İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(زنـدگـی مـسـتـقـل هـیـوشـیـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت بیست و سوم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
کاش میتونستیم هرروز اینطوری بریم سفر
حق نگفتم، آقای کانگ؟- هان؟-
حالا هرچی، بیاین لیوانهامون رو ببریم بالا
به سلامتی- به سلامتی-
خانم لی
مربی لی، رفتی دونات پیچی بخری یا بپزی؟
کجا رفته بودین؟
خب، باید یه جایی داخل مرکز شهر میرفتم
...واقعا که! واسه خودتون تنهایی رفتین گردش
اونم وقتی دسته جمعی اومدیم؟
ببخشید، رئیس، بفرمایید دونات
من خیلی مستم نمیتونم بخورم
خودت بخورشون
همونجوری اونجا واینسا، بیا بشین پیشمون
...شب آخر سفرمونه
باید باهم یه نوشیدنی بزنیم
خب، بفرمایید، مربی لی
ممنون- بفرمایید-
همگی، لیوانهاتون رو بیارین بالا بیاین یه بهسلامتی دیگه بزنیم
باشگاه تیاس، فایتینگ
فایتینگ- فایتینگ-
ولشون کن، من بعدا ظرفها رو میشورم
باید بریم پیادهروی
بریم
....ولی
صبر کن
میگم، میشه دستم رو ول کنی؟
خودت اجازه دادی توی مسیر متاسکویا دستت رو بگیرم
هوا تاریکه، دید هم کمه احتمالش زیاده بخوری زمین
...اگه نزدیک فوتوشات
...برداری صورتت رو زخمی کنی
!خیلی بد نمیشه
میخوای توی سئول چیکار کنی؟
مثل قبل
باید کار کنم
استراحت کردی؟
آره، یه جورایی
انگار دروغ میگی
اصلا وقت نکردی استراحت کنی
روز اولی که اومدیم، مادرت تماس گرفت
بعد به همکارهات کمک کردی
...چرا وقتی سرپرست تیمی
خودت پاشدی رفتی برای رئیست دونات بگیری؟
مگه چی میشه، خب؟
منم میتونم برم
بیا دفعهی بعد دوتایی تنها بریم سفر
چی؟- ...میبرمت-
جایی که کسی رو نمیشناسیم
یه جایی که ساکته و تلفن آنتن نمیده
اینجوری میتونی کل روز رو بخوابی
فقط میخوای از زیر کار فرار کنی
....اینطوری نباش
یه ذره بیشتر خودت رو دوست داشته باش
کمتر ملاحظهی بقیه رو بکن
...فکرکردم حالا که اینجایی
بتونی دیگه نگران مادر و برادرهات نباشی
...بیشتر روی خودت تمرکز کن
به خودت استراحت بده
چرا باید بیای اینجا ولی بازم سرت انقدر شلوغ باشه؟
چرا نمیتونی استراحت کنی؟
خیلی حیف بود
دلم میسوخت
...یه دختر به این زیبایی
نمیتونه حتی یه ثانیه هم استراحت کنه
الو، مامان
الو، فردا برمیگردی دیگه؟
...توی مسیر برگشت
میتونی چندتا سبد بامبو و سینی حصیری بخری؟
...موقع کیمچی درست کردن
واسه آبکشی کاهوی نمکخوردهی کیمچی بهدرد میخوره
...میتونم هم توی تعطیلات که
جون درست میکنم بعد سرخکردن بذارمش توش خنک بشه
چندتا سبد و سینی بخر، باشه؟
باشه، باشه
راستی، فکرمیکنی حدودا ساعت چند برسی؟
آهان، باشه، میبینمت
...مامانم
گفت چندتا سبد و سینی بخرم
سبد؟
آره، سبد
سبد
... آهان، سبد
اون ها مهم هستن
چندتا سبد
کائنات مرا دوست دارد
کائنات پر از خیر و برکت است
...وفور نعمت کائنات
بیپایان است
کائنات همیشه مرا یاری میرساند
من کائنات هستم
پس هرآنچه که میگویم به حقیقت میپیوندد
آیگو- ....من-
...بخشی از- دیوونه شدم-
دو ساعته دارم به این چرندیات گوش میدم ولی هنوز بیدارم
آخه چیکار کنم خوابم ببره؟
...اگه هیوشیم اینجا بود
یکم چرت و پرت میگفتیم منم چرتم میگرفت
...دو شب و سه روزه رفته
ولی انگار ۲۳ ساله
وایسا ببینم
چیکار کنم؟
لی روبی، این چه کاری بود؟
چطوری تونستی اینکار رو بکنی؟
برام مهم نیست- سلام-
بله، مامان- خستهام، برو بیرون-
چی؟- بله-
میخوام برم بخوابم- زده به سرت؟-
مگه چیکار کردم؟
نمیدونی چیکار کردی؟
مگه چیه؟
چرا انقدر جوش آوردی؟- چیزی شده، مامان؟-
مگه چیکار کردم که اینجوری باهام حرف میزنی؟
آه
بله، دارم گوش میدم، مامان
من خوابم نمیبره
آها، نمیتونی بخوابی؟
آره، نمیتونم
...اینجور وقتها هیوشیم اینجا بود
انقدر باهم حرف میزدیم تا خوابم ببره
...ولی خونه نیست
واسه همین گفتم به تو زنگ بزنم
آها، بله، خوب کاری کردی
چطوری میتونی توی همچین زمانی دوست پسر داشته باشی؟
قرار رو دانشگاه هم که رفتی میتونی بذاری
چرا به این زودی داری قرار میذاری؟
بهخاطر اون دیر میومدی خونه؟ آره؟
انقدر داد نزن، دستت رو بکش، فقط حرف بزن
مگه چه کار اشتباهی کردم؟
از درسم عقب افتادم یا دیگه نفر اول کلاس نیستم؟
به تو چه که کنار اینها قرار هم میذارم؟
الان میخوای بگی کارت درست بوده؟
ساکت باشین
بابا داره پشت تلفن با مامانبزرگ حرف میزنه
!در رو ببند
میگم، هیوسونگ
راسته هیتلر نمرده و زنده مونده؟
چی؟ هیتلر؟
...آره، یه تئوری هست
...میگه هیتلر که جنگ جهانی دوم رو شروع کرد
تظاهر کرده مرده، ولی واقعا نمرده بوده
...رفته یه کشور اکوادور نامی فرار کرده
توی خفا زندگی کرد
چی؟
مامان، این رو از کجا شنیدی؟
تو یوتیوب
!مامان، توروخدا انقدر یوتیوب نبین
...خیلی از اون ویدیوها
خوابم نمیبره خب، چیکار کنم؟
هیوسونگ، توهم فکرمیکنی هیتلر از جنگ نجات پیدا کرده و فرار کرده؟ آره؟
...اگه درست باشه
بهنظرت دنيا خیلی ناعادلانه نیست؟
...چطوری یه مجرم کثافتی مثل اون
میتونه انقدر طولانی زندگی کنه؟ موافق نیستی؟
!بیا اینجا
راستی، یه چیز دیگه، هیوسونگ
الویس پریسلی رو که میشناسی؟
من قبلا طرفدارش بودم
...روزی که الویس مرد
...مثل ابر بهار گریه کردم و ناراحت بودم
...حالا کار دنیا رو میبینی
اونم اونموقع هم نمرده
...روز بعد خبر مرگش
یه نفر توی فرودگاه دیدتش
...مثل اینکه الویس هی میگفته
دیگه نمیخواسته بهعنوان سلبریتی زندگی کنه
میخوای من رو سکته بدی؟
مامان، بعدا بهت زنگ میزنم
الان، یهکاری پیش اومده، فعلا
!هیوسونگ
آیگو، واقعا که
نمیتونم بخوابم
...بهت غذا میدیم
لباس میخریم، کلاس میفرستیمت که بری سرقرار؟
...لولهی آب پوسیده
سیستم گرمایشی به زور کار میکنه ...این آپارتمان کوفتی مال عهد بوقه
ولی فقط واسه یه چیز !کلی پول دادیم بیایم اینجا
داری منت اینها رو سر من میذاری؟
مگه وظیفهی پدر و مادرها همین نیست؟
!روبی، بس کن
مگه جرم کردم؟
منم حق دارم با پسری که دوستش دارم قرار بذارم
توی دردسر افتادم؟ مگه توی عهد چوسانیم؟
چرا دارین انقدر بزرگش میکنین؟
جو یونم داره قرار میذاره
!الان دیگه همه دوست پسر دارن
پس باید با یکی همسن و سالت قرار بذاری
پسره هجدهسال رو رد کرده
پسر بالغی که یه دختر مدرسهای رو میبوسه آدم حسابیه؟
مادر و پدر وظیفه دارن مراقب بچههاشون باشن
اوپا هم همسن خودمه
زود رفته دانشگاه !هنوز زیر سن قانونیه
...خجالت نمیکشی حاضر جوابی میکنی
!دستت رو بکش
!وگرنه کاری میکنم که نباید
چی؟
...اگه فقط یه قدم دیگه بردارین
توی امتحان بعدی، همهی !سوالها رو اشتباه جواب میدم
No comments yet. Be the first to leave one.