The Corporation

The Corporation

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

The Corporation (2003)
Şunun yorumuyla finland
فیلمهای آگاهی بخش، آنلاین با زیرنویس فارسی http://vimeo.com/user29389705/videos

Etiketler

other
Yayınlandı: 2014-07-22
İndirmeler: 46
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

حدود 150 سال پيش

شرکتهاي تجاري مؤسسات کم اهميتي تلقي مي شدند

ولي امروزه همه جا را احاطه کرده اند

امروزه ابر شرکت ها مانند کليساها رژيمهاي سلطنتي و احزاب کمونيست

در روزگاران پيش

نهادهاي مسلط بر جوامع هستند

، اين مستند در مورد ماهيت

سير تکاملي و آينده محتمل

شرکتهاي مدرن تجاري امروزه تحقيق مي کند

ابتدا به کمبودهاي قانوني مي پردازيم

که باعث شده اند تا شرکتهاي امروزه

زمام امور کليه وجوه زندگي ما را در کنترل بگيرند ؟

تحقيقات را با بررسي احتمال بروز رسوايي هاي مختلف

در غياب وجود يک نظارت عمومي

بر کارتلهاي غول پيکر آغاز مي کنيم

بنظرم نوعي بي اعتمادي بر بازارهاي ما سايه افکنده است

بيش از 95 درصد يا حتي بيشتر هم

درصد عظيمي

از جامعه تجاري ما ! بي غل و غش بوده

حجم دارايي هاي خود را آشکار نموده

و يارانه هاي دولتي را براي متعادل شدن دريافت کرده اند

ولي سيب کرم زده همه جا پيدا مي شود

مباحث رسانه ها درباره اصولِ کاربرديِ شرکت هاي بزرگِ جهان

خيلي زود به بازي کلماتِ سرکردگان تبديل شدند

معتقدم، آمريکا هنوزم چالشهاي بزرگي براي سرمايه گذاري دارد

زيرا مقاديري سيب گنديده داريم

بعضي از مردم من را سيب کرمو مي دانند

شايد اينطور باشد ولي مزه ام شيرين است

بعضي از مردم من را سيب کرمو مي دانند

شايد اينطور باشد ولي مزه ام شيرين است

بحث بر سر سيبهاي گنديده نيست بلکه فقط چند تا هستند

اين تنها در مورد چند سيب گنديده نيست

اگر مي خواهيد از شرِ سيبهاي کرمو خلاص شويد

مي توانيد با تايکو شروع کنيد

سيبهاي گنديده

ما همه چيز را در مورد وورلد کام مي دانيم

سيبهاي کرمو

کمپاني زيراکس

سيب گنديده

آرتور اندرسون

سيب گنديده

همچنين شرکت نفتي إنرون

سيب کرمو

شرکت، ک – مارت

سيب گندو

سبد ميوه جات کمي ديگر پر مي شود

متأسفانه فکر نمي کنم که بحث تنها در مورد چند سيب گنديده باشد

بلکه سر بدترين نوع بي اعتمادي مي باشد

در تجارت

طبق اين تصوير چه چيزي اشتباه است ؟

آيا مي توانيم استعاره بهتري

در توصيف انحصارات حاکم شده بر دنياي امروزه

، و از راه صداي مديران اجرايي افشاگران رنگارنگ

دلالان تجاري و جاسوسهاي مختلف

خودي ها و غير خودي ها بشنويم ؟

امروزه شرکتها براي ما يک پارادوکس شده اند

نهادهايي که ثروتي افسانه اي بوجود آورده

و همزمان باعث بيشمار مشکلاتِ آشکار و پنهان نيز مي گردند

انحصارات

من شرکتها را بعنوان بخشي از

کل مشکلات جامعه مي بينم

که اگر از صحنه حذف شان کنيم

تصوير بدست آمده ناقص مي شود

همچناکه اگر آنها را بعنوان يک بخش مجزا در نظر بگيريم

کاري از پيش نخواهيم برد

در تيمهاي ورزشي

بعضي از ما کارمان دفاع کردن است

برخي ديگر توپ را به جلو مي برند

و يکسري هم توپ را پرتاب مي کنند

ولي همه ما يک هدف مشترک داريم

و آنهم موفقيت مان بعنوان يک گروه مي باشد

کمپاني ها مانند يک خانواده واحد هستند

افراد کمپاني براي يک هدف واحد بصورت مشترک کار مي کنند

مانند اپراتور تلفن

تقريبا به همه جا رسيده است

و تقريبا خيلي سخت است بتوان جلوي آن را گرفت

و دارد زندگي مردم را عوض مي کند

بنظرم بسوي بهتر مي برد

عقاب

رقيبي قوي که بطرف بالا اوج مي گيرد

و آماده حمله مي شود البته نه يک کرکس

رويايي نجيب و باشکوه که مردم مي توانند محصور آن گشته

و ازش الهام بگيرند

که در حال ايجادِ يک زندگي اوج گيرنده است

در ذهن خودم يک لوگوي خوب

براي يک کمپاني با اصول مي بينم

اوکي بچه ها مزخرف گفتن کافيه

شرکتها نهادهايي مصنوعي هستند

البته مي توانيد بگوييد که آنها هيولايي هستند

که تلاش مي کنند بيشترين ميزان سود را ببلعند

حتي به ضرر همه مردم

من فکر مي کنم آنها نهنگ هستند

ماهي هايي بزرگ و آرام

که مي توانند شما را در يک چشم بهم زدن ببلعند

مانند مخلوقات دکتر فرانکشتاين

که خالق خويش را مغلوب ساختند

شرکتها هم ما را از بين مي برند

امروزه اسم شرکت ها را تقريبا به هر چيزي مي چسبانند

حس تحقير به آدم دست مي دهد

انگار با کلمه دستور کار ازدواج کرده اي

همه جا دستور کار شرکتها را در گوش مردم مي خوانند

حتي اگر شرورانه هم باشد

همانند يک طرح

که سعي مي کند دنيا را در کنترل خويش بگيرد

من شخصا کلمه شرکتها را بکار نمي برم

بلکه مي گويم: بقالي ها

يا کلمه کمپاني را بکار مي برم

من کلمه برادران شرکاء را بکار مي برم

زيرا اينطور بسيار عادلانه تر خواهد بود

از اينکه فقط تمرکز کنيم روي گفتنِ کلمه شرکتها

خيلي خنده دار است کسي مثل من دانشکده بازرگاني خوانده

در حالي که هرگز لازم نشده توضيح دهم

که در مورد شرکت ها چي فکر مي کنم

بنظرم شرکتها يکي از اقسامِ مالکيت تجاري مي باشند

يکسري افراد که با هم کار مشترک

و در خدمت به اهداف متنوعي انجام داده

و اصل بنيادي شان بدست آوردن

بيشترين نرخ درآمد پايدار با بازده قانوني

براي صاحبان تجارت مي باشد

انحصارات پيدايش

شرکتها در دوران صنعتي بطور فزاينده اي افزايش يافته اند

دوره صنعتي در سال 1712 شروع شد

با يک انگليسي بنام توماس نيو کامن

که پمپ بخار آب را اختراع نموده

و به کمک آن کارگران معادنِ زغال سنگ انگليس مي توانستند

زغال سنگ بيشتري استخراج نمايند

زيرا ديگر لازم نبود آب را با سطل

از معدن خارج نمايند

و کل مسئله بخاطر بهره وري بيشتر از معدنچيان زغال سنگ بود

اختراع پمپ سپيده دم دوران صنعتي بود

و بعدا ساعت کار کارگران بسيار سخت تر شد

يعني منسوجات و ماشين آلات بيشتري

به ازاي هر يک ساعت کار کارگران بهمراه داشت

چيزي که امروزه ميکرو چيپ ها و ابزارآلات بيشتري

به ازاي هر يک ساعت کار کارگر شده است

يعني سيستم در اصل همان سيستم سابق است

ولي امروزه محصولات پيچيده تري توليد مي کند

نقش شرکتهاي سلطه گر در زندگي ما

همان چيزي است که در قرن گذشته هم بوده است

شرکتها در اصل اتحاد بين يک مشت شرکاء بودند

که دولت مواجب شان را مي پرداخت

تا کار مشخصي را انجام دهند

مثل اينکه عده اي اشخاص بخواهند

بر روي رودخانه چارلز يک پل بزنند

تعداد بسيار محدودي شرکت

در اوايل تاريخ امريکا وجود داشتند

و آنهايي که وجود داشت موازين سختگيرانه اي

از طرف دولت متبوعشان در اجازه نامه هايشان مقرر شده بود

چه مدت اجازه کار دارند

با چه حجمي از سرمايه گذاري

، چه چيزي را مي توانند بسازند اجرا کنند يا نگه دارند

همه در اجازه نامه ها ديده مي شدند

و نمي توانستند کار ديگري انجام دهند

آنها اجازه نداشتند يا نمي توانستند صاحب شرکت ديگري باشند

و سهامداران در برابر اعمال شرکت مسئوليت داشتند

از ديدگاه قانون، فرهنگ و عرف ها

شرکتها، نهادهايي خدمتگزاري بوده که به مردم هديه شده

و مي بايست به منافع عمومي خدمت کنند

هر چند چنين تاريخي با شرکتها داشته ايم

اما نبايد گمراه شد که

بهرحال در آن دوران طلايي هم

همه شرکتها در خدمت منافع عمومي نبودند

ولي مي توان از شيوه پيدايش شرکتها خيلي چيزها ياد گرفت

جنگ هاي داخلي و انقلاب صنعتي

افزايش فوق العاده شرکتها را بدنبال داشت

و انقلاب بزرگي در ساخت راه آهن بوجود آمد

شرکتها يارانه هاي زيادي

در قالب زمين بانکداري و صنايع دريافت نموده

و بعد از گذشت 150 سال وکلاي شرکت ها فهميدند

که به قدرت اجرايي بيشتري نياز دارند

و بايد يکسري از موازين و محدوديت ها را باطل گردانند

که در اجازه نامه هاي اوليه شرکتها مقرر شده بودند

متمم چهاردهم قانوني اساسي

در مراحل پاياني جنگ داخلي تصويب گرديد

تا به سياه پوستان حقوق برابر داده شود

: طبق اين ماده قانوني

دولت نمي تواند کسي را از زندگي، آزادي و مالکيت

بدون حکم دادگاه و قانون محروم گرداند

منظور از اين متمم اين بود که دولتهاي ايالتي نتوانند

زندگي، آزادي و مالکيت را

از سياه پوستان بستانند همچنانکه قبلا

بکرات در تاريخ ما اتفاق افتاده بود

پس چه اتفاقي مي افتاد وقتي که شرکت ها

بهمراه وکلاي زبل شان به دادگاه مي رفتند

: آنها به دادگاه مي گفتند

اوه، شما نمي توانيد حق زندگي

آزادي يا مالکيت را از کسي بگيريد

ما هم افراد هستيم

شرکتها افرادِ حقيقي هستند

و دادگاه عالي نيز بايد با اين مسئله وفق پيدا نمايد

اما مسئله جالب در کلِ موضوع اين بود که

متمم چهاردهم قانون اساسي به اين دليل تصويب شده بود تا

برده هاي تازه آزاد شده سياه پوست را حمايت نمايد

بعنوان مثال بين ساهاي 1890 تا 1910

حدود 307 پرونده به دادگاه ارجاع شده بودند

البته با توجه به متمم چهاردهم

از اين تعداد، 288 مورد مال شرکتها بودند

و 19 مورد هم مال سياه پوستان بود

ششصد هزار نفر بخاطر بدست آوردن حق و حقوق مردم کشته شدند

و 30 سال بعد با يک اشاره انگشت قضات دادگاه

More Farsi Persian subtitles for The Corporation

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left