F is for Family

F is for Family

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

F is for Family S05E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
F is for Family S05E03 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PALEALE
F is for Family S05E03 WEBRip x264-ION10
Şunun yorumuyla thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Etiketler

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Yayınlandı: 2021-12-03
İndirmeler: 31
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫این ترانه‌ی "به من بگو" از ‫مریج آف فیگارو بود

‫شما به رادیو وولف‌گنگ ‫جک این د مورنینگ گوش میدید

‫این جدیدترین آهنگ روسینی‌ـه که ‫قر توی کمرتون می‌اندازه

‫آهنگ کلاغ دزد

‫کیرم تو شنبه‌ها

‫کیرم تو کله‌ی سحر، ‫کیرم دهن پرنده‌ها که هنوز بیدارم نشدن

‫اِد کسکش، عین برده‌ها باهام رفتار می‌کنه. ‫تمرین کیری بدون حقوق. کص ننش

‫کثافت خندان

‫بذار ببینم پامو بکنم تو کونش ‫بازم شاده یا نه. مردک...

‫- صبح بخیر، فرانک ‫- یا خدا

‫فرانک، قهوه ساعت 5 و نیم آماده بود، ‫ولی تو آماده نبودی

‫می‌خوای بفرستمش بیرون ‫زیر بارون وایسته؟

‫نه، نمی‌خوام فرانک سرما بخوره

‫ولی باید بهت انگشت نشون بدم

‫وای خدا. من واسه چی اینجام؟

‫برای یادگیری راه بکر آلاهیکان...

‫نه. منظورم اینه که چرا روی زمینم؟

‫چون قانون رو زیر پا گذاشتید

‫حالا، ما همه از کتک زدن ‫بچه‌های اهل استوتن لذت می‌بریم

‫یه بار لختی کامل توی مرکز شهر دارن. ‫کسکشای حیوون

‫ولی وقتی به یه لوح تاریخی که ‫زندانی‌ها ساخته بودنش آسیب می‌زنید...

‫اون موقع دیگه خط قرمز رو رد کردید

‫فقط داشتیم حق خودمونو می‌گرفتیم

‫اگه سر به راه نشید حقتونو توی ‫کانون اصلاح و تربیت میدن دستتون

‫فکر کنم منظورش لواطه

‫معلومه که منظورم لواطه

‫توی هشت شنبه‌ی بعدی شما ‫پدرسگا احترام به قانون...

‫و قدرت قانون رو یاد می‌گیرید

‫و این کار با...

‫راه درست برق انداختن یه ‫کلت 38 شروع میشه

‫خوبه. اولین آزمون رو قبول شدید

‫سعی نکردید ما رو با تیر بزنید

‫آخرین گروه بچه‌های خلافکاری که ‫آورده بودیم اینطوری نبودن

‫خدا رو شکر که هدفگیریش بد بود

‫چرا اول خشابشو خالی نکردید؟

‫حالا دیگه این کارو می‌کنیم، باهوش

‫همه‌چیو عوض می‌کنید. امروز...

‫یه راه جدید رو شروع می‌کنم

‫حالا یه بابایی‌ام

‫نه فقط وقتایی که زن‌ها بابایی ‫صدام می‌کنن، یه بچه‌ی واقعی دارم

‫سفر در مسیر هشیاری رو انتخاب کردم

‫ممنون، کوکائین عزیز

‫که بهم جرئت دادی شش روز تمام ‫هیچی نخورم

‫حالا وقتشه که بری توی دماغ توالت

‫ممنون، آقا غورباقه

‫قراره وارد یه سفر دیوانه‌وار ‫توی رودخونه‌ی عن بشی

‫ولی از اون سمت تمیز میای بیرون، ‫درست مثل حاجیت، ویک

‫هنوز کارت تموم نشده؟

‫باید دوش بگیرم. قرار دارم

‫کارن، عزیزم. چطوره امشب محض تنوع ‫خونه پیشمون بمونی؟

‫من بیخیال مواد شدم. نمیشه تو هم ‫بیخیال ساک زدن واسه هر کسی بشی؟

‫اون هر کسی نیست. توی صف سوپرمارکت ‫باهاش آشنا شدم

‫تو هم موافقت کردی که ‫رابطه‌ی مخصوص با هم نداشته باشیم

‫ولی ما مخصوصیم، واسه اون

‫ما حالا یه خانواده‌ایم

‫می‌تونی مامان خوبی باشی

‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که تلاش کنی

‫تا ابد که نه، فقط واسه 18 سال آینده. ‫خواهش می‌کنم فقط...

‫سعی کن کارا رو به روش آلاهیکان انجام بدی

‫می‌دونم که می‌تونی

‫فقط باید اون همه خشمی که ‫با خودت حمل می‌کنی رو بذاری زمین

‫گفتنش واسه تو آسونه عسلم

‫خدایا، زندگی من یه رژه‌ی عنه، ‫و کجاوه‌هاشم سعی دارن منو بگان

‫فرانک، من اونقدرا باهات فرق ندارم

‫منم توی کره جنگیدم

‫خب، جنگ رو که تو کردی

‫من اسیر شدم و سه سال توی ‫یه سلول بدون پنجره شکنجه شدم

‫حالا می‌تونستم یه آدم بداخلاق بشم و بگم...

‫آهای، باب، بامبو جاش اونجا نیست

‫ولی با به یاد آوردن چیزی که توی ‫اردوگاه هارمونیشن توی کرانفورد نیوجرسی...

‫یاد گرفتم، تونستم پشت سر بذارمش

‫وای خدا، باز در مورد اون روانی‌های ‫آوازه‌خوان حرف نزن

‫یاد گرفتم که وقتی خدا بهت ‫یه کیسه مو میده...

‫باید به یه بالش تبدیلش کنی

‫یه فرصتی به روش ما بده، فرانک. نظرت چیه؟

‫سعی خودمو می‌کنم. ‫مگه چی واسه از دست دادن دارم؟

‫شغلتو

‫درسته. این باید یادم بمونه

‫دکمه‌های سرآستین شایستگی آلاهیکان

‫تو لایقشون هستی

‫حالا بگو ببینم...

‫خوشحال نیستی که این کارو کردی؟

‫به گمونم خوشحالم

‫آره، چرا که نه

‫قانون باعث میشه جاهای به خصوصم ‫قلقلک بیاد

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫سلام علیک

‫سرهنگ پوگو در خدمت شماست

‫دستور میدم توی رستوران "پوستی" ‫غذا بخورید

‫جایی که فقط بهترین بخش ‫یه مرغ چاق و آبدار رو سِرو می‌کنیم

‫پوستش رو

‫بعدش توی روغن مونده تو بشکه...

‫جلوی بقیه‌ی مرغ‌ها سرخش می‌کنم ‫تا بتونید ترسشون رو مزه کنید

‫هیس، هیس. دارم راجع به ‫مراسم‌های مذهبی قربانی‌ کردن می‌خونم

‫پس واسه مراسم افتتاح بزرگ امشبمون بیایید

‫این پوستی‌ـه

‫آهای، یهودی‌ها. غذاهامون حلاله، به گمونم

‫مامان. شاهزاده‌خانم جدید رو اعصابمه

‫مارین، بی‌خیال. اونقدرا سخت نیست. ‫فقط یه دسته‌کلید تکون بده

‫امشب واسه من شب مهمیه

‫باید دایی لوئیس رو پیدا کنم که بتونم ‫مشکلات رو حل کنم

‫فقط باید تا وقتی بابا از سر کار ‫بیاد خونه مراقبش باشی

‫چرا کوین یا بیل نمی‌تونن مراقبش باشن؟

‫عزیزم، اونا به زور می‌تونن ‫مراقب خودشون باشن

‫کوین که سر قراره...

‫بیل هم پیش پلیسه که عین کوین از آب در نیاد

‫پاشید صبح شده الکلیا

‫واقعاً باید کثافت باشید ‫که من قضاوتتون کنم

‫پایین رو هدف بگیرید، پسرا

‫یه جورایی بی‌رحمانه به نظر میاد

‫بهش میگن بازدارندگی، پسرم

‫قانون ستون فقرات هر جامعه‌ی متمدنیه

‫اگه بزنی توی تخمش بهت سیگار میدم

‫ببخشید آقا؟

‫من باید با آب بزنم تو کیرت

‫قضیه شخصی نیست

‫نمی‌دونی من کی‌ام؟

‫من جیم جفردز هستم

‫من چهارتا جایزه‌ی اِمی برنده شدم و فروختم

‫سلام، هوبو جوجو

‫وای خدا. منو از کجا پیدا کردی؟

‫ای چاقال کله‌گنده‌ی...

‫دلقک رو غرق کنید. دلقک رو غرق کنید

‫عاشق جلیقه‌تم

‫ممنون. هر روز می‌پوشمش

‫امیدوارم شماها از کنسرتتون لذت ببرید

‫حالا ببینید، اگه یکی ‫بهتون ماریجوانا داد...

‫حواستون باشه جای دهنیشو پاک کنید ‫که مریض نشید

‫- کاری نمی‌کنیم، بابا ‫- ساعت یازده برمی‌گردم دنبالتون

‫ممنون، آقای گلدمن

‫خواهش می‌کنم، همون اِروین خوبه

‫می‌خواید شما هم بیایید کنسرت؟

‫کوین!

‫تاد، کل زندگیم واسه این لحظه ساخته شده

‫تولد یه امپراطوری

‫بوی توئه یا بوی مرغ؟

‫بوی جفتمونه که با هم قاطی شده

‫حالا بیا بذاریم آینده وارد بشه

‫همگی بیایید داخل

‫خوش اومدی. بذار ‫یه پوست نمونه‌ی اعلا بهت بدم

‫فقط می‌خوام از توالتتون استفاده کنم

‫دستشویی فقط واسه مشتری‌هاییه که خرید کنن

‫باید یه چیزی از منوی ما سفارش بدی

‫نه، ممنون. میرم توی ماشینم می‌رینم

‫به دوستات بگو

‫اولین مشتریمون

‫چقدر بار گِی توی این شهر هست. عجب

‫ ‫(ترکیب مدیریت و مرد، چون بار گِی‌هاست)

‫ببخشید

‫آقا، بار زن‌پوش‌ها کنار فرودگاهه

‫بار گنج پنهان توی جاده‌ی 14

‫آقا؟ من یه زنم، باشه؟

‫آها، پس باید بری بار خانم هاثوی ‫توی جاده‌ی 12 که مخصوص لزبین‌هاست

‫دنبال داداشم می‌گردم

‫- سو؟ اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- خدای من. تو متأهلی؟

‫شرط می‌بندم جمهوری‌خواه هم هستی

‫دستت درد نکنه، سو

‫درست از همونجایی که ول کرده بودی، ‫ادامه دادی. گند زدن به زندگی من

‫سلام فرانک

‫به نظر میاد امروز کیف یه نفر کوکه

‫چه‌جورم، گومر. زندگی الان خیلی شیرینه

‫عه، عالیه

‫ببین، نمی‌خوام بی‌نزاکت باشم...

‫ولی وسایل پدرت هنوز توی کاروان منه...

‫خب دوست دارم با وسایل گومری ‫اون داخل باشم

‫اون عن و گه‌ها رو پاک یادم رفته بود

‫می‌دونی چیه؟ بفروشش، بسوزونش. هر کاری ‫دلت می‌خواد بکن

‫الان حالم انقدر خوبه که نمی‌تونم اهمیت بدم

‫خیلی خوشحالم که خوشحالی

‫ای کاش می‌تونستم تا ابد این لحظه رو...

‫به پشت صندوق عقب ماشینم ببندم

‫چرا همه‌چی همیشه بر وفق فرانک‌ـه؟

‫شما دارید شبکه‌ی نُه...

‫راستلند سیتی رو می‌بینید

‫سلام، منم، کلت لوگر

‫پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی دیگه قسمت اختصاصی ‫جشن شکرگزاری توی اِی‌بی‌اس رو ببینید

‫شکرگزاری؟

‫وای نه، من بچه‌مو هنوز ‫از اردوی تابستونی نیاوردم

‫از سر راهم برید کنار

‫خفه‌خون بگیر

‫- مارین ‫- من کاری نکردم

‫نباید به بچه بگی خفه‌خون بگیره

‫این کار به عهده‌ی پدر و مادره

‫حالا عزیزم، می‌دونم که هنوز داری با داشتن ‫یه خواهر جدید وفق پیدا می‌کنی، باشه؟

‫- ولی به وقتش می‌بینی... ‫- باشه، خداحافظ. میرم قبرستون

‫میشه تو لطفاً عادی از آب در بیای؟

‫علفاتون رو پیچیدید، حالا ‫آماده بشید از خنده بپیچید به خودتون

‫لطفاً به پیش‌نمایش و راننده‌های ‫تور اتوبوسمون...

‫بانگ‌واتر و اسپلیف خوش‌آمد بگید

‫بازگشت به شهر کونیا حس خیلی خوبیه حاجی

‫اسمش شهر کوینت‌ـه حاجی

‫من کونی رو بیشتر دوست دارم حاجی

‫به این میگن بازی با کلمات

‫از همیار پلیس بودن متنفرم. ‫حتی نمی‌تونیم نمایش رو ببینیم

‫ما خود نمایشیم

‫برگام، همون بچه‌ست که زیرآب منو زد که ‫باعث تصادف قطار شدم

‫به گمونم به قدری زیرآب زدی که ‫لباس بچگونه دادن بهت

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left