İlk 200 satır.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
«مترجم: «تارخ علیخانی
«متخلفان»
بیست تا...
بیستتا...
دو تا بیستتای دیگه...
سیتا...
شصتتا...
بیستتا...
تمومه.
شد ششصدتا.
چی داری؟
باید یه سری...
بیانیه واسه دلتورو بهت بدم.
صندوق دوم: ۴۸۵,۲۲۵ دلار.
ریشو.
صندوق چهارم: ۵۱۱,۵۱۱ دلار.
دلتورو. چطوری؟
سلام ماریانلا.
سلام دلتورو.
- بگو موران. - چطوری؟
- سلام ایسناردی. - سلام دلتورو.
- سلام ایوانچوک. - چطوری دلتورو؟
مشکلی پیش اومده؟
رومان!
متوجه این نمیشم.
- سلام. - حالتون چطوره؟
- بذار ببینم... - ممکنه اسمش اشتباه باشه...
چون با امضای یه مشتری دیگه...
همخوانی داره. ببین!
یه لحظه خانم. خیلی ممنون.
ماریانلا...
یه مشتری این چک رو آورده.
ایسناردی، ببخشید...
گزارش اینها رو واسم بفرست. صندوقهای سوم و چهارم یه مشکلی داره.
همخوانی ندارن؟
سه و چهار همخوانی ندارن. یه مشکلی پیش اومده.
الان دستیار رئیس رو خبر میکنم خانم.
نه، خواهش میکنم.
داره میاد.
- سلام. - حالتون چطوره؟ خوب هستید؟
خوبم عزیزم. خوبم.
- عالیه. - خب...
سوال اینجاست...
با من کاری دارید؟
نه، میتونی بری. مشکلی نیست. خیلی ممنون.
این امضاء...
کاملا مطمئنید که مال شماست؟
بله.
بله، کاملا.
اصلا به عینکم نیاز نیست.
- غریزی میشناسمش. - بسیارخب.
و احیانا امضای دیگری ندارید؟
نه، نه، فقط همین یکیه...
سالهاست که...
امضای من همین بوده.
میشه یه لحظه اینجا صبر کنید؟
کجا؟
- هر جایی مایلید بشینید. - خیلیخب.
همینجا بشینید تا راهنماییتون کنم.
این رو ببین.
امضای ایجاد حساب بانک...
دو تا امضای کاملا مشابه رو نشون میده. ببین.
- آره. - با اسم...
خوزه مارزیو کریویلونه.
امضاش یکیه و چک رو هم تایید کرده...
اینجا هم همینه.
همون امضاست.
هنوز اینجا حساب داره؟
آره.
بهش زنگ زدی؟
نه.
زنگ بزن.
سلام، این پیام برای خوزه ماریو کریویلونه است.
از بانک تعاون اجتماعی با شما تماس میگیرم...
لطفا فورا با ما تماس بگیرید.
اسم من ماریانلا بارباجه...
شماره تماس بانک هم: ۴۳۶۱-۷۲۵۲.
همچنین ۷۴۸.
خیلی خیلی ممنون.
محشره!
بذار ببینم...
چند تا کاغذ بهم بده.
خانم لطف کنید و...
اینجا چند تا امضا بزنید.
حتما.
شبیه هستن.
- درسته. این امضای منه. - نه خانم.
ما تا روشن شدن تکلیف نمیتونیم این چک رو قبول کنیم.
ما یه مشتری دیگه داریم...
که دقیقا امضاش مثل شماست. متوجه منظورم هستید؟
طبق گزارشات بانک امضای این آقا...
که مشتری دیگر ماست... فرضا...
به جای شما ثبت شده.
ولی گمون نکنم مشکل من باشه...
مشکل از شماست، چون حقیقتا...
سالهاست که امضای من به این شکل بوده.
مشکلات دستخط پیش میان...
و ممکنه دو نفر امضای مشابهای داشته باشن.
ولی مسخرست!
خانم، این اولین باریه که این اتفاق رخ میده.
بعضیها هم صدای مشابهای دارن.
چه ربطی به اون قضیه داره؟
بعضیها زندگیشون مثل همه.
کافیه ماریانلا.
گوش کنید خانم...
ما مجبوریم در این مورد تحقیق کنیم. خب؟
این چک رو به ما بسپرید تا ما مشکل رو حل کنیم...
سپس میتونید اون رو نقدش کنید.
ببخشید ولی من باید برم. خیلی ممنون.
- لطفا خروجی رو به خانم نشون بدید. - باشه، حتما.
خیلیخب.
همراهم بیایید خانم.
- یکی میخوای؟ - نه، ترک کردم.
اگه دیروز حین ناهار سیگار کشیدیم...
پس دقیقا از همونموقع...
عجب ارادهای!
تصمیمم رو گرفتم دیگه.
قرصی، برچسبی چیزی استفاده نکردی؟
نه، هیچی.
یکی میکشم.
مطمئنی؟
آره.
داشتم فکر میکردم...
دیگه کسی به پیغام صوتی گوش نمیده.
باید به تماس گرفتن ادامه بدم.
آره، بهتره بهش زنگ بزنی.
یکی دیگه بدم؟
میمیریها دلتورو!
جدی؟ خودت چی؟
تو نامیرا هستی موران.
دوست دارم دو تا پشت هم بکشم.
مخصوصا حالا که واسه سیگار کشیدن مجبوریم بریم بیرون.
آدم میتونه توی بانک سیگار بکشه...
توی رستوران سیگار بکشه...
توی هواپیما سیگار بکشه، توی دفترش سیگار بکشه.
همهجا یه هاله بزرگ از دود بود.
خیلی سمی بود.
کسی هم اهمیت نمیداد.
میدونی چرا؟
چون همه سیگار میکشیدن.
خبر ندارم. من قبلا میکشیدم.
من از یه نسل دیگهام.
من یه آدم قدیمیم که دلش واسه اونموقع تنگ شده.
آزادی عمل بیشتری داشتیم.
به نظرت آزادی بیشتر بود رولاندو؟
نه، درست میگی.
آزادی بیشتر نبود. ولی میشد همهجا سیگار کشید.
یه چیزی موران...
کی سیگار رو ترک کردی؟
این آخریمه.
میتونی شیفت من رو پر کنی ایسناردی؟
نمیبینی سرم شلوغه؟
باید برم با دلتورو حرف بزنم.
نمیشه صبر کنی؟ باید با موران برم طبقه پایین.
پیشخوان رو ببند و منتظرشون بذار.
هشت نفر منتظرن. باید این رو در بیارم!
خیلی وقته دیگه حقههات اثر ندارن بابا.
بیخیال دیگه. فقط تا آخر وقت. خواهش میکنم.
- پول خرد دارید؟ - بله، داریم.
ممنون.
رومان.
موران.
بله، بیا داخل.
چی شده رومان؟
ببخشید دلتورو. من باید برم.
و چرا؟
گفتم دیگه. قراره این آتل رو باز کنم.
چه عجب! چند وقت بود داشتیش؟
خیلی وقت نیست. ولی طاقتش رو ندارم. نمیتونم بخوابم.
کی جات رو پر میکنه؟
- ایسناردی. رفت توی باجه من. - خیلیخب.
بیانیه رو امضا میکنه؟
آره.
این آخر هفته چیکار میکنی؟
توی شهرم.
- سهشنبه میبینمت؟ - قبوله.
- خوش بگذره. - مرسی.
۱۲,۹۹۶ دلار...
تا بیست و پنج سال...
۳۲۴,۹۰۰ دلار.
۳۲۴,۹۰۰ دلار.
من دارم میرم ایسناردی.
- ممنون. - یکی طلبم.
شماره پنجاه به باجه چهارم.
- ضربدر دو. - صبح بخیر.
میخوام به حسابم پول واریز کنم.
- خدمت شما. - ممنون.
ممنون.
واریز کنیم ایسناردی؟
نمیتونم.
باید تا پایان وقت اینجا باشم.
تو برو.
من الان برمیگردم.
- دهنم سرویسه دیگه؟ - لطفا اینجا رو امضاء کنید.
- هی چه خبر؟ - سلامتی. تو چه خبر؟
- خوبی؟ - دنبالم بیا.
- چی شده؟ - دنبالم بیا.
همهچیز مرتبه.
No comments yet. Be the first to leave one.