Once Upon a Time

Once Upon a Time

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 2

Sürüm bilgisi

Once Upon a Time - 02x03 - Lady of the Lake
Şunun yorumuyla hamid007
من فقط برای 480 تنظیم و آپلود کردم

Etiketler

other
Yayınlandı: 2012-10-19
İndirmeler: 51
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

...آنچه گذشت

ما در سرزميني بدون جادو زندگي مي کنيم

.ولي من دارم ميارمش اينجا

.جادو...اينجا فرق داره

!من دوباره از دستش نميدم

مامانم کجاست؟ - .اونا افتادن توي يه دروازه -

.پيداشون مي کنم .من هميشه پيداشون مي کنم

.اِما"، فرار کن"

.بندازينشون توي سياهچال

صدام رو مي شنوي؟ - کمک مي خواي؟ -

تو کي هستي؟ - .اسم من "کورا"ست -

اونا کي هستن؟ - ."پادشاه "جورج -

!سرش رو برام بياريد

تيم ترجمه ناين مووي شما را به ديدن ...داستان شهري اسرارآميز و شخصيت هاي شيرين داستاني دعوت ميکند

.افراد پادشاه "جورج" اينجا توي دامنه کوه هستن

.بايد اردوگاه رو منتقل کنيم .دارن ميان سراغمون

.نه! ما فرار نمي کنيم

ما گفتيم که مي خوايم پادشاهي رو پس بگيريم

.و نمي تونيم با ترس و لرز اين کارو بکنيم

.جسارت نباشه

.ولي شرايط بدتر شده .پادشاه يه ژنرال جديد اجير کرده

کي هست؟

."بهش ميگن "نهنگ

ميگن حمله کردنش

مثل هيولايي ميمونه که .از اعماق دريا حمله مي کنه

هيچوقت اومدنش رو نمي بيني .و هيچوقت هم جون سالم بدر نميبري

.حالا مي بينيم که چه جوريه

ارتشش چقدر به ما نزديک شده؟

.فکر کنم خيلي نزديک شدن

بايد از هم جدا بشيم .تا اونا هم از هم جدا بشن

.دقيقاً. برو. برو

!مواظب باش! پشت سرت

تو نمياي؟

.اون دنبال منه

تو به تنهايي شانس بيشتري .براي فرار کردن داري

نگران نباش. دو روز ديگه .توي کلبه مي بينمت

کلبه؟ جايي که اون هست؟

مطمئني؟

.ما نامزد کرديم

.فکر کنم ديگه وقتشه با مادرم آشنا بشي

.برو. برو

با افتخار تقديم مي کند «King-AmirK» اميرمهدي عاطفي نيا

کدوم ژنرالي پشت نقاب مخفي ميشه؟

تو واقعاً کي هستي، "نهنگ"؟

نهنگ"؟"

همچين اسمي روي من گذاشتن؟

.اسم من "لنسلات"ـه

"لنسلات"

از اعضاي ميز گرد؟

.ديگه نيستم

«روزي روزگاري» قسمت سوم از فصل دوم «بانوي درياچه» تاريخ پخش و ترجمه: 91/7/24

زمان حال

مطمئني حالش خوب ميشه؟

.نگران نباش. خوب ميشه

اينجا کجاست؟ ما کجاييم؟

اينجا يه جزيره کوچيکه که اسيرکننده هاي ما

.دوست دارن به چشم پناهگاهشون بهش نگاه کنن

پناهگاه؟ از چي؟

.خطرات دنيا

.به هرحال، چيزي که از اين دنيا باقي مونده

.خب، اونا نمي تونن ما رو اينجا نگه دارن

.ما کار اشتباهي نکرديم

.منم همينطور

پس چرا اينجايي؟

...اينجام به خاطر کاري که

.دخترم انجام داده

...طلسمي که اين سرزمين رو ويران کرده

.اون به راه انداخته

رجينا". تو مادر "رجينا" هستي؟"

.آره. ولي لازم نيست از من بترسي

.اون خيلي با من فرق کرده

تو از اونطرف اومدي، درسته؟

چطوري برگشتين؟ - ."اِما" -

.نه

.سفيدبرفي". بالأخره بهوش اومدي" .خيالم راحت شد

،هر چقدر که فکر مي کني "رجينا" آدم بدي ـه

.اين زن ازش بدتره

"سفيدبرفي"

.سفيدبرفي" عزيزم، خواهش مي کنم"

،حرفم رو باور کن

.هرچي که اون بهت گفته حقيقت نداره

.من فقط مي خواستم بهت کمک کنم

.بذار حرفاش رو بشنويم

"اِما"

خيلي خب، فعلاً که توي سياهچال هستيم

حق انتخاب ديگه اي هم نداريم

.و "هنري" توي "استوري بروک" پيش "رجينا"ست

هنري" کيه؟"

پسرم. يه جورايي اون رو .با "رجينا" سهيم هستم

.پيچيده ست

.باهاش حرف نزن

!کافيه

.رهبرمون مي خواد شما رو ببينه

کارهايي که توي عمليات عقرب بايد انجام بديم چيه؟

عمليات عقرب ديگه چيه؟

اسم رمز عملياتمون .براي پيدا کردن "اِما" و "سفيدبرفي"ـه

مي خواي اسمش رو بذاريم افعي؟ .انتخاب دومم اين بود

.هنري"، بايد باهم حرف بزنيم" - .آره، عقرب بهتره -

.نه، موضوع اين نيست

...موضوع اينه که

.من قرار نيست همراه تو بيام

ولي من...فکر کردم .قراره بريم "جفرسون" رو پيدا کنيم

.قبلاً اين کارو کردم

چي؟ به ما کمک مي کنه؟

.نه. نه "هنري"، کمکمون نمي کنه

ولي چرا بهم نگفتي باهاش حرف زدي؟

.چون نمي خواستم نااميدت کنم

،مي دونم که مي خواي مادرت رو پيدا کني

.ولي "جفرسون" نمي تونه کمکي به ما بکنه

بايد يه راهي پيدا کنم که .کلاه رو به حالت اولش برگردونم

پس چرا نمي تونم بهت کمک کنم؟

"اين کار جادو لازم داره "هنري ...و جادو

.هميشه بهايي در پي داره

.خودت که مي دوني، من کتاب رو خوندم

متأسفم ولي نمي تونم اجازه بدم .به اين يه مورد نزديک بشي

،اگه واقعاً مي خواي بهم کمک کني

بايد بري مدرسه، جايي که مي دونم خطري تهديدت نمي کنه. باشه؟

.باشه

چرا به حرفم گوش نميدي؟

چرا نمي توني بهم اعتماد کني؟

من فقط داشتم سعي مي کردم .راهي پيدا کنم که برگرديم خونه

.مي تونستم از پسش بربيام

.کورا"؟ زياد مطمئن نباش"

."من اينجا زندگي کردم، "اِما

.اين دنيا و خطراتش رو مي شناسم

.همينجا منتظر بمونين

واسه همين از دروازه رد شدي؟

چون فکر کردي اينجا بيچاره و درمانده ميشم؟

.نه

.اومدم چون مي خواستم پيشت باشم

لنسلات"؟"

"سفيدبرفي"

اگه مي دونستم شماها زنداني هايي هستين که

،مولان" با خودش برگردونده"

.هيچوقت نمي ذاشتم زنداني بشين

.خواهش مي کنم من رو ببخش

.البته

لنسلات"؟ واقعاً؟"

.اون يه دوست قديمي ـه

.مي تونيم بهش اعتماد کنيم

.اين "اِما"ست - چرا داره اونا رو در آغوش ميگيره؟ -

.اونا مسئول مرگ "فيليپ" بودن

."تو اينجا تازه واردي، "آرورا

.فيليپ" به "لنسلات" اعتماد داشت" .پس ما هم بايد بهش اعتماد داشته باشيم

.من عدالت مي خوام

.مواظب حرف زدنت باش

اشتباه گرفتن انتقام با عدالت .خيلي خطرناکه

مي فهمي چي ميگم؟

مي فهمي چي ميگم؟

.آره

اين ديگه چيه؟

.اين "کايمرا"ست

طعمش بد نيست ولي تنها چيزيه که .گروه شکارمون تونستن گير بيارن

،يه قسمت شير، يه قسمت مار

.يه قسمت هم بز

مثل "تورداکن"؟

.متوجه نميشم

به ما گفتن که اين سرزمين .ديگه وجود نداره

شماها چطوري از طلسم فرار کردين؟

.يه جور معماست

طلسم از کار افتاد و ،وقتي دود از بين رفت

.اغلب ماها از اين سرزمين رفته بودن

،ولي بعضي از ماها در اينجا در اين منطقه ي خاص

.همينجا باقي مونده بوديم

.چرا و چگونه اش رو نمي دونيم

.پيدا کردن اين پناهگاه کار آسوني نبود

.چندتايي قرباني ازمون گرفت

.ولي نگران نباشين

.اينجا در امان هستين

.ما نمي تونيم اينجا بمونيم

،"شوهرم، پسر "اِما ...نوه ي من اونجا هستن

.بايد برگرديم پيششون

مي توني بهمون کمک کني يه دروازه پيدا کنيم؟

اينجا رو ترک کردن .کار عاقلانه اي نيست

جنگل سحرآميز ديگه .اونجوري که به خاطر داري نيست

.غول ها برگشتن

غول ها؟

مثل داستان "جک و لوبيا سحرآميز"؟

.اونا آدماي قوي هيکل بودن

.غول ها خيلي بدترن

،ما واسه همين اينجا زندگي مي کنيم

.توي اين جزيره که جاي امني هستش

."خواهش مي کنم، "سفيدبرفي

همينجا بمون. ديگه هيچ .دروازه اي باقي نمونده

.من ممکنه جاي يه دروازه رو بلد باشم

جداً؟

کجا؟

.کورا" نزديک اينجاست"

.راحت نيستم درباره نقشه هام حرف بزنم

.اون قدرتمنده

.ديگه نيست

.طلسم تمام قدرت هاش رو ازش گرفته

،ولي بهش شهرت و اعتبار داده

.ما محض احتياط اون رو زنداني کرديم

.بازم همچين ريسکي نمي کنم

.فقط بهم اعتماد کن .شايد يه راهي بلد باشم

.بذار ما بريم

قبول مي کنم

...ولي به يک شرط

.شجاع ترين جنگجوي من هم باهاتون بياد

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left