İlk 200 satır.
?چه حسي داره؟
?حس ميکنم مال يکي ديگهست
?نيست
?« فالکون و سرباز زمستان »
« زيرنويس از علي اکبر دوست دار و آرين » :. Ali 99 & Cardinal .:
?سازمان جنايي اِل.اِي.اِف
?سروان وسانت، يکي از ?رابطهاي نظاميمون رو مورد هدف قرار داده
?- ال.ي.اف؟ ?- آره، اونها فوقالعاده قدرتمندن
?همينکه هواپيماي وسانت از زمين بلند شد، ?ارتباطمون رو باهاش از دست داديم
?ميخوايم مطمئن بشي که ال.اي.اف ?تهديدش رو عملي نميکنه
?هواپيماي وسانت همينالانش هم ?وارد حريم هوايي تونس شده
?نبايد نيروهاي نظامي ايالات متحده رو اونجا در حال عمليات ببينن
?گرفتم
?شما تو ارتفاع پايين پرواز کنيد؛ من ميپرم پايين؛ ?و براي رهگيري ارتفاع ميگيرم
?هيچ معاهدهاي هم نقض نميشه
?ستوان يکم تورس، افسر اطلاعاتيمون،
?روي زمين بهت کمک ميکنه
?سَم، اين عمليات بايد نامحسوس پيش بره
?نامحسوس. گرفتم
?سَم، تورس هستم
?الان اطلاعاتو ميفرستم رو نمايشگرت
من مسئوليت عمليات روي زمين رو بهعهده ميگيرم، قربان
?هواپيما رو ميبينم. اثري از ال.اي.اف نيست؟
?نه. فعلاً که خبري نيست. ?ولي به شنود ادامه ميدم
?قبلاً هواپيما رو دزديدن
?اُه، بايد به چند نفر زنگ بزنيم
?اونو ديدين؟
?يه نفر چسبيده بود به شيشه!
?لويي...
?ميکشمتها!
?خيليخب، ميريم سراغ نقش? دوم
?آهاي!
!نذاريد اينقدر ورجه ورجه کنه
عين ماهي وول ميخوره، مگه نه؟
شايد بهتره همينجا !شکمش رو سفره کنيم
?ردوينگ، وارد عمل شو
?سروان وسانت؟ از اينجا ميبريمتون بيرون
?سم؟
?اُه!
?ردوينگ، شرِّشون رو کَم کن!
?ادامه بده! چيزي نمونده!
?اگه به مرز برسيم، ?دنبالمون نمياد
?چه خبر؟
?نه!
?« نقص فني در رانشگرها »
?خيليخب، مراقب باش! ?چيزي نمونده که وارد حريم هوايي ليبي بشي
?گمونم با اين قضيه مشکل دارن ديگه، آره؟
?آره، آره. خيلي هم مشکل دارن
?- چقدر وقت دارم؟ ?- ?? ثانيه
?گندش بزنن. تعدادشون خيلي زياده
?سَم، بايد عقبنشيني کنيم!
?بايد عمليات رو لغو کنيم! ?بايد يه راه ديگه پيدا کنيم!
?« نقص فني در رانشگرها » ?« تغيير مسير کامل شد »
?همين الان پيدا کردم
?لعنتي!
?« ليبي »
?واي!
?ايول!
?ممنون
?ميتوني مسيرش رو تغيير بدي و از...
?ميشه دست نزني؟
?الان ديگه ? ماه ميشه که ?با نيروي هوايي همکاري ميکنم
?هر بار که تکنسينها بهش دست ميزنن، ?کلاً ميريزه بهم
?خب، ميدوني، اون تکنسينهاي بيچاره
از پس يه ميليارد آيپي و تکنولوژي خفنِ استارکيِ تو بر نميان
?آهاي، انتقامجو
!سلام
تو زنم رو برگردوندي پيشم
ممنون
هميشه از کمک به ديگران خوشحال ميشم، جناب
?عربي هم بلده
?وايسا، ميشه دوباره بگي؟ ?يه لحظه وايسا
?خيليخب. بيخيال
?بگذريم؛ رفيق، اين نيروهاي ال.اي.اف
?ميخوان از اين بلبشو سود کنن و يه پولي به جيب بزنن
?اينشو درک ميکنم، منتها...
?اُه، بوم! اونجا رو ببين!
?اينها رو ميبيني؟ ?اونان که بايد نگرانشون باشي
?چند وقته که بيانيههاشون تو انجمنهاي اينترنتي به چشمم ميخوره
?اسم خودشون رو گذاشتن پرچمکوبان
?اين صيغ? جديده؟ ?آدم بدها اسم بد رو خودشون ميذارن؟
?اسمهاي خيلي بدتري نسبت به اين داريم
?ولي اساساً، اونها معتقدن که ?دنيا در زمان بليپ جاي بهتري بود
?ولي باور کن، جاي بهتري نبوده
?باور کن. هر بار اوضاع يه چيزي ?براي يه گروه بهتر ميشه،
?براي يه گروه ديگه بدتر ميشه
?آره. اين آدمها در اصل يه دنياي يکپارچه ?و بدون مرز رو ميخوان
?پس ملتفتي که چرا خيليها ?به آرمانشون علاقه دارن
?آره، ولي زير نظرشون داشته باش
?اگه قضيه جدي شد، بهم خبر بده
?شک نکن. من... چيزه...
?من گفتگوهاي آنلاينشون رو دنبال ميکنم؛ ?ببينم چي ميگن. آره
?ولي بايد ازت بپرسم،
?آخه راستش توي اينترنت زياد ?راجع به استيو صحبت ميشه
?تئوريهاي توطئ? احمقانه و ناجوري ?رد و بدل ميشه
?خب، بعضيها...
?يه عده فکر ميکنن که استيو ?توي يه پايگاه مخفي روي کُر? ماهه؛
?و داره از بالا بهمون نگاه ميکنه
?آره. خب، مطمئن باش،
?لازم نيست حرفهاشونو جدي بگيري
?ولي تو که...
?نبُرديش کُر? ماه؟
?- نه ?- اُه
بايد ميپرسيدم
?خودم حساب ميکنم، رفيق
?- مرسي. دفع? بعد مهمون مني ?- خيليخب
?- خب، ميري کجا؟ ?واشنگتن
?اونجا چيکار ميکني؟
?کارهاي مرتبط با کُر? ماه
?اُه!
?« واشنگتن ديسي »
استيو مظهر بهترين خصوصيتهاي ما بود
?هم شجاع بود، هم درستکار، و هم اميدوار
و استاد باجذبه ژستگرفتن بود
?دنيا براي هميشه تغيير کرده
?چند ماه پيش،
?چند ميليارد انسان، ?بعد از ? سال، دوباره پيداشون شد؛
?و دنيا در هرج و مرج فرو رفت
?ما به قهرمانهاي جديدي نياز داريم
?کساني که مناسبِ اين دوران باشن
?نمادها...
?بدون مردان و زناني که ?بهشون معني بدن، هيچن
?و اين سِپَر...
?شک دارم تاريخ نمادي بزرگتر از ?اين رو به خودش ديده باشه
?اما قضيه بيشتر راجعبه ?کسيه که اين سِپَر رو در دست داشت،
?و اون ديگه نيست
?پس، امروز ميراث استيو رو گرامي ميداريم. ?اما به آينده هم نگاه ميکنيم
?پس، ممنون، کاپيتان آمريکا
?ولي اين مال توئه
?ممنون که سپر رو آوردي، سَم
?تصميم درست همين بود
?يه قدمي بزنيم؟
?آره، من خونه بودم
?خواهرم و خواهرزادههام، رفيق
?من که رفتم، اونا بچه بودن. وقتي برگشتم واسه خودشون آقايي شده بودن
?- ديوونهکنندهست، ميدوني؟ ?- آره
?خب، بايد بعضي وقتها بياريشون ديسي
?بهشون پرواز ياد ميدم
?ميدوني، منظورم راهِ درستشه
?خيلي بَده که هيچکس قرار نيست ?اون سپر رو به دست بگيره
?ببين، وقتي استيو توي يخ بود، ??? سال اين سپر
?دست کسي نبود
?پس، بهنظرم مشکلي پيش نمياد
?اون دوره و زمونه فرق ميکرد، سم
داري وادارم ميکني که بپرسم
چرا خودت کاپيتان آمريکاي جديد نشدي؟
?وقتي استيو اولين بار درمورد سپر بهم گفت،
?اولين چيزي که گفتم اين بود:
?« حس ميکنم مال يکي ديگهست »
?اون يکي ديگه استيوه
?الان دنيا جاي عجيب و غريبيـه
?مردم...
?خب، هيچکس ثبات نداره
?متحدها الان دشمن شدن
?تمام اتحادها از هم پاشيدن
?دنيا به هم ريخته
?همه منتظرن يکي بياد و درستش کنه
?آره
?دوران جديدي شروع شده، برادر
?باهات در تماسم
?يعني... ممنون
?- اُه... خب، حله ?- آره
ميتوني نيم ساعت قبل از تعطيلي بياي؟
?نميتونم، بچهها. ?بايد براي جلس? فردا آماده بشم
?- واقعاً؟ ?- تو...
?اُه!
?درود بر هايدرا
?گندش بزنن
?خواهش ميکنم
?من هيچي نديدم
?من چيزي نديدم
?من هيچي نديدم
?خب، آقاي بارنز، همچنان کابوس ميبيني؟
?جيمز، ازت يه سؤال پرسيدم
?هنوزم کابوس ميبيني؟
?نه
?اونقدر جلسه داشتيم که ?بفهمم داري دروغ ميگي
?خب، انگار امروز روبراه نيستي
?اخيراً اتفاقي افتاده؟
?نه
?الان ديگه غيرنظامي محسوب ميشي
?با توجه به پيشينهت، ?حکومت بايد بدونه که قرار نيست...
?اين از شرايط عفوتـه
?پس، آخرين کابوست رو برام تعريف کن
?کابوسي نديدم
?بيخيال. خداييش؟
?باز رفتي سراغ دفترچهت؟
چرا؟ اين رفتارت پرخاشگرانه منفعلانهست
?تو حرف نميزني. من يادداشت ميکنم
?باشه. باشه
?ديروز يه اسم رو از فهرست جبرانيهام خط زدم
?نگران نباش. به هر ? قانونت پايبند بودم
?سناتور آتوود
?اون سالها از مهرههاي هايدرا بود
?وقتي سرباز زمستان بودم، ?بهش کمک کردم به قدرت برسه
?بعد از انحلال هايدرا،
?به سوءاستفاده از قدرتي که ?من بهش داده بودم، ادامه داد
شرِّ اينو کم کن
?اگر نماينده لاکهارت ميخواد دهنش رو ?جلوي همه باز کنه، دهنشو براي هميشه ببند
?پس، قانون شمار? يک، ?کار غيرقانوني ممنوع
No comments yet. Be the first to leave one.