The Invisible Woman

The Invisible Woman

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

The Invisible Woman All BluRay
Şunun yorumuyla mmorsali
مترجم : محمدمُرسلی _ [email protected]

Etiketler

BluRay
Yayınlandı: 2014-05-04
İndirmeler: 44
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

نکته شگفت آوري که آشکار ميشود ، اين است که هر آفريده ي انساني . يک راز ژرف و معما گونه براي انسانهاي ديگر است چارلز ديکنز

. مارگيت ، انگليس سال 1883

. برنامه هاي آموزشي دانش آموزامون خيلي زياده

. اونا تو پايان هر ترم يه نمايش مختصراجرا ميکنن

. تئاتر براي همسر من يه لذت هميشگيه

. ماري اگر زحمتي نيست برامون چاي بيار - . بله ، آقا -

. بفرماييد از اين سمت

نلي ، کجا بودي ؟

. آقاي بنهام از ساعت 3:00 اينجا هستن

. خيلي عذر ميخوام

آقاي لامبورن دارن ترتيب کارا رو ميدن . تا دانش آموزا بهترين کاري که از دستشون بر مياد انجام بدن

. کاملا گذر زمان رو از دست دادم

. مواظب اون نبشي ها باشيد ، پسرا

. بله خانم - . بله خانم -

. ممنونم ، ماري

. آه ، خانم وارتون رابينسون . بالاخره اومديد

. خيلي عذر ميخوام ، آقاي بنهام

. مسير رو پياده اومدم ، منو ببخشيد

دانش آموزان عزيز . بريم سراغ پرده سوم نمايش

. توي موقعيت هاتون قرار بگيريد

. بله خانم - . ممنونم ، آقاي لامبورن

آقاي بنهام هنوز نبايد تمام مهارت ( هنر ) کار مارو ببينن

وگرنه براي فردا چيزي براي نشون . دادن به ايشون نداريم

بيرون هوا سرده ؟

. بله ، اما هواي آرامش بخشيه

اگه تصميم بگيري تا قبل از تموم شدن ترم . بخونيش خوب ميشه

. البته ، شايد يه وقت ديگه

لارنسون و تانر ، شما حاضرين ؟ . بله خانم -

. جفري عزيزم

يادت نره . تو صحنه آخر وارد ميشي

. همينجا بشين

. کتس ، واتسون اينا رو بگيريد

. ممنون خانم - . ممنون خانم -

من توي داستان آقاي ديکنز و کالينز

. هيچ شيري رو به ياد نميارم . خانم وارتون رابينسون

. فقط کمي آزادي دراماتيکه

حتم دارم آقاي ديکنز . اين قضيه رو ناديده ميگيرن

يتس . اگه امکانش هست اون پرده ي پشت سرت رو پائين بکش

. بله خانم

. نوازنده ها

همه آمادن ؟ - . گمون مي کنم -

. بله خانم

. پسرا ، موقعيت هاتون رو به خاطر بسپريد

. شروع کنيد

خب ، دوستان من . بالاخره آفتاب طلوع کرد

طلوع کرده است " هدلي " . آقاي ديکنز ؛ خيلي حساسيت داشتن

خب ، دوستان من . بالاخره آفتاب طلوع کرده است

درباره اينکه با اين شرايط برين بيرون چي ميگين ؟

من حاضرم با اين آقايون از کوهستان بگذرم

. اگه بقيه هم خواستن با من بيان

. من ميتونم ببينم که طوفان در راهه

بوي برف رو استشمام ميکنم . فکر ميکنم هوا طوفانيه

هيچ پيشنهاد پولي نميتونه

. من رو قانع کنه که امروز با اونا از کوهستان بگذرم

. تانر ، نوبت اشاره توئه

خب ، بالاخره حاضريد که برين ؟

. صبرم داره تموم ميشه

. من از اين همه شک و تعلل ناراحت و خسته ام

. من دوست شمام . ميخوام شما رو تا پايان سفر راهنمايي کنم

. بگو کي - . الان -

حاضري ؟ - . حاضرم -

. بريم

. سفتش کن

. شق و رق مثل يک افسر درجه دار

. اينم از اينجا رد کن

. ممنونم

امروز دوباره تو ساحل بودي ؟

. خانم بروک گمون ميکرد تو رو ديده

. بله

. نگاه کن ، ببين ؟ امضا شده - واقعا ؟ -

ظاهرا از روي نلي براي شخصيت . لوسي منت ( يکي از شخصيت هاي رمان داستان 2 شهر چارلز ديکنز ) الگو گرفته

نلي تو زمان بچگي خيلي به خانواده اونا . نزديک بوده

مطمئنم اون از آدماي زيادي براي خلق اثرش . الهام گرفته

. همسر من رمان هاي اون رو شديدا دوست داره

. البته ، اون اغلب اوقات خيلي بامزست . اما من در او کمي غمزدگي احساس کردم

چيزي که باعث تعجبِ . اينه که انگار ابليس ذهن او را آشفته کرده است

. درسته

. تكرى ( رمان نويس انگليسي ) ، اون نويسنده است

. جورج ، نميتوني اونا رو با هم مقايسه کني

. اوه ، منم موافقم . من طرف آقاي ديکنز هستم

از زمان بچگي که خانم وارتون رابينسون که ميشناسم

. به اون رشک ميبردم

. يه نويسنده

بله، در اون زمان کمي غم زده بود . ولي اون کسيه که با پوچي هاي خودمون ما رو ميخندونه

. باعث ميشه تمام نابخردي هاي خودمون رو واضح ميبينيم

. اون چندين سال که از بين ما رفته . اما الان بله ، اون هنوزم با ماست

. ممنونم ، آقاي بنهام

اوه . اين موضوعيه که من بعضي وقتا ازش فرار ميکنم

خانم وارتون رابينسون . اين قضيه رو خوب متوجه ميشن

. فرار کردن ، فرار کردن

من ، براي يک بار هم که شده . ( مصمم هستم تا اون رو بدون درنگ ملاقات کنم ( منظورش خواندن مجدد کتابي از ديکنز

پيشنهاد ميکني از کجا شروع کنم ؟

. مارتين چازلويت

از هر رماني ، اما براي يه لذت موجز

من پيشنهاد ميکنم بگردي يه نسخه از

. مجلات هفتگي ادبي ديکنز رو پيدا کني

. اوه

. ( مجله اي هفتگي با نويسندگي چارلز ديکنز ) Household Words

. مجموعه اي از نوشته هاي اونه

در واقع . بخش هايي از رمانهاشه

و من مطمئنم خانم وارتون رابينسون

. مشکلي ندارن که شما اين رو به عنوان امانت با خودتون ببرين

. البته

. همسرم تقريبا همه ي سري هاش رو داره

. قفسه هامون ديگه جا نداره

. آقا

. آه خيلي خوبه ، ممنونم ماري

. ( نمايشنامه اي نوشته ويلکي کالينز با همراهي چارلز ديکنز ) The Frozen Deep

تو متن نمايشنامه آقاي کالينز رو داري ؟

. بله ، نمايشنامه خوبي نيست

. ولي ميخوام يه چيزي براي شما پيدا کنم

. ديويد کاپرفيلد ديويد کاپرفيلد ؟ -

. براي اجرامون - . اوه ، بله -

مايلي فردا دوباره با هم قدم بزنيم ؟

. شايد

ممکنه همرا شما بيام؟

. من خيلي سريع راه ميرم

. منچستر ، چند سال قبل

. خوش آمديد ، خوش آمديد خانم ترنان - . ممنونم ، چارلي -

.اوه ، خداي من

. بايد مراقب باشين

! اوه ، منم هستم

. اوه خانم ماريا ، بفرمائيد بيرون - . ممنونم -

. بفرمائيد بيرون - ! متشکرم ، اوووه -

. خانم الن خوش آمديد -

. اوه ، دستکشتون - . متشکرم -

. من چارلي ديکنز هستم . به منچستر خوش آمديد

. خيلي بارونيه

. پدرم منتظره

. بقيه هم از قبل اينجان

نلي ، ببين ديدي ؟

. اسممون اينجاست

. بياين

. ببين ، نلي

. پدر - ! آه -

. بالاخره مهمونيمون کامل شد

. خانم ترنان ، خوش اومديد

. چه سالن تئاتر زيبايي ساختيد

. متشکرم . خيلي خوشحالم ، تمام تلاشمون رو کرديم

. خانم ماريا ، خوش آمديد - . متشکرم -

. اميدوارم سفر خوبي رو پشت سر گذاشته باشيد

. بله ، متشکرم آقاي ديکنز

. کاملا در آسايش و راحتي - . خوبه ، خوبه ، خوبه -

و شما بايد خانم الن ترنان باشيد ؟ - . بله -

البته شما پسر بزرگ من رو ملاقات کردين منظورم چارليه ؟

. بله ، ايشون لطف کردن دستکش من رو گرفتن - . آه -

. شواليه مهربان

خانمها و آقايون مشتاقم خانم الن رو به شما معرفي کنم

. که دارن در لحظات نياز به ما ياري ميرسونن

. آرزو داشتيم که خواهر شما فاني هم پيشمون باشن

تو سالن تئاتر هي مارکت يا فونيکس هستن که پيش ما نيستن ؟

. هي مارکت

. اون خيلي ناراحت بود از اينکه نتونست اينجا باشه

نه ، نلي . براي شما يه نمايش فوق العاده اجرا ميکنه

. شک ندارم

حالا ، خانم ترنان ، ماريا

. شما همه رو توي تمرين نمايش قبلي ملاقات کردين

خانم الن امکانش هست بازيگران گروه رو به شما معرفي کنم ؟

. ما در کنارمون آقاي لمون رو داريم - . خيلي خوشحالم -

. و آقاي اگ - . خوش آمديد -

. و آهنگسازمون آقاي برگر . سلام -

. همچنين آقاي پيگوت . خانم سابرين ، آقاي چارلز

. و خيلي دوست دارم نويسنده کار رو به شما معرفي کنم . آقاي کالينز ، که مثل هميشه ايشون دير کردن

اما اينجا تعدادي از اعضاي خانواده من هم . هستن

. دخترام ، ميمي ، کيتي

خواهر زن من . خانم جورجينا هوگارت

پسرام به ترتيب . فرانک ، آلفرد ، سيدني ، هنري

جوونترين پسرم کجاست ؟

. اونجا قايم نشو پلورن ، بيا اينجا

. فکر کنم ديگه همينا باشن

. اوه ، بله البته چرا اينجا همسرم هم هستن

. نيم ساعت مونده

اين زمان کافيه خانما براي اينکه سر جاهاتون مستقر بشيد ؟

خيلي دوست دارم تمرين رو شروع کنم اما بدون حضور نويسنده

. آقاي کالينز ، که بالاخره رسيدن

من چرا هميشه بايد منتطر بشم ، ويلکي ؟

تو چرا هميشه بايد دير کني ؟

. چون ميخوام تو رو آزار بدم ( عصبيت کنم ) ، چارلز

و وقتي تو رو تو اين وضعيت بد ميبينم . باعث ميشه سرگرم بشم

چارلز . فکر نکنم بتونيم حذفش کنيم

. اما زيادي طولانيه . اگه خيلي طولاني باشه کسل کننده ميشه

تو لندن که طولاني بود . تو منچستر هم طولاني باشه

. به هر حال باعث زحمت اضافست ، ويلکي . حذف ، حذف ، حذف

. تمومه

ميتوني به آقاي اگ بگي . که اون آخرين تک گوييش رو از دست داد

نه ، تو بايد به عنوان نويسنده کار اينکار رو بکني .نميخوام خواهشت رو رد کنم

تو غير قابل تحملي ، اين چي ؟

. اينجا و اينجا

حالا ، همه . لطفا مراقب باشيد

. سالن تئاتر کوچک ما هنوز کامل نشده

يادتون باشه . خانم الن ميخوان امروز با ما تمرين بکنن ، ملاحظه ايشون رو بکنين

. حالا من مشتاقم تا پرده اخر نمايش رو مرور کنم

فقط بخش پاياني . ورود واردور و آلدرسلي

. سر جاهاتون ، دوستان

.حالا ، ماريا ماريا - . بله -

. من فکر کنم بايد اينجا بايستيد

بعد هم خانم ترنان و دخترا . . . و خانم الن

آقاي ديکنز ميتونم درخواست کنم خانما کمي به عقب صحنه برن ؟

. بله ، البته

از پوشش ماموران رضايت داريد ؟

More Farsi Persian subtitles for The Invisible Woman

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left