İlk 200 satır.
اونایی هم که بهشون قلدری میشه .مشکل دارن
حتماً بچهها یه دلیلی دارن .که بهت زور میگن
.نگاه کن
.چیزی نیست
.گمشو
کار بدی نکردی؟
چیزی نیست که ازش پشیمون باشی؟
حتماً بچهها یه دلیلی دارن .که اذیتت میکنن
فراهم کردن تحصیلاتی که) (زندگیها رو گرم و بهشون قدرت میبخشه
.کاش مدرسه آتیش میگرفت و نابود میشد
.تا هیچی ازش باقی نمونه
.تا همهچیز ناپدید بشه
!هی، دائهسو
بقیه چی پس؟ واقعاً فقط خودتی؟
.فقط منم
طبقه پایین؟ توی کلاسها؟
.هیچکس اون پایین نیست !فقط منم
!محکم بگیر
مطمئنی کس دیگهای نیست، درسته؟
.همه زامبی هستن
.همه مُردهن
.محکمتر بکشید بچهها
.چشمت رو بده من
!این دیگه چیه؟ لعنتی
چرا نمُردی؟
در صورت آتشسوری) (در به صورت خودکار باز خواهد شد
!بچهها
.در بازه
!بریم !یک، دو، سه -
!نگاه کنید! یه هلیکوپتر !اونجا -
!هی !ما اینجاییم -
!اینجا
!ما اینجاییم
!کمک
!برگرد
!کمک !برگرد -
!کمک !برگرد اینجا -
!اینجا !هی -
کجا میری؟ !بیا اینجا -
!هی !برگرد -
!اینجا !کمک -
!هی چرا داری میری؟ -
!هی !ما هنوز اینجاییم -
کجا میری؟
...ما اینجاییم
.لعنتی! گندش بزنن
...مامان
...مامان
.لعنتی
.رفته
یعنی چی؟
کی رفته؟ .گوینام -
.بوی خودشه
.صدای نفسکشیدنش هم میشنوم
چی شد؟ مگه گوینام از طبقه چهارم سقوط نکرد؟
.آره. من پرتش کردم
پس چطور زنده موند؟
.دنبال اونایی بگرد که رنگی هستن
.چرا نمیمیره .یا میمیره و دوباره زنده میشه
.باید از آسمون قابل دیدن باشه .اون نه انسانه نه زامبی -
اون دختره توی دفتر معلمها رو یادته؟
!میکشمت
!بدش بهم عوضی! میکشمت
.اونم عجیب بود گوینام مثل اونه، مگه نه؟ -
.فکر کنم
.شاید نامرا هم اینطوریه
چکار میکنی دائهسو؟
.پیدا کردم O ببین یه
اینو پیدا کردی؟
.چیزیش نمیشه
.نمیتونی تضمین کنی چه اتفاقی میافته
.الان هیچی رو نمیتونیم تضمین کنیم
.حتی نمیدونیم زنده میمونیم یا نه
.بریم علامت کمک رو درست کنیم
.بارهسو
اگه اونجو هم اینطوری بود میتونی راحت بذاریش کنار؟
.از اون بالا کاملاً قابل دیدنه
یه هلیکوپتر اومد و رفت، مگه نه؟
.آره
.شاید شروع به نجات زندهها کردن .بیا بریم روی پشت بوم
اگه نجات دادنها تموم شده باشن چی؟
.اما فقط یه بار اومد
.نمیدونیم بازم برمیگرده یا نه
.فکر کنم پشت بوم نریم بهتر باشه
اگه برگرده تو گردن میگیری؟ بعدش چکار میکنی؟
.هیچی .هی -
.بهرحال نمیتونیم به پشت بوم برسیم
چطور اونو حمل کنیم؟
.هی
.منو همینجا بذارید و برید واقعاً؟ -
.آره. شما باید برید
جدی میگی؟ تو که منو خوب میشناسی، درسته؟
.ولت میکنم
بریم؟
نریم؟
.ادای کلفتها رو درنیار
.اون بیرون پر از گردنکلفت عوضیه
من که اینجوری نمیمیرم، درسته؟
.چه میدونم بابا
.بهرحال باید یه علامتی چیزی درست کنیم
وگرنه از کجا بفهمن ما اینجاییم و بیان نجاتمون بدن؟
این ساختمون پشت بوم نداره؟ هیچ راهی به بالا نیست؟
.ما رو اون بالا میبینن
... خب یه نردبوم هست که به سقف راه داره اما
درسته؟ هست، درسته؟ کجاس؟
.بیرون بیرون؟ -
.آره بیرون
.عنتر .بیا اینجا
چیه؟ چرا؟ .حرومزاده -
چی؟ بیرون؟ !ببخشید -
.بیا اینجا عوضی
!نزدیکم نیا
!بذار 5 دقیقه بندازمت بیرون !کمک -
.خیلی بزرگه
این چطوره؟
.نصفش کن .اینم بزرگه -
این چطوره؟
.اون نه .بذارش زمین
این خوب نیست؟
.هرچی بزرگ و رنگارنگه جمع کنید میتونم اینو بردارم؟ -
.جوونیئونگ برو بالا نگاه کن
.هی مراقب باش
چطوره؟
...اول .آره -
.یکم باریکه O حرف
.خیلی باریکه O میگه .دائهسو اون بلنده رو بهم بده
.باید بزرگتر از این باشه
نامرا میتونی اینو بلند کنی؟
.بچهها ادامه بدید .اون جاش اونطرفه -
.این میاد اینجا
.هم خیلی کوچیکه S
.از اینا بیشتر بیارید این کافیه؟ -
.اون قسمت هم پر کن. خوبه
.این بخش با منو
.خیلی چسبیدن
.جداشون کنید
.بیا همهش رو بذاریم
.بیاید ببینید. کارمون خوب بود
.ببینید .نمیشه ندیدش -
.کارمون خوب بود درسته؟ -
.بنظر یکم کجوکوله میاد
.هم یکم کوتاهه S حرف
... امید
ظالمانهترین شکنجهایه که .جلوت رو میگیره به زندگیت پایان ندی
نمیتونم به چیز دیگهای فکر کنم .اما نمیتونم جلوش رو هم بگیرم
وقتی دمای بدن افزایش پیدا میکنه .گلبولهای سفید فعال میشن
اما ویروس اونا رو جذب میکنه .و تبدیل به یه ویروس دیگه میشن
.آروم
.تو زامبیها رو میکشونی اینجا
.سروصدا نکن
.آفرین. تموم شد
... نشکسته
پس اگه همینطوری نگهش داری .زود بهتر میشه
.ممنونم کاراگاه
.نیازی به رسمی بودن نیست .صدام بزن جائهایک
.خیلی خب جائهایک
... حالا که باهم راحتتر شدیم
میتونم رک باهات حرف بزنم؟
.البته. راحت باشید
.خیلی خب
.ای احمق دیوونه. مونگل خنگ ...چی -
فقط اومدی اینجا تا یه برنامه اینترنتی درست کنی؟
.واقعاً کودنی
چی؟ بخاطر فالوور و لایک؟ دنبال اینجور چیزها توی زندگیت هستی؟
.واقعاً که یه تختهت کمه
.ببخشید کاراگاه
.بهم نگو کاراگاه .گفتم اسمم رو صدا بزن
.عیبی نداره کاراگاه
اگه برادرم بودی .نیازی نبود نگران زامبیها باشی
.خودم همینجا تا حد مرگ میزدمت
اما یه نفر باید حقیقت رو روشن کنه .و بذاره تمام دنیا بفهمه، کاراگاه
چی؟ حقیقت؟
هی. تو روزنامهنگاری؟
.بیخیال
.روزنامهنگارها برای پیدا کردن حقیقت جستجو نمیکنن
.بخاطر همین آدمایی مثل من باید پا پیش بذارن
.واقعاً که چقدر زبوندرازی
.درسته
.انگار همکارت ولت کرده و رفته
اونم توی برنامهم بذارم؟
حتی اگه بخوای میتونم .با خودتون هم مصاحبه کنم
.فراموشش کن .باید از خائنها انتقام گرفت -
.ببین
.من از تجربه زیادم به عنوان کاراگاهی درس گرفتم
... عوضیهایی که برای زنده موندن میجنگن
.و به امید مرگ میان سراغت رو نمیشه شکست داد
.من فقط نگران اون بچهها هستم
.من فالوورهای زیادی دارم .میتونم زندگیش رو داغون کنم
.اویستررابیش
.اورنجیبریش درسته، نه اویستررابیش
به جهنم! انقدر شعر نگو و .هرچی میشه پرت کنی رو بردار
چی؟ چرا؟
!معلومه دیگه .اینجا خیلی گرم شده
میخوای توی آفتاب خشک بشی؟
چرا با هرکی آشنا میشم اینطوریه؟
.تکون نمیخورن
.نه. دنبال صدا میرن
.بفرستشون اونطرف
چکار میکنی؟
گفتی میخوای متفرقشون کنی .نه بکشونیشون اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.