İlk 200 satır.
تو خیلی داری تو پرو پام می پیچی بتمن
و تو اصلا مثل گل یا پویزن آیوی نیستی
چرا دعوا کنیم بتمن
کی میتونیم همدیگه رو ببوسیم و عطر بزنیم؟
اوه
کی الان میخواد تورو نجات بده جیمبو؟
آره خب این رسمیه
از سبزیجات متنفرم
بتگرل
برای آخرین بار میگم آیوی
باید بگی وومن، بتوومن
و کمیسر گوردن برای شام نمیمونه
اون رو بخور
وای
خیلی خب بتمن منتظر راهنمایی های فوق حرفه ایت هستیم
جدا
کمک?
برو تو کارش بتمن
به دوست خوشگلت یه کمکی برسون
هرطور که شما بفرمایید
هی
فکر میکردم تو واقعا گفتی که دستیار نمیخوای
هی
اممم سلام
ممکنه که به این فکر کنین
که من اینجا چیکار میکنم
به اندازه کافی منصفانه ست
دیروز، من فقط یه نوجوون بودم
که سعی داشت خودش رو پیدا کنه
امروز من یه گل اطلسی بزرگ گرفتم
که داشت کلاه منو گاز میزد
ولی واسه داخل کمد لباسم مناسب بود
بیاین شما رو به اولش ببرم
حالا اگه فکر میکنین که همه ی اینا با یه دختر بد،
به نام پویزن آیوی شروع شده، کاملا در اشتباهین
این اتفاق شب قبلش برای یه گیاه افتاد
البته اون گیاه صنعتی بود،
سنتی نبود
و همه ی اینا زیر سر یه پسر بده
هدف مشاهده شد
به ماموریتت ادامه بده، تمبلور
سلام؟ این چیزه روشنه؟
آره آره تصویر اول پرداخت
تمام و کمال اینجاست
بیاین یه کم سروصدا به پا کنیم
بی حرکت
نیروهای پلیس به پشتیبانی نیاز دارن
تکرار میکنم پشتیبانی توراهه
هورا!
سلام، من تمبلور هستم
بیا یه تکونی به خودت بده
تمبلور، من منتظرم
آیا ماموریتت رو به پایان رسوندی؟
مستقر بشین
اگه آقای کویک انقدر مصمم هستن،
من میخوام که یه نفر بهم بگه که اون ،ناهار چی خورده
اشکالی نداره که خودت رو نشون بدی،
تو دیگه تو لیست تحت تعقیب ما نیستی
دیگه عادت کردم
سومین ساختمون توی این هفتهدتوسط تمبلور ویران شده
و ما هنوز نمیتونیم یه الگو رو باز کنیم
من یه موضوعی رو برات روشن میکنم اون برای پول کارمیکنه
من برنامه ریزی کرده بودم که این رو از تمبلور بگیرم
گوردن
اوه زمان مناسبی نیست چی شده باربارا؟
امشب،شب خوش شانسی توعه پدر
نیازی نیست که بعد از کلاس ژیمناستیک بیای دنبالم
تو دوباره تمریناتت رو پشت گوش انداختی
به نطر میاد که مضطربی باید بزارم که بری
حیفه که این همه سال تمرین کردن رو داری به باد میدی
امیدوارم که دوباره با پملا آیزلی بیرون نری
من که تو رو بابت اینکه با اون رفتی بیرون تنبیه نمیکنم
وقتی که اومدم خونه باهم حرف میزنیم
تو الان با اونی، مگه نه؟
نه آره، من
آه ما داریم راجب یه پرونده بحث میکنیم
دریافت شد کمیسر، تمام
دختر من نوجوون ها؟
اماده ای رد؟
بریم تو کارش، رد
این یه سرقت مسلحانه ست
بپاش
یخورده کثیف کاری شد ها؟
خب،این اصلا ربطی به تعداد جمعیت
کارخونه کلروجین شما که همش
توی حیطه ما دخالت میکنه، نداره
و من رو وادار نکنین که تولید کلی
کود های کلریدی با برند سبزیجات فوق جهش یافته رو شروع کنم
تو رو نجات میدیم
نگهبان!
آفرین، رد
هی
رد، تو یه سوپر استاری
چندین سال تمرین کردم
صدا داره از فروشگاه میاد؟
اوه اوه
بدبخت شدیم
شما دوتا به سواری نیاز دارین؟
بارب، من نگرانت ام
تو داری شانس خودت رو توی المپیک نابود میکنی
امشب چه چیزی میتونست از تمرین کردن مهم تر باشه؟
دنیا رو به یه جای بهتر تبدیل کنیم
میدونی که، برای گیاه ها
دیگه از هر چیز سبزی حالم بهم میخوره، راست میگم پملا
یه مقداری توی متد هات داری زیاده روی میکنی
حالا، معذرت میخوام که وقتت رو گرفتم،
ولی از ساعت خواب دختر من گذشته
بابت سواری ممنونم کمیسر
بارب، پم بچه ی بدیه
تو رد پیام هارو تا منبع شون زدی،
جناب بروس?
بت ویو داره جلوی یه پیام لایو رو میگیره
تمبلور
من یه هدف جدید برات دارم
من ازت میخوام که دفتر مرکزی شرکت بزرگ کلروجین رو نابود کنی
هدف تو دفتر مرکزی شرکت بزرگ کلروجین عه
اون باید کاملا نابود بشه
پامی،ازت میخوام که آشغالا رو بذاری دم در
اون دیگه کی بود؟ اون نوکرم بود
گفتم آشغالا رو بذار بیرون
یه دقیقه
حقوقم چی میشه؟
تمام و کمال مثل همیشه
مستقیم از قلک خوکیم پرداخت میشه
آره این باید اون رو پوشش بده
و من تا بحال فکر میکردم که زمین لرزه ها بدون هشدار هستن
رفیق تو فقط دستور نابودی دادی
من فکر میکردم که همش رو دیدم بارب
تو تخریب رو باور نمیکنی
اون یارو تمبلور قابلیت این کار رو داره
اما بتمن راهنما داره
من فکر میکنم که اون واقعا این دفعه دنبال ما میاد
خب، تو کی میخوای شوالیه تاریکی رو دعوت کنی تا
قاتل خوکی رو پیدا کنه و من در آخر بتونم ملاقاتش کنم؟
کیسه لوبیا به گوشم من گری هستم
هی رد، کار من هنوز با کلروجین و
گیاه های فوق جهش یافته تموم نشده
میای بریم پایین توی آزمایشگاه تحقیقاتیشون
و یه سعی کنیم که دانشمنداشون رو ترغیب کنیم
نه نمیتونیم اونجا به والدینمون نزدیکه
باید بریم
اون یکی رد?
بارب اون یه دردسره
پم یه دوست خوبه و همینطور این دور و اطراف رو مثل کف دستش میشناسه
این برای من مهمه
ماه قبل بتسی یه دوست خوب بود
و زنبور داری برات مهم بود
ببین پدر اگه تو خیلی نگرانی
پم داره منو از یه سری راه های جرم و جنایت دور میکنه
یادته؟ من خیلی دلم میخواست که یه کاراگاه بشم
تا وقتی که یه نفر تصمیم گرفت
که منو پیش یه مربی باشگاه اروپایی آسیایی سیبیل کلفت بفرسته
پس من میتونم برم دنبال پول
بارب، اجرای قانون کار خیلی خطرناکیه
من اینجور زندگی رو برای تو نمیخوام
شاید اگه تو خرابکاری های تمبلور رو
که امشب توی مرکز شیمیایی نئوگوگ انجام داده بود میدیدی، نظرت عوض میشد
چی،؟ مرکز شیمیایی نئوگوگ؟
گوردن،بتمن و تمبلور توی کلروجین؟
همین الان؟ اونجا خواهم بود
شرمنده هان این ندای وظیفه س
مرکز شیمیایی نئو گوگ
کلروجین؟
کمپانی های رد و من اعتراض داریم
مگه اینکه بریم سراغ ماموریت انهدام تمبلور
بت ویو رد فرستنده پیام رو زد
پملا آیزلی
من اون اسم رو قبلا شنیدم
امیدوارم که دوباره با پملا آیزلی بیرون نری
اون دوست باربارا گوردنه
امید وار بودم که پای دختر کمیسر
هم به این قضیه باز نشه
منم همینطور
قبل از اینکه به پلیس زنگ بزنیم، بزن به چاک
باید از شانستون استفاده میکردین
قربان، بت ویو داره از یه پیام زنده دیگه جلوگیری میکنه
پخشش کن آلفرد
من یه هدف جدید دارم تمبلور
آزمایشگاه تحقیقاتی کلروجین
مکانش هم آره آره
حدودا یه چهارراه از اینجا فاصله داره
اما قبل از اینکه ما دربارش بحث کنیم،
انگار یه مشکل کوچولو توی انتقال پول داریم
شرمنده ها، ولی مگه تو نبودی که گند زدی به ماموریت قبلی ؟
گوش کن تمبلور،
اگه تو به درجا پول گرفتن علاقمندی،
بهتره که بیای اینجا همین حالا
گفتم اینجا، چقدر احمق ام
تمبلور؟
اون رفیق همخونه ای توعه؟
اوه انگار مچم رو گرفتی رد دست قرمز
پم، مگه مغز خر خوردی؟
تو یه آدمکش اجیر کردی
برگات میریزه وقتی بفهمی که از تو اینترنت پیداش کردم
پم، هنوز دیر نشده
تو باید متوقفش کنی
من نمیخوام ببینم که پدرم،
حق و حقوقت رو برات بخونه
پوف! و من فکر میکردم که ما مثل دوتا نخود داخل یه قابلمه ایم
باید میدونستم که نباید به بچه ی کمیسر اعتماد کرد
No comments yet. Be the first to leave one.