Louis C.K.: Chewed Up

Louis C.K.: Chewed Up

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

Louis CK Chewed Up 2008 720p WEB-DL YIFY
Şunun yorumuyla NightMile
با نسخه وب هماهنگ کردم

Etiketler

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Yayınlandı: 2023-10-23
İndirmeler: 65
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

NightMile زمانبندي مجدد از

سلام

خيله خب...ممنون

خب، کوني حالت چطوره؟

ببخشيد، کوني صداش کردم

دلم واسه اين کلمه تنگ شده، ميدوني

بچه که بودم از اين کلمه استفاده ميکردم و منظورم اينه، اين هرگز به معني "گِي" نبود

وقتي بچه بودم، اصلا نميدوستم گِي چيه بهم نگفته بودن که ملت از اين کارا ميکنن

اصلا فکرشم نميکردم

کوني به معني گِي نبود وقتي بچه بودم، تو به يه نفر ميگفتي کوني ...چون کوني بود، ميدوني

کسي که فقط کوني بود "نــــــــــع" خفه شو کوني

"نبايد اينو بگي" خفه شو کوني

من هرگز به يه ادم گِي نميگم کوني مگه اينکه کوني باشه

...ولي

نه به خاطر اينکه گِي ـه، متوجهيد؟

مثلا، اگه ديدم دو نفر دارن واسه هم ساک ميزنن نميدونم چرا بايد اينو تماشا کنم

...ولي اگه بطور اتفاقي ديدم

...ميدوني

ميرسم بالا سرِ دو تا ادم کيران محترم همديگه رو ميخورن

اين جمعِ کلمه ي کيره که امروز ساختمش "کيران"

من با احترام با اونا رفتار ميکنم، ميدوني سلام اقايون"....هر چي"

ولي اگه يکي از اونا کير رو از دهنش در بياره و شروع کنه کوني بازي در بياره و چيزاي لوس و ازار دهنده بگه

"مثلا "مردم فينکس، فنيقي هستن يا چيزي مثل اين

"من بهش ميگم "خفه شو کوني

کونـــــــي

کوني بازي رو تموم کن و اون کير رو ساک بزن

اين چيزيه که بهش ميگم

نميدونم، من هرگز به يه نفر کلمه ي بدي نميگم چون کير ساک ميزنه

چون اگه ميتوني کير ساک بزني، رفيق اين محشره، من بهت احترام ميزارم

...چون من نميتونم، نميتونم، من

منظورم اينه، نه اينکه تلاش کرده باشم و نتونسته باشم

فقط توي ذهنم خودمو اونجا قرار ميدم و نميتونم اين کارو بکنم چون ميترسم اين تنها دليله

...واسه همين اگه ميتوني کير ساک بزني، فکر ميکنم تو واسه انجام اين کار يه قدرتي لازمه، به اين اعتقاد دارم

من اعتقاد ندارم که ساک زدن، واسه کسي اسون باشه

حتي اگه اين کاري باشه که بطور معمول انجام ميدي هر کير جديد، بايد يه سختي واست داشته

بايد يه چيزي باشه که بايد انجام بدي ...تا خودت رو اماده کني، ميدوني

"خب...برو که بريم"

ها ها ها ها، تو...ميخوام بِمکم تو رو

هااااااا، خب...برو که بريم

پس...کوني، نميدونم

کلمه هاي زيادي هستن که بد نيستن هيچ کلمه اي بد نيست ولي بعضي ادما زياد ازشون استفاده ميکنن

تا ادماي ديگه رو ناراحت کنن و بعد اين کلمات بد ميشن و استفاده ازشون سخت ميشه

کلماتي هست که من عاشقشونم ولي نميتونم ازشون استفاده کنم چون بعضيا اشتباه ازشون استفاده ميکنن تا بعضيا رو ناراحت کنن

مثلا کلمه ي "کُس" کلمه ي قشنگيه واسه من فقط قشنگي در اين کلمه هست منظورم از نظر زيباشناسي ـه

اين...اين انگار شکلاتيه و تهش گِرده

من فقط..."کس"، فقط ازش خوشم مياد و به عنوان توهين ازش استفاده نميکنم

من....مثلا من تنها دارم لباس ميشورم و ميگم کُس، کُس"...من دوست دارم اين کلمه رو بگم"

"من هرگز به يه زن نميگم "کس به جز مامانم، چون به دليل عجيبي از اين خوشش مياد

...ولي

خيلي بد از اين کلمه استفاده شده، اين قراره به معني "واژن" باشه که فکر نميکنم اصلا به درد بخوره

چون واژن خيلي دوست داشتنيه يه چيز کوچولو با لبه ي برآمده و گل مانند

من تو ذهنم صداي "فلوت پيکلو" ميشنوم هر وقت که يه واژن ميبينم

حتي واژن هم واسه اين خيلي خشنه "بايد بهش بگن "فالالالالا

بايد يه پروانه باشه که هميشه دور هر واژن بچرخه هميشه...يه پروانه ي کوچولو

و وقتي ميري دکتر، اون بگه خب، پروانه ظاهرش خوبه، شکلش خوبه" "پس اوضاع خوبه

چطوري به چنين چيز زيبايي نگاه ميکنيد "و ميگيد "اين کُسه

اصلا مناسب نيست

شايد اگه يه واژن غول پيکر بود و به يه شهر حمله ميکرد و اتوبوس ها رو پرت ميکرد اونطرف و دکل هاي تلفن رو خراب ميکرد

اون موقع ميتونيد بگيد "هي، يه نفر با يه بازوکا به اون کُس شليک کنه"

الان پاشو ميزاره روي شکلات فروشي

پس، کوني، کُس

همه کلمات متفاوتي دارن که توهين تلقي ميکنن چيزاي متفاوت که ميشنون و ناراحت ميشن

واسه من، چيزي که بيشتر از همه منو ناراحت ميکنه وقتيه که "کلمه ي ک" رو ميشنوم

در ضمن "کاکا سياه" رو نميگم منظورم خود "کلمه ي ک" است

هر وقت يه زن سفيد پوست در شبکه ي سي.ان.ان "با موهاي خوشگل ميگه: "کلمه ي ک گفتن کلمه نيگر يا همون کاکا سياه) (در رسانه هاي امريکا ممنوع است

اين فقط واسه اينه که سفيد پوستها !ميخوان از گفتنِ "کاکا سياه" طفره برن، فقط همينه

"اونا يه راه واسه گفتن کاکا سياه پيدا کردن، "کلمه ک

"اين کس شعره چون وقتي تو ميگي "کلمه ک تو داري کلمه ي کاکا سياه رو ميزاري تو ذهن شنونده

!گفتنِ اين کلمه همينه

"تو ميگي "کلمه ک "و من ميگم "اوه، منظورش کاکا سياه ست

تو منو مجبور ميکني اينو تو ذهنم بگم

چرا به جاش خودِ لعنتيت نميگيش و مسئوليتش رو قبول کني؟

!با اين کلمه هاي تخمي که ميخواي بگي

فقط بگو، پشت حرف اول مخفي نشو ...مثل يه کوني، فقط

فقط بگو "کاکا سياه"، اي کُسِ احمق

نميدونم...واسم مهم نيست

يه نفر دهنمو سرويس ميکنه

منظورم اينه، تموم اين چرت و پرتا مياد به ذهنم ...من...واقعا...مثلا

اون روز به کلمه ي کاکاسياه فکر ميکردم ميخوام اين داستان رو واستون بگم

و نژادپرستانه نبود حتي از لحاظ موضوعي هم نژادپرستانه هم نبود بزاريد بگم چه اتفاقي افتاد

من رفتم يه کافي شاپ، و اين شبيه يه کافي شاپ باحال و سرخپوستي بود. من ديگه از استارباکس خوشم نمياد چون ميري اونجا و اونا ديگه اهميت نميدن

اونا فقط يه دکمه رو فشار ميدن و اسهالِ يه پيرزن مياد بيرون و اونا ميدنش به شما

پس رفتم به يه کافي شاپ باحال و جوون پسند

تابلوهاي هنري به ديوارها بود

مثلا بهشون ميگفتن "هالويينگ دو" يا هر چي

و اون يارو پشت کانتر يه تيشرت تنگ پوشيده بود و موهاش "دم اسبي بود و اينجوري ميگفت "هي، چطوري رفيق

"و من گفتم "هي ميشه يه کاپوچينو بهم بدي؟ "و اون اينجوري گفت "اره، الساعه، الان ميدم

انگار متحير شده بود که ميتونه به من کمک کنه ...انگار

"اوه اره، همه چي اينجا دارم، خيلي باحاله"

و اون شروع کرد قهوه ي منو درست کنه، اون سخت روش کار کرد دانه هاي قهوه رو واسه همون يه فنجون اسياب کرد

و اونا رو گذاشت تو يه دستگاه و با يه چيز ديگه اونا رو به پايين فشار داد

و بعدش کليک کليک کليک و خامه رو برداشت و روش کف درست کرد

تقريبا حدود....حدود يه ساعت

بعدش زدش روي کانتر و نميدونم چرا انقدر باحال بود

روش رو گود کرد و يه کاکائو کوچولو گذاشت روش "و گفت "بفرما رفيق

و من فقط مغزم سوت کشيد و وقتي ميرفتم بدون هيچ دليلي تو ذهنم به اين فکر ميکردم که "اون کاکاسياه عجب قهوه اي درست کرد"

نميدونم چرا، اون سياه پوست نبود اين فقط چيزي بود که به دلايلي تو دلم بود

"اون کاکاسياه عجب قهوه اي درست کرد"

نميدونم

واسم مهم نيست

خيس عرق شدم

احساس خوبي ندارم

من...من اخيرا زياد غذا خوردم و زياد جلق زدم

ميدوني همچين چيزي...ميدوني، اين بده که جلق بزني و از خونه بياي بيرون چون يه دختر رو ميبيني "و بعد ميگي "اه، اون ميدونه

انگار...بايد يه مدتي رو تنها باشي

تا اين شرمساري رو پردازش کني

و من نميتونم از خوردن دست بردارم امروز من خودمو وزن کردم، نميدونم چرا

من از اين اطلاعات استفاده نميکنم اين باعث اصلاح رفتارم نميشه

چرا به خودم زحمت ميدم که بفهمم دقيقا !چه مقدار گُه هستم؟

خودمو وزن کردن و معمولا طرفاي 104 کيلو هستم !امروز 109 کيلو

...109کيلو! 109 کيلو وزنم بود، که اصلا

...نه اصلا خوب نيست! چون امکان نداره مثلا وقتي ميريد دکتر، يه فرمول بهتون ميده که وزنتون چقدر بايد باشه

تقريبا مطمئنم اين فرمول، سن بعلاوه ي 90 کيلو نيست

به نظر نمياد اينجوري باشه

مثلا امروز داشتم يه مسابقه ي بوکس ميديدم و اون دو نفر، هر کدوم 50 کيلو بودن

پس هر دوي اونا، هنوز يه بچه ي چاق و يه سگ مُرده نياز دارن تا اندازه من بشن

و اين خيلي بده، چون 40 سالمه و دکترم بهم ميگه

"تو بايد تعداد کمتري ادم باشي، نميتوني اينقدر باشي"

اون فقط بهم گفت اين بده

و اون شروع کرد به پرسيدن در مورد آداب غذا خوردنم ...ميدوني

انگار يه آدابي وجود داره انگار يه الگويي وجود داره

اين فقط هرج و مرج و وحشته

اين فقط نا اميدي و بيچارگيه

مثلا ميگه "روزانه چند وعده غذايي و چند بار دفع داري؟"

منم ميگم "نميدونم، اصلا نميدونم"

همش مبهم ـه تمام روز فقط ميخورم و ميرينم

من تا خرخره بدنم رو پُر ميکنم و بعدش از سوراخِ کونم ميريزم بيرون! فقط همين

هر عن يه موقعيت اضطراريه اين تصور بهتري بهتون ميده؟

از آداب غذا خوردن من

و اون سعي ميکنه وضعيتم رو کنترل کنه و ميگه رفيق، باشه، ببين، چقدر پس از مصرف غذا معمولا" "احساس سير شدن پيدا ميکني و ديگه نميخوري؟

منم ميگم "من خوردن رو تموم نميکنم وقتي سير بشم"

غذا خوردن تموم نميشه وقتي سير بشم

غذا خوردن وقتي تموم ميشه که ديگه از خودم متنفر بشم

اين زمانيه...اين زمانيه که ديگه تمومش ميکنم

گمونم مردم عادي تا زماني غذا ميخورن که مثلا ميگن اوه، کافيه، اين مقدار تغذيه ايه که لازم دارم" "فقط همينقدر، کافيه ديگه

حالا خوردن رو متوقف ميکنم

و در طول روز، اينو به انرژي مفيد تبديل ميکنم

نه...هر وقت غذا ميخورم اخرش اينجوري ميشه "خبر مرگم چرا اينقدر خوردم؟"

"رفيق، ببرش، نميخوام به اون گُه نگاه کنم"

...همش اينجاست، انگار

توي رگهام شربت دارم ...انگار به جاي خون، شربت دارم

"اين بعدا بد ميشه، آآآآآه"

من نميتونم از خودم مراقبت کنم

و هميشه احساس بدي دارم ...خيس عرق و

مثلا...اين قسمت بدجور افتضاحه

اين کابوس منه اين تمام زندگيمه

بهترين چيزي که تا حالا واسم اتفاق افتاده "باکسر بريفس" بوده

من به خاطر باکسر بريفس خيلي خوشحالم واسه اکثر آدما چيز مهمي به نظر نمياد

ولي قبل از باکسر بريفس من بين دو دنياي وحشتناک بريفس و باکسر گير افتاده بودم

بريفس...بريفس واسه مردهاي نرماله با يه پا اينجا و يه پا اينجا

دو پاي کاملا جدا

با يه فضاي کامل بينش

و بريفس ميره بالا تو اين شيار کوچولو تو اين فضاي کوچولو

و اينجوري مياد پايين و ميتونه....ميتونه اينجا جمع بشه و اونا رو بخوبي نگه داره چون يارو کلي فضا داره اينجا

ولي اينجا همه چي تو هم فشرده شدن ...يه اوضاع اشفته و سوزش دار و قرمز و پر از عرق

وقتي لخت ميشم، اينجا شبيه کونِ خوکه

مثلا حتي کيرم مثل دُم خوک مجعده اينجا کون خوکه

...و من بريفس ميپوشم و اينجوري

اينجوري کير و تخمامو ميگيره و مثلا ميگه "اينا تخماتن، حرومزاده ي چاق! خوشت مياد؟"

...و با اين پارچه ي نخيِ تيز و بد ميچسبه بالا و اينجوري

بعد از مدتي فقط يه کپه از پارچه ي خيس دارم

فقط يه کپه نخِ خيس مثل اندازه ي يه توپ تنيس مثل يه کپه ي بزرگ نخ خيس

و باکسر بدتره چون اجازه ميده همه چي اينور و اونور حرکت کنن و همديگه رو لمس کنن و همديگه رو ناراحت کنن

من ميخوام اين پايين همه چي تفکيک شده باشه ميخوام همه چي جدا باشه

و همچنين وقتي باکسر ميپوشم به دلايلي هميشه اينجا آب هست

انگار ربع ليوان اب اطراف سوراخ کونم هميشه چلپ و چلوپ ميکنه

"اين همه اب اطراف سوراخ کونم از کجا اومده؟"

خلافِ جاذبه...مثل يه ليوان اب وارونه تو کونم

من بايد خودمو مديريت کنم چون نميتونم جلوي خوردنم رو بگيرم

من زياد ورزش ميکنم. هر روز تقريبا 8 کيلومتر ميدوم تا اين هيکل گُهي که دارم رو همينجوري نگه دارم

چون غذا...من آشغالهاي پُر چرب ميخورم

مثلا...اون روز "سينبان" خوردم ميدونيد سينبان چيه؟

بزاريد سينبان رو واسه شمايي توضيح بدم که عزت نفس داريد که فقط از کنارش رد ميشيد

و اصلا نميدونيد آدمايي مثل من چي ميخورن

چون صفِ سينبان، فقط يه گروه از مردم نيست

اين همه جور آدمي نيست که ميخوان سينبان رو امتحان کنن

اينجوري نيست که يه دختر لاغر چيني اونجا باشه ...بعدش يه يارو ديگه

...اين فقط

و تو صف سينبان هيچکس شاد نيست

"مثلا کسي نميگه "من عاشق اينم، نميتونم صبر کنم

کسي واسه گرفتنش هيجان زده نيست

اونجا فقط ادماي مثل من يا چاق تر هستن که ميگن "اوه لعنت، من قراره سينبان بگيرم"

بايد تمام نمايش هايي که دارم رو" "...کنسل کنم چون قراره

سينبان اينه، بزاريد واستون توضيح بدم اين يه کيک پيچيِ دارچينيِ 180 سانتي ـه

واسه يک مرد چاقِ غمگين درست ميشه

حتي اگه شما کُس داشته باشيد يه مَرديد اگه سينبان بخوريد! اين لحظه شما مرد ميشيد

اين يه کلوچه ي چسبناک و داغه که با يه کاسه ي کوچولو شربتِ داغِ اسپرم مانند ميدن

اين آب منيِ تازه ست امکان نداره که آب مني تازه نباشه

چطور اين آب مني تازه نيست؟

"بايد اسمشو بزارن "خوراکِ چاقِ کوني ...فقط

فقط واسه اينکه مجبور بشيم اينو بگيم

چون اين جلوي ما رو نميگيره به تخممون هم نيست

"هي، يه خوراک چاق کوني بهم بديد، لطفا"

"اره، با مني تازه. رفيق، واسم مهم نيست"

"چيه، فکر کردي من شرف دارم؟"

"من الان دارم يه سينبان ميخرم"

من دارم سينبان ميخرم" "از فرودگاهي که تازه رسيدم توش

متوجهيد که چرا اين به شدت منزجر کننده ست، درسته؟

چون...وقتي داري ميري

وقتي ميخواي از فرودگاه به سمت مقصد بري، ميگي "من بايد بخورم، من غذا نياز دارم"

Louis C.K.: Chewed Up subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Louis C.K.: Chewed Up

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left