İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(چشــماتـو دوسـت دارم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
از موقع اون حادثه
میتونم افکار هرکسی که توی چشمهاش نگاه میکنم رو بشنوم
چه چشمای زیبایی انگار که دارم توشون غرق میشم
من یون ته وو هستم
من ٢۶ سالمه تقریبا دو سال پیش اومدم ژاپن
به ژاپنی حرف میزنه
اما افکارش
دوستت دارم
...به کره ایه
ببخشید
میخوام با کارآموز جدیدمون آشنا بشین- حتما-
بیا تو
ها؟ یوری؟
میدونستم دوباره همدیگه رو میبینیم
چی؟ هیچکس درباره این چیزی نگفته بود
منابع انسانی همیشه جزء مسئولیتهای من بوده
درسته
اینم مدیر عاملمون، یوری موتومیاست
چی؟ یوری مدیر عامله؟
تو واقعا مدیر عاملی؟
شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
...یا بهتره بگم، ما
آره، ما دوستهای خوبی هستیم
آره، انرژی پر شد
کیوت
خوشحالم که تونستم ببینمت
نه، اون فقط یه پیک بود که برام غذا میاورد
فقط همین
واقعا؟
پس شاید از قبل بدونی ولی ایشون آقای یون ته وو هستن
مدرسهاش اون رو بهمون معرفی کرد و تا دو ماه دیگه که فارغ التحصیل بشه، اینجا کار میکنه
اون به عنوان کارآموزمون کارش رو شروع میکنه
بعدش، اگه همه چیز خوب پیش بره
ما استخدامش میکنیم
...اگه همه چیز خوب پیش بره
اگه همه چیز خوب پیش بره
ما کارمندی که کار و زندگی خصوصیش رو باهم قاطی میکنه، لازم نداریم
حالا بیا به تیم معرفیت کنم
چیکار میکنی؟- هیچی-
حالا میتونی بری
من یون ته وو هستم، ٢۶ سالمه و تقریبا دو سال پیش اومدم ژاپن
از دیدنتون خوشوقتم
میدرخشه- چه پاهای بلندی داره-
...آقای یون
لطفا ته وو صدام بزنین
...پس، ته وو
سمور دریایی، درسته؟- بله-
درباره حیوونهای منقرض شده تحقیق میکنه
برای همین میخوام اون رو مسئول سمینار بعدی بکنم
ولی ما کارِت رو با چیزهای پایه مثل یه دستیار شروع میکنیم
خیلی خب، اون دستیار منه؟
فعلا با نیشینا کار میکنه
چشم
شما کره ای حرف میزنین، آره؟
یه کم
شما میتونین کره ای حرف بزنین؟
چندبار اونجا بودم
و چندتا دوست اونجا دارم
عالیه
مشتاق کار کردن باهاتون هستم- منم-
چیزی نیست
گرسنه ای یوری؟
یوری؟- یوری؟-
اونجوری نیست
اونها همدیگه رو میشناسن
با پارتی اومده؟- نه-
واقعا اتفاقیه
...یه اتفاق
چطور همدیگه رو میشناسین؟
...خب
قطعا گرسنشه
من غذا میارم- غذا؟-
آره، غذا- وقتی یکی زنگ میزد-
آره، دینگ دینگ- دینگ-
...دینگ- پیک-
آره، اون به عنوان پیک پاره وقت کار میکرد و برام غذا میاورد
که اینطور- که اینطور-
کارت تموم شد؟- آره-
به هرحال، میخوام که ته وو به عنوان یه کارآموز
که قراره کارمند تمام وقت بشه، خوب کار کنه
پس کامل ازش حمایت کنین
باشه- باشه-
نیشینا، میزش رو نشونش بده
چشم
ته وو، جای تو اونجاست
ممنون
خودت رو کنترل کن موتومیا
فهمیدی؟
حتما
ما کارمندهایی که کار و زندگی خصوصیشون رو باهم قاطی میکنن، لازم نداریم
چی؟ دارین ردشون میکنین؟
حتی اگه مشتری هم باشن
نمیتونیم همینجوری به مردم اعتماد کنیم
...درسته، اما
ما کارمندهایی که کار و زندگی خصوصیشون رو باهم قاطی میکنن، لازم نداریم
مراقب باش، موتومیا
چی؟
مراقب باش
باشه
اگه اتفاقی بیفته، حتی من، مدیرعامل هم میتونه اخراج کنه
یوری
لطفا اینجوری نباش
لطفا توی دفتر باهام مثل رئیس رفتار کن
چرا؟
هانائوکا به تو هم گفته، آره؟
اگه همه جیز خوب پیش بره، میتونی استخدام بشی
هانائوکا به بقیه آسون نمیگیره
هرکس کار و روابط خصوصیش رو قاطی کنه رو بیرون میکنه
...خصوصی
کسایی که نمیتونن کار و زندگی شخصیشون رو از هم جدا کنن
پس لطفا تا وقتی حرفت به کار مربوط نیست با من حرف نزن
با این حال، خوشحالم که هر روز میبینمت
...و
الان بیرون از اداره ایم
اینجا بخشی از دفتر کاره
ممکنه عصبانی شده باشی؟
هستم
حتما گرسنه شدی
بیا غذا بخوریم
گفتم دیگه باهات غذا نمیخورم
واقعا نمیخورم
چی؟
چی کار داره میکنه؟
میخواد منتظرش بمونم؟
فکر کرده سگشم یا چی؟
این طوری بریم؟
قطعا عصبانی شده
حتی وقتی گرسنه اش نیست هم، عصبانی میشه؟
چرا اون باید زیردست من کار کنه؟
::::::::: آيــــ(چشــماتـو دوسـت دارم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت دوم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ته وو... جان
بله؟
بچهام وقتی عکست رو فرستادم، جواب داد
عجیبه- آره، شیش ماه شده-
دخترم طرفدار کیپاپه
میدونم این یه تشکر درست حسابی نیست
اما بفرما
این جوگیه؟
از کجا؟- دیروز از شین اوکوبو خریدم-
چطور میخورینش؟
ممنون
شما آدم خوبی هستین آقای کامی
خیلی رسمی نباش
فقط کامه صدام بزن
صبح بخیر- صبح بخیر-
صبح بخیر- صبح بخیر-
یوری، صبح بخیر
صبحانه خوردی؟
دیگه لازم نیست نگران این چیزا باشی
خوشمزه به نظر میاد
بعدا این رو کباب میکنم
میتونی قرارداد مزرعه توت فرنگی رو چک کنی؟
فهمیدم- باشه-
حالت خوبه، مگه نه؟- آره-
تو واقعا از وقتی ته وو اومده عجیب رفتار میکنی موتومیا
من کاملا خوبم
هرچی تو بگی- آره-
چطور انقدر باهوشه؟
برای افزایش سود تجارت الکترونیک پستهامون رو عوض میکنیم
تا با الگوریتم همخوانی داشته باشه
آره، طعم و طرحش مهمه
بیاین توی به اشتراک گذاشتن ایدهها و ابتکار، فعالتر باشیم
باشه- خوبه-
ناهار اینجاست
وای ممنون- ممنون-
برنج سرخ شده و خوراک سبزیجات- عالیه، مرسی-
ته وو- بله، ممنون-
توفوی تند برای رئیس- ممنون-
رستورات حالت خیلی تند رو پیشنهاد داد
میگوی چیلی؟- من-
هانائوکا و کامه- مرسی-
بفرمایین رئیس
ممنونم
نفرمایین، نوش جان
خوراک سبزیجات دوست نداری؟
آره
ولی یوری نمیتونه چیزای خیلی تند بخوره
میدونستی چون تا حالا چیز تند سفارش ندادم، آره؟
حافظه خیلی خوبی داری، ته وو
چرا رئیس انقدر دور و بر ته وو رسمی رفتار میکنه؟
تو واقعا فوق العاده ای ته وو
من خیلی ازش خسته شدم
چه غلطی کنم؟
ها؟ چی شده؟
یوری؟
یوری، خدا رو شکر
چرا خیس شدی؟
باهام بیا
چی؟ گفتم که، نمیتونم
از بالا داره آب میاد
چی؟
...خب
آب از سنسور حریق همینطور داره پایین میاد
داشتم ماهی سرخ میکردم... بعد یهو منفجر شد و دود همه جا رو گرفت
آروم باش
وایستا
الان وقت این کارا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.