The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

The Vampire Diaries S05E20 WEB-DL 720p DD5 1 H 264-KiNGS
The Vampire Diaries S05E20 WEB-DL 1080p DD5 1 H 264-KiNGS
Şunun yorumuyla S@eideH
.:: S@eideH - Sorrow | Forum.Free-Offline.Org ::.

Etiketler

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Yayınlandı: 2014-05-03
İndirmeler: 51
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

...آنچه گذشت

مسافرا ميخوان نقشه‌شون رو عملي کنن

رهبرشون "مارکوس" اينجاست

خون دو همزاد آخر

ميتونه نفرين جادوگرها که

نميذاشت ما خونه پيدا کنيم رو بي‌اثر کنه

ما قادريم اون نفرين رو از بين ببريم

من کدوم گوري‌ام؟

خوش برگشتي، جوليان

تو وارد بدن يک دورگه شدي

باني، اين طرف يه جاي کار ميلنگه

،مسافرا هر کاري که کردن

،يا هر که تونسته از اين طرف عبور کنه

جادوگرا رو وحشت زده کرده

تو چي؟ دختر خوشگلي توي زندگيت نيست؟

راستيتش يه نفر بود اسمش "مگي" بود

،طي 70 سال اسارت چهره‌ي مگي تنها دلخوشيم بود

نمي‌دونستم طرف مگي توئه

تا ديمن رو نکشي دست بردار نيستي

،وقتي ديمن بفهمه تو بهترين دوستش رو کُشتي

چه انتقام شيرين و دلچسبي ميشه

ديمن فکر مي‌کنه انزو از شهر رفته

ما هم بايد همينطوري وانمود کنيم

پاشو عزيزم

دلم برات تنگ شده

جوليان؟

هنوز خودتي؟

آره بابا، کابوس ديدم

چي داشتي مي‌گفتي؟

ببين، من پايه همه جور ...حرکت‌هاي سکسي عجيب هستم، منتها

مارکوس اينطوري دستور داده

گفت به محض اينکه خوابيدي غل و زنجيرت کنيم

آخه تو وارد بدن يه دورگه شدي

نميشه ريسک يهو ظاهر شدن اونو به جون بخريم

عضلات سينه‌ات مزيت هستن

ولي اين زنجيرا کلاً ضدحالن

ماريا" ميخوايم راه بيفتيم"

ظاهراً بايد کارمون رو بذاريم واسه بعد

کجا قراره بريم؟

،محل اُتراق بعدي

که اگر خدا بخواد بعدش ديگه جايي نميريم

مارکوس آماده‌ي اجراي طلسم ـه

ميخواد همزادها رو بدزده

امروز؟

به محض اينکه از اينجا خارج بشيم

به زودي مي‌تونيم يه خونه درست و حسابي داشته باشيم

...منم بالاخره ميتونم يه کُمد داشته باشم

،بهتر از اين، دو تا کمد داشته باشم

يکي براي لباس‌هام و يکي هم براي کفش‌هام

جوليان؟

جوليان؟

عزيزم، چي شده؟

چشمات رو باز کن

...خداي من، تو

!کمک لازم دارم !يکي کمک کنه

.::~ ترجمه از سـعـيده و سميرا ~::. S@eideH & Sorrow

اين کارت کمکي نميکنه ها

خب، يه ساعته نتيجه‌اي نگرفتي دو قلوي افسانه‌اي

،بنابراين در اين مقطع زماني گمون نکنم کارم ضرري داشته باشه

ديمن، ميدونم ديگه رفيقي برات نمونده

منتها مطمئن نيستم اين بنده خدا جاي رفيق رو برات پُر کنه

والا از مهارت‌هاي مکان‌يابي اين آقا

اينطور برمياد که به درد جرز لاي ديوار ميخوره

!هي

خواهرت کجاست؟

از اينکه مُدام تا لب مرگ بره خسته شده

ببين، من ميتونم هر کسي رو هر جا که باشه گير بيارم، خب؟

اما در مورد دوستت انزو

يه مسأله عجيبي وجود داره

نميتونم هيچي ازش بفهمم

انزو؟

مگه به کيپ‌هاون نرفته بود؟

اون کليد انسانيت خودش رو خاموش کرد

بايد تا مي‌رسيد فرودگاه

کلي جنازه روي دستمون ميذاشت

حالا چرا داري دنبالش ميگردي؟

اي بابا، چميدونم استفن

يه خون‌‌آشامي که انسانيت حاليش نيست ميخواد

دخل منو بخاطر کشتن دوست‌دخترش بياره

گرفتي؟

شايدم يه جادوگري رو به کار گرفته تا

جلوي عملي شدن کار لوک رو بگيره

امکانش هست؟

افسون پنهان‌شدن؟ آره ممکنه

اين يعني دلش نميخواد کسي پيداش کنه

خب چطوره بيخيال اين موضوع بشي؟

يه مشکلي پيش اومده

مارکوس "سلون" رو به خون‌آشام تبديل کرد

بعد بهش خون همزادها رو داد

و بعد از خوندن چند تا وِرد

سلون تبديل به انسان شد

يعني درمانش کرد؟

درمانش کرد بعد کشتتش

خون باعث شد ديگه خون‌آشام نباشه

منتها اونو در مرحله‌ي قبل از

تبديل شدن نگه داشت

يعني مرحله‌ي مُرده بودن دوزاريم افتاد

پس اينطوري خون‌آشام‌ها کُشته ميشن

اين افسون به چه کار جادوگرا مياد؟

کسي براش مهم نيست، وايسا ببينم ادامه بده

قضيه اينه که اونا فکر ميکنن اگر بتونن از شرّ کل جادوها

خلاص بشن ميشه چند تا نفرين درپيت جادوگرا رو از بين ببرن

مارکوس گفت بدون ايجاد زمين‌لرزه يا آتش راه انداختن

نمي‌تونن يه جا ساکن بشن

،ولي اگر اون نفرين رو از بين ببرن

ميتونن راحت بيان توي ميستيک‌فالز زندگي کنن

،و از امروز دنبال من و الينا راه بيفتن يعني از همين الآن

مارکوس يکي دو هفته

در سرزمين زنده‌ها حالشو برد

حالا کجاست که بريم دخلشو بياريم؟

نميدونم. وقتي زدم بيرون ميخواستن محل اُتراقشون رو جا به جا کنن

خبر خوب اينه که دوست خوبمون لوک اينجاست

ايشون نابغه‌اي در زمينه‌ي افسون مکان‌يابي هستن

،مسافرا دائماً در حال جا به جايي هستن اصلا نميشه ردشون رو زد

قبل اينکه گيرشون بياريم اونا استفن و الينا رو پيدا ميکنن

خب اون افسون‌هاي پنهان‌سازي و اينا چي؟

خدا قبول کنه اينو بلدي ديگه؟

اگر جفت همزاد‌ها در يک مکان باشن، آره

ايول، تو از هر کي زبون چک بلده دوري کن

و يه راهي پيدا کن که بفهميم مارکوس کجاست

اونوقت چطوري بايد همچين کاري کنم؟

ناسلامتي يه مسافر درون بدنت ـه

يحتمل اشتباه فکر کردم

ميتوني يه راهي گير بياري

در همين حين، جنابعالي و بنده و دوست‌دختر سابقمون

قراره به يه گشت و گذار مخفيانه کوتاه بريم

چه عالي

فکر خيلي بديه

خب توقع داري چي ميگفتم؟

نه ديمن، خيلي ناجور ميشه"

سه تايي بريم کلبه‌ي باباي کرولاين"

چون من بهترين دوستت رو کُشتم"

و الينا بخاطر من به کسي چيزي نميگه"؟

بهتر بود جريان رو بهش ميگفتيم

ببين مطمئن نيستم بابت اين خبر بهم نريزه و بتونه خودشو جمع و جور کنه

چون انزو کُشته شده يا واسه اينکه تو قاتلشي؟

يکي از همينا، جفتش ...چميدونم در هر صورت

!خبر خوب

لازم نيست به داخل خونه دعوت بشيم

البته اگر قشنگ به اين موضوع فکر کنيد واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

مزاحم شدم؟

...نه بابا، نه، ما فقط داشتيم

وسايل‌ها رو خالي ميکرديم داشتيم وسايل‌ها رو خالي ميکرديم

بفرما

تو که راس ميگي

حالا ديمن کجاست؟

به لوک کمک ميکنه مقدمات کار رو بچينه

کمک لوک ميکنه يا از ديدن من طفره ميره؟

تو که واقعاً فکر نميکني دلش نميخواد پيش تو باشه؟

در واقع خودش گفت

نه ميخوام صدات رو بشنوم"

"و نه ميخوام قيافه‌ات رو ببينم

چون خيلي براش سخته

به نظرت ديشت کي تو رو آورد خونه؟

جدي؟

آره بابا، سالم سرجات خوابوندت

خب اون شرايط بغرنجي بود

نزديک بود انزو منو بکشه

احتمالش هست يه قصه قشنگ هم برات خونده باشي تا بخوابي

بس کن

تو به درد نخورترين آدم دنيايي

براي دو تا همزاد مورد هدف قرار گرفته

خيلي راحت با اين جريان کنار اومديد ها

،آره، خب، ميدوني

يه قبيله‌ي قديمي از جادوگرا ميخواد

خون ما رو از بدنمون بکشه بيرون و موجودات ماورايي رو نابود کنه

از اين بدترش رو هم داشتم

،بنا به دلايلي فکر ميکردم احساس بهتري داشته باشم

چه کلبه دِنجي

آره، کرولاين قبل جدا شدن پدر و مادرش

منو به اينجا دعوت ميکرد

باباش داستان‌هاي ارواح باحالي تعريف ميکرد

خدا کنه روح اون مرتيکه عوضي

اين دور و بر ول نباشه

براي مُرده احترام قائل شو

به مُردنش احترام ميذارم

نظرت چيه؟

مثلاً بايد ازت دوري کنم

هنوزم خواسته‌ات همينه؟

آره

نه

نميدونم

لوک افسون پنهان‌سازي رو اجرا کرد

استفن و کرولاين هم که اينجا هستن

...بنابراين نبايد مشکلي داشته باشيم

...اما اگر اينجا بودن خيلي برات سخته، پس

داري منو از اينجا ميندازي بيرون؟

آره. نه نميدونم

واقعاً متأسفم انزو دنبالت راه افتاد

،تقصير من بود احساساتش جريحه‌دار شده بودن

مسأله مهمي نيست

اتفاقاً خيلي هم مهمه

الينا، اون تقريباً تو رو کشت

واسه همين ميخوام تن‌لش ـش رو گير بيارم

و دهنش رو سرويس کنم

و يه کاري ميکنم شخصاً بياد ازت عذرخواهي کنه، باشه؟

چيه؟

هان؟ نه، هيچي

...فقط ...فقط يادم افتاد

استفن ازم خواسته بود کمکش کنم

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left