İlk 200 satır.
...- آنچه گذشت - "جی پی" رو اونجا دیدی؟
چی گفت؟
.فقط میخواست عذرخواهی کنه
ازش دور بمون، خب؟
چرا بخوام نزدیکش بشم؟
.فقط دارم میگم، ازش دور بمون
.یکم کمک میخوام، خون لازم دارم
.عمراً، نه همچین کاری نمیکنم
.تعلیق شدم
.ببین، باید به بابات زنگ بزنی
بیا بریم سر اصل مطلب، باشه؟
.درسته، میخواستی یه کاری برات انجام بدم
.آره و برای من نیست
.برای "الکس"ـه
بابام هستش؟
."نه، من کارت رو راه انداختم "ویل
بعد از اینکه رفتی تمام شب ...رو باهاش دعوا کردم
.فقط برای اینکه اون تماس رو بگیره
و چرا اینکارو کردی؟
چون "وارن راش" نباید همیشه .کاری که خودش میخواد رو انجام بده
- درسته؟ .- آره البته
.برو گمشو
"ویل"؟
.""کورن
.صبر کن
.سلام
- اینجا چیکار میکنی؟ - میشه بیام تو؟
.آره
ساعت چنده؟
.زوده
.شرمنده، نمیدونستم دیگه کجا برم
میشه یکم ودکا بخورم؟
.آره
.البته
خب، چی شده؟
.بابات خبر داره
دقیقا از چی خبر داره؟
.که با هم خوابیدیم
اونوقت چطور فهمید؟
.بهش گفتم
میدونه که اومدی اینجا؟
اینو هم بهش گفتی؟
.نه
."صبح بخیر دکتر "راش
قصد داری اینجا بمونی؟
.نمیدونستم کجا برم
...میخواید چمدون این
خانم زیبا رو کجا بذارم دکتر "راش"؟
."آرتورو"، این نامادریِ منه
.""آرتورو"، "کورن". "کورن"، "آرتورو
.خیلی ممنون
.همش همینه، ممنون
...خیلیخب
چرا بهش گفتی؟
.- میدونست ...- از کجا میدونست
."کورن"؟ با عقل جور در نمیاد
.بخاطر رفتاری که اخیرا داشتم
ازم پرسید کسی دیگهای هم .تو زندگیم هست یا نه
.- خب باید دروغ میگفتی .- گفتم
،"ولی تونست بفهمه "ویل .تو که میشناسیش
.آره، نمیفهمم
یه دفعه اسم من اومد تو ذهنش؟
.اولش نه
...ولی داشت با اسم همهی دوستاش
.سوال پیچم میکرد
...آدمایی که میشناسیم و من همهشون رو
.- انکار کردم - بعد یه دفعه یادش به من افتاد؟
.آخرش آره
- چرا؟ ...- چون ازت زیاد
.حرف زدم
.قبلا بهش اشاره کرده بود
- که ازم زیاد حرف میزنی؟ .- آره
.فکر میکنه من طرف توئم
...متاسفم
.نتونستم قایمش کنم
مطمئنی نمیدونه اومدی اینجا؟
.نمیدونم اومد یا نه
سلام؟
کیه؟
بابا؟
.- خبر خوب .- حرف بزن
خب، برخلاف فصلای دیگه که ...برای معاینه میای
.راستش این دفعه خوبه که اومدی
.بالاخره یه مشکلی داخلت پیدا کردم
.که ثابت میکنه آدمی
.میبینی؟ خبر خوب
خب، مشکل چیه؟
- التهاب لوزالمعده؟ کمخونی آپلاستیک؟ .- آروم باش رفیق
.چیز خاصی نیست
- خب چم شده؟ ...خب، ساده بگم -
.فشار خونت به طور حیرتآوری زیاد شده
- چقدر؟ .- خب 17 روی 10
...یکمی تاکیکاردی سینوسی داری [[ضربان قلب سریعتر از ۱۰۰ بار در دقیقه
.ضربان قلبت خیلی رفته بالا
مزخرفه
.خودت ببین
مشکل خوابیدن داری؟
.نه وقتی که قرص میخورم
احساس وحشت و اضطراب بهت دست میده؟
خب الان بهم دست داد، چی میخوای بگی؟
،تمام علائمی که داری ."به یه چیز اشاره میکنه "راش
.بهم بگو دیگه
.اضطراب
چی؟
اخیرا اتفاقی افتاده؟
.- نه .- انگار یه اتفاقی افتاده
.چیزی نشده
."اضطراب نباید نادیده گرفته بشه "راش
.- دارم به عنوان دوستت میگم ...- من
،اضطراب رو نادیده نمیگیرم .من اصلا اضطراب ندارم
.- بدنت چیز دیگهای میگه ...- خب پس بدنم
.- حتما دروغ میگه ...- خب میدونی چیه
...باید با بدنت حرف بزنی
.و بهش بگی یه روز استراحت کنه
.دستور پزشک
.""کنی
.بیا اینجا
یکم برای شما زوده، نه دکتر "راش"؟
.آره میدونم. امروز استراحت میکنم دیوونگیـه، نه؟
.همیشه فکر میکردم مثل یه کوسه هستین
،باید بدون وقفه کار کنین .همیشه در حال حرکت باشین
آره خب، امروز استثناییـه که .اون قانون رو ثابت میکنه
میبینم که "جوردانا رورک" دوباره .اومده اینجا
.آره، فیلمهاش خیلی خشن هستن
...آره. میدونی که اون
این آخر هفته رو تنها سفر میکنه؟
...نه ولی میتونم هر موقعی بپرسم
...نه، نه، نه. نمیخواد
...نمیخواد. میتونم
.ریسکـش رو بکنم
.میدونی که چیکار کنی
.سلام
..."ویل راش"، داشتم فکر میکردم
چقدر طول میکشه که بیای .سلام کنی
.خب، منتظر دعوت بودم
تو، میخوای از شر این آفتاب داغ خلاص شی؟
همیشه انقدر برات آسونه؟
.برای بیشتر زنا، جواب میده
...برای تو
.هنوز نه
."همیشه اعتماد بنفسـت رو دوست داشتم "راش
تاکسیدو داری؟ [[کت مجلسی با پیراهن فراک و پاپیون سیاه
...دارم؟! آبی تیره دارم اونم مثل همونی که
"دنیل کریگ" توی .فیلم "اسکای فال" پوشیده بود
.یه جدید گیر بیار
."مشکی، برند "تام فورد
.امشب منو میبری مراسم معرفیـم
.جدا؟ چه خوش شانسم
.خواهیم دید
.تو لابی میبینمت
.ساعت 6:30، دقیق
.باشه
.شاید به چیزی که میخوای برسی
..."وارن راش" نباید هر دفعه به میل خودش
عمل کنه، مگه نه؟
باید اینو ببرم اتاق خانم "روک" یا شما؟
.هیچکدوم، فعلا جایی نبرش
.نمیخوام امروز استراحت کنم
- چرا نه؟ ."- چون درست میگفتی "کنی
.من مثل کوسهـم
.باید بدون وقفه کار کنم
ارائه از تیم ترجمهی کـــافه فیــــلم Toxicity || Mehrdadss
.""ایو
.دیر کردی
.نباید دیر کنم؟ امروز استراحتم
.حتی قرار نبوده که بیام اینجا
چی لازم داری؟
این گلا از طرف کیه؟
برای تو نیستن؟
.نه، نه .گمونم از طرف "لوکاس" جوون باشن
.ولی، بیا ببین چی نوشته
یعنی اینو نخوندی؟
.البته که نه. من برای خودم حد و حدودی دارم
...نه اگه حد و حدود داشتی
.منو یکشنبه نمیکشوندی اینجا
- برای این بهم زنگ زدی؟ ...- نه، نه
.باید یه کاری میکردم
چی شده؟
.هیچی، باید مشغول باشم
.خب، "یرت" همیشه هست
- "یرت" چیه؟ ...- یه شرکت مدرن
...جدیده. یه رابط لمسی
...ساختن که بهت اجازه میده
.دستگاههای خونهـت رو از راه دور کنترل کنی ...که
.از اون چیزای اینترنتیـه
خیلیخب، بیا اول تظاهر کنیم من ...همهی چیزایی که
...الان گفتی رو فهمیدم. بعد
- بذار بپرسم که... اینارو از کجا میدونی؟ .- چون مطالعه میکنم
بگذریم، برای چند هفته هی زنگ میزدن ...و من بهشون میگفتم
که قراردادی برای کسی کار نمیکنی ...ولی اونا
.باشه، باشه. بگو تو راهم
...امروز یکشنبهـس. راستش شاید نباشن
.- فقط برام بفرست کجا برم .- حـلـــه. - وایسا بینم
- چیه؟ ...- باید قبل از اینکه برم
.بدونم توی اون کارت چی نوشته
...آره، چیزی که توی این کارت نوشته
.- به تو ربطی نداره ...- اینجا محل اقامت منه
..."ایو"، من شرعا مسئول هر چیزی هستم که
.داخل اون پاکته، بازش کن
No comments yet. Be the first to leave one.