Euphoria

Euphoria

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 2

Sürüm bilgisi

Euphoria US S02E08 XviD-AFG
Euphoria US S02E08 WEBRip x264-ION10
Euphoria US S02E08 WEB x264-TORRENTGALAXY
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 720p WEB H264-PECULATE
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 1080p WEB H264-PECULATE
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 1080p WEB H264-GLHF
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Euphoria US S02E08 All My Life My Heart Has Yearned for a Thing I Cannot Name 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Şunun yorumuyla thegreatssh
█⫸ صــادق هاشمی و آیـــدا | Digimoviez.com | پایان فصل دوم ◀◀

Etiketler

XviD
webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Yayınlandı: 2022-02-28
İndirmeler: 172
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫تو راهم

‫خیلی خب، همگی، من دارم میرم بیرون.

‫صبر کن، داری میری؟

‫آره، همین الان دارم راه میفتم.

‫لکسی: بهترین صندلی رو واست نگه داشتم

‫همه‌چی مرتبه؟

‫آره، قبل اینکه بری داش، ‫باید راجب یه چیزی باهات حرف بزنم.

‫مثلا چی، رفیق؟

‫همه‌چی.

‫داری چی کس میگی، داش؟

‫داش...

‫پلیسای کیری جسد ماوس رو پیدا کردن.

‫ببخشید.

‫تــرجمه از « آیـــدا و صادق هاشمی » ‫AydaNaderiSubT@

‫شنیدی چی گفتم؟

‫فکر کردم بهم گفتی که لاری ‫ماوس رو کشته، درسته؟

‫- لاری؟ ‫- چ...

‫هیچوقت همچین حرفی نزدم.

‫داری راجب چی حرف می‌زنی؟

‫آره، می‌دونی، لاری،

‫مواد فروشی که تو مجتمع آپارتمانی ‫خارج از کمپر زندگی می‌کنه.

‫آره، تو بودی که بهم ‫گفتی اون ماوس رو کشته.

‫هیچوقت همچین حرفی نزدم.

‫- چرا، زدی. ‫- داری راجب چی حرف می‌زنی؟

‫- نئشه‌ای؟ ‫- می‌دونی که لاری و اون آدمای کیری

‫منو می‌ترسونن.

‫چرا سعی می‌کنی ازشون محافظت کنی؟

‫من از هیچ خری محافظت نمی‌کنم.

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫- پس، واسه لاری کار می‌کنی؟ ‫- هی، نه!

‫پس چطوره که تو فقط خفه‌خون بگیری.

‫خیلی خب، پس چرا داری سعی می‌کنی ‫قتلی که اون مرتکب شده رو لاپوشونی کنی؟

‫خیلی خب حالا.

‫فکر کنم وقتشه از اینجا بری، گنده‌بک.

‫داش... باید بفهمیم که چه ‫کسشری قراره تحویل پلیس بدیم.

‫- خیلی خب، این داره به یه مشکل کیری تبدیل میشه. ‫- وایسا اش. اش، اش!

‫نه!

‫اصلا به آینده فکر می‌کنی؟

‫- آره همیشه خدا. ‫- واقعا؟

‫آره.

‫مثلا برنامه‌ای داری؟

‫راستش، برنامه‌ی برنامه که ندارم،

‫اما راجب زندگی کردن

‫تو یه مزرعه فکر می‌کنم، می‌دونی؟

‫واقعیتش تو رو به عنوان کشاورز نمی‌بینم.

‫آره، گور باباش.

‫چندتا اسب و گاو خوک و مرغ و بز می‌گیرم.

‫یه خانواده کوچیک تشکیل میدم.

‫مثل سریال "خانه کوچک (در پریری)". ‫می‌دونی؟

‫بعید می‌دونم اون سریال رو بشناسم.

‫هیچوقت راجب "خانه کوچک" نشنیدی؟

‫خیلی خب، این ممکنه یکم ‫دیوونگی به نظر بیاد،

‫اما برنامه من اینه که تو 30 ‫سالگی سه تا بچه داشته باشم.

‫هرکدومشون با یک سال و نیم فاصله.

‫پس، از 30 سالگی تا 58 سالگی ‫می‌تونم روی این که، می‌دونی،

‫مادر خوبی باشم و بچه‌هام رو ‫بزرگ کنم و غیره و غیره تمرکز کنم.

‫و بعدش، آخرین بچه رو تو ‫58 سالگی تو کالج پیاده کنم.

‫که بهم، تقریبا 32 سال وقت میده

‫که روی خودم و زندگیم تمرکز کنم

‫و وقتم رو صرف نوشتن کنم.

‫میگما، قشنگ رو این ‫کسشرا فکر کردیا، ها؟

‫آره. ‫دیوونگیه، مگه نه؟

‫میگما...

‫تو اون سریاله هم سه تا بچه دارن.

‫نباید آدابت رو فراموش کنی.

‫اونم فقط بخاطر اینکه صدها ‫مایل از مردم متمدن فاصله داریم.

‫اگه تو یه جا مثل این زندگی می‌کردی، ‫فکر می‌کنی اسلحه می‌داشتی؟

‫معلومه که اسلحه می‌داشتم.

‫من از اسلحه متنفرم.

‫هیچکس نیست که تا حالا تیر ‫خورده باشه و با خودش بگه،

‫"اوه! خدایا ممنونم که اسلحه نداشتیم تا ‫مام به اونا شلیک کنیم." می‌دونی چی میگم؟

‫آره، اما خب اونوقت پلیس واسه چیه؟

‫عمرا اگه بدونم. گه توش.

‫وایسا، تلگرام یا توییتر داری؟

‫معلومه که نه.

‫- واقعا؟ چرا؟ ‫- اوه آره.

‫خب، چرا باید بخوام کسی

‫بدونه چی فکر می‌کنم یا چه حسی دارم؟

‫نمی‌دونم. می‌تونی با ‫مردمی در

‫ارتباط باشی که علایق مشابهی باهات دارن.

‫همم. ‫حس می‌کنم مردم دیگه

‫هرچیزی رو اون تو به اشتراک می‌ذارن.

‫- آنلاین؟ ‫- آره.

‫معما رو خراب می‌کنن، می‌دونی چی میگم؟

‫مثلا، من از یه دختری خوشم میاد،

‫می‌خوام خودم بفهمم که چطور ‫آدمیه، می‌دونی چی میگم؟

‫نمی‌خوام آت و آشغال گوگل کنم.

‫می‌خوام که خودم لایه‌ها رو کنار بزنم.

‫آره، اما خب، چرا بخوای وقتت ‫رو هدر بدی تا کسی رو بشناسی...

‫اگه هیچ چیز مشترکی باهاش نداری؟

‫نمی‌دونم. ‫این چیزیه که بیشتر از همه

‫راجب تو دوست دارم، مثلا...

‫ما واقعا هیچ چیز مشترکی با هم نداریم.

‫این درست نیست. ‫هردومون...

‫حس شوخ طبعی مشابهی داریم،

‫و... همدل و کنجکاویم.

‫و می‌خوایم، مثلا، بچه داشته باشیم.

‫اینا علایق نیستن، می‌دونی، اونا

‫ویژگی‌های شخصیت واقعی‌ان.

‫این همون کیرخر مهمیه که

‫مردم تو اینترنت پست نمی‌کنن.

‫آره، هیچ‌وقت از این جهت بهش فکر نکرده بودم.

‫خب، خوشحال نیستی که با هم دوست شدیم؟

‫چرا... خیلی خوشحالم.

‫آره، منم خوشحالم.

‫هی، لکسی! ‫داره خیلی خوب پیش میره!

‫داریم کلی خنده خوب دریافت می‌کنیم.

‫آره، بیا خیلی مغرور نشیم، باشه؟

" بهترین صندلی رو برات نگه داشتم "

‫یا خدا.

« ســــرخــــوشــی » " فصل دوم - قسمت پایانی "

‫- ...هزار نسخه از خودم.

‫فقط ظاهرم خوب نیست، ‫حس خوبی هم دارم...

‫لکسی، واقعا ترکوندی.

‫میگم یعنی...

‫این بدل‌های درپیت رو از کجا پیدا کرده.

‫اوه گه توش.

‫روحم هم خبر نداشت

‫که خواهرم توانایی همچین کاری داره.

‫کارش خوب بود، مگه نه؟

‫از نظرتون شجاع نیست؟

‫این بالا، داره تمام ضربه‌های ‫روحیش رو به نمایش می‌ذاره؟

‫روحم هم خبر نداشت که چه ‫زندگی سختی داشتی، لکسی.

‫- هیس! ‫- میشه همگی بخاطر اینکه

‫زندگی لکسی چقدر سخته، یه دور تشویقش کنیم؟

‫یالا، رفقا.

‫می‌دونم تو افغانستان یا یه ‫همچین جایی سر زنا رو می‌زنن.

‫- این نژادپرستانه بود! ‫- خدایا.

‫اصلا قابل مقایسه با زندگی ‫کردن زیر سایه من نیست.

‫هی، این بخشی از نمایشه؟

‫این بخشی از نمایشه؟

‫نمی‌دونم.

‫- لکسی. ‫- اسمش لوناست!

‫این بخشی از نمایشه؟

‫- لکسی؟ ‫- تمومش کن. لطفا تمومش کن.

‫این نمایش توئه. بیا بیرون!

‫تو ستاره بزرگ روزی!

‫- اوه گه توش. ‫- لطفا کسی، تمومش کن.

‫تو ستاره شبی.

‫همیشه دلش می‌خواست ستاره باشه.

‫وو-هو! برو، لکسی!

‫این لحظه بزرگته. ‫بدرخش!

‫لطفا تمومش کن. لطفا تمومش کن. ‫لطفا تمومش کن. لطفا تمومش کن.

‫من باید تمومش کنم؟ من؟

‫من اونی نیستم که یه نمایش راه انداخته

‫- تا تو رو مسخره و شرمنده کنه! ‫- من اینکارو نکردم.

‫اوه واقعا؟!

‫پس این چیه؟!

‫- الان تو کدوم پرده‌ایم؟ ‫- نمایش رو زیر سوال نبر.

‫این زیرکی لکسی هاوارده.

‫سلام به همه.

‫من سوزم. ‫مامان دخترا تو زندگی واقعی.

‫اوه خدای من.

‫که ایتن نقشم رو بازی کرده.

‫کجاست؟ ایتن؟

‫- که...

‫تو نقش من ترکوندی عزیزم.

‫- ممنون، ممنون دوستان. ممنونم. ‫- حتما یه جایزه می‌بره.

‫عسلم، بیا بریم خونه.

‫- این حقمه، مگه نه؟ ‫- اوه خدای من، لطفا مامان. مامان.

‫- این حقمه؟ ‫- تمومش کن!

‫- مامان، تمومش کن! ‫- هیس، تو تمومش کن.

‫لکسی، می‌کشمت لعنتی.

‫این حقمه، مگه نه؟

‫چون واقعا زندگی کردم؟

‫مامان؟

‫این منم که خطر می‌کنم.

‫ممه‌هات رو نشونمون بده!

‫من اونیم که عاشق میشم؟

‫این منم که آسیب می‌بینم، نه تو لکسی!

‫تو حتی زندگی نکردی، لعنتی.

‫واسه همینه که می‌تونی این بالا ‫وایسی و همه‌مون رو قضاوت کنی!

‫تو فقط یه تماشاچی لعنتی هستی.

‫- خیلی خب، خیلی خب... ‫- مامان، تمومش کن!

‫خیلی خب!

‫اوه خیلی خب....

‫خب اگه این منو آدم بده می‌کنه،

‫- وو! ‫- هیچ اشکال نداره.

‫می‌تونم نقش آدم بده رو بازی ‌کنم.

‫آره، انجامش بده!

‫لکسی، الان تو همون بخشی از نمایشیم،

‫که من جیک رو از مارتا می‌دزدم؟

‫نه، کسی این تو نمایش نیست.

‫الان هست!

‫اینو کی گفت؟

‫ببین، می‌خوام بگم، درکت می‌کنم.

‫- اوه خدا... ‫- می‌فهمم داری چیا می‌کشی.

‫- تو یکی حرف نزن. ‫- منم تجربش کردم.

‫صبر کنید ببینم، هلی دوست ‫پسر مارتا رو می‌دزده؟

‫نمی‌دونم چندبار باید اینو بگم.

‫با همدیگه نبودن کیریا.

‫آره، فقط اون نیست،

‫بلکه تمام مدتی که مارتا راجب برگشتن

‫پیش اون حرف می‌زد، اون ‫داشت باهاش سکس می‌کرد.

‫نه... چرا؟

‫چون هلی یه جنده دوروئه.

‫من جنده نیستم. تو جنده‌ای!

‫تو جنده‌ای، زنیکه!

‫من جنده نیستم کیری.

More Farsi Persian subtitles for Euphoria

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left