İlk 200 satır.
"Olive Kitteridge" فصل 1 قسمت 1 : داروخانه
" 25سال قبل "
"ولنتاین مبارک "اولی
"همچنین "هنری
صبح بخیر لوییس - هوا سرده . میخوام بیام تو -
من امروز چند جا باید برم میشه بهش بگی که من اینجام؟
اون چند لحظه دیگه میاد پیشت نیاز نیست جلوی من بهایستی
سلام "رِیچِل" ، چیکار میتونم برات بکنم؟
من میخوام که این پر بشه - باشه -
لوییس ، چرا نمیری یه فنجون قهوه بخوری؟
من دفتر رو میبرم
هر جور راحتی
رِیچِل" ، این دکتر همیشگیت نیست" - درسته -
...خب
...خب
"من بهش میگم که یه نسخه برای داروی "والیوم
از قبل توی پروندهت هست
برای چی باید اینکار رو بکنی؟
خب میدونی ، من نمیتونم مقدار تجویز شده برای تو رو دو برابر کنم
من نمیخوام که برای گرفتن قرصها
تا اینجا بیام . فقط همین
شاید یه چندبار رفتن به شهر اون چیزی باشه که نیاز داری
این خیلی خوبه که وقتی حالت گرفته از خونه بزنی بیرون
ای خدا هنری ، حالِ گرفته چیزیه که من تو روزای خوب دارم
بزار ازت یه چیزی بپرسم
برای روشن کردن چراغت چند وات مصرف میکنی؟
نمیدونم - شصت وات؟ -
آره ، احتمالا - اما توی زمستون کافی نیست -
اگه تو خونهی تاریکی داشه باشی از ترس هیچ موقع درنمیای بیرون
میخوای قبض برق منو پرداخت کنی؟
ازت میخوام که بری خونه کناری پیشِ هارمون" و چندتا چراغ صد واتی بگیری"
و ازشون استفاده کنی تا روزها طولانیتر بشن
و بعدش میتونی برگردی سراغ لامپ قبلیا
آره؟
تو نمیخوای نسخه منو بنویسی ، نه؟
نه ، متاسفم "رِیچِل" . نمیتونم
میدونی چیه؟ من میرم به یه داروخونه توی شهر دیگه
خب ، شاید رانندگی یهکم حالتو بهتر کنه
هنری؟ ما اینجا بهت نیاز داریم لوییس حالش خراب شده
"وای خدای من ، ببخشید "رِیچِل
اون اومد تو که یه فنجون قهوه ببره به نظر حالش خوب بود
بعد رفت بیرون و یه دفعه افتاد زمین
لوییس؟ لوییس ، صدای منو میشنوی؟ - میخوای که بهش کشیده بزنم هنری؟ -
نه . اون نفس نمیکشه زنگ بزن آمبولانس بیاد
کیه؟
اون لوییسـه . من دیدمش که داره راه میره - اوه خدای من -
اون مرده هنری
اون از اینجا رفت
وای خدای من
تو باید اونو درست کنی . میدونی ، شرتشو
کریستوفر؟
من یه خبر خیلی بد دارم که بهتون بگم
چی؟ - خانم "گرنجر" امروز فوت کردن -
اون رفت به مغازه شیرینیفروشی که یه فنجون قهوه بگیره
و تو راه برگشت سکته میکنه
اون امروز صبح زنده بود اما الان دیگه مرده
اون مرده پسر
خانم "گرنجر" کیه؟
ای خدا ، تو که اونو میشناسی
اون قبل از اینکه تو به دنیا بیای واسه من کار میکرد
بسه دیگه هنری تو اصلا حوصله اون پیرزن رو نداشتی
کافیه . احترام نگه دارید
خودتو نزن به ناراحتی - چی؟ -
اون دیگه پاش لبه گور بود و الان تو راحت شدی - خب ، اون یه زنِ خوشاخلاق نبود -
هر چی که باشه اون یه زمانی بچهی یه کسی بود
و بچهها هم یه روزی بزرگ میشن
لوییس بیچاره . امیدوارم که در آرامش باشه
خب ، حالا دیگه میتونی یه دختر جوون و زیبا رو استخدام کنی که فکر میکنه تو خود خدایی
عالی نیست؟
حقیقتش همینطوره
خب ، مدرسه چطوره پسرم؟
خوبه - میگیره "C" اون توی درس انگلیسی نمرهی -
اوکِیسی" عادلانه نمره نمیده"
من همیشه تکالیفمو انجام میدم میده C هیچوقت هم دیر نمیکنم اما اون بهم
خب پس به نظر نمیرسه این کاملا درست باشه - درست نیست بابا -
پسر شما معنای تلویحی جملات رو نمیفهمه
خب ، راستش منم معنای تلویحی جملات رو متوجه نمیشم
ای خدا ، هنری
خب ، منظورم اینه که من فکر میکنم اگه ...کریستوفر داره همهی تلاشش رو میزاره
من برگهی پسرتون رو میخونم . اون افتضاحه
"این دیگه زیادهرویه "اولی
تو نمیدونی که . تو اونجا نیستی
جیم اوکِیسی" تواناییهای پسرتون" رو از شما بیشتر میشناسه
...خب
اگه ببینه که اون تواناییها داره حروم میشه متوجه میشه
اگه شما میخواید وقتی که پسرتون بزرگ شد معتاد بشه بفرما
ما حرفامون هنوز تموم نشده
میخوای که توی تکالیفت بهت کمک کنم پسرم؟
نه
میشه برم؟
آره ، برو
برو . برو
اولی"؟"
نه . نمیخوام که در موردش حرف بزنم هنری دیگه بسه
خیلی خب
تو کارت منو انداختی دور - من قبلا اونو خوندم -
نمیخوای نگهش داری؟
اذیت نکن . تو که میدونی من از بههم ریختگی خوشم نمیاد
بیا ، دیگه تموم شد
" 1ماه بعد "
یه بوس بهم بده
تو امروز قراره بترکونی - سر و وضعم خوبه؟ -
تو خوشکل شدی
"صبح بخیر "دنیس - "صبح بخیر خانم "کیتریج -
شما برای روز اولتون آمادهاید؟
معلومه که هستم . ایشون هنری همسر بنده هستن
سلام از آشناییتون خوشبختم - هنری ، چه اسم قشنگی -
منم اسمم هنریـه - وای خدا -
من الان 2تا هنری تو زندگیم دارم - حال میکنی؟ -
اون یه چوب قشنگه
آره . همه چیز آمادهست
من میخوام یه طناب بخرم - با دنیس صحبت کن . قسمت کتابها با اونه -
کاری هم هست که اون دنیس انجام نده؟
منم توش موندم - شما 2تا بس کنید -
بیا اینجا
خیلی خب هنری ، مراقب دختر خودم باش
اگه اذیتت کرد بهم بگو
باشه هنری - خداحافظ -
خداحافظ عزیزم . شب میبینمت
بریم اول شما - "ممنونم آقای "کیتریج -
محض رضای خدا ، هنری صدام کن
ممنون هنری
اگر موردی نداره من یه ایدهای دارم که میخواستم بگم
نه ، خواهش میکنم
شما میتونین یه استند کارت تبریک بزارید
که وقتی مردم میان اونجا و منتظر آماده شدن نسخهشون هستن
" با خودشون فکر کنن که " اینو نگاه
من باید برای تولدت نوهام یه " " کارت تبریک بگیرم
یا مثلا " یه کارت ایشالا سلامتیت رو بدست بیاری عمه بتی " . میدونی؟
من فکر میکنم این ایدهی خیلی خوبیه دنیس
واقعا؟ - آره -
خیلی خوشحالم - جری"؟" -
تو میتونی بهمون توی نصب قفسهها کمک کنی؟
آره ، حتما . میتونم
بفرما
و میدونی که مردم دوست دارن که به همدیگه کارت هدیه بدن
آره ، درسته - آره -
بعضی وقتا من یه تیکه یادداشت میزارم تو یکی از کفشای هنری
واقعا؟ - آره -
اونوقتی پاشو میزاره تو کفش اعصابش خرد میشه و میگه
" این دیگه چه کوفتیه؟ "
و بعدش اون یادداشت رو میبینه و میخنده
یه بار بود که میخواستم دستکشهامو بپوشم
اما اون انگشتای دستکش رو پر از آبنبات ژلهای کرده بود
وای خدا من ، اصلا نمیدونستم چه خبره
من هی سعی میکردم انگشتامو بفرستم داخل
من فقط میخوام اینو بگم
هیچوقت امیدتو به آینده از دست نده
اگه امیدتو از دست بدی
تو هم میشی یه احمق مثل بقیه
دویل" عزیزم ، تو آمادهای؟"
ببخشید لوییس . اون هنوز 20 دقیقه دیگه کار داره
اون نوبت دندونپزشک داره
تنبیهش تا 20 دقیقه دیگه تمومه
اولی" ، مسخرهبازی درنیار"
میتونی تو این مدت بشینی
نه ولی خیلی ممنون دویل" عزیزم ، من برمیگردم"
"خانم "کیتیرج
میشه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟
من بیرون توی سالن هستم و اگه حرف بزنید میشنوم
یه چیزی رو بهم بگو
"توی جنگل دو مسیر از هم جدا میشن"
و متاسفم که نمیتونم به هر" "دو مسیر برم و بشم یه مسافر
تا جایی که تونستم ایستادم" "و به یکیشون نگاه کردم
..."تا جایی که در دوردست"
"خمیده شد"
تو میخوای اینو برداری؟ - نه -
مگه تو نقش بچهی لوس رو نداری؟
اولی" ، "کوین کولسن" پیشه توـه؟"
آره . چطور مگه؟
مادرش تماس گرفت و گفت که نمیتونه بیاد دنبالش
اگه بخوای من میتونم برسونمش
"خودمون یه کاریش میکنیم "جنِت
خیلی خب پس بهش خبر میدم
اون بهش خبر میده
ممنون - نه . صبر کن -
من باید مادرت رو ببینم
مامان ، بیا بریم
من میخوام برم خونه - فقط یه دقیقه طول میکشه -
نه ، اصلا اینطور نیست . ای خدای بزرگ چرا من نمیتونم پیاده برم؟
مهمون من باش . هر جور راحتی
رِیچِل"؟ "اولیو کیتریج" هستم"
جایزه اول رو ببین . یه ماشینه
تو داری پسرتو میترسونی
ای خدا من ، نمیتونم از این برم بالا
خب ، اینقدر اون قرصا رو نخور اونا روت اثر میزارن
من قرص نمیخورم
دوباره داری اونا رو جمع میکنی؟
من فقط میخوام برم بخوابم
تو آخرش کار دست خوت میدی ، میدونی؟
تو میخوای پسرت تو رو اینطوری ببینه؟
من نمیخواستم بزارم کوین منو اینجا پیدا کنه
من میخواستم برم بیرون توی قایقم
همون چیزی که توی حیاط ـه؟ به نظر بدنهش داغون شده
پس بزار غرق بشه . اونوقت ماهیا میتونن ذره ذره منو بخورن
این خیلی اونو ناراحت میکنه - "من واسش دردسرم "اولیو -
اون نمیتونه منو تحمل کنه - پسر منم نمیتونه منو تحمل کنه -
اما این معنیش نیست که بریم خودمون رو بکشیم
یالا ، پاشو ببینم
پاشو . باید به فکر شام باشی
No comments yet. Be the first to leave one.