İlk 200 satır.
.صبح همگي بخير
.خبراي هيجانانگيزي دارم
،ساعت 9:05 صبح ـه ...و ما اولين اشتباه رسمي روزمون رو مرتکب شديم
شکستن رکورد قبلي که .توسط "پائول لسيتر" با 7 دقيقهي کامل به دست اومده بود
.بدون حمايت خانوادم نميتونستم اين کارو انجام بدم
...استوارت"، شهردار ساعت 9 توي دفترش بود"
...که وقتي که بايد توي
.صبحونهي تجار خرده پا ميبود .خب؟ تقصير من نيست
من اونو برنامه ريزي کردم و يادم رفت به همه بگم؟
.يه برنده داريم
.نميخوام هيچ بهونهاي بشنوم
.مطمئني؟ چون چند تا خوبشو داشتم
،به عنوان يه بهونه شروع ميشه .ولي در آخر "جيمز" رو سرزنش ميکنم
.خب، "جيمز"، خودش يه مشکلاتي داره
،جيمز"، ديشب" ...شهردار رو وادار کردي
...به ائتلاف بانوان بگه هدف اصليش
.گذاشتن بانوان در پستهاي مديريتيـه
!آها
.حالت ميشينري
."متاسفم، "مايک .لابد حواسم جمع نبوده
،حتي وقتي رويا پردازي ميکني هم .محافظه کاري
،"و، "نيکي ...ميشه رديف بودجهاي
که براي برنامهي ناهار داغ در "پي.اس.434" قرار دادي رو بهمون بگي؟
...حتماً. 12
.ميليون دلار
.نه، نه. نيازي به معذرت خواهي نيست
.توي اون رستوران نهار خوردهام
.خدمات بي عيب و نقصـه
.بايد خوراک اردک رو امتحان کنين
."و آخري ولي نه بيارزشترين، "کارتر
عاليـه. هيچوقت .آخرين ولي نه بيارزشترين نبودم
.معمولاً شکاف منـه
...مهم نيست که چقدر براي روابط اجتماعيم خوبه
...بايد بهم قول بدي که شهردار هرگز هيچوقت عمراً
.ديگه در مراسم چاشت انجيل آهنگ نخونه
...تونستم بيشتر اين اشتباهات رو رصد کنم
...ولي ميدونين چي بيشتر از همه شگفت زدهام ميکنه
در کنار حقيقتي که ...مردي که شعر "گريس شگفت انگيز" رو نوشته
شهردار رو شکار نکرده و نکشته؟
.اينه که عصباني نيستم
،عصباني نيستم .چون شما بهترين کارکناني هستين که ميتونم بخوام
يک سال آزگار ...بدون يه استراحت روزي 14 ساعت کار کرديم
...و اين از اون برنامههايي که
...براي سرحال بودن مساعد ـَن نيست، پس
بازي "اير هاکي"؟
!ايول
...پس اگه يه دريچهي 5 دقيقهاي نصيبتون شد
،بياين اينجا ...باز کنين، خودتون رو آروم کنين
.يکم بازي کنين .به کارتون کمک ميکنه
عاليـه. ميترسيدم بخواي .وقت تعطيلي بيشتري بهمون بدي
...جز اينکه بتونم رو اين ميز دراز بکشم
...و يه مرد "آلماني" تمام بدنم رو ماساژ بده
.اين ماجرا واسه من کارايي نداره
.روز بخير، بانو
:ترجمه و زيرنويس *avrinli* *Mehrdadss*
..."در حاليکه ميدونم شهردار "ويسنتن
...داره از اين تمايل رو به پايين جُرم
...به عنوان کار فوق العادهش استفاده ميکنه
...مطمئنم همهمون موافقيم که اعتبار واقعي
.ازانِ افسران در حال گشت منـه
.باشه. فقط براي يه سوال ديگه وقت داريم
...دارين ميگين که دفتر شهرداري
داره تاثيرش در کم شدن جرم رو دست بالا ميگيره؟
.اينو نگاه کنين، قربان. بايد بريم .از اينطرف، قربان
.خيلي ممنون، قربان
.پائول"، گفتي براي يه سوال ديگه وقت هست"
.آره، ولي فقط براي سوال، نه جواب
اون ديگه چي بود، "هاوارد"؟
...هان؟ ميدوني براي دفاع کردن از
بودجهتون در مقابل شوراي شهر چقدر انتقاد متحمل ميشم؟
...اگه تصميم با اونا بود
...نيروي پليس تو و 8 نفر ديگه رو ميذاشت توي تاکسي
.و از اين صحنه به اون صحنهي جرم ميرفتين
...شايد با يه مامور پليسي که اين
.موضوع رو درک کنه بتونم بهتر کنار بيام
.ارزش فکر کردن رو داره
."ميدوني چيه، "فلارتي
...اگه فکر ميکردم واقعاً به کاري که اون بيرون انجام ميديم
.احترام ميذاره، برام مهم نبود اعتبار کار به اون برسه
.اون شهرداره .مطمئنم ميتونه تظاهر کنـه
...با تمام احترام، قربان
...فقط يه چند تا قانون اگه ميخواين در
.سياست شهري موفق باشين
يک، در طي فصل شيوع .سرماخوردگي و آنفولانزا با کسي دست ندين
دو، هيچوقت .يه بچه رو نبوسين مگر اينکه کاملاً مطمئنين بچهـس
...و سه، تو اون اتاق نرين
.و آبروي افراد منو در مقابل مطبوعات نبريد
شهردار هر فرصتي که .به دست مياره به اجراي قانون احترام ميذاره
.حرف زدن کاري نداره .حتي نتونست توي مراسم افسران پليس حضور پيدا کنه
.بفرمايين، قربان .ديدين، اين تقصير من بود
...مراسمتون توي برنامه بود
ولي دو تا رژه ...و يه فستيوال ايتاليايي-آمريکايي وجود داشت
...و شهردار درگير يک ناهار کاري مهم با تجار
.ايتاليايي-آمريکايي شد
...آره. توي اخبار ساعت 6
.توي مسابقهي شيريني خوري ديدمش
مي... ميخواين چي کار کنـه؟ عنوانش رو به باد بده؟
پس، واقعاً تا حالا بازي نکردي؟
.بنظر نمياد خيلي کار سختي باشه. بريم
.نه. خيلي ناعادلانهـس
.تو هيچ شانسي در مقابل تبهر من نداري
...بايد بهت ياد بدم که
،ضعفهاي رقيبت رو جدا کني ...ازشون به نحو احسنت استفاد کني
...وقتيکه طلب بخشش دارن بهشون گوش نکني
.و تا وقتيکه پيروزي نصيبت ميشه بيرحم باشي
.و برات سوالـه چرا هيچکس باهات دوبار بيرون نميره
...ميبيني، ملخ
...آدم بايد اصول بازي رو درک کنه
.تا واقعاً توش استاد بشه
.کم و زياد .بد و خوب
آمادهي مبارزه هستي؟
.نه، ميخوام يکم بيشتر حرف بزني
.شروع کن
.بگيرش
...استوارت"، اين فکسي که منتظرش بودي"
.و پيغامي از "روبرتا" در ليست حقوق
،و داشت يادم ميرفت ...همچنين غرور
.عزت نفس، و مقداري از مردانگيت که مونده پيش منـه
.بايد پسش بگيري
.ممکنه يه روزي لازمت بشه
هي، کسي اينو خونده؟ .بينگو" مُرد"
بينگو" کيـه؟"
.موفقترين سگ پليس در تاريخ شهر
.اون بچه که داشت غرق ميشد رو از مخزن آب کشيد بيرون
و 10 کيلو کوکائين رو توي "لا گورديا" شناسايي نکرد؟
.بيچاره بعد از اون هفتهها نخوابيد
.اينو ببين .دربارهي مرگش توي صفحهي 39 اطلاعيه زدن
...منظورم اينه، اين فقط
.کاملاً بياحتراميـه
.منظورم اينه، اين، مثل "مارمادوک" ـه
.گمان ميکنم همهتون ميدونين به چي فکر ميکنم
...اينکه مهم نيست چقدر درمانده بشيم
هيچوقت از مرگ يه حيوان به نفع خودمون استفاده نميکنيم؟
.نه
در واقع، يه نمايش عمومي .در حمايت از "بينگو" برگزار ميکنيم
.و، آره، بهمون کمک ميکنه
استوارت"، تو اين ماجرا باهام هستي؟"
ميخوام باشم، ولي يه سگ مُرده؟ .کار بديـه
...جيمز"، يه متن سخنراني"
.براي شهردار سر هم کن تا توي مراسم عزاداري بخونـه
."مايک"، نميتونم يه متن سخراني "سر هم کنم"
درخواست .يه مجموعهي معنادار از يه زندگي کامل رو داري
دوستي داشت؟ سرگرميهاش چي بود؟
.خب، آدم... بهترين دوستش بود
...و تا جايي که سرگرميهاش جا ميده
.بايد بگم کندن سوراخ و ليس زدن خودش
."اون يه سگ بود، "جيمز
.کارتر"، برو سگ مرحوم محبوب رو بيار"
.حمل و نقل حيوانات مُرده
.چه رويداد برجستهاي
...ببين، من قبلاً يکبار اون کار بهم پيشنهاد شده بود
.ولي متاسفانه، از قبل شغلم در اينجا رو قبول کردم
.پائول" رو باهات ببر"
اين همه هياهو بابت چيـه؟
.بينگو مُرده
.حقيقت نداره
سه شنبه ...يه بازي فوق العاده توي "سنت ماري" برگزار ميشه
.و من رو دور شانسم
،"متاسفم، "مايک ...ولي بعد از رفتارش در جلسهي مطبوعات
.خيلي مايل به برگزاري نمايش بزرگ براي مامور نيستم
.به عنوان انجام کاري براي اون تلقيـش نکنين
دارين اين کارو براي .قهرماني شجاع، شکست خورده و چهار پا انجام ميدين
.آره، سگـه
.ميدوني، وقتي يه پسر بچه بودم يه سگ داشتم
چقدر احتمال داره؟
اگه اين سخنراني رو انجام بدم، شايد ...بايد دربارهش حرف بزنم
.روي نرمـم رو به مردم نشون بدم
.فکر نميکنم ضرري داشته باشه، قربان
!"اسنيفر"
ببخشيد؟
.اسنيفر". اسم اون کوچولو بود"
مطمئنم ميتوني حدس بزني .چه طور اون اسم به ذهنم خطور کرد
نام خانوادگي، قربان؟
.خيابان 210 غربي کوچهي 71ام، لطفاً
...تمام زندگيم به گربهها حساسيت داشتم
.ولي سردخانهي حيوانات اهلي، هيچي
.مشخص شد که به گربههاي مرده حساسيت ندارم
.پس حتماً بايد يکي بگيري
...ببخشيد. چه طوره که وانمود کردين منو نديدين
ولي بعدش به خاطر اون زدين کنار؟
.نميدونم دربارهي چي حرف ميزني
بفرما اين آشنا نيست؟ "!تاکسي! تاکسي"
.متوجهـت نشدم
!متوجه اون شدي؟
.کلهي خيلي بزرگي داره
.ميدوني، خيلي بيادبي
فکر ميکنم .به هردومون يه معذرتخواهي بدهکاري
بابت چي؟ .دارم کارمو انجام ميدم
.بدون اذيت کردنم بذارين کارمو انجام بدم
.از کوچهي 11ام ميري، چون سريعتر ـه
!رانندهي ماشين مسابقه نيستم
.نه، تو رانندهي نژادپرستي هستي
.اينو خوب اومدي
.ديگه کافيـه .هردوتون، از تاکسيـم برين بيرون
،ميدوني چيـه، به هر حال .ما هم نميخوايم تو اين تاکسي باشيم ."بريم، "پائول
.خيليخب، باشه چقدر بهت بدهکاريم؟
!برين بيرون !از تاکسي برين بيرون
ميشه تا وقتي از پُل رد شيم صبر کنيم؟
.ميخواستم بدونين اين موضوع چقدر براي ما مهمـه
.بينگو" بهترين سگي بود که تا به حال سپر حمل کرده"
No comments yet. Be the first to leave one.