‫نمیتونیم همینجوری وسایل پنی رو بریزیم دور

‫ولی میتونیم ازش بپرسیم که ‫کدوم یکی از وسایلش رو میخواد

‫نظرش درباره‌ی وسایل هنری‌ای که

‫داره چیه

‫مطمئنم دلش حسابی برای این یکی تنگ شده

‫بهترین کادویی هست که توی عمرم به کسی دادم

‫واقعا زیبایی رابطه‌ی دوستیت با پنی رو ‫به تصویر کشیده

‫فکر کنم الان قیمت خوبی هم داشته باشه

‫آخه نقاشش یه مدت کوتاه ‫بعد از کشیدن تابلو، خودکشی کرد

‫پس بنظرم بهتره که پنی این نقاشی رو داشته باشه

‫خیلی دوست دارم قیافه‌ش رو ببینم

‫وقتی دوباره نقاشی رو بهش میدم

‫نگاه کن، دقیقا شبیه لبخندی شده که توی نقاشی داره

‫توی کمد قلاب داریم، میتونم همین الان نصبش کنم

‫نه، نه ‫اون قلاب‌ها رو نداریم دیگه

‫چی شدن پس؟

‫جشن هالووین شکلات تموم کردیم

‫واسه همین هر چی دم دستم بود رو ‫میدادم به این و اون

‫سلام بچه‌ها، چطورین...؟

‫اینم اینجاست، چه خوب

‫ایمی میخواد که من اینو داشته باشم

‫خیلی کارم خودخواهانه‌ست اگه برای خودم برش دارم

‫ولی تصویر خودت هستش

‫و همچنین تصویر تو

‫ولی تو سفارش نقاشیش رو دادی

‫برای اینکه بدمش به تو

‫ولی تو خیلی دوستش داری

‫تو هم همینطور

‫فکر کنم دارم میبازم

‫آره، همینطوره

‫میدونی چیه لئونارد، ‫حالا که بیشتر فکر میکنم

‫میبینم که ما هم وسایل مشترکی ‫توی این آپارتمان داریم که

‫باید در موردشون تصمیم‌گیری کنیم

‫مثلا...

‫شمشیر مورد علاقه‌مون "پنچه‌بلند" ‫قراره به کی برسه؟

‫خودت چرا برش نمیداری؟

‫منصفانه‌ست، همین الان نقاشی رو

‫به شما بخشیدیم

‫درسته، چیز نوک تیزی دم دستم نباشه که

‫خودم رو باهاش بزنم خوبه

‫عالیه

‫پنجه‌بلند مال خودم شد

‫اونوقت نظرت چیه که

‫گیاه آووکادو مال تو باشه؟

‫بنظر منطقی میاد... ‫یه وسیله‌ی کلکسیونی کمیاب

‫چند صد دلاری رو تو برداری

‫انوقت چیزی که

‫از توی آشغال‌ها پیدا کردیم ‫مال من باشه

‫اگرچه، من و ایمی تازه با هم زندگی کردن رو شروع کردیم

‫واسه همین یه گیاه ‫کادوی خوبی برای چشم‌روشنی هستش

‫باشه، گیاه رو هم بردار

‫یه شمشیر و یه گیاه نصیبمون شد

‫آپارتمانمون واقعا داره سر و سامون میگیره

‫استوارت، لازم نبود کادوی بچه بیاری

‫چیز خاصی نیست، یه سری کوپون درست کردم ‫تا وقتیکه بچه به دنیا میاد

‫کمکی خواستین میتونین از اینا استفاده کنین

‫میتونم برم سوپری خرید کنم، ‫تا دکتر برسونمتون

‫اگه عجله نداشته باشین ‫میتونم براتون حوض ماهی هم درست کنم

‫ماساژ پا؟

‫فکر نکنین آدم سو استفاده‌گری هستم ‫برای جفتتون اینکار رو انجام میدم

‫اینا خیلی خوبن استوارت ‫دستت درد نکنه

‫چرا این کوپونی که درست کردی ‫پشت یه برگه‌ی حکم تخلیه نوشته شده؟

‫آهان، حالا که متوجهش شدین

‫میتونم اینجا زندگی کنم؟

‫استوارت، ما دوست داریم کمکت کنیم

‫ولی الان واقعا زمان بدیه، ‫ما یه بچه توی راه داریم

‫به همین دلیل بنظرم الان زمان فوق‌العاده‌ایه

‫یکم بهش فکر کن... ‫وقتی بچه بدنیا بیاد

‫هرچقدر کمک‌دست داشته باشی بازم کمه

‫مرسی

‫ولی فکر نکنم

‫شاید اونقدرا هم فکر بدی نباشه

‫از مادر من که خیلی خوب مراقبت کردش

‫اون خانم با نظارت من روی پودر بچه ‫حتی یبار هم عرق‌سوز نشد

‫میتونی چند روزی بمونی

‫تا ببینیم چجوری پیش میره

‫مچکرم

‫این اوضاع قراره موقتی باشه

‫تا دوباره بتونم روی پای خودم وایستم

‫یا تا موقعی که بچه بره دانشگاه، ‫هر کدوم که زودتر اتفاق افتاد

‫از کی میخوای بیای اینجا؟

‫ماشینم جلوی خونه‌ی شما خراب شد

‫واسه همین از همین الان میخوام بمونم

‫ولی آماده‌ی هر کمکی هستم

‫راستش...

‫الان میخوام جارو بکشم

‫راستش همین امروز صبح جارو کشیدم

‫خیلی‌خب

‫پس گردگیری میکنم

‫اونم انجام دادم

‫پس باتری دستگاه‌های تشخیص دود رو چک میکنم

‫هاوارد چک‌شون کرد

‫بیخیال، بذار کارش رو بکنه

‫موقعی رو یادت میاد که اینو از

‫کامیک-کان گرفتیم؟

‫آره

‫ساعت کوکو آقای اسپاک

‫عمرتان طولانی و پر رونق ‫عمرتان طولانی و پر رونق

‫عمرتان طولانی و پر رونق

‫عمرتان طولانی و پر رونق

‫فقط همین یدونه وجود داره

‫یعنی اگه بشکنه دیگه مثل این وجود نداره؟

‫خب لئونارد

‫بنظرت کی باید اینو نگه داره؟

‫از یه طرف، من آقای اسپاک رو بیشتر از تو دوست دارم

‫از یه طرف دیگه ‫من برای ساعت‌ها ارزش بیشتری قائلم

‫پس یعنی میگی تو باید نگهش داری؟

‫درست اون طرف راهرو هستم

‫احتمالا صداش تا اینجا برسه

‫مال خودت شلدون

‫مرسی

‫- مرسی ‫- مرسی؟

‫خب...

‫شطرنج سه بعدیمون رو

‫چطور؟

‫بذار حدس بزنم، خودت میخوایش

‫خب، نه اینجوری

‫فقط خیال نمیکردم یه یاد‌آور فیزیکی

‫از بازی‌ای بخوای که هیچ‌وقت توش برنده نمیشدی

‫از سر لطف هم که شده، باید همه‌ی بازی‌ها رو با خودم ببرم

‫میدونی چیه شلدون، همه رو با خودت ببر

‫راستش، همه‌ی اینا مال خودت

‫اصلا برام اهمیتی ندارن

‫مطمئنی؟

‫این وسایل یاد‌آور اوقاتی هستن که با هم گذروندیم

‫- الان دیگه مال خودت ‫- لئونارد...

‫خودت میدونی قراره چطور پیش بره

‫هی یه دلیل میاره که

‫چرا همه‌ی این وسایل باید مال اون باشن

‫برای مردی که اینقدر خوب ‫حرکات منو پیش‌بینی میکنه

‫چطوریه که توی شطرنج 3‌بعدی اینقدر ضعیفی؟

‫شلدون، داری خودخواه بازی در میاری

‫چرا نمیذاری یه چند تا از این وسایل مال لئونارد باشه؟

‫تقصیر من نیست که توی سهیم شدن استعدادی ندارم

‫مهدکودک نرفتم

‫میدونی چیه؟

‫فقط یه چیزی هست که میخوامش

‫باشه، هر چیزی که دوست داری بردار

‫دوست دارم که...

‫پرچم رسمی آپارتمان‌مون رو بردارم

‫ولی تو اصلا علاقه‌ای به پرچم‌ها نداری

‫درسته، ولی این یکی رو دوست دارم

‫ولی من طراحیش کردم

‫ولی تو مجبورم کردی که من سفارشش بدم ‫چون به قول خودت "چهره‌ی معروفی" هستی

‫توی اجتماع پرچم‌دوست‌ها و ‫اینجوری قیمت رو میبرن بالا

‫ولی تو حتی از نمادی که توی پرچم بکار رفته

‫- سر در نمیاری ‫- چرا، سر در میارم

‫این پس زمینه‌ی آبی رنگ نماد بدبختی تو هستش و

‫این شیری هم که زبونش رو آورده بیرون ‫نمایانگر

‫خوشحالی من هستش

‫بیا بریم ایمی

‫وقتی جایی زیادی باشم خودم متوجه میشم

‫فکر نکنم متوجه بشی ‫ولی باشه

‫تو آشپزی کردی استوارت؟

‫چرا فکر نکردی شاید کار من باشه؟

‫در حال حاضر 3نفر توی این خونه هستن

‫ولی با اینحال تو نفر پنجمی هستی که ‫احتمال میدادم آشپزی کرده

‫راج اومد

‫شماها راحت باشین

‫من درو باز میکنم

‫تا نون‌ها سرد نشده یکم بخور

‫انگاری پیشخدمت گرفتیم

‫اگه لباس بت‌من داشتم حس میکردم "بروس وین" هستم

‫لباس بت‌من که داری

‫لباس خواب هستش، شنل که نداره

‫سلام راج

‫سلام استوارت

‫- تو اینجا چیکار میکنی؟ ‫- دوباره دارم اینجا زندگی میکنم

‫هاوارد و برنادت از این موضوع خبر دارن؟

‫یا مثل یه "صاریغ" بین دیوارها زندگی میکنی؟ ‫(از كيسه داران)

‫نه، یه جایی برای موندن احتیاج داشتم و

‫با توجه به اینکه بچه داره بدنیا میاد

‫پیش خودم فکر کردم بیام و یه کمک‌حالی باشم

‫باشه، خوبه

‫بیا تو حالا، شام آماده‌ست

‫ولی من غذای چینی خریدم

‫خیلی‌خب

More Farsi Persian subtitles for The Big Bang Theory

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left