İlk 200 satır.
آن
اوه
پیش بینی میکنم کاملا طبیعی باشه که یه کم
تو روز اولت دسپاچه باشی، اما مطمئنم همه چی خوب میشه
تجربه زیادی با مدرسه ندارم
اما چرا نباید خوب باشه؟ بهتر از خوب
شک ندارم که این طوره
نه اصلا
من چند سال عقبم
اما این دلیلی برای خوش بین نبودن نیست
تنها جایی که از اینجا می تونم برم
از نظر علمی به سمت بالاست
اگه یکی از دل و جون مایه بذاره همه چیز خوب پیش میره
آرومتر لطفا
داشتن یه عالمه دوستای جدید خوب میشه
هرچند پیش بینی میکنم پیدا کردن یه فرصت سخت باشه
چون احتمالا اونا همشون همدیگرو خوب میشناسن
رفتن به مدرسه آرزوی دیرینه ی منه
..احتمالا چه مشکلی ممکنه پیش
لطفا نذار بدشگون باشه
محض رضای خدا، آن، بهت گفتم آروم
میرم جارو رو بیارم متاسفم ماریلا
امروز کارت خوب پیش میره
تو خیلی باهوشی
خیلی نگران مغزم نیست
فکر می کنم نسبتا خوب کار میکنه
هممم و با یه کم شانس
خیلی سریع به بقیه کلاس میرسم
این واقعا نگرانی من نیست
میخوای بدونی نگرانی بزرگم چیه؟
مهمترین نگرانیم؟
مطمئنم خیلی زود بهمون میگی
این موهای قرمز وحشتناکه
این موهای قرمز مخوف کریه مخوف
این مصیبت زندگی من
آن شرلی کاتبرت
پیشنهاد میکنم یه نگرانی مهم باارزشتر پیدا کنی
و کک و مک هام. از کک و مک هام متنفرم
و نمیتونم جلوی این فکر رو بگیرم که
بچه های دیگه اگه خوشگل بودم بیشتر دوستم داشتم
چرت و پرت
زیادی ناز میکنی و هیچ شکی توش نیست
اگه یه رز زیبا نبود
هیچ کس نمیخواست وایسه و بوش کنه
و جدا از اون، چطور میتونم ناز کنم اگه زشتم؟
این نادونی ها کافیه
اگه از گله و شکایت از خودت دست برداری، تو مدرسه مشکلی پیدا نمیکنی
مترجم: mary_fall
سلام سلام
از آشنایی با شما خیلی خوشبختم
سلام. نه
درود
!اوه، لباست باشکوهه! آستین های پف دار ملکوتین
همیشه تو اونلی زندگی کردی؟
اوه، موافقم. معتقدم که زیباترین جای رو زمینه
و من خیلی سفر کردم
به آدم چشم اندازی جهانی میده
اوه، این چیز قدیمی؟
من شیفته ی گلهای وحشیم، اینطور فکر نمیکنی؟
بعضی وقتا دوست دارم تصور کنم اتاقم
یه آلاچیق پرگله
میدونستی که تو تالار قرون وسطا یا قلعه یه آلاچیق کاشانه خصوصی یه بانویه؟
یه پرنسس بودن شگفت انگیز نیست؟
کلمات از بیان اینکه آشنایی باهات چقدر شورانگیزه قاصرن
آن
سلام، دیانا
خداجون، با کلاهت چی کار کردی؟
خب، میخواستم یه تاثیر اولیه ی خوب بذارم
و این خیلی ساده بود
یه تاثیر خیلی خوب میذاری
خوشحالم که راهتو پیدا کردی
انتظار دارم به زودی باید بتونیم با هم قدم بزنیم
نمیتونیم؟
مطمئنم زیاد طول نمیکشه که پدر و مادرم قبولت کنن
حالا که یه کاتبرتی
به اولین روز مدرسه خوش اومدی
یالا، هرچیزی که لازمه بدونی رو بهت نشون میدم
کلاه و ژاکتت رو اینجا بذار
میتونی پیش من بشینی. روبی ناراحت نمیشه
فکر کنم جین و روبی ممکنه باهم بشینن
حالا که پریسی داره برای امتحان ورودی آکادمی کوئین درس میخونه
و باید با دانش آموزای بزرگتر بشینه
کی؟
برو وسایلات رو بذار پایین
سلام. من مودی ام
ببخشید مودی اسپرجن
اوه من آنم
من چارلی ام
چارلی اسلون از آشناییت خوشبختم
با پسرا حرف نزن. اونا مسخره ان
منم از دیدنت خوشحالم، دیانا
همه جز گیلبرت بلایت
اون رویاییه، اما امروز اینجا نمیاد
این جین اندروز و جوزی پای و روبی گیلیس
و تیلی بولتر
همگی، این آنه
سلام، آن سلام
از آشناییت خوشبختم
آشنایی با شما سعادتی دلپذیره
و باید تمام تلاشم رو بکنم
تا ثابت کنم ارزش دوستی با شمارو دارم
اه، آن عاشق مطالعه س
و یه عالم کلمات قلمبه سلمبه بلده
همشون رو تو هر جمله استفاده میکنه؟
منم مطالعه رو دوست دارم
نه نداری
نه ندارم
تو پیک نیک کلیسا دیدمت
متاسفم، باید یه سلامی میکردم
جمعیت خیلی زیادی اونجا بودن
مادر اجازه نمیداد
چرا مجبورت میکنن اون لباس پیرزنا رو بپوشی؟
فقط داشتن یه چیز جدید خوبه
اگه یه یتیمی، فکر کنم
منو بکشی حاضر نیستم اونو بپوشم
آن دیگه یتیم نیست. به فرزندی قبولش کردن
من هنوزم یتیمم دیانا
همیشه یه یتیم خواهم بود
خدایا، متنفرم که یه یتیم باشم
واقعا برات احساس تاسف میکنم آن
مسخره
هی، نگاه، یه سگ سخنگو
میتونی بری توپ رو هم بیاری؟
بیلی، ولش کن بشین. وایسا
غلت بزن
به برادرم اهمیت نده. اون مسخرست
هاپ
هیچ وقت نذار پسرا بفهمن وقتی ناراحتت کردن
هیچ وقت هم نذار بفهمن ازشون خوشت میاد
...مدرسه
کلی چیز برای دست و پنجه نرم کردن داره
تا حالا تو یه مدرسه واقعی بودی
یا فقط به مدرسه مخصوص یتیما فرستادنت؟
یالا، آن، بذار گردش رو تموم کنیم
شیرت رو بیار. بهت نهر بیرون رو نشون میدم
صبح بخیر، خانوم کاتبرت صبح بخیر
فکر نکنم هیچ وقت رسما معرفی شده باشیم
اما البته که از شهر و کلیسا میشناسمت
خانوم بل، درسته؟
بله. و ایشونم خانوم اندروز
از آشناییت خوشبختم احوال شما؟
چطور میتونم کمکتون کنم؟
از طرف "پی ام اس سی" اینجاییم
انجمن مادران دوزنده پیشرو
ممکنه از ما شنیده باشی
دو ساله که دو بار در ماه جلسه گذاشتیم
البته
خوشحال میشم یه اهدای کوچیکی بکنم
اوه، نه
صمیمانه مچکرم، اما ما خیریه نیستیم
ما یه سازمانیم یه سازمان غیررسمی
اما به هر حال یه سازمان
مادرایی که جمع میشیم تا درباره تحصیل دخترای جوونمون بحث کنیم
همینطور گلدوزی هم میکنیم و چای سرو میشه البته
مهیج به نظر میاد
حالا که مادر یه دختر جوونی
میخوایم بدونیم دوست داری تو جلساتمون شرکت کنی
اوه
باید بهت هشدار بدیم که دیدگاهمون افکار رو به جلویه
ما معتقدیم که تحصیلات یه زن به اندازه یه مرد مهمه
این قابل تحسینه
حالا که از چیز...نگهداری میکنی
آن
حالا که آن شما بخشی از جامعه ماست
و تو اونو بزرگ میکنی
میخواستیم دعوتت کنیم که به ما ملحق بشی
امروز بعدازظهر تو خونه اندروز جلسه داریم
میای؟
شیرت رو بذار پایین پیش مال من، آن، اینجوری خنک باقی میمونه
درست اون موقع باید کار اشتباهی کرده باشم
اما نمیدونم چی بود
بذار تمام چیزایی رو که لازمه درباره ناهار بدونی بهت بگم
همه دخترای گروهمون با هم میشینن
یه جور انجمن که ورود پسرا ممنوعه درست میکنیم
من معمولا کنار جین میشینم
اما بعضی وقتا جین با خواهر بزرگش، پریسی میشینه
تیلی اون طرف جوزی میشینه
باید موقعیت ها رو همون طور بسنجی
چون همیشه همین جوری میشینیم
همه نشون میدن چی برای ناهار آوردن
و بعد مساوی تقسیمش میکنیم
هر کسی سهیم نشه بدجور خسیس درنظر گرفته میشه
هی، آن، این طرف
!این طرف. هاپ
کی دختر خوبیه؟
تو چی آوردی، آن؟
جوزی پای اصلا از من خوشش نمیاد
یه دستمال توردوزی به افتخار این مناسبت خریدم
باعث یه پیشکش دوست داشتنی میشه
خوشبختانه سیبت از قبل برای قسمت شدن قاچ شده
...سیب؟ من...من
بیا، بقیه رو بهت نشون میدم
آموزش اونلی خیلی مترقیه
یه اتاق دوم برای کوچیکترا داریم
سلام
خیلی خب، اه، سر جاتون بشینین
دیانا اونا چه نوع عمل حسابی ان؟
تقسیم، معلومه تقسیم؟
خیلی آسونه، نه؟ چه روزایی بودن
بیا
No comments yet. Be the first to leave one.